هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63572
نام: سلام
شهر: مشهد
تاریخ: 2/7/2009 12:21:05 AM
کاربر مهمان
  سلام
نمیدونم چرا ولی با اینکه خیلی اینجا چیزی ننوشتم و بیشتر ببیننده بودم، منم دلم گرفت وقتی مطلب آقا شهاب رو دیدم. خیلی نمیشناسمتون ولی با این جمع احساس صمیمیت بیشتری دارم تا با دوستایی که الان دور و برم هستن. خیلی وقته که شرایط جوری شده که از هم تیپام دور افتادم، ولی خوشحالم که اینجا می تونم با کسانی بهتر از خودم حرف بزنم وحرفاشونو بشنوم.
برای همتون آرزوی بهروزی دارم.
التماس دعا
63571
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 2/7/2009 12:09:42 AM
کاربر مهمان
  من نمیدونم اینجاچه خبره؟؟؟؟؟؟؟ چه اتفاقی داره می افته؟؟؟؟؟؟؟؟ گیج شدم حسابی.......

یکی بگه چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟ آقاشهاب چی میگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حلالیت برای چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی می خوادباغ روبزاره وبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای همیشه؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی جواب بده.............

دراولین ساعات بعدازامتحان که اومده بودم انرژی بگیرم یه دفعه مطلب آقاشهاب رودیدم...

گیج شدم.....

اگه داره میره دلیلش چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرااینقدرغمناک ؟؟؟؟؟؟؟؟ فکرنمی کنه دل بچه هامی گیره؟؟؟؟؟؟؟؟

اینه رسمش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

63570
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 2/6/2009 11:37:44 PM
کاربر مهمان
  درتپش افتاده امشب قلب من

می تپدبانام زهرا(س)قلب من

درهوای ابری چشم ترم

زیرباران می زندزهرا(س)قدم

بارش باران سحرگه دیدنی ست

کوکب باران زده بوئیدنیست

من که امشب مست بوی کوکبم

تاسحرچشم انتظارمادرم

یامادرسادات مددی
63569
نام: فائزه
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 2/6/2009 10:45:16 PM
کاربر مهمان
  سلام به اهالی مهربون حرف دل
********************************************

*** سلام به ایمان بزرگوار حرف دل ، اقا شهاب گرامی ، ستاره عزیز ،چراغ هدایت محترم ، یاس سفید عزیز ، فریال عزیز ( که برای خودت و خانوادت به خصوص برادر عزیزت اگه خدا قبول کنه دعا میکنم )، سبکبار عزیز ، فاطر گرامی ،انسیه عزیز ، چه فرقی میکنه بزرگوار ،دلشکسته گرامی و همه عزیزان حرف دل .

*** یاس عزیز من هنوز براتون نماز حاجت می خونم و اگه خدا قبول کنه دعا میکنم بهتر شدید ؟


*** فریال عزیز و ستاره گرامی خوش به حالتون که دارید میرید جنوب ،آخه من بی لیاقت هنوز طلبیده نشدم یه خواهش ازتون میکنم وقتی رسیدید به طلائیه سلام من رو هم به شهدا برسونید و این شعر رو از طرف من بنویسید و ورودی طلائیه بزارید توی خاک به حاج همت بگید که یادم میمونه که منو خونشون راه ندادن و در خونشون رو به روم بستن .

ای پیک رازدان خبر یار ما بگو

احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور

با یار آشنا سخن آشنا بگو

بر هم چو میزد آن سر زلفین مشک بار

با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو

گر دیگرت بر آن سر دولت گذر بود

بعد از ادای خدمتو احز دعا بگو

هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر

شاهانه ماجرای گناه گدا بگو


آقا سید مرتضی من با همه بدیهام به سایت شما پناه آوردم شما دیگه چرا منو راه نمیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خودتون رفتید شهید شدید و راهت از این دنیا و ما رو تنها گذاشتید که حالا برای اومدن به خونتون باید این همه التماس کنم .

این یه هفته که نبودم بازم حال خوب نبود نتونستم بیام و بنویسم . ولی این بار دیگه تا زمانی که آقا سید منو نطلبه نمیام به سایتش تا با خبر نشم و زجر نکشم که یه سری دعوت شدن و من سر جای خودم دارم درجا میزنم .

خدایا دلم شکسته مگه تو نگفتی که توی دل های شکسته جا داری ؟؟؟؟ چرا اشک هام رو ازم گرفتی ؟؟؟؟؟؟چند ماه هست که دیگه چیزی ندارم که با ریختنش آروم بشم . چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


التماس دعا از همه عزیزان.
63568
نام: سمیه
شهر: مشهد
تاریخ: 2/6/2009 10:35:55 PM
کاربر مهمان
  سلام به تک تک دوستای خوبی که اینجا هوای همو دارن و از دلشون می نویسن
خیلی وقته با این سایت آشنا شدم (بیشتر از یک سال) ولی این فقط بار دومی یه که دارم می نویسم، قبلا نمی دونستم چطوری بنویسم هنوز اینجا غریبیم می کرد. همیشه دنبال جایی می گشتم که همه ی دوروبری هام مثل خودم فکر کنن ولی هرچند تا حالا دوستای خیلی خوب زیاد داشتم ولی اینکه حرف دلمو بزنن نه متاسفانه. اینکه اطرافیانم مثل خودم فکر کنن و به دنیا نگاه کنن خیلی کم بودن، برای همین همیشه احساس تنهایی حتی تو جمع عذابم می داد.
اینجا احساس می کنم همه یا مثل من هستن یا بهتر از من اند، حالا دیگه راحت می تونم بنویسم.
بعضی وقتا احساس می کنم خوشبخت تر از من وجود نداره ولی بعضی وقتا هم مشکلات دیگه کاسه ی صبرمو لبریز می کنه و از همه چیز سیر میشم، خجالت می کشم که بگم، ولی بعضی وقتا از خدا گله می کنم که چرا منو خلق کرد؟ خیلی بده ولی باز هم حتی همون وقتا خدا رو حس می کنم و از ته قلب دوستش دارم
الانم تقریبا یه همچین حالی دارم ولی نه به اون شدت که گفتم...
از همتون التماس دعا دارم...
63567
نام: نیلوفرانه
شهر: کویر
تاریخ: 2/6/2009 8:47:56 PM
کاربر مهمان
  خدایا به من اراده انجام کارهای بزرگ بده
63566
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 2/6/2009 7:33:36 PM
کاربر مهمان
  وأعوذُبکَ مِن شرِّنَفسی وَهَمَزاتِ الشیاطین

به نام کریم کارسازورحیم بنده نواز

باسلام به بچه های باصفای حرف دل

باسلام به ایمان گرامی (ازاون دعای مادرانتون می خوام)،چراغ هدایت(سلام منوبه آقام برسون .باخواندن مطلبتون دلم گرفت .هرجاهستیدسلامت باشیدوالتماس دعا)،

فائزه محترم،دلشکسته گرامی،سبکباربزرگوار(برای اینکه شهیدبشیم دررکاب آقامون صلواتی بفرست)،چه فرقی می کنه بزرگوار،خروش بزرگوار،انسیه گرامی،

بنده خداگرامی،فریال محترم،نیازگرامی(خیلی خوشحالم که باخواندن دعای عهدحس خوبی داری. منم دعاکن)امیدوارگرامی،ستاره محترم(عازم شدی به سلامتی؟)،

هدهدغریب صباگرامی،مریم خانمهای محترم،بی نام ونشان ازهمین اطراف (ازتون خبری نیست؟ازتون سؤالاتی داشتم اگه مایل به پاسخ باشید.) گمنام محترم،

باران گرامی،گمشده گرامی (بهترشدید؟) ساراخانمهای محترم،مهدیه گرامی(خداروشکرمی کنم که دوستان خوبی درگروه ختم هستن .من ازروزاول ازخداخواستم

خوبای درگاه خدا ثبت نام کنن تاشایدازبرکت وجودآنهاخداهم یه نظری به دل من بکنه.خیلی خوشحالم کردی خانمی ممنونم.برای منم دعاکن).

آقاشهاب بزرگوار،غریب گرامی ازعاشق وطن (ازتون خبری نیست؟مشکلتون حل شد؟)مسافرگرامی،مجنون الحسین گرامی،

گل نرگس بزرگوار،فاطرمحترم،یاس گرامی،م گرامی،مقدادگرامی وتمامی دوستانی که نامشان درذهنم نیست ولی همیشه دعاگویشان هستم .

خداقوت

به دوستانی که تازه به باغ شهیدآوینی آمدندخیرمقدم می گویم .

به مددخداوندباریتعالی امتحاناتم به پایان رسید.خیلی دلم برای باغ سیدمرتضی وبچه هاش تنگ شده بود.هرروزبهتون سرمی زدم وجویای احوالتون بودم ولی فرصت

نوشتن نداشتم.امیدوارم همه بچه هازیرسایه آقامون صاحب الزمان (عج)سلامت باشندوخداوندمتعال این محبتهاروبیشتربفرماید.وهرگونه بلیاتی راازاین باغ به دورکند.

وهیچ ساکنی ازاین سرزمین مهربونی بارنبنددونرود. زیبایی این باغ، به صاحب باغ ،آقاسیدمرتضی وبچه های قدیمی وجدیدشه .که غیبت هرکدوم باعث ناراحتی

ودلتنگی صاحب باغ وساکنین این سرزمین مهربونی میشه . اگه یه روزی هم غایب شدیم اول پیش آقاسیدمرتضی بریم وغیبتمونوموجه کنیم وبعدبه دوستامون که از

غیبت مانگرانمون بودن بگیم که اگه غایب بودیم ولی به یادشون بودیموماروببخشند.نکنه یه روزبی خبربریموازمون خبری نشه. دل آقاسیدمرتضی می گیره ها.

دوستامون نگرانمون میشنا . وقتی اومدیم تواین باغ تودلمون با آقاسیدمرتضی عهدبستیم ونسبت به تک تک دوستامون وظیفه داریم.

فراموش نکنیم که مادیگه فقط مال خودمون نیستیم مابرای باغ شهیدآوینی هستیموبچه های اون .پس:

یه یاعلی بگیموباغ روباحضورمون گلبارون کنیم . ورضایت آقاسیدمرتضی روباجان ودل حس کنیم.

خداروشکرمی کنم که بهم لیاقت دادمنم عضوکوچکی ازاین باغ بی انتهابشموبنویسم . هرچندکوتاه ومختصر.

ولی همین که درباغ آقاسیدمرتضی می نویسم دلم شادمیشه وکلی روحیه می گیرم.

وقتی هم نمی تونم بنویسم میامومی بینم بچه هاخیلی فعال می نویسن بازم دلم شادمیشه وروحیه می گیرم.

انگارکه این قلمهاهمه ازقلم آقاسیدمرتضی ست وفرقی نمی کنه به چه نامی ونشونی .

مهم اینه که آقاسیدمرتضی همه مونودعوت کرده به باغش وقلمشوداده تودستمون تابنویسیم .........
63565
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 2/6/2009 6:13:09 PM
کاربر مهمان
  وأعوذُبکَ مِن شرِّنَفسی وَهَمَزاتِ الشیاطین

به نام کریم کارسازورحیم بنده نواز

هنوزعطردل انگیزشهادت وایثاردرفضای این لشگربه مشام می رسد.

حضرت آیت الله خامنه ای (رضوان الله)

الهی به آنان که پرپرشدند

پراززخم های مکررشدند

به آنان که همت مثال آمدند

به شوق حریم وصال آمدند

به آنان که مست ولامی شدند

بلادربلا،کربلامی شدند

به آنان که زخمی ترین بوده اند

شهیدان میدان مین بوده اند

به آنان که بالی رهاداشتند

گذرنامه کربلاداشتند

به آنان که ازمهرفرزندخویش

بریدندیکباره پیوندخویش

بریدندتاوصل آسان شود

نیستانه درد،درمان شود

بریدندتاعشق جاری شود

که ازعاشقی پاسداری شود

به آنان که چون کربلایی شدند

پرازلحظه های خدایی شدند

همانان که روح روان داشتند

سفرنامه آسمان داشتند

ازآنان که تنهاپلاکی به جاست

کمی استخوانی،مشت خاکی به جاست

به رمزی که چون نام خیبرگرفت

غریبانه ازمابرادرگرفت

به رمزی که چون نام زهرا(س)گرفت

به پهلوی مادرد،مأواگرفت

سه راه شهادت،پل خیبری

عبورازخطرهمت حیدری

خوشاچون عزیزان بسیجی شدن

پرازآتش (آر- پی - جی) شدن

خوشاچشم برآسمان داشتن

درآفاق رایت برافراشتن

بده ساقیارخصتی بیشتر

به می خوارگان فرصتی بیشتر

بده ساقی آن مِی که پرمایه است

که باجزشهادت نیایدبه دست

برای اینکه شهیدبشی صلوات بفرست

التماس دعا
63564
نام: قریبه
شهر: تهران
تاریخ: 2/6/2009 5:54:02 PM
کاربر مهمان
  سلام نمی دونم تو سالنامه بنویسم دوست داری یا اینجا؟
دلم برات تنگ شده!!!!چیه مگه گناکارا دلتنگ نمیشن؟
میدونی چند وقته بهشت زهرا راهم ندادید؟غروب جمعه ای یه دفعه دلم گرفت گفتم مثه همیشه بیام دلتنگیام رو با تو تقسیم کنم سید یه عالمه بغض تو گلومه که با این اشکا آروم نمیشه تو رو خدا دعا کن بتونم داد بزنم و این بغض رو رها کنم دارم دیونه میشم به خدا منم از این همه بدقولی خسته شدم تو رو خدا دعا کن ارادم قوی بشه یا وقتی دارم گناه میکنم یادم بیاد که:شاید این جمعه بیاید شاید!
63563
نام: ملیحه
شهر: .
تاریخ: 2/6/2009 4:51:07 PM
کاربر مهمان
  قال علی(ع): الصُّمتُ، نور - سکوت، نور است
سلام، یک حاشیه ی ناقابل به نظرم رسیده که می نویسم:

سخن گفتن، تنها مقدمه ی کوتاهی بر متن مشروحِ سکوت است. اما عرصه ی پر برکت سکوت را هیچگاه از محک سخن گفتن محروم نکنید.

<<ابتدا <قبلی 6363 6362 6361 6360 6359 6358 6357 6356 6355 6354 6353 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6358&mode=print