هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63362
نام: باران
شهر: دوست دارم کربلا باشه
تاریخ: 2/1/2009 11:27:48 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا اباعبدالله
سلام به همگی و عرض تسلیت...



شاپرک بابای من گم شده اونو ندیدی????
کاش میشد میرفتی و تو قتلگاه میگردیدی
شاپرک نشین رو شونم شونه هام درد میکنه
خبر از بابام بیار اگه رو نیزه پریدی
پروانه یه بوسه من بهت میدم امانتی
بده به بابام اگه به چاک لبهاش رسیدی....




دعاکنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش
یازهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا
63361
نام: امیر عباس
شهر: ادب
تاریخ: 2/1/2009 11:10:15 AM
کاربر مهمان
  یکی از شما از دوستان پرسیده بودید من چه جوری مسلمان شدم من دوست پسری بودم که همه امید منِ پسر بود. اسمش سید مجتبی بود من تا وقتی با سید مجتبی بودم مشکلی غمی ونه هیچ چیز دیگر نداشتم اون تکیه گاه بود ومن به آن تکیه کرده بودم. اون یه مادر داشت که در جوانی شهیدش کرده بودند به اون مادر بزگوار خانم حضرت فاطمه زهرا میگفتند من عاشق مادر ش بودم اون کم کم منو با امام حسین وحضرت ابالفضل آشنا کرد من اسمم امیر عباس نبود چون عاشق حضرت عباس بودم اسمم را گذاشتم اسمم و گذاشتم امیر عباس البته کسی را نداشتم صدام کنه امیر عباس تا وقتی میشنوم کلی افتخار کنم خلاصه من تا یه روزی این سید مجتبی بود همه چی خوب بود وقتی چشمش رو از این دنیا بست من تنها شدم چون من تو این دنیا هیچکی را ندارم خیلی تنهام تنها تر از اونی که شما فکر کنید انگار ایمانم با سید مجتبی بود اون که رفت همه چی تمام شد. تا اینکه یه روزی از یک رابطه عشقی زمین خوردم حالا فکر می کنم دیگه خدا و اهل بیت منو نمی بخشند چون خیلی تو محرم ازشون در خواست کردم دست من تنها وبی کس را بگیرند ولی انگار دلشون از من خیلی پره که دیگه نگاهم نمی کنند خوش بحال شما از اول با علی و زهرا انس داشتید بچه های حرف دل من عموما نوشته های شمارا می خوانم تا اینکه نظری بدم چون من خیلی گناه کارم ودوست ندارم سایت نورانی شما را تاریک کنم
من از تمام دوستان بزگتر مثل شهاب بزرگوار ایمان عزیز یاس سفید سارا خانم واز تمام کسانی که تو حرف دل هستند می خوام که منو کمک کنند تا با اسلام واقعی آشنا بشم وبتونم تمام گناهانم را جبران کنم.
فریال منم اگه لایق باشم برای مریضت دعا میکنم شما هم دعا کن منم این آخر کاری بتونم کارای نکرده ام را جبران کنم دعا کن بیدار شوم.
علی آقا چرا دلت گرفته؟
63360
نام: شایلی
شهر: سوخته
تاریخ: 2/1/2009 10:55:17 AM
کاربر مهمان
  خدا یا تواین غربتی که تنها هستم دور از خانواده خودم به فریادم برس خسته ام از روزگار چرا قبل از ازدواج آدما تفاهم دارن وهمدیگر را دوست دارن ولی بعد ازدواج همه چیز خراب میشه
63359
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 2/1/2009 10:51:53 AM
کاربر مهمان
 
.:: یا ذالجلال و الاکرام ::.

*آمنه ی گرامی از تهران سلام و عرض ادب و خیرمقدم.
بهتر از بنده اطلاع دارید که کلمه به کلمه که چه عرض کنم حرف به حرف قرآن کریم بر اساس حساب و کتاب نازل شده و ما انسان ها مجاز به برداشت از آیات به نحو دلخواه و بر اساس منطق و عقل ناقص بشری و پذیرفتن آیاتی که به نفعمان است و رد آیاتی که به ظاهر به ضررمان است نیستیم .
امیدوارم پاسخ اینجانب براتون راهگشا باشه:

در آغاز، ضرورت دارد به اين نكته اشاره نماييم:
مى دانيم كه خداوند متعال اين قرآن شريف را بر رسول خود وحى نموده است و اين معجزه ى الهى كلام خداوندى است كه از هر گونه تضاد و اختلاف و پراكنده گويى عارى است. برخلاف كتاب هاى بشرى كه غالباً دچار تضاد و اختلاف مى باشد و در مواردى در آغاز آن مطلبى ثابت مى شود ولى در پايان، همان مطلب نقض مى شود. وليكن قرآن تنها سخنى است كه در آن چنين نقصى وجود ندارد و خداوند متعال نيز فرموده است:
(اَفلا يتدبرون القرآن و لو كان من عند غيرالله لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً) *آيا در باره ى قرآن نمى انديشيد؟ اگر از سوى غيرخدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى يافتيد.*
در سومين آيه از آيات سوره ى نساء مى خوانيم:
(وَ اِن خفتم اَلا تقسطوا فى اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلث و رباع فان خفتم اَلا تعدلوا فواحدة او ما ملكت ايمانكم ذلك ادنى الاّ تعولُوا) و اگر مى ترسيد از اين كه (به هنگام ازدواج با دختران يتيم) رعايت عدالت درباره ى آن ها نكنيد (از ازدواج با آنان صرف نظر نماييد) و با زنان پاك (ديگر) ازدواج كنيد. دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى ترسيد عدالت را (درباره ى همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها به يك همسر قناعت نماييد و يا از زنانى كه دارید استفاده كنيد. اين كار بهتر از ظلم و ستم جلوگيرى مى كند .
همان طور كه مى دانيم، آيه در بيان احكامى درباره ى اختيار همسر مى باشد. مى فرمايد: شما مردان مسلمان مى توانيد با دو زن يا سه و يا چهار زن ازدواج نماييد. ليكن به شرط آن كه عدالت را مراعات نماييد و چنان چه نمى توانيد عدالت را مراعات كنيد، با يك زن و يا به جاى همسر دوم، با كنيزى كه مال شما است وصلت كنيد (چون شرايط سبك ترى نسبت به زنان آزاد دارد).
در اين جا سؤال مهمّى مطرح است كه مراد از عدالت در آيه چيست؟
در پاسخ مى گوييم: بعد از تشريع حكم تعدد زوجات در اسلام، براى هر كدام از زوجه حقوقى ثابت شده است كه مشروح آن در كتاب هاى فقهى آمده است و عمده ترين آن، عدالت در امور مربوط به زندگى از قبيل حق همسردارى، تهيه ى وسايل زندگى و ... مى باشد. آيه مى فرمايد: اگر اين گونه امور را نمى توانيد مراعات نماييد، پس به يك همسر اكتفا كنيد. جالب اين كه اين نوع عدالت است كه در قدرت انسان است و لذا محور حكم همين نوع عدالت است.

*نكته لطيف تفسيرى:

همان طور كه ملاحظه شده است، آيه در مقام بيان شرايط تعدد زوجات است. ولى آغاز آيه درباره يتيمان و عدالت مربوط به ايتام است. آيا آيه هماهنگى خاص خود را ندارد؟
با دقت به اين نكته خواهيم يافت كه آيه ى شريفه كاملا هماهنگ مى باشد و آن اين كه از آن جا كه رسم مردم حجاز اين بوده كه با دختران يتيم تحت سرپرستى خود ازدواج مى كردند و سپس در اموال آن ها تصرف مى كردند و حتّى بعد از مدتى، بدون مهريه او را طلاق مى دادند...
63358
نام: یک عاشق
شهر: شهر دل
تاریخ: 2/1/2009 9:56:47 AM
کاربر مهمان
  کاش آدمها همیشه حرفهایی رو که باعث شکستن دل بقیه میشن روشون فکر می کردند بعد باگفتنش آزرده میکردند عزیزی رو که چشمشو به لبهای کسی دوخته که نمی دونه الان با گفتن حرفی سرد و نا امید کننده آتشی به قلب خسته و تنهاش می کشه.دوستت دارم
63357
نام: فریال
شهر: تهران
تاریخ: 2/1/2009 9:53:59 AM
کاربر مهمان
  (هوالمحبوب)

دلشکسته ی عزیزم:ممنونم ازاین که به یادم هستیدوبیشترازاون ممنونم که به یادبرادرمریضم هم هستید...
من هم به یادتون هستم ودعاتون می کنم. ببخشیداگه حواسم پرت شدونتونستم جواب اون مهربونیتون روبدم.برام خیلی دعاکنید...

(التماس دعا)



(خدایاتواین شهربزرگ ولی کوچیک تنهام نذارمی ترسم گم شم وپیدانشم)
63356
نام: عباس رنجبرکریمی
شهر: رفسنجان-کشکوئیه-حسین آباد
تاریخ: 2/1/2009 8:30:49 AM
کاربر مهمان
  مهدیا....
کمکم کن که درزتدگی جوفروش گندم نما نباشم،آب برسجاده نگیرم وچونان کسانی نباشم که بوی تعفن وجودشان شامه اولیاء ومقربان درگاه الهی رامی آزارد
مهدیا...؛هروقت آیی برای من دیر است....
63355
نام: بی نام ونشان
شهر: همین اطراف
تاریخ: 2/1/2009 8:22:57 AM
کاربر مهمان
  سلام دوستان
چراکسی از حال یاس سفید جویا نمی شه آخه اون از جمعه نیومده کسی از خبر نداره
63354
نام: آمنه
شهر: تهران
تاریخ: 2/1/2009 8:22:13 AM
کاربر مهمان
  از خدای خودم که بسیار دوستش دارم سئوالی دارم. وقتی قرانش را می خوانم با بسیاری از آیات و معانی آنها می توانم ارتباط مناسبی برقرار کنم اما با آیه ۳ سوره نسائ در مورد تعدد زوجات مشکل دارم زیرا احساس قلبی ام نمی تواند آن را بپذیرد . مگر یک مرد به عنوان یک انسان می تواند بپذیرد که همسرش در عین زوجیت با او به زوجیت کس دیگری درآید و همبستر دیگری شود. این در همه جای دنیا خیانت تلقی می شود. چطور می شود یک زن با روحیه ای بسیار حساس تر از مرد بتواند بپذیرد که همسرش کس دیگری را به غیر از او نیز به عنوان همسر چه در قالب ازدواج موقت و چه در قالب ازدواج دائم در اختیار داشته باشد؟ من به عنوان یک زن که عشق و احساس خود را در زندگی به پای همسرم می ریزم، فکر این مسئله هم برایم غیر قابل تحمل است چه برسد ...
زن های زیادی را دیده ام که شوهرانشان به صرف هوسبازی به ازدواج های دیگری روی آورده اند، شکستن و له شدن احساس آن زنها و حتی سرخورده شدن فرزندان آنها را نیز بارها و بارها از نزدیک دیده ام. برایم این سئوال مطرح است که احساس یک زن در زندگی چه می شود؟ مگر زن فقط با شوهرش زندگی می کند که از او نفقه و خرجی بگیرد؟ چرا خدا که ذات مرد را می شناسد چنین مجوزی به مرد داده که هر وقت اراده کند می تواند همسر دیگری نیز اختیار کند؟ در ذهنم که می گردم سراغ ندارم زن هایی را که پس از ازدواج مجدد شوهرانشان هنوز بر سر آن زندگی بمانند، اگر هم مانده اند فقط از ترس خرجی است. این اجازه که نظام خانواده را از هم می پاشد! کاش یک نفر بتواند جواب قانع کننده ای به من بدهد.
63353
نام: ali
شهر: tanhai
تاریخ: 2/1/2009 2:13:58 AM
کاربر مهمان
  kheili delam gerfte
<<ابتدا <قبلی 6342 6341 6340 6339 6338 6337 6336 6335 6334 6333 6332 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6337&mode=print