هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63782
نام: خسته
شهر: خستگی
تاریخ: 2/12/2009 1:42:21 PM
کاربر مهمان
  سلام
سلامی که نام خدای من است
بعد از مدت های دراز اومدم اینجا
دلم خیلی گرفته
به اندازه ی دنیا خسته ام

من و یکی از عزیز ترینهایم از این شهر خستگی سخت ملتمس دعاییم
امیدوارم برایمان دعاکنید شما دوستان پاک
دعا میکنید؟؟؟
التماس دعا
والسلام علیک یا بقیه الله
63781
نام: یه بی ارزش
شهر: زندان
تاریخ: 2/12/2009 1:07:28 PM
کاربر مهمان
  حالاهم هنوزوقتی حرف میزنم نظرم برای هیچ کس ارزشی نداره حتی وقتی به شوهرم شکایت میکنم میگه میتونی جدابشی هیچ خیالی نیست ومن میمونمو اشکایی که هیچ موقع تمومی نداره........
میخوام جدا بشم اما کجارودارم برم منی که حتی میترسم تنهایی ازخونه برم بیرون بایه دنیا عقده وشکایه بایه بچه ی بدبخت ترازخودمو کجابرم؟؟
خونه ی پدری که خودش هم مریضه بایه نامادری که......................
به خدا این حرفای یه زنی هست که دوست داره ازاین زندان خلاص بشه امامونده چیکارکنه!!!!
بامردی باشه که هرکاری میخواد میکنه هرچی میخواد میگه ولی من نمیتونم شکوه ای کنم
یابهتره ازش جدا بشم برم حداقل خودموپیداکنم!!!!!!!
اما من شکایتامو پیش کی باید ببرم اصلا ازکی بایدشکایه کنم؟؟؟
شمامیدونیین؟؟؟
63780
نام: یه بی ارزش
شهر: زندان
تاریخ: 2/12/2009 1:04:28 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه ی خوبان
دلم خیلی گرفته نمیدونم چی بگم گفتم بیام اینجا یکم درددل کنم بخدا خیلی حالم بده
نمیدونم ازکجابگم ولی بهتره ازاون اول اولش بگم
ازاینکه 2 ساله بودم مادرمو براثربیماری ازدست دادم پدرمم به علت شغلش همیشه درسفر بودومن سالی 1ماه میتونستم ببینمش 13 ساله بودم که به اصرار عمه ام به عقدپسرش دراومدم .....آه دلم گرفته واشکم سرازیر............
چی بگم تواین شهرغریب
هیچ موقع شده بچه باشی ولی ازتوتوقع داشته باشند مثل بزرگارفتارکنی؟؟؟؟
وقتی اومدم خونه ی عمه ام اوایل رفتارش خوب بود ولی کج خولقیاش شروع شد هرجا میرفت ازاین میگفت که عروسم اینجوریه اونجوریه منم بخداتمام سعیمو میکردم که خوب رفتارکنم ولی اون یه جوری میخواست بااین کارش پدرمو اذییت کنه وقتی بهونه گرفت گفت باید دخترت بره خونه ی جدا خونه ی جداهم برامون گرفت پدرم...ولی...
باورتون میشه تواین 9 سال من اجازه نداشتم یه دفعه تنها ازخونه برم بیرون هیچ وقت نشد شوهرم بامن حرف بزنه باهاش درددل کنم اون همیشه دلش یه جای دیگه بوده چون اون هم به زور مجبوربه ازدواج شد
حالا من یه مادرم بچه ای که 3 سال داره ولی هیچ وقت نشده بتونم ازته دل براش مادری کنم
نتونستم براش مثل یه مادر رفتارکنم مثل یه مادرباهاش بخندم یابازی کنم من حوصله ی هیچ چیزوندارم حتی خودم
کی مقصره دراینکه من چرااینقدراحساس پوچی وبی ارزشی میکنم؟
کی مقصره وقتی بعدازگذشت 9 سال هنوزنتونستم شوهرمودوست داشته باشم؟؟
کی مقصره وقتی هم سنوسالامو که میبینم دوست دارم ادامه تحصیل میدادم؟
وقتی فکرشو میکنم میبینم اونقدربی ارزش بودم که حتی ازم نپرسیدند میخوای ازدواج کنی یانه؟چون منو همیشه بچه حساب کردند.
63779
نام: .
شهر: .
تاریخ: 2/12/2009 12:53:00 PM
کاربر مهمان
  جهان میدان بازی هاست... اما تا کجا بازی؟

بگیر این گوی و این میدان... شما بازی و ما بازی

بزن ... فریاد کن ... اما حقیقی نیست بازی ها

بزن ... فریاد کن ... حالی ندارد بی صدا بازی

بگیر از مار و پله بازی این کودکان عبرت

مکن با پله بالا رفتنت چون مارها بازی

شما بازیگر نقش که اید؟ ای نقش تان بر آب

الا ای تلخکان و دلقکان تا کی ادا بازی؟

سوی محراب هم بردیم دل ها را و بازی بود!

خدا را! توبه کردن های ما هم شد دعا بازی!

شبیه بچه ها سرگرم بازی هاست دنیامان

نمی پرسی چرا دنیا...؟ نمی پرسی چرا بازی....؟

نقاب از چهره ات بردار دیگر پرده افتاده ست

جهان میدان بازی هاست اما تا کجا بازی؟

63778
نام: sara
شهر: .
تاریخ: 2/12/2009 12:44:07 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه عزيزان اهل دل:
سلام به خواهر عزيزم عبدالفاطمه ...چه خوب كه يادي ازحرف دل كرديد اميدوارم بتونيم دوباره از نوشته هاي زيباتون استفاده كنيم.
سلام به ايمان عزيز و همچنين مريم خانوم كه مدتيه نيستن...سلام به چه فرقي ميكنه گرامي...ممنون از توصيه تون ...ياداوري خيلي مهمي بود .همه ما تا نام خدا رو صدا نزنيم و تا سبك نشيم نميدونيم كه واقعا چه مسائلي روحمونرو سنگين كرده و از چه چيزهايي بايد دل بكنيم...انا عبدك الضعيف الذليل ...ما همه ضعيفم ...هيچكسي نميدونه تو دل كسي چي ميگذره حتي خود ادم هم بيشتر از اينكه به حال خودش اگاه باشه تو غفلته و اينهم از توفيقات الهيه كه به ادم ياد داده كه قبل از اينكه به فكر پرواز باشه اول بايد پاي شكسته شرو علاج كنه ...و چه كسي ميتونه ادعا كنه كه بري از گناهو مرضهاي روحيست??

اونچه كه بنده درونا حسش ميكنم اينه كه تا ما خودمونرو و جسممونرو پاك نكنيم نميتونيم روح پاك الهيرو حسش كنيم....بالعكس وقتي كه از نظر فكري و جسمي ضعيف باشيم نفسمون بيشترپذيراي ورود ارواح ناپاكو شيطاني بدرون حياتمونه...بهر حال چون ما بيشتر در حالت ضعف هستيم طبيعتا سخته برامون كه با قدرتهاي شيطاني مبارزه كنيم لذا خداوند از ما خواسته كه زندگي خودرو دردست نيروي بزرگ و حكيمانه او قراربديم...و نامهاي اورو صدا بزنيم و از طريق دعاها خودمون رو از شر نيروهاي منفي در امنيت الهي داخل كنيم ...
ضمنا دعا به اين مفهومه كه ما از همه چیز آگاه نیستیمو دائما بايد ازخداوند بخوايم كه فكر، احساس، انگیزه‌ها و خواسته‌ها و به طور كلی تمام وجودمارو پاكو خالص نگه داره و نذاره شيطان بدرون ما راه پيدا كنه...برخي ذكرها مثل همين ذكري كه فرموديد تاثير بسيار زيادي دارن و يا ذكرهايي مثل لا اله الا الله یا تسبیحات اربعه که در حالت کلی بر روي تمام دريچه هاي ورود انرژي به بدن موثرند....ومسلما بايد توام با تمركزو تجويد صحيحو با اگاهي گفته بشن...در اخر بازم متشكرم از توجهتون و از شما و ديگر عزيزان ميخوام كه صادقانه و خالصانه براي پاك شدنو پاك موندن همديگه دعا بكنيم ...خداحافظ همگي
63777
نام: حسن
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 2/12/2009 12:38:34 PM
کاربر مهمان
  جان مولا هر که هستی مرد باش
63776
نام: نیاز
شهر: تبریز
تاریخ: 2/12/2009 12:38:30 PM
کاربر مهمان
  شاید روزی دگر...

سخت بی تاب و درد ناک.....

ثانیه ها به سختی قرنی می گذرد....

چشمانم هنوز رد نگاه تورا که ....

در پی اعماق وجودم رهیده بودی ...

جستجو می کرد...

دستان سرد و یخ زده من ....

در جستجوی دستان تو....

دیدارت را برایم عقده کرده است....

و می دانم که در اخر قصه...

میان ابرها...صدای گرم تو ...

و مرغان دریایی در اوج....

اخر به هم میرسیم....به زودی زود....

خونی از جنس لیلی ....

در رگهایم تو را فریاد می زند....

من به تو میرسم....به زودی زود...




63775
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 2/12/2009 12:22:03 PM
کاربر مهمان
  خدایا
خدایا
خدایا بعضی وقتا خیلی قشنگ دستمو می گیری ، خودت منو می بری به هر سرزمینی که دلت بخواد . خودت هر جوری که دلت بخواد ، پل می ذاری سر راهم و هر جا که خطرناک می بینی برام، یه نشونی می دی بهم ، یه علامت ، یه عبور ممنوع!
و جالب اینجاست که نمی فهمم!به جای بازگشت سعی می کنم تابلو هاتو از جا بکنم تا دیگه عبور ممنوع نباشه . سعی می کنم یه رنگ دیگه بگیرم! خدایا تا اینجا باهام بودی ، از اینجا به بعد هم توکل بر تو! اگه خلاف رفتم سرمو بزن به سنگ.
خدایا خیلی جاها آبرومو خریدی . خیلی جاها هوامو داشتی و من یکبار هم تشکر نکردم اما خودت می دونی که توی دلم ، یه کلبه ی روشن دارم مخصوص تو ، کمک کن چراغش همیشه روشن باشه.
خدایا ممنون
خدایا شکرت
الهی الحمدلله علی کل حال
63774
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 2/12/2009 12:03:41 PM
کاربر مهمان
  سلام به خدا


ایمان خوبم سلام خوبین خانم ؟
سلام به همه
توی این یکی دو هفته انقدر حرف برای گفتن داشتم که نمی دونم کدوم رو بگم. ولی همش حرف دله

63773
نام: ایمان (به نیابت از امیدوار گرامی )
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 2/12/2009 11:25:37 AM
کاربر مهمان
  دراستانه فرارسيدن *اربعين حسيني*ختم دسته جمعي*زيارت اربعين*درروز20صفربه نيت سلامتي وتعجيل درظهورصاحب الزمان(عج)وبراورده شدن حاجات ورفع گرفتاري مسلمين وشفاي عاجل همه بيماران.
*****************************************
ختم1:اميدوار
ختم2:اميدوارتقديم به همه دوستان حرف دل بويژه اقاشهاب گرانقدر
ختم3:چه فرقي مي كنه بزرگوار
ختم4:زنده يادخانم سادات گرامي
ختم5:زنده يادشمسي خانم گرامي

ختم6:اقاپيام محترم
ختم7:نيازمحترم.تبريز
ختم8:ياس سفيدگرامي.كوچه بني هاشم
ختم9:هادي گرامي.عشق اباد
ختم10:هادي گرامي هديه به اقاشهاب ارجمند

ختم11:انسيه محترم.تنهايي وانتظار
ختم12:ايمان محترم.توكل به خدا(ازلطف شماسپاسگزارم)
ختم13:زنده يادهمسرگرامي ايمان
ختم14:ياس سفيدارجمند
ختم15:گمنام محترم.كاشكي كربلا

ختم16:م گرامي.نگم بهتره
ختم17:نيلوفرانه ارجمند.كوير
ختم18:فريال محترم.تهران
ختم19:سلام گرامي.مشهد
ختم20:مهديه خانم محترم.ايران

ختم21:آواره ی حسین (ع) از بین الحرمین
ختم ۲۲: یاس سفید از کوچه بنی هاشم به نیت آقا شهاب
ختم ۲۳ : یاس سفید از کوچه بنی هاشم به نیت شهید باکری
ختم ۲۴: یاس سفید از کوچه بنی هاشم به نیت شهید همت
ختم ۲۵: یاس سفید از کوچه بنی هاشم به نیت قاصدک


ختم ۲۶: یاس سفید از کوچه بنی هاشم به نیت علی اصغر (ع)
ختم ۲۷: یاس سفید از کوچه بنی هاشم به نیت زینب کبری (س)
ختم ۲۸ : سارای گرامی از مشهد الرضا
ختم ۲۹ : مریم گرامی از انتظار بهار و بارون
ختم ۳۰:



************************
*بزرگواران محترم اسامي شريف خودياعزيزانتان رابراي ثبت اعلام بفرماييد.

التماس دعا...
***اللهم صل علي محمدوال محمدوعجل فرجهم***
<<ابتدا <قبلی 6384 6383 6382 6381 6380 6379 6378 6377 6376 6375 6374 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6379&mode=print