هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63632
نام: نیایش
شهر: هفت آسمان
تاریخ: 2/8/2009 4:10:36 PM
کاربر مهمان
  سلام راستش اصلاً نمی دانم چه باید بگم خیلی اتفاقی بااین سایت آشنا شدم ولی دوست دارم به تمام کسانی که این حرف دل را می خوانند بگوییم که من تازه به از ۲۰ سال بهار زندگی دوباره متولد شدم تا فهمیدم که هستم و خدایم کیست و آزاد شدم از هرچه قید و بند است ار هرچه وابستگی به مثال یک پر آزادانه در هفت آسمان می چرخم راستی دعایی توی قنوتم بعد از دعای فرج اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک انشاا... برایم دعا کنید که خدا به این بنده ناچیز خودش نگاه کند
63631
نام: mosalman
شهر: hildesheim-germany
تاریخ: 2/8/2009 4:02:38 PM
کاربر مهمان
  سلام
دستتون درد نکنه من در آلمان هستم و نمیدونستم اوقات شرع کی‌ هست. الان فهمیدم. امیدوارم در دنیا و اخرت خدا بهتون خیر بدهد
63630
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 2/8/2009 3:00:16 PM
کاربر مهمان
  مولای من....... محبوب دلم........... گل نرگسم............ اگه تو دستمو نگیری به کی باید پناه ببرم؟ اگه تو دلمو صاحب نشی به کی دلمو و با همه غربتها و دلتنگی هاش بسپرم؟

اقا جون...... مهدی جان...........مولا..........

63629
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 2/8/2009 2:35:08 PM
کاربر مهمان
  یاد امام و شهدا دل و میبره کرببلا

مجنون الحسین برادر دلمونو بردی کربلا، یاد روزهای جبهه ای بخیر، یاد اون روزا که بهمون خرده میگرفتن بابا شماها اینجا چیکار میکنید ؟ یادش بخیر راهمون نمیدادن، یاد همه بچه های اون زمان بخیر.

یا علی و یا فاطمه
63628
نام: اعتماد
شهر: شاهرود
تاریخ: 2/8/2009 2:30:22 PM
کاربر مهمان
  سلام
از کجا شروع کنم؟؟؟؟؟؟؟
از کی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟
از جوانی که نمیداند کیست؟
و یا از بزرگترهایی که خود را اشتباهی یافتن؟
و یا از خواصی که خیال میکنند بهشت را سند زدند؟
چرا اینقدر فاصله؟
وقتی از یکی از خواص سوال کردم چرا تو دانشگاه اینقدر از کسایی که به تو و اگاهی تو احتیاج دارند فاصله میگیری؟ گفت اخه اگه با اونا باشم برام بده
گفتم اونا که همش گناه نمیکنن
گفت میدونم بالاخره برا من ترک اولی است
کسی نیست ایا به او بگوید مگر تو بدون هیچ گناهی هستی که حالا اینقدر به فکر ترک اولی؟اگر راست میگویی چرا بس اقای ما هنوز تنهاست و نمیاد؟
یادمون نره تا وقتی از دیگران فاصله بگیریم نمیتوانیم کمکشان کنیم
اگر مردیم مواظب حلال و حرام و حق همسایه باشیم
63627
نام: sara
شهر: .
تاریخ: 2/8/2009 1:34:36 PM
کاربر مهمان
  ...دين اسلام با معتقدين به اديان ديگه ستيز نداره واونهارو مجبور نمي‌كنه كه از آيين خودشون دست بكشن و از اسلام تبعيت كنن بلكه اونهارو دعوت مي‌كنه تا نسبت به تحريفاتي كه در دينشون شده و نسبت به دستورات پيشرفته تري كه براشون نازل شده با تعمق و تفكر برخورد كنن...
خداوند در سوره بقره آيه 62 مي‌فرمايد:
ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
يعني كساني كه ايمان آوردند (مسلمان شدند) و كساني كه يهودي و نصراني و صابئي شدند، هر يك كه ايمان به خداوند و روز قيامت آورده و عمل صالح انجام دادند، پاداش ايشان نزد پروردگارشان محفوظ مي‌باشد، ترسي بر اينان نيست و براي آنها هيچگونه اندوهي نمي‌باشد.
اونچه كه مهمه اينه كه هر كسي با هر ديني فقط تا اونجاييكه اخلال در نظم عمومي جامعه اسلامي نكنه مختاره كه به ايين خودش عمل كنه ...اگرخداوند اديان آسماني رو به وحدت فرا مي خونه و ميگه همه اديان بيان زير پرچم توحيد و دست از اختلافو سم پاشي بردارن براي حفظ و صيانت حيات اجتماعي انسانهاست...بگو اى پیروان کتاب (هاى آسمانى) بیایید همگى اصلى را که میان ما و شما مشترک است‏به پا داریم و آن این که جز خدا کسى را نپرستیم و چیزى را شریک او قرار ندهیم اگر روى برگردانیدند بگویید گواه باشید ما مسلمانیم (تسلیم خدا هستیم).

قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سواءبيننا وبينكم الا نعبد الا الله ولا نشرك به شيءا ولا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله.(آل عمران /46)
هنگامي كه همگان بنده و فرمانبردار خداي يكتا شوند و غير اورا نپرستند ،در صفي واحد قرار مي گيرند وجامعه واحدي مي گردد..خدا در آيه 93 و 94 انبيا مي فرمايد :اين است امت شما انسانها.امتي واحد پس مرا بپرستيد.روح اتحاد به انسانهاي حقيقي اختصاص دارد و حيوانها وحيوان صفتان از آن محرومند.
مومنان كه انسانهاي واقعي هستند ،مانند نفس واحده اند و كافران وحدت ونظم جامعه را بهم ميزنن..اونچه كه از انسانها انتظار ميره اعتقاد به يك خداست تا در سايه اين اعتقاد بتونن مثل انسان با هم ديگه رفتار كنن ...دين امر كثرت پذيري نيست و دين نزد خداوند دين اسلام و توحيده و اصول تمام مذاهب تسليم در برابر خدا و نفي غير اوست..شریعت هم همان آموزه‏هاى علمى و اخلاقيه که با اختلاف استعداد و توان امتها و شرایط گوناگونى که براشون وجود اشته داراي اختلاف بوده اند... پس اگر اصل توحيد در همه مذاهبررعايت شده چه جايي براي تعصبات مذهبي باقي ميمونه???و ايا بهتر نيست بجاي درگيري بدنبال اشتي باشند???مذاهب گوناگون مى‏تونن در کنار هم زندگى مسالمت‏آمیز داشته باشن و نيازي هم نيست هي تو سر هم بزنن و كد بيارن كه يكي بگه دين تو پذيرفته نيست و اون يكي بگه نه دين خودت پذيرفته نيست!!!اهميت دين در تاثيريه كه بروي انسانها ميزاره و شخصيتشونرو متحول ميكنه نبايد دائما در باب رد يا صحت اونها صحبت كرد...اگر بزعم خود ما كه شيعه دوازده امامي هستيم ولي اين تدين هيچ تاثيري در رشد شخصيت ما نداشته باشه ايا اين دينداري داراي احترامه??دين اگر دين باشه شخصيت ادمارو از خودمحوري بسوي خدامحوري سوق ميده و هدف اصلي دين همينه و كليه احكام عملي دين در حكم صدفي هستن براي گوهر دين... اسلام روي اصول مشترك تاكيد داره و انسانهارو دعوت به زندگي مسالمت اميز ميكنه و ضمنا دعوت اسلام براي داشتن اين زندگي مسالمت اميز يعني به رسميت شناختن حقوق همديگه و براى حفظ کرامت انسانی ميتونه باشه و نه صحه نهادن
63626
نام: .
شهر: .
تاریخ: 2/8/2009 1:21:25 PM
کاربر مهمان
  با سلام به همه و خواهر عزيزم ايمان... و درجواب شما ميتونم بگم كه:

اولا اينكه چون انسان يه حقيقت واحده پس خداوند كه مسئول پرورش اونه يه دين رو براي او برسميت ميشناسه و اون تسليم دربرابر خداست..جز تسليم دربرابر خدا هيچ ديني مقبول حق تعالي نيست. ثانياً: خدا دو تا دين نداره و دو گونه دستور ارائه نمي‌ده، چنان كه قرآن هم اين حقيقت را يادآور مي‌شه:ان الدين عندالله الاسلام

امااديان به معني تكامل دينه و نه تعدد دين... حقيقت دين يكيه كه گاهي مراحل نازلش ظاهر مي‌شده و گاهي مراحل مياني واعلاش تجلي مي‌كنه ...
اصول و كليات دين هيچوقت عوض نشده...به بيان ديگه دين واحد ثابته اما شريعت متعدد و متغير و مي‌تواند موقت باشه..
دين نيومده جز براي هدايت و در پذيرش هدايت انسان حق انتخاب داره...جايگاه ايمانو اعتقاد در قلب انسانهاست و فشارو زور در قلب نتيجه عكس ميده...لزوم جوابگويي و مسؤوليت در برابر اعمال، نشون‌دهنده آزادي و اختياره، زيرا مسؤوليت بدون اختيار معنا ندارد...و ارزش انسان به انتخاباشه. و براي اين انتخاب آزاده و هيچ اكراه و اجباري بر او نيست...خداوند هيچ موقع با زورو تهديد نميخواد كسيرو مسلمون كنه....وظيفه پيامبران هم فقط تبليغ و ارشاد بوده...پيامبرا هيچوقت با جنگ دينرو تحميل نميكنند اگر هم جنگي بوده براي ازبين بردن موانعي بوده كه باعث ميشده جلوي رشدو اگاهي مردم گرفته بشه...
و امااينكه شما مسئله جزيه و جنگ با اهل كتابو مطرح كرديد بايد ابتدا تعريف ميكرديد كه اصلا جزيه چي بودهو درثاني از نقطه نظر قوانين الهي جنگ چه معنايي داره كه تا حد بضاعت فكريم بنده اينكارو كردم...جزيه ماليات سرانه اى بوده كه اهل كتاب اونو در هر سال، به دولت اسلامى مى دادن و علت قرار دادن ماليات سرانه اين بوده كه چون كشورهاى اونا به دست مسلمانان اداره مى شده و يا چون اقليت بودن، دولت اسلامى مجبور بوده كه حفاظت و نظم و امنيت آنها را به عهده بگيره از اين لحاظ لازم بود ماليات عادلانه اى از هر فرد كه اسلام را نپذيرفته دريافت شه تا در قلمرو اسلام زندگي خود رو تامين كننو تقريبا معادل زكات مسلمونا بودهو زنان و کودکان و مردماني که عليل و مصدوم بودند و رهبانان تارک دنيا از پرداخت جزيه معاف بودن...و اين نوع ماليات از نامسلمانان عربي که بت پرست يا مرتد بودن پذيرفته نميشد، آنان يا بايد اسلام ميپذيرفتند ياميجنگيدند. ولي نصاري و يهود و مجوس و بت پرستان غيرعرب ميان سه امر مخير بودن: اسلام آوردن ، جنگ يا جزيه و مقصود مسلمانان از اين عمل اتحاد اعراب بود...جزیه در میان ملل متمدن قدیم وقبل از اسلام هم وجود داشته و در واقع جزيه گرفتن به مفهوم داشتن زندگي مسالمت اميزدركنار يكديگر بوده...اينكه به تمام زمانها بشه تسريش داد يانه يه بحثه ديگست....
اما درباره ايه قل يا ايهالكافرون درست فرموديدكه معنيش ميشه نه من دين شمارو ميپذيرم نه شما دين منرو اما يه معني ديگري هم ميتونه توي اين ايه نهفته باشه و اون اينه كه بابا هر كس هرديني داره سروكارش با خداست و اينوسط پيامبر فقط ماموره كه دين حقيقي رو به مردم معرف كنه....و اگر هم كسي مخالفت كرد تا اونجاييكه مسئله ساز نباشه به حال خودش رهاش كنن...چراكه باز هم تكرار ميكنم انسان در انتخاب دين ازاده و نه مجبور لكم دينكم ولي دين ...اما صف ها بايد از هم مشخص باشه...دين اسلام با معتقدين به اديان ديگه ستيز نداره واونهارو مجبور نمي‌كنه كه از آيين خودشون دست بكشن و از اسلام تبعيت كنن بلكه اونهارو دعوت مي‌كنه تا نسبت به تحريفاتي كه در دينشون شده
63625
نام: ملیحه
شهر: مشهد
تاریخ: 2/8/2009 1:16:52 PM
کاربر مهمان
  هیچی فقط آرامش و رسیدن به معبود الهی و عشق من به..
63624
نام: مهبوط
شهر: تهران
تاریخ: 2/8/2009 12:44:45 PM
کاربر مهمان
  سید مرتضی برام دعا کن، خودم که به دعاهایی که می کنم امیدوار نیستم شاید، شاید که نه، حتما دعاهای شماآسمانیان در حق مازمینیان مستجاب می شه.
منتظرم...
63623
نام: مجنون‌الحسين
شهر: غرب دجله
تاریخ: 2/8/2009 12:18:11 PM
کاربر مهمان
  به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود

السلام عليك يا ابا عبدالله

مشغول ساختن سنگر فرماندهى بوديم، با چند نفر از بچه‌هاى سرباز وظيفه و تعدادى از بچه‌هاى بسيجى و سپاهى. حميد يكى از بچه‌هاى بسيجى هم اونجا بود. همينطور كه گونيها رو روى هم ميذاشت يكباره گفت:
«نميدونم تموم شدن اين سنگر رو مى‌بينم يا نه»، من با آرامش و خيلى خونسرد با خنده گفتم: اين ديگه چه حرفيه، همين الان چند تا از اين گونيها رو روى هم ميذاريم وتموم ميشه. به آرومى يه گونى روى گونى قبل گذاشتم. حميد نگاهم كرد و جواب داد: نه مشخص نيست، شايد سقف اين آسايشگاه رو نبينيم، در همين گفت و شنود بوديم كه يه خمپاره تو صد مترى ما به زمين خورد. همه خوابيدن بعد از چند دقيقه همگى بلند شديم و مشغول گرفتن گرد و خاك از سر و صورت و لباسامون شديم كه يهو متوجه شدم كه حميد هنوز بلند نشده، زير بغلشو گرفتيو بلندش كرديم. وقتى بلندش كرديم اونوقت معناى حرفاى لحظات قبل اونو فهميدم. يك تركش خمپاره درست به شاهرگ حميد خورده بود و شهيد شده بود. شهيد حميد نظرى نه اولين شهيد جنگ بود و نه آخرين، اما او هم مانند هزاران شهيد دشتهاى خون و آتش، بوى شهادت رو كه ميگن نزديكترين بو به بوى بهشته استشمام كرده بود.

يادش گرامي و راهش پر رهرو باد

امان از فراموشي لاله‌ها ........

يا علي مددي

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
<<ابتدا <قبلی 6369 6368 6367 6366 6365 6364 6363 6362 6361 6360 6359 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6364&mode=print