اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
68532 |
نام:
leila
شهر:
tehran
تاریخ:
7/31/2009 12:18:48 AM
کاربر مهمان
|
chimishod man ba ardalan ezdvaj mikardam?
|
|
68531 |
نام:
ساره
شهر:
مشهذ
تاریخ:
7/30/2009 11:18:29 PM
کاربر مهمان
|
جان بچه هات حاجت مرا ...
كوچك است گنبد طلا كه نيست
وا نمي شود مگر به دست تو
دست اين امام زاده ها كه نيست
|
|
68530 |
نام:
نون
شهر:
ساری
تاریخ:
7/30/2009 11:12:17 PM
کاربر مهمان
|
من عاشق مرد زن دار هستم
|
|
68529 |
نام:
نسرین
شهر:
گلستان
تاریخ:
7/30/2009 10:45:33 PM
کاربر مهمان
|
یا سلام به همه شما از همه شما دوستان عزیز می خواهم مرا دعا کنید
|
|
68528 |
نام:
آرامش
شهر:
همدان
تاریخ:
7/30/2009 9:14:43 PM
کاربر مهمان
|
سلام ... به همه ... به سیب ... به یگانه ... به ملیحه ... به علیرضا ... به ساقی ... به لیلی تازه وارد .. به حسن ... به شهاب ... به ایمان ... سارا ... چه فرقی می کنه ... به سبکبار ... به مریم ... به فریال ... به فائزه ... به ........
دیشب که توی بالکن نشسته بودم نسیم حنکی از لابلای نردهها می کوبید توی صورتم ... اینقدر بهمآرامش داد که نگو ... با خودم گفتم نسیم آرامترین نعمت خداست که خیلی بی صذا آذمها رو بغل می کنه ... فقط باید بفهمیمش ... وقتی با یک نسیم می شه زندگی رو فهمید بیایید با خودمون مهربون باشیم ...
راستی جمعه نزدیکه...
مهمتر از اون
جمعه ی نیمه ی شعبان نزدیکتر ...
شاید آخریش باشه ...
شاید ...
دست حق تو دستتون
|
|
68527 |
نام:
saman
شهر:
mashhad
تاریخ:
7/30/2009 7:59:15 PM
کاربر مهمان
|
.
|
|
68526 |
نام:
انسیه
شهر:
تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ:
7/30/2009 7:25:21 PM
کاربر مهمان
|
سلام
رخ نماای یوسف گم گشته کنعان کعبه
جلوه کن ای آفتاب حسن ازدامان کعبه
بازآتابازگردانی به پیکرجان کعبه
سربرآورتابه سرآیدغم هجران کعبه
*اللهم عجل لولیک الفرج*
بازشب جمعه ای دیگرآمد...!!!مهدی جان کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟
کعبه ای یاکربلایادرنجف یاکاظمینی؟
یاکنارقبرپنهان زهرایی نمیدانم کجایی
مهدی جان هرکجاهستی التماس دعا
بخوان دعای فرج را دعـا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهـرا
ز پشت پردهی غیبت به ما نظـر دارد
بسم الله الرحن الرحیم
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل ساعه ولیلاوحافظاوقائداوناصراودلیلاوعیناحتی تسکنه ارضک طوعاوتمته فیهاطویلابرحمتک یاارحمن راحمین
*اللهم عجل لولیک الفرج*
*****اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم*****
التماس دعاازتمامی بزرگواران وپاکان اهل دل
خدایادوست داااااااام ببخشتم وکمکم کن
|
|
68525 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
7/30/2009 7:20:25 PM
کاربر مهمان
|
.:: لا اِلهَ الا اللهُ المَلِکُ الخَقُّ المبین ::.
*سلام به آقا سیّدمرتضی و حرف دل و اهالی باصفاش.
*سبکبار عزیز حرف دل ، سلام و عرض ادب.
چشممون سیاه شد بس که تو حرف دل دنبال صلوات های مشتیت گشتیم!
ان شاء الله هر جا هستی ، صلوات و صاحبش نگهدارت باشه.
اَلّلــهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّـــدٍ وَ آلِ مُحَمَّـــدٍ وَ عَجِّـــل فَرَجَـــهُم وَ فَرَجَــنَا بِـــهِم.
*امیدوار عزیز ، سلام و عرض ادب و خدا قوّت.
لطف فرموده یک دسته گل هزارتایی صلوات برای حقیر ثبت بفرمایید.
الهی که نگاه و قدمت برسه به بارگاه ملکوتی آقا رسول الله(صلوات الله و سلامه علیه).
*برادر گرامی ، علی از شیراز و خواهران گرانقدرم ، ملیحه ی ارجمند از شیراز ، انسیه ی بزرگوار از شهر انتظار ، سارای گرامی از تهران ، سلام و عرض ادب و خدا قوّت.
ممنون از حضور سبز و موثّرتون در حرف دل. به شخصه خیلی از مطالب ناب و ارزشمندتون استفاده می نمایم.
ان شاء در پناه و راه حقّ ، پایدار باشید و مستدام.
*علی رضای گل از همدان ، سلام و عرض ادب.
بالاخره گوش شیطون کر ، موفّق شدم. ان شاء الله هر جا هستی سالم و پیروز و در پناه حقّ شادکام باشی.
بیا مهدی زهرا(س).
اَلّلــهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّـــدٍ وَ آلِ مُحَمَّـــدٍ وَ عَجِّـــل فَرَجَـــهُم وَ فَرَجَــنَا بِـــهِم.
|
|
68524 |
نام:
saghy
شهر:
tr
تاریخ:
7/30/2009 7:16:56 PM
کاربر مهمان
|
سلام خدمت تمام عزیزان حرف دل
خواهر عزیزم اگر لطف کرده و به نام این بنده حقیر ۱۰۰۰ صلوات محمدی را ثبت کنید کمال تشکر را دارم
روزی که به اجبار اینجا آمدم روز سختی و بدی بود آن شب از خستگی چیزی نفهمیدم ولی فردای آن روز فهمیدم که با خود چه کردم.نه راه پس داشتم نه راه پیش تمام دنیا در مقابل چشمام تیره تار بود و نه امیدی به فردا داشتم. به همین صورت چندین سال گذشت.تا با نوشتهای تو آشنا شدم مثل یک درخت خشک شده سبز شدم ولی از دیشب همان حالت آغاز شد.علیرضا جان داداشی گلم هر جا هستی همیشه باش.هیچ قدرتی نتواند گوشهای از آن دلت را غمگین کند به اندازه قلب مهربانت دوست دارم وسلامت وجود پاکت را که تندیس محبت است از خدای منان خواهانم.راستی لیاقت کمک کردن را هم نداشتیم باشه.هر چه از دوست رسد نیکوست.حتی دست رد :در پناه خداوند باشی
التماس دعا از تمام عزیزان را دارم در پناه خداوند باشید
یا حق
|
|
68523 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
7/30/2009 6:39:21 PM
کاربر مهمان
|
.:: یَا نُورَ المستَوحشینَ فِی الظُّلَم ::.
*ماجرای خدا و گنجشک
گنجشک با خدا قهر بود...
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید... من تنها گوشی هستم که غصّه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه می دارد...
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه ی توست!
گنجشک گفت : لانه ی کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی! این طوفان بی موقع چه بود؟! چه می خواستی؟! لانه محقّرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداخت ، فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبّتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت...
های ، های ، گریه های دل کوچکش ملکوت خدا را پر کرد...
|
|