هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
64702
نام: *چراغ هدایت.....(یا حسین (ع)*)
شهر: * مشهد بین الحرمین .....) یا ابوفاضل (ع)*)
تاریخ: 3/17/2009 8:14:07 AM
کاربر مهمان
  سلام! قبل از هر چیز از محضر عزیز و صاحب حرف دل آقا سید به علت قصوراتم عذر میخوام بعلت این گمراهی که به واسطه کسی بوجود آمد که حرفهایش را باور کردم و فکر میکردم واقعا به من کمک میکنه که متأسفانه نکرد من به حقش بد نکردم من از برداشتی که اون کرد هم برای او و هم خودم متأسفم با اون همه علمش واه واه ...فقط می تونم بگم واگذارش کردم به امام هشتم (ع)و ابوالفضل العباس(ع) و امام حسین(ع) که هیچ وقت بی پاسخش نگذاشتند آنها ازش بگذرند که برام سخته بخشیدنش در سال جدید برای عمر تلف شده ام که براش واسطه ی عزیزی رو بهانه کرد چرا عاقل کند کاری ................ (البته من گفته و می گویم این لیاقت و مدیون شما عزیز بوده و هستم و حتما قدر میدونم) آقا سید من و ببخش به پاس این کرم شما در سال جدید در وبلاگی که راه اندازی خواهم کرد و در وبلاگ دوست و خواهر عزیزم که پیوسته واسه شهدا فعالیت میکنه و به همکاری یکی از راویان و اساتید دلسوز انجام وظیفه میکنیم تا دیگه تو حرف دل و باغ شهادت سؤالام بی جواب نمونه و اصلا مزاحم این قشر خدوم و گمنام نشم ولی دوست دارم تا لحظه ای که هستم کاری کنم که مدیون دنیای مجازی و سِرور و کافینت شهر و تلفن و مخابرات نباشم که بی جهت فقط سِرچ کردم خدایا کمک کن که از اولم با کمک تو طی طریق کردم نه بنده های خسیست.میدونم طبق معمول نوشته ام ثبت نمیشه نشد که نشد فقط باید بهم ثابت بشه یا نه؟!
کتابی را مطالعه می کنم بنام ده گردنه قیامت از آیت الله اشتهاردی از آخر کتاب می نویسم
دور نمایی از بهشت و دوزخ
دورنمایی از بهشت-چگونگی بهشت از زبان بلال حبشی
روایت شده عبدالله بن علی در مصر، بلال حبشی را در مسیر خود ملاقات کرد و مکرر از او حدیث خواست، و بلال حبشی، مطالب بسیاری را که در فضیلت اذان از پیامبر شنیده بود برای عبدالله نقل کرد تا اینکه عبدالله فرصت را غنیمت شمرد و از بلال حبشی درباره ی اوصاف بهشت سؤال کرد، که در اینجا به این قسمت توجه کنید:
عبدالله: برای من بیان کن که رسول خدا(ص) ساختمان بهشت را برای تو چگونه تعریف کرد.
بلال: بنویس، به نام خداوند بخشنده ی مهربان؛ از رسول خدا(ص) شنیدم فرمود:
«دیوار حصار(خانه هرکس در) بهشت، یک خشت از طلا و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت(سنگ شفاف گرانبها) است و ملاط(گِل بین خشت های) آن ، از یاقوت سرخ و کبود و زرد است.»
عبدالله:درهای بهشت از چیست؟
بلال:
درهای بهشت گوناگون است:باب الرحمه؛(در رحمت) از یاقوت سرخ است.
عبدالله حلقه آن از چیست؟
بلال:خدا تو را رحمت کند، دست از من بردار که تکلیف مرا بیش از حد کردی.
عبدالله :.......................
ادامه دارد
برای شادی دل خودتون و رهایی از غم صلوات:

64701
نام: هیچ کس
شهر: به عبارتی هیچ جا
تاریخ: 3/17/2009 6:56:10 AM
کاربر مهمان
  از اینکه شمارا پیدا کرده ام خوشحالم کاش من هم مثل شما سبکبار بودم فکر کنم بیاد هم باشیم بهتر است
اگر آسمان دلتان بارانی شد دعایی هم در حق بیابان کنید
64700
نام: شکیبا و صبورم یا رب.....
شهر: کرمان*دیار کریمان*
تاریخ: 3/17/2009 2:15:41 AM
کاربر مهمان
  ای خداوندی که بی نیازی! منم.. منم بنده گنه کار و سر تا پا نیازت،الهی ! به حق مقربان درگاهت مشکلات همه را با دست توانای بی نیازت حل کن..آمین آمین یا حبیب.....
سلام لطفا یک صلوات بفرستید برای سلامتی آقا امام زمان(عج)و دعا کنید برام که مشکلم حل بشه.ممنون..
64699
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 3/17/2009 1:07:14 AM
کاربر مهمان
  ايمان از شهر توكل بخدا،،،وعليكم سلام وخسته نباشي غبار غم از وجودت دور ودرامتحانات دنيوي سربلند بيرون بيائي صلواتي بفرست
64698
نام: هیچ کس
شهر: به عبارتی هیچ جا
تاریخ: 3/16/2009 11:34:55 PM
کاربر مهمان
  عذاب وجدان مرا آزار میدهد
ای یار، دیگر تاب تخیل نگاه به چشمانت نیز را شرم بجایش پر میکند چه کنم گنه کارم آیا ما را خواهی بخشید بر فرض بخشیده ای اما واقعا این بزرگواریت ما را هلاک میکند مبتلایت شده ایم گرچه لیاقتش را نداریم
64697
نام: محسن
شهر: خوی
تاریخ: 3/16/2009 9:39:57 PM
کاربر مهمان
  کاش امروز آقامون میومد اما نیومد ما همچنان چشم در انتظاریم و میگیم آقا خسته نمیشیم از انتظار اگه بیای که میای و چه انتظار زیبایی
64696
نام: غزل
شهر: خدا می داند
تاریخ: 3/16/2009 8:29:06 PM
کاربر مهمان
  سلام
از اینکه نوشته خود را در جمع نوشته های دیگران دیدم خوشحال گردیدم ولی از طرز نوشتنم خوشم نیامد ببخشید اگر اشکالی دیدید.
اگر امکان دارد کمک کنید
1. من نتونستم دل گفته یک جانباز و باز کنم و بخونم .2. چند بار هم وارد تالار گفتگو شدم مؤفق نشدم یعنی هر بار اسم و رمز و تغییر دادم ولی موفق نشدم لطفا راهنمائی کنید در مورد خبر نگار افتخاری هم میخواهم بیشتر بدونم شرط سنی داردیا ندارد؟ میخوام یک وبلاگ داشته باشم بازم راهنمائی میخوام از شما ممنونم
در مورد شهدا میخوا م بیشتر بدانم راهنمائی کنید اینقدر گرفتار دنیا شده ام که امیدی ندارم با توجه به تعارفات شیطون فقط امیدوارم شهدا کمک کنند .در پایان یک صلوات ختم بفرمائید
التماس دعا

64695
نام: زهرا
شهر: ...
تاریخ: 3/16/2009 7:42:51 PM
کاربر مهمان
  دریغا که سال، نو می شودو حال، کهنه است،با تحویل سال، عیدی ما را تحول حال قرار بده، تا در قلک دل، سکه تقوا اندازیم و زاد آخرت اندوزیم.ربیع ایام را با ربیع قلوب، قرین کن،تجزیه ما را تزکیه،و ترکیب ما را تهذیب کن. از استاد جواد محدثی
64694
نام: آلساندرو دل پیرو
شهر: تورینو
تاریخ: 3/16/2009 4:11:50 PM
کاربر مهمان
  خرم آن روز کزین منزل ویران بروم/
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم/
گرچه دانم که به جایی نبرد راه غریب /
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم / ......
64693
نام: رز
شهر: یه گوشه ای تو غربت
تاریخ: 3/16/2009 4:10:10 PM
کاربر مهمان
  سلام مهربونم.خیلی دلم واست تنگ شده.فکر کنم خیلی سرت شلوغه دیگه خسته شدم از تنهایی.تا کی باید انتظارتو بکشم؟اگه میشه یه نگاهی به زیر پات بکن.اشکالی نداره اونقدر با خاطرت روز ها رو سر میکنم تا دلت برام تنگ بشه.حالا منو شناختی؟من.....
<<ابتدا <قبلی 6476 6475 6474 6473 6472 6471 6470 6469 6468 6467 6466 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6471&mode=print