هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
68492
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 7/29/2009 10:58:16 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم- زمانی که وارد واحد در جبهه شدم که فرماندهی انرا شهید مهندس کمال ظل الانوار داشت ایشان اولین ماموریت منرا در بخشی ازجبهه گسترده جنوب که شامل واحدهای استان فارس واصفهان بود که روی دیده بانها کار کنم که مفصل ایشان شرح دادند وطرح های جالبی داشت که رعایت نمیشدودرحالیکه هیجکس نبود درچادر فرماندهی که اوائل من در انجا مستقر شده بودم ارام گوش اش را کنار گوش من اورد وگفت باری من بوضوح مشخص شده است دست منافقین در کار است ولی نمیتوانیم انها را به دام بیاندازیم ونباید اعتماد را نسبت به بچه های بسیجی بخاطر انها ازدست بدهیم از خیراش گذشت ایم ولی تحقیقات ات طوری نشود که بچه های دل سرد شوند انها در این موارد خیلی با هوش عمل میکنند وخواهید دید چقدر بچه های دوست داشتنی وفدا کارهستند وبرای هر کار سختی لحظه شماری میکنند ودر طول خط اول که میروی اسلحه همراه تو نیست واین به نفع تو است گفتم تا این اندازه که مشکوک نسبت به من نشوند وایشان ادامه داد دیالکتیک هم حرف اول در جبهه میزنند نوع اسلامی شرعی اش هم امده است یکفکری هم برای این بکنم از بالا اجازه دادند کمال پسری بسیار باهوش وبسیار مسلط در اسلام بود یک ابولفضلی تمام عیار بود من حدس هائی زدم انتزی ساختند که انرا خنثی کند با یک چیپ که یک جوان مورد اعتماد راننده بود ویک جوان دیگر معرف من بود که پشت من مینشست ویک گلت را نشان داد وبه من گفت من انرا به شما میدهم ولی به نفع شما است که در دست من باشد گفتم طبق دستور عمل کن انرا زیرا صندلی مخفی کرد وگفتم پس از باز گشت از هرواحدی یکنفر که معتقد به دیالکتیک است واسلامی شرعی است حاظر کن به اولین واحد پشتیانی رفتم جوان ها با دیدن من بسیار ذوق کردند پرسیدند برای چه به اینجا امده اید ایا کمکمی از ما ساخته است هرکار سخت حتی کندن سنگر رابرای دیده بانها با جان وروح حاظرهستیم کفتم برایمن برای بازدید از خطوط ودیده بانها دارم بسیار ذوق کردند به التماس افتاده بودند برای کندن حفرها حتما انها را برند دلخراش ترین صحنه در زمان غیر جنک اژ یر امبولاسهائی که یک دیده بان مجروح یا شهید را حمل میکند وانها به صورت قهرمانهای وصف نشدنی در میایند پرسیدم چه کسانی از گروه شما با دیده بانها در تماس بودند یکه خورد گفتم مهم نیست از این ببعد هرکس داوطلب شد اطلاع دهید درطول مصاحبه ها متوجه شدم منافقین از شهرها ودهات مختلف در طبق اطلاعات قبلی همدیگر پیدا میکنند یکی از انها به فرماندهی کنترول خط میرسد وچیپ را در اختیار دارد افرادی که همان دوستان انها هستند انتخاب میکنند اینها فشنگ اضافی از عراق دارنند سری به دیده بانها میزنند ومیگویند ما به ده شمامیرویم هر نامه یا پیغامی که دارید بگوئید واطلاعات را جمع اوری میکنند وانها میگویند به کتاب های کنکوری نیاز داریم انها نامه به ده میبرنند وپول میاورنند ونامهای ازانها واطلاعات زیادی از ده جمع اوری میکنند ودر طول جاده منظر یک فرمانده صبر میکنند به محض انکه فرماندهی تنها با چیب حرکت میکنند ایشان را به قتل میرسانند وسط جاده میاندازنند عده زیادی را مشکوک میکنند کمال دستور داده بود قدم به قدم اطاق در طول جاد بسازنند واز درون ان اطاقها مواظبت کنند
68491
نام: ملیحه نعیمی
شهر: مشهد
تاریخ: 7/29/2009 10:54:18 PM
کاربر مهمان
  سلام اهالی دل
چرا حرفهای دل من روی سایت نیومد؟دلم شکست .
68490
نام: مصطفی
شهر: بندر
تاریخ: 7/29/2009 10:08:17 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همگی گوش والان
68489
نام: اتنا
شهر: کجا جادارم که بگم کدوم شهر
تاریخ: 7/29/2009 8:12:55 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستان گلم

حال شما


سلام علیرضای گرامی از همدان

ممنون که بهم اهمیت میدین شاید اولین باره که
کسی منو صدا زده از شما هم ممنوم ملیحه ی گلم

میدونید من تو این سه سال ندیدم که کسی اینجور باهام صمیمی باشه

شاید بخاطر اینکه من یه نوجوونم زیاد بی محلی
حس میکنم شاید هنوز همون اتنای کوچولوام

من خیلی اینجارو دوست دارم اصلا انگار با مطلبای این سایت بزرگ شدم میدونم باورش یکم سخته ولی.....



خلاصه خیلی ممنونم راستی شما چه برنامه ای برای ماه مبارک رمضون دارین؟

در ضمن عیدتونم مبارک.
68488
نام: بنده ی خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 7/29/2009 7:54:34 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)



سلام علیکم جمیعا




خبر آمد

خبری در راه است


سر خوش آن دل


که از آن آگاه است


شاید این جمعه بیاید ... شاید


دوستان تولد آقا امام زمان (عج) مصادف شده با روز جمعه ...




شاید این جمعه بیاید


با تو هستم مصطفی با تو که سر تو کردی تو لاکت


خودتو آماده کردی ؟؟؟////



آی دوستان


خودمون رو آماده کردیم ؟؟؟؟؟؟؟؟


شاید این جمعه بیاید .....شاید


اللهم عجل لولیک الفرج

******************************************


سلام بر ایمان بزرگوار و دوستان عزیز


یا علی مددی
68487
نام: ثاسشد
شهر: تهران
تاریخ: 7/29/2009 7:18:50 PM
کاربر مهمان
  خیلی عالی بود خیلی استفاده کردم
ممنون
68486
نام: نجمه
شهر: بوشهر
تاریخ: 7/29/2009 7:01:18 PM
کاربر مهمان
  خیلی دلم گرفته مشکل خیلی دارم خدایامگرعاشقی گناه است خیلی دوستش دارم بدجوری دیوونشم سرنوشت از همون اول با من نساخت بد جوریم بامن نساخت اشکال نداره چون میگذره میگذرونیم فقط از خدامیخوام درد درد مندان دوا کنه حاجت حاجت مندان روا کنه خدایاهمه عاشقان را به عشقشون برسون
68485
نام: غزاله
شهر: کرج
تاریخ: 7/29/2009 6:36:52 PM
کاربر مهمان
  سلااااااااااااااام دوستان عزیزم روزتون بخیر .حال و احوالای همه خوبه؟خب خدا روو شکر.عید همگی مبارک.

منم از سفر برگشتم گفتم بیام ودید و بازدیدی از دوستان داشته باشم.

دلم برای همه ی خواهرا ی گلم تنگ شده بود.


حالا بشنوید ماجرای من و خواهر زادم رو :
----------------------------------------
- خاله غزاله ... خاله غزاله ...


-چیه هانیه جونم؟

-خاله ... می دونی عشق یعنی چی؟

- یعنی چی عزیز دلم؟

آب نبات چوبی اش را در می آورد از توی دهانش آب دهانش که به خاطر وجود آبنبات به شدت چسبناکی است شر می زند روی پیراهنش. دستهایش را کرده توی جیب شلوارک سبز مغز پسته ای اش و در حالی که هی سر جایش تکان می خورد (به نظر می رسد دستشویی دارد!) می گوید: عین و شین و قاف، یعنی علاقه ی شدید قلبی!

می بینی؟ ... من ۱۸ سالم که شده بود کم کم یک چیزهایی از عشق فهمیده بودمم م م... آنوقت اینها ...!

می گویند از علائم عصر ظهور تولد کودکان باهوشتر و کنجکاوتر از نسلهای گذشته است کودکانی که بزرگتر از دهانشان حرف می زنند و بیشتر از سنشان می فهمند! ...
راستی ! این پسر بچه هه ی دماغوی چسبناکی دستمال فروش که هر روز عادت داشتم ازش دستمال بخرم به نظر می رسید یکی از همانهاست! سعی می کنم بعد از این دستمالم رو از خانه بردارم.
خدایا همه رو برق می گیره ما رو چراغ برق!!!!!(چشمک)

لا اله الا الله

لعنت بر شیطون لعین الرجیم

اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً ...

68484
نام: پریا
شهر: حکیمیه
تاریخ: 7/29/2009 6:26:35 PM
کاربر مهمان
  ای خدامنو به معشوقم برسون خدایا فرج اقا رازودتر برسون من واون ر ودتر بهم برسان ودرکنار هم خوشبختمان کن
68483
نام: خوشکل
شهر: شیراز
تاریخ: 7/29/2009 6:13:40 PM
کاربر مهمان
  سلام مهربون های دوست داشتنی عاشقی هستم بی پول
<<ابتدا <قبلی 6855 6854 6853 6852 6851 6850 6849 6848 6847 6846 6845 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6850&mode=print