هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
68602
نام: بهناز شهبازی
شهر: تهران
تاریخ: 8/2/2009 5:21:13 PM
کاربر مهمان
  در ۱۰ سال اینده چه اتفاقی خواهد افتاد
68601
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 8/2/2009 3:20:03 PM
کاربر مهمان
 

.:: یَاذَالجَـــلالِ وَ الاِکـــرام ::.

حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نام همه ی پسرانش را .* علی *. نهاد و عشقی بیکرانه از محبّت پدر و مولای خویش امام علی (ع) را به تصویر کشید و فرمود که اگر خدا هزار پسر هم به او دهد ، همه را .* علی *. نام خواهد نهاد. آری، .* علی *. است که شکوه و نامش ، بلندتر از آسمان است و زیباتر از صبح و روشن تر و پاک تر از باران.

.*. میلاد حضرت علـــی اکـــبر(علیه السّلام) و روز ملّی جوان ، مبـــارک باد. .*.


*بیا مهدی زهرا(عج).

اَلّلــهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّـــدٍ وَ آلِ مُحَمَّـــدٍ وَ عَجِّـــل فَرَجَـــهُم وَ فَرَجَــنَا بِـــهِم.


68600
نام: باوجود او هیچکس
شهر: هر جا خدا هست
تاریخ: 8/2/2009 2:39:54 PM
کاربر مهمان
  چه غریب ماندی ایدل نه غمی نه غمگساری
نه به انتظار یاری نه زیار انتظاری

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که چنین گران باری نتوان کشید دیگر
68599
نام: میم
شهر: تازه
تاریخ: 8/2/2009 2:37:20 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام علیکم جمیعا

سلامی همچون پرواز پنگوئن ها....!!!
و آنچنان درخشان به سان ِ سان رایز در قطب...



بدین وسیله غزلی را که به تازگی مکتوب گردید
به استثنای بیت پایانی باطل اعلام می کنم
و به همین دلیل، شرحی نیز نخواهد داشت.


با تشکر

التماس دعا


بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سر بلندی بر آسمان توان زد




68598
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 8/2/2009 2:16:50 PM
کاربر مهمان
 

.:: هُوَاللهُ ، رَبُّ الوَجوَدِ وَلا مَعبوُدَ الا هُو ::.


*زيارت نامه ی حضرت علي اکبر(عليه و علي ابيه و آبائه السّلام):
اَلسَّلام عَليکَ يا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ رَحمةُ اللهِ وَ بَرَکاتُُهُ وَ ابنُ خَليفَةِ رَسُولِ اللهِ و ابن بِنتَ رَسُولِ اللهِ وَ رَحمَةُاللهِ وَ بَرَکاتُهُ مُضاعَفَةً کُلَّما طَلَعَتِ الشَّمسُ أَو غَرَبَت السَّلامُ عَليکَ وَ رَحمةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ. بِأَبي أَنتَ وَ أُمّي مِن مَذبُوح وَ مَقتُولٍ مِن غَيرِ جُرمٍ بِأَبي وَ أُمّي دَمُکَ المُرتَقي بِهِ إلي حَبيبِ اللهِ بِأَبي أَنتَ وَ أُمّي مِن مُقَدَّمٍ بَينَ يدَي أَبيکَ يحتَسِبُکَ وَ يبکي عَلَيکَ مُحترقاً عَليکَ قَلبُهُ يرفَعُ دَمَکَ ألي عِنانِ السَّماءِ لا يرجَعُ مِنهُ قَطرَةٌ وَ لا تَسکُنُ عَليکَ مَن أَبيکَ زَفرَةٌ حينَ وَ دَّعَکَ لِلفِراقِ فَمَکانُکُما عِندَاللهِ مَعَ آبائِکََ الماضينَ وَ مَعَ أُمَّهاتِکَ في الجِنانِ مُنَعَّمينَ أَبرَأُ إلي اللهِ مِمَُن قَتَلَکَ وَ ذَبَحَکَ.
سپس خود را بر قبر بيانداز و دست خود را بر آن قرار ده و بگو:
سَلامُ اللهِ وَ سَلامُ مَلائِکَتِهِ المُقَرَّبينَ وَ أنبِيائِهِ المُرسَلينَ وَعِبادِهِ الصالِحينَ عَليکَ يا مَولاي وَ ابنَ مَولاي وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرکاتُهُ .
صَلي اللهُ عَليکَ وَ عَلي عِترَتَکَ وَ أَهل بَيتِکَ وَ آبائِکَ وَ أَبنائِکَ وَ أُمَّتهاتِکَ الأَخيارِ الأَبرارِ الَّذينَ أَذهَبَ اللهُ عَنهُمُ الرِّجسَ وَ طَهَّرَهُم تَطهيراً.
السَّلامُ عَليکَ يا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ ابنَ أَميرِالمُؤمِنينَ وَ ابنَ الحُسينِ ابنِ عَلِي وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
لَعَنَ اللهُ قاتِلَکَ وَ لَعنَ الله ُمَنِ استَخَفَّ بِحَقِّکُم وَ قَتََلَکُم وَ لَعَنَ مَن بَقِي مِنهُم وَ مَن مَضي نَفسي فِداؤُکُم وَ لِمَضجَعِکُم صَلَّي اللهُ عَليکُم وَ سَلَّمَ تَسليماً کَثيراً.
سپس گونه خود را بر قبر بگذار و بگو:
صَلَّي اللهُ عَليکَ يا أَبا الحَسَنِ. (سه بار)
بِأَبي أَنتَ وَ أُمّي أَتيتُکَ زائِراً وافِداً عائِذاً مِمّا جَنَيتُ عَلي نَفسي وَ احتَطَبتُ عَلي ظَهري أَسأَل اللهَ وَ وَليي أَن يجعَلَ حَظّي مِن زِيارَتِکَ عِتقَ رَقبَتي مِنَ النّارِ.

اي فرزند رسول خدا(ص) و اي فرزند جانشين رسول خدا(ع) و اي فرزند دختر رسول خدا(س)، سلام بر تو و رحمت و برکات خدا بر تو باد، هر دم که خورشيد طلوع و غروب کند.
سلام بر تو و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
پدر و مادرم فداي تو اي سربريده و اي کشته ي بي گناه ، پدر و مادرم فداي خون تو که به سوي حبيب خدا( پيامبر) اوج گرفت. پدر و مادرم فداي تو که پدرت تو را ( مانند هديه اي گرانبها) با دستان خود ( براي خدا) تقديم کرد در حاليکه بر تو مي گريست و دل مي سوزاند و خون تو را به سوي آسمان مي پاشيد و قطره اي از آن باز نمي گشت و پدرت از گريه آرام نگرفت هنگامي که تو را وداع مي گفت. پس جايگاه شما نزد خدا، با پدران و مادرانتان، در بهشت و برخوردار از نعمتهاي بهشتي است. از آنکه تو را کشت و تو را سر بريد، به سوي خدا دوري مي جويم.
سلام خدا و رحمت و برکات او و سلام فرشتگان مقرب و پيامبران و بندگان شايسته خدا بر تو اي مولا و فرزند مولاي من.
درود خدا بر تو و بر عترت و خاندان و پدران و فرزندان و مادران تو که شايسته و نيک بودند و خداوند هر گونه پليدي را از آنان دور ساخت و آنان را پاکيزه وطاهر گردانيد.
سلام بر تو اي فرزند رسول خدا(ص) و اي فرزنداميرالمؤمنين(ع) و
68597
نام: بی نام
شهر: خارج از ایران
تاریخ: 8/2/2009 1:40:44 PM
کاربر مهمان
  اول سلام به شما عزیزان
دوم علیکم السلام به همه کسانی که سلام دادند چون جوابش واجبه
سوم :مریم خانم عرض ادب متشکرم متوجه شدم مرسی زحمت کشیدید
چهارم : ووووه ه ه ... گل نرگس عزیز
به به شعر بسیار زیبایی بود تشکر
پنجم :سحر خانم متاسف شدم
خدا به شما صبر و تحمل عنایت بفرماید اما اینجا دنبال جوابتون نباشید بهتره با مشاور در میان بگذارید ویا با یک بزرگتری که اهل تفکر هست والا این اصلا معنی نداره همینی که هست مگه شما خود آزاری دارید که ۵ سال جنگ اعصاب رو داشته باشید بهتره با درایت تصمیم بگیرید

امیدوارم مشکل هر کسی که مشکلی داره حل بشه
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&۷۷

دلتون شاد لبتون خندون باشه انشا ئ الله
68596
نام: محسن ۱۸
شهر: شیراز
تاریخ: 8/2/2009 1:25:55 PM
کاربر مهمان
  شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه ؟ خیلی سخته ادم کسی رو نداشته باشه ۰ خیلی بده ادم دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه ۰ نتونه به کسی اعتماد کنه۰من ۱۸ سالمه با اینکه مامان و............. دارم اما نمیدونم به کی حرف دلمو بگم کمکم کنید
68595
نام: saghy
شهر: tr
تاریخ: 8/2/2009 12:45:39 PM
کاربر مهمان
  با سلام خسته نباشید خدمت همه دست اندرکارن زحمتکش این سایت همیشه شاد پیروز باشید.

سلام به تمام دوستان و عزیزان حرف دل

التماس دعا دارم از تمام دوستان و عزیزان ما را از دعأ خیر خودتان محروم نکنید.

داداشی گلم با امروز شد سومین روز که ما را از نوشتهای دل گرم کننده خود بی‌ نسیب گذاشته ای.با مرام داداشی گلم علیرضا جان هرجا هستی‌ امیدوارم خوب خوش سلامت باشی‌.بد با هم این غیبت را تسویه مکنیم. به اندازه قلب مهربانت دوستت دارم در پناه خداوند باشی‌

یا حق

68594
نام: kasra
شهر: tanhai
تاریخ: 8/2/2009 12:43:57 PM
کاربر مهمان
  salam sahar khanom omidvarm harche zodtr moshkelt hal beshe be anvane ey baradre kochektr mitonam begm ke dar revale zendgit kami taghir va thavol bede va ta mitoni sabr va hosele dashte bash be omide rozhae khob va khobtar

68593
نام: اردیبهشت
شهر: بهارستان یزدان
تاریخ: 8/2/2009 12:43:07 PM
کاربر مهمان
  منت خدای را عز و جل که شکر اندرش مزید بر نعمت و بدی و بیشترش بیشتر تر!

سلام و دورود و سه سد بدرود
و چون شعبان فرا همی رسید عزم بر آن نومودی تا بگاهی دگر بر این سبزصفحه ی مجازستان افکندی و بار خاطره ی خویشتن فرو هشتی و سبک همی گردیدی زین وظیفه!
القصه ! چون گاه جفت و جور شدن آن فروردین زاد فرا همی رسید، نطعی عظیم فراهم همی کردی و میمهانانی سخت خواهان طلب همی کردی زگرد آبادی و ایشان بیامدندی و بخوردندی و شریک شادی بگشتندی و این اردیبهشت زاد ، در خانواده ی خویشتن دیزاده ای بداشتی سخت صبور و سخت تر بیخیال و چون بر ایشان فریاد همی زدی که ای دی برگیر و چونان کار را به انجام همی رسان ، کاسه ی صبر ایشان هیچ لبریز نه و به کندی و لاکپشت وار انجام به و ایشان گاری ای بداشتی سخت دقیانوس نما ز عهد بوق و این گاری را دوست بداشتی به حد مردن! هر چه آن بزرگ زاده به ایشان بگفتا که آن گاری بوقی را دور همی انداز ایشان را هیچ کک نگزیدی و پندایشان را وجهی ننهادی!
القصه تر چون گاه داماد کشان در فراسوی آبادی بشد هر که هر چه در توان گاری خویشتن بودی جای بدادی وچون به خود آمدی جز آن گاری مفلس هیچ نفر بر نه! و بناچار بر آن سوار گشتیم به ترس و قبل از آن بر لبان خویشتن بخواندیم آنچه می بایست!
چو گاری ایشان به راه بیافتادی از دگران عقب بودی و عزم بر آن نومودی تا بر آن اسبان بیشتر همی تازد که بر وی خاطر نشانی بکردیم که این گاری در و پیکری سخت نحیف و ضعیف بداشتی و گاه آنست که ملاحظتی فرمودی و اندکی آهسته تر راندی باشد که صحیح همی رسیم که ایشان دگر بار وقعی ننهادی و بشتاب برفتی و چون بر سر آن پیچ نایچ برسیدیم ایشان اسب خویش را هیچ کند نه و با همان شتاب نخستین خویشتن بپیچیدی و چون بناگاه نگاه همی انداختی آن مرداد زاده ی بیچاره را بدیدی بر در آویزان و پاهای خویشتن جمع نومدستی و ساکت هیچ نگفتی! و چون این دیزاد راننده گاری خویشتن نگه بداشتی و از اوضاع ایشان مطلع بگشتی دست خویشتن بر دل بگرفتی و بخندیدی آنچه در توان بداشتی و از خنده ای این بنده دگران را نیز عزم خندیدین فرا بگرفتی و چون اکنون یاد آن گاری سواری بر در بکردی چونان گذشته بر ایشان بخندیدی و بایسته است که گفتن همی کنم که ایشان پس از چندین سال هنوز بر آن گاری سوار بودی و لذت همی بردی زان ارابه!

باشد که عیدتان مبارک همی گردد
یا علی با علی تا اعلی
<<ابتدا <قبلی 6866 6865 6864 6863 6862 6861 6860 6859 6858 6857 6856 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6861&mode=print