هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
64822
نام: علیرضا
شهر: تهران
تاریخ: 3/23/2009 7:39:36 AM
کاربر مهمان
  سلام
چرا از پیام اوباما گزارشی ندادید. بهتر نیست حقایقو بیان کنیدو بدارید مردم خودشون فکر کنن اگه قبولشون دارید. اگه ندارید باید یاد بگیرن یا نه؟
64821
نام: حسن
شهر: آبیک
تاریخ: 3/22/2009 10:08:13 PM
کاربر مهمان
  عشق کارگردانیست که می گوید:نور...صدا...حرکت...و من بازیگری هستم که برای بدست آوردنش همه ی نقش های عالم را بازی می کنم...
64820
نام: م.اسدی
شهر: زرین شهر
تاریخ: 3/22/2009 9:14:31 PM
کاربر مهمان
  تا کی انتظار اللهم عجل لولیک الفرج
64819
نام: کثیف
شهر: کثیف
تاریخ: 3/22/2009 7:27:08 PM
کاربر مهمان
  حرف دل درد دل خوبه آدم برای درددلشو حرف دلش درمون داشته باشه. کمکم کنید نمیدونم چی شد که سر از سایت چت و اینها درآوردم نمیدونم چی شدم که با دوسه نفر جنس مخالفم تو سایت چت حرف زدم اونم چه حرفایی حرفایی که منو به گناه انداخت شهوتم تحریک شد من آدم این کارا نبودم اصلا نمیدونم چطوری شد که سراز این چیزا درآوردم دوسه شب حرف زدن توچت با آدمایی که خودشون زمینه ی این حرفارو داشتن نمیدونید چه به روزم آورد خیلی حالم خرابه خیلی توبه کردم چون خدا توبه پذیره.نمیدونم منظورمو درک میکنید یا نه. لپ کلام اینکه سه شب حرفای شهوت آمیز زدم با سه نفر من آدم مذهبی بودم اصلا نمیدونم چرا سر از اینجاها درآوردم همون سه شب بود دیگه توبه کردم البته عوارض هم داشت که الان دوماهه اسیر اون عوارضم و شکر خدا کمی بهتر شدم. خلاصه اینکه لایق عذابم اما نگران حق الناسم اینکه باعث شدم اون سه نفر هم به گناه بیفتن خیلی زجرم میده آیدی هاشونم همون شب پاک کردم دیگه دستم بهشون نمیرسه که ازشون حلالیت بخوام خیلی دارم زجر میکشم با اینکه توبه کردم اما از ذهنم بیرون نمیره اصلا یادم نمیره دیوونم کرده اون حرفای زشتو کثیفو یادم نمیره شما رو به خدا راهنماییم کنید که چیکار کنم ازخودم متنفرم خیلی دارم زجر میکشم خیلی خیلی خیلی خواهش میکنم هرکسی که داره حرف منو میخونه بهم یه راهی نشون بده عذاب وجدان بیچارم کرده همه چیزمو دارم از دست میدم به دادم برسید
64818
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 3/22/2009 3:19:13 PM
کاربر مهمان
  سلام!
رحلت مادر دلسوز این امت و ملت اسلامی را تسلیت گفته و شادی روح امام همسر مکرمه و فرزندانشان فاتحه و صلواتی نثار بفرمائید:
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
64817
نام: سارای منتظر
شهر: مشهد الرضا
تاریخ: 3/22/2009 7:47:13 AM
کاربر مهمان
  نامی از هزار نام

ای شمـــا!

ای تمام عاشقانِ هر کجا!
از شما سؤال می کنم:
نام یک نفر غریبه را
در شمار نامهایتان اضافه میکنید؟
یک نفر که تاکنون
رد پای خویش را
لحن مبهم صدای خویش را
شاعر سروده های خویش را نمی شناخت
گرچه بارها و بارها
نام این هزار نام را
از زبان این و آن شنیده بود
یک نفر که تا همین دو روز پیش
منکر نیاز گنگ سنگ بود
گریه ی گیاه را نمی سرود
آه را نمی سرود
شعر شانه های بی پناه را
حرمت نگاه بی گناه را
وسکوت یک سلام
در میان راه را نمی سرود
نیمه های شب
نبض ماه را نمی گرفت
روزهای چارشنبه ساعت چهار بارها شماره های اشتباه را نمی گرفت

ای شمـــــــا!

ای تمام نامهای هر کجا!
زیر سایبان دستهای خویش
جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید؟
این دل نجیب را
این لجوج دیر باور عجیب را
در میان خویش
راه می دهید؟

زنده یاد قیصر امین پور
64816
نام: sara
شهر: ازت
تاریخ: 3/22/2009 6:24:25 AM
کاربر مهمان
  چگونه فكر كنيم
چقدر خوب است هميشه نسبت به همه مخلوقات مهربان و خيرخواه باشيم و همواره درصدد خدمت، بخصوص نسبت به افرادي كه به ما بدي كرده‌اند برآئيم.
سعي كنيم بدي ديگران را به نيكي پاسخ دهيم . خصوصاً نسبت به خودمان سخت گير باشيم و سعي كنيم روي پاي خودمان بايستيم،
جز خدا به كسي توكّل نداشته باشيم،
گو اينكه دنيا سبب و مسبب است اما اگر توكل به خدا كرديم ، او خود سبب را فراهم مي‌آورد، پس در زندگي بايد فعال باشيم ولي با توجه و توكل و اميد به او .
ما بايد در زندگي "خيرالامور اوسطها" را بكار ببنديم ، يعني در هر چيزي نه افراط كنيم و نه تفريط، اعتدال را رعايت كنيم.
شناخت شخص از قوانين و قواعد روح باعث مي‌شود تا بتواند با دست پر به جنگ مشكلات و موانعي كه هر آن بر سر راهش قد علم مي‌كند برود و آنها را از بين ببرد .
ايمان شخص احساس اوست و هر خواستي كه در دل دارد واقعيتي از روح اوست. تصويرهاي ذهني را دست كم نگيريد كه چه بسا حقايق زندگي را در نظرتان به تصوير مي‌كشد.
پس از هم اكنون بكوشيد تا از قدرت بي‌مثال و بي‌همتايي كه در درون خود داريد آگاه شويد و اين نيروي نامرئي و نامحسوس را در وجود خود كشف كنيد .
ايمان به ذكاوت و درايت ذاتي را كه در خود داريد دست كم نگيريد،نبايستي آن را كوچك بشماريد .ضمير باطن همواره تحت تأثير خصايص تلقيني شعور روشن قرار دارد.
مثلاً اگرشما اين مسئله را قبول داريد كه اين فرشته نگاهبان شماست كه در گوشتان سخناني مي‌گويد و يا صداي روحي سرگردان است كه به زبان رمز و راز با شما سخن مي‌گويد، ضمير باطن اين تلقيني را كه به او گفته شده، دنبال مي‌كند و هر نوع ارتباط آتي، بر همين اساس كه خود بدان شكل داده‌ايد صورت مي‌گيرد.
به اين ترتيب ضمير باطن بر پايه تلقيني كه به او داده شده يا به صورت فرشته نگاهبان و يا ديو درون، وظايف خود را انجام مي‌دهد.

آدمي قادر است احساسات خود را در پيش ديده باطن به تصوير بكشد در ضمن اين نكته را خاطر نشان مي‌سازيم كه هر احساسي به تفكر مي‌انجامد
و هنگامي مي‌توان احساس و تصاوير ذهني را تحت كنترل و تسلط درآورد كه بتوان بر احساسات خود مسلط شدواحساسات منفي را به احساسات مثبت تبديل كرد
بايد بدانيد را بطه اي بين احساس و افكار شما وجود دارد كه آن مي تواند رقم زن زندگيتان باشد به شرط آنكه نخستين قدم خود را با ايمان به خدا برداريد
– ايمان
- طلب كنيد چيزي هاي كه مي خواهيد ، نه چيزهاي كه مي خواستيد و به آن نرسيده ايد
– مرحله دريافت خواسته هايتان شكل مي گيرد
– نتيجه، خواسته هايتان شكل مي گيرد و به آرزوها يتان مي رسيد
– شكر گذار با شيد بخاطر آنچه را كه كسب كرديد كه خداوند به شما عنايت كرده است
– بدانيد ترس و عصبانيت و غرور عواملي هستند كه باز دارنده آرزوهاي تان مي با شند
– عشق به خدا و هستي و خدمت به خلق خدا عواملي هستند كه تمام راه ها را برايتان هموار مي سازد و باز ميدارد.
فراموش نكنيد كه هيچ فردي يا سحري يا جادويي وجود ندارد و قادر نخواهد بود شما را مشّوش و يا نابود كندو يا شما را تحت تأثير قرار دهد و يا آزاري به شما برساند اين شما هستيدكه خود را جاود مي كنيد وبه خود آزار مي رسانيد .در هر حال شخص مي‌تواند استعداد تخيّلي خود را به گونه‌اي ديگر بكار گيرد و يا به ميل خود از آن بهره‌برداري كند.مثلاً فقر و ورشكستگي و بيچارگي و بدشانسي را در نظر مجسم سازد .يا ب
64815
نام: سارای منتظر
شهر: مشهد الرضا
تاریخ: 3/22/2009 1:31:45 AM
کاربر مهمان
  یا ربَّ العالَمین
سلام به آقا سید!
سلام به دوستان آقا سید!
قبل از هر چیز یه تشکر ویژه از گرامیان در عرصه صدا و سیما بخصوص سیما با دیدن قسمت اول برنامه شوک خیلی از اطلاعاتم بالا رفت و خیلی چیزها دستگیرم شد و ممنون از سربازان گمنام امام زمان(عج) که سعی و تلاش کرده و می کنند خوشا به سعادتشون ما که از این لیاقتا نداریم خلاصه از شناسایی سایتای مخّرب و عوامل ایجاد فساد و فحشا در دنیای "به فرموده ی خیلی از کسانی که صحبت شد" دروغین .البته به خیلی چیزا بستگی داره راستش خدا رو شکر می کنم که هنوز نرفتم دنبال چگونگی و حتی استفاده از یاهو و چت کردن و تماس .خدا رو شکر وقتی از نوشتن و سؤالات و مشکلات صحبت می کنم همه با تعجب چشاشون گرد میشه که توأم چت می کنی ولی کسی ندونه آقا سید و دوستا میدونن چت کردن من فقط با باغ آقا سید و خود آقا سید گاهی چت با خدا و مولامونه که افتخار می کنم که چت کردنم مثبت بوده و این و مدیون همین باغ و بچه های با معرفت و بی معرفتشم(این تیکه ی آخر از نوشته ی دوست آقا سید وبلاگ بی معرفت گرفتم و خوش به حال چنین بی معرفتی که به معرفتی رسیده که خودش خبر نداره....حاجی التماس دعا)
و اما ...
سر شب تو هیاهوی دید و بازدید و معمولا گلایه ها و نصایح بعد پذیرایی و دیدن به سرم زد برم یه هوایی عوض کنم نمیدونم فقط دوست نداشتم بیشتر ببینم آدما این دو روز باقی عمرشون و صرف چه حرفایی می کنند فقط وقتی به خودم اومدم که تو پیاده روی تاریک سلانه سلانه میرفتم که ناخوداگاه یادم اومد با جوراب سفید اونم تو شب اومدم راهم و کوتاهتر کردم مسیر مسجد محل و دور زدم یه خرده با خدا و آقا حرف زدم خیلی کوتاه ولی جرأت اشک ریختن نداشتم خونه گریه کنی یه چیزی میگن تو خیابونم که ماهم تابلوئیم همه میگن" اِه دختر فلانی چی شده گریه می کنه؟!" ناچار قورتش دادم و از خیلی از کارام دلگیر بودم وبه ناچار باز برگشتم از خدا میخوام کمکم کنه خیلی به فرموده ی یه بزرگوار منم لبه پرتگاهم باید دستم و بگیره
اینکه امسال دچار خطا و اشتباه نشم خودش کمک کنه بدون نیاز و کمک دیگرون خودم هدف و راهم و برم آقا سید خودت هم کمک کن و هم واسطه نیاز به کمک دوستاتون دارم حالا که قراره تا مدتی که مصلحت خداست و تقدیر و سرنوشت برام رقم میزنه در خدمت که نمیشه گفت چون کو تا خدمت!
ولی تو این راه باید علاوه بر توکل به خدا و ائمه به دوستای شما هم امید داشت مگه نمیگن زکات علم آموختنه پس کو نمیخوام بگم آقا سید شما اینکارو برام نمیکنید امیدوارم که اولین گام در مسیر یا راه انداختن وبلاگ (که به کمک دوست جدیدم صورت میگیره نمونه ای از کمکتونه. ضمنا این دوستم و دعوت کردم به این دو مکان نورانی سر بزنه به اونم کمک کنید خیلی عاشق شهداست با دوستای شما هم آشنا کردم که با چه روحیاتی هستند...) یا همکاری با یک وبلاگی که خودم بدونم واقعا مفیده نشونم بدید کرم شمارو می بینم انشاءالله
64814
نام: .
شهر: .
تاریخ: 3/21/2009 8:14:58 PM
کاربر مهمان
  همیشه اعتقاد داشته ام که زائر دیار دوست شدن ، سعادت می خواهد و لیاقت.

زیرا باید دعوت شد تا میهمان شد.

بعد از جنگ هیچوقت لایق نشدم و این سعادت از من سلب شد تا بار دیگر به دیاری سفر کنم که یک زمانی میعادگاه عشاق بود!

بی لیاقتی ام را اینگونه توجیه کرده ام که تحمل حضور در جایی را ندارم که قداستش با نبودن قدسیان ، زجر آور می شود...

هرقدر سعی کردم خود را آماده ی این سفر کنم ، نتوانستم !

می دانم که لایق نیستم ، ولی تحمل حضور در فضایی خالی مانده از آن همه عشق و ایثار برایم سخت است...

با شما هستم که سعادت یافته اید و لیاقت قدم گزاردن بر خاکی را یافته اید که اگر خوب دقت کنید صدای نماز های شب بهترین بندگان خدا را هنوز می توانید شنید.

با شما هستم که زایر دیاری شده اید که هنوزم هم می توان بوی کباب تخریبچی ای را استشمام کنید که برای لو نرفتن عملیات ، مین فسفری را بر شکم گرفت و ذره ذره ذغال شد ولی صدایی از درد از او بلند نشد...

با شما هستم که قدم بر خاکی می گذارید که وجب به وجب خاکش یاد آور از خودگذشتگی های هم سن و سالان شما بود. این خاک زیر پای شما ، خاک نیست ! بلکه تربت قتلگاه کسانی است که نخواستند بار دیگر فریاد هل من ناصر امام زمانشان ، کوفیان دیگری به تاریخ معرفی کند.

ای کاش می شد بر این خاک پای نگذاشت !

ذره ، ذره ی این خاک یادآور خاطره ایست ... فقط گوش دل را باید جلا داد تا بشنود ذکر عاشقانه ی شب های عملیات ، و روزهای سخت و عاشقانه ی پاتک های وحشیانه ی عراقی ها را...

با شما هستم ! حالا که لایق شده اید و عاشق ، حالا که مسافر دیاری شده اید که خیلی ها همچون من نمی توانند هم پایتان باشند ! حالا که پای بر تربت دوستانمان می گذارید ، قدم های با صفایتان بر چشم ما ، خاک پایتان ، سرمه ی دیده ی منتظر ما ، ولی جان مولا کمی آهسته تر ... این خاک تربت است ، شک نکنید هر ذره ی آن خاک ، حکایت ها دارد از بهترین مردان این زمانه.

ای کاش می شد به جای پا ، چشم بر آن خاک نهاد...

با دل قدم بردارید نه با پا...

التماس دعا

------------------------------------------------

خدا خیرتان دهد دعایم کنید تا من نیز لایق تحول شوم.

64813
نام: یاسر
شهر: فرقی نمیکنه
تاریخ: 3/21/2009 7:04:21 PM
کاربر مهمان
  به نام الله
سلام به همه ی کسانی که این مطلب رو میخونن
عیدتون مبارک انشاءالله که سال پر برکتی داشته باشیم.
راستی گفتم برکت،راستی برکت خدا چه جوری شامل حال ما میشه؟
آره با شکر نعمتهاش با قدر دونستن از نعمتهاش،با اسراف نکردن نعمتهاش پس بیایم تو ای سال به
گفته ی رهبرمون با اصلاح الگوی مصرف که منظور همون الگوی اسلامیه جامه ی عمل بپوشونیم تا بتونیم از الطاف بیشتر خدا استفاده ی درست کنیم پس چه بهتر که پیامبر و ائمه معصوم رو الگو قرار بدیم چون الگوی مصرف در اسلام از اونا نشعت میگیره .
عرضی نیست یا علی
<<ابتدا <قبلی 6488 6487 6486 6485 6484 6483 6482 6481 6480 6479 6478 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6483&mode=print