هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
67772
نام: ZAHRA
شهر: ESFAHAN
تاریخ: 7/8/2009 6:08:48 PM
کاربر مهمان
  دلم برای معشوقه ای تنگ شده که دیگه تحمل دوریش را ندارم. و تئی این تنهایی دارم با نفسشم مقابله می کنم به خدا و همه ی اون ستاره هاش قسمش میدم کمکم کنه که بتونم از این دلبستگی دنیایی دل بکنم که اون موقع است که می توانم پرواز کنم ولی ان چنان سرمستشم که می ترسم نتوانم
67771
نام: ليدا
شهر: بابل
تاریخ: 7/8/2009 5:48:47 PM
کاربر مهمان
  یه دوست خوب قدیمی
67770
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 7/8/2009 5:09:39 PM
کاربر مهمان
  معبودمن ، اي مهربون عالمين !

حالاكه من رولايق ندونستي جزومعتكفين باشم

امشب كه شام غريبان خانم زينب كبري (س) است اومدم

توباغ آقاسيدمرتضي بااونهايي كه مثل من ازاين

قافله جاموندن نداسربدم وبه درگاه توناله كنم كه

اسم منم جزوبنده هات بنويسي .

معشوق من ! من اومدم شب قدرروبامعرفت ازت بگيرم .

من اومدم فقط براي توباشم وفقط براي تواشك بريزم .

من اومدم ماه رمضان روهمراه بااشك ومعرفت واخلاص

بگيرم .

من اومدم بگم :

استغفرالله الذي لااله الاهو

الحي القيوم

شب عشقه شب مستي

شب شوروحق پرستي

چي ميشه امشب آقامون

بگيره ازمايه دستي

خوشبحال اونكه زشتيش پيش جمع حاشانمي شه

خوشبحال اونكه پيش شهدارسوانمي شه

خوشبحال اونكه توي عشقبازي تنهانميشه

آقاجونم آقاجونم اي آقاي مهربونم

منوبردي پيش خوبا

تادهي توآبرويم

اگه تويادم نبودي نمي كردكسي ازم ياد

به من آلوده ي پست هيچ كسي محل نمي زاشت

آخه اهل معصيتهاديگه مأوايي نداره

بين خوبابين پاكاآلوده جايي نداره

اماشكرحق كه مولابدارويادش نمي ره

همه اينوخوب ميدونن آقامون خيلي كريمه

اي كريم آبرودار

برامن توبهترين يار

امشب آبروموپيش شهداآقا نگه دار

آقاجان ديگه مي خوام بين خوبا

آقاجايي داشته باشم

ازبدي دوري بگيرم كه مأوايي داشته باشم

قسمش بديم به حق مادرپهلوشكسته اش

به علي باباي خوبان به دل به غم نشستش

به حسن كريم طه

به حسن ماه دلارام

به حسين غريب مادر

به حق زينب كبري

آقاجون توروبه حق شهداوسرفرازان

به حاج همت ،دين شعاري ، آويني واون باكريها

مي شه آقاكني ازلطف ،به ماهم يك عنايت

كه تودنيابچشوني به ماهم جام شهادت

الهي العفو

ياكريم العفو

التماس دعا



67769
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 7/8/2009 4:14:50 PM
کاربر مهمان
  خوشبحال اونکه پیش شهدارسوانمی شه

خوشبحال اونکه توی عشقبازی تنهانمی شه

دلم به وسعت آسمون گرفته ......


وفات عمه سادات خانم حضرت زینب(س) روتسلیت می گم .

فائزه جان آبجی گلم همچنان دعاگویت هستم

ومنتظرخبرسلامتیت هستم .

التماس دعا
67768
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 7/8/2009 3:14:46 PM
کاربر مهمان
  هديه به زينب كبري س صلواتي دفرستيد
67767
نام: محمدیاسین
شهر: قم
تاریخ: 7/8/2009 3:13:28 PM
کاربر مهمان
  سلام خسته نباشید.
دید مجنون را یکی صحرانورد
در میان بادیه بنشسته مرد
صفحه ای از خاک و انگشتان قلم
می نویسد نام لیلی دم به دم
گفت هان مجنون چیست آن
بهر کی نامه نویسی کیست آن
گفت عشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلی می کنم
چون میسر نیست من را کام او
عشق بازی می کنم با نام او
67766
نام: مهدیه
شهر: کرمان
تاریخ: 7/8/2009 1:27:28 PM
کاربر مهمان
  خدایا خیلی دلم گرفته است از تو کمک ویاری می خواهم برای غلبه بر مشکلاتم
67765
نام: آلشك
شهر: يزد
تاریخ: 7/8/2009 1:04:16 PM
کاربر مهمان
  برام دعا كنيد محتاجم به آسمون
67764
نام: منتظر
شهر: شهر دلدادگی
تاریخ: 7/8/2009 12:04:07 PM
کاربر مهمان
  سلام بر آقا

ای ولی عصر و امام زمان ای سبب خلقت کون و مکان
ما کز صحبای تو مست مستیم منتظر جام شهادت هستیم

لیلی دلهایی و من مجنونت از غم هجر تو شها دل خون است
دلشدگان حرم دلداریم سر بروی خاک شهیدان داریم

رهبر خوی حسینی دارد در دل خود نور خمینی دارد
منتظریم و به لب آمد نفس ای شهه خوبان تو فریادم رس

حق نگهدارتون

یا علی
التماس دعا
67763
نام: سعید
شهر: شاهرود
تاریخ: 7/8/2009 12:00:45 PM
کاربر مهمان
  بگذر اي خواجه و بگذار مرا مست اينجا
دلم آورد و به زنجير فرو بست اينجا چون توانم شد از اينجا که غمش موي کشان
هيچ هشيار نيامد که نشد مست اينجا تا نگوئي که من اينجا ز چه مست افتادم
اين دل شيفته حال آمد و بنشست اينجا کيست اين فتنه‌ي نوخاسته کز مهر رخش
زانک صد دل چو دل خسته من هست اينجا دل مسکين مرا نيست در اينجا قدري
شيشه نا گه بشد از دستم و بشکست اينجا دوش کز ساغر دل خون جگر ميخوردم
صد چو آن خسته‌ي دلسوخته در شست اينجا نام خواجو مبر اي خواجه درين ورطه که هست
<<ابتدا <قبلی 6783 6782 6781 6780 6779 6778 6777 6776 6775 6774 6773 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6778&mode=print