هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63352
نام: امير احمدي
شهر: تهران -رباط كريم
تاریخ: 2/1/2009 1:29:30 AM
کاربر مهمان
  تقدیم به...
عشق ورزیدن را از دریا آموختم که دریا بودنش را به خورشید بخشید.
امیدوارم روزی این سفر به اتمام برسد و تو دوباره برگردی چون روزهایم بدون تو هیج رنگ و بوی ندارد.
دوستدار همیشگی تو امیر
63351
نام: دلشکسته
شهر: صبر
تاریخ: 2/1/2009 12:32:04 AM
کاربر مهمان
  یاهو

سلام به همه دوستان

فریال عزیزم سلام.من یاد شما بودم.عرض ارادتی هم کردم اما گویا نخوندی.به خاطر امتحانای دانشگاه توفیق حضور نداشتم که بالاخره امروز تموم شد.خودت و برادرت هرجا که هستید شادو موفق باشید.

انسیه عزیز خدا قوت و خسته نباشی
عزیزم من یه کوتاهی کردم و اسم یه نفرو یادم رفت که بهت بدم.آیا هنوز امکان داره که این بنده خدا هم شرکت کنه و من مدیونش نشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یاحق
63350
نام: sara
شهر: ازت
تاریخ: 2/1/2009 12:18:34 AM
کاربر مهمان
  با سلام به ياران اهل دلي و همچنين عليكم السلام بر خواهر عزيز ايمان,ياس سفيد,چه فرقي ميكه گرامي و با تشكر از حسن نظر برادر گرامي امير عباس از شهر ادب (اميدوارم كه حضورت پاك و معنويتون هميشگي باشه و ما هم بتونيم ازدعاها, مطالب و نظراتتون استفاده معنوي و شايسته ببريم )و برادر گرامي مقداد وهمه خواهرا و برادراييكه هر كدومشون پر از لطفو صفا هستن.....
همونطور كه ميدونيد دین اسلام دین آدم، نوح، ابراهیم، موسى و عيسي و حضرت محمد (ص) هست و پيامبران قبل از حضرت رسول هيچكدوم مشرك نبودند كه دينشون قابل پذيرش نباشه اونچه كه كمي دينهارو با هم متمايز ميكنه دستورات اونها و شريعت اونهاست كه با توجه به تكامل انسانها در هر زماني شكل اين دستوارات و نحوه پذيرششون متفاوت بوده...اسلام يعني قائل به توحيد و تسليم خداوند بودن...پیامبران همه در یک مسیر و هر پیامبرى مبشر پیامبر بعدى وپیامبر بعدى تأیید کننده پيامبر قبلي بوده...مسلمااسلام اخرين دين و مترقي ترين دينه و حداقل 2000 سال جلوتر اومده بنابراين دستوراتش هم كاملتره...به مقتضاى عقل و آیات قراني اگر افراد غیر مسلمان به حقانیت دین اسلام باور داشته باشن و حجت به اونها تموم شده باشه ولى از روى عناد و لجاجت اسلامو نپذيرن و تبعيض قائل بشن, فكر ميكنم دينشون پذيرفته نيست...ولي اگر بدلائل عدم اطلاع رساني صحيح و استضعاف فكري جامعه نتونسته باشن دين اخرين رو باهاش اشنا بشن ولي در زندگيشون بر اساس رهنمودهاى عقلى و فطرى رفتار كرده باشن وکارهاى خوبو با قصد مستقيمو براي نزديك شدن به خداو کارهاى عقلى انجام داده باشن قطعا از رحمت خدا محروم نميشن....و اخرون مرجون لامر الله...وعده‏اى دیگر (کارشان) موقوف به فرمان خدا است...اما يه چيز ديگه رو هم نبايد از ياد برد و اينكه :
يكي از كاراي اصلي شيطان اينه كه فرقه هاي مختلف بوجود مياره و بعد به پيروان هر فرقه اي كه بوجود اوورده القاء كرده يا ميكنه كه مذهبش از همه مذاهب ديگه بهتر و بالا تره تا بتونه اونارو دچار تكبر كنه و به جون هم بندازه...درست مثل گروه هاييكه بر سر تبعيض نژادي به جون هم ميفتن...اونچه كه بنده بعنوان يه مسلمون بهش قائلم اينه كه قران رحمت للعالمينه و هدفي نداره جز ايجاد يه جهان متحد....و در جايي ميخوندم كه خواستگاه نهايي قران ايجاد امت واحدست و اياتي در قران هست كه ميگه به مذاهب ديگه بگو كه همه بياييد زيرپرچم توحيد جمع بشيد و اختلافتو كناربزاريد...اينكه در روز داوري خداوند دينهايي ديگررو خواهد پذيرفت يا نه ما نميدونيم و نميتونيم بطور مشخص قضاوت كنيم ولي ميتونيم بطور عقلاني بپذيريم كه اتحاد بهتر از تفرقه و دشمنيو خونو خونريزيست...چيزي كه دنيا بهش بيشتر از هر چيزي احتياج داره صلح و ارامشه و حتي قران به پيامبرميگه به كافرا بگو دين شما براي خودتون و دين من براي خودم...قل يا ايهالكافرون لا اعبد ما تعبدون...كاري بهم نداشته باشيم...بهر حال اگر دين اسلام درست تبليغ شه و مسلمونا درست عمل كنن و پيامهايي كه بدنيا ميدن پيامهاي صلح و اتحاد و ارامش باشه دنيا جذب اسلام ميشه و تعداد مسلمونا رفته رفته زيادتر ميشه..اگر نكات ديگه اي به ذهنم اومد مينويسم اميدوارم بقيه اهل دليهاي عزيز هم همكاري كنن...
63349
نام: حمید ساری
شهر: ازنا
تاریخ: 1/31/2009 11:56:03 PM
کاربر مهمان
  یا حسین ضمن عرسض تسلیت شهادت ۳ساله امام حسین ع حضرت رقیه س سلام وعرض ارادت ما را به اقا برسانید ما جوانان ازنا در رکاب اقاییم تا اخرین قطره خون .غزه پیروز است
63348
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 1/31/2009 11:28:55 PM
کاربر مهمان
  .:: یا ذالجلال و الاکرام ::.


دشمن خرابه را به تو آسان گرفته بود

از من هزار بار ولی جان گرفته بود


اینجا به انتظار دلم طعنه می زند

چوبی که بوسه از لب و دندان گرفته بود


عمرم به قد سوره ی کوثر مجال داشت

آری سه آیه بود که پایان گرفته بود


رؤیای وصل بر سر ِ دختر خراب شد

آن شب خرابه ، جلوه ی باران گرفته بود



حضرت رقيه(س) دختر حضرت اباعبدالله‏ الحسين(ع)، چهار يا سه سال پيش از واقعه كربلا (ميان سال‏هاى 57 و 58 هجرى قمرى) در مدينه منوره ديده به جهان گشود. نام مادرش در منابع تاريخى به درستى بيان نشده است. گويا مادرش امّ ولد بوده است.

هنگامى كه امام حسين(ع) از مدينه منوره هجرت فرمودند و به سوى مكه معظمه و از آن جا به كربلا روان گرديدند ، اين دختر نيز بسان ساير فرزندان آن حضرت، در اين سفر بزرگ حضور داشت و تمام رنج‏ها و سختى‏هاى ايام هجرت و دورى از وطن و ناملايمات زندگى را تحمل كرد.

وى پس از شهادت امام حسين(ع) به همراه ساير بازماندگان واقعه كربلا، به اسارت سپاه يزيد درآمد و از كربلا به كوفه و از كوفه به شام برده شد. پس از چند روز اقامت در شام و مشاهده سنگدلى‏هاى يزيد و يزيديان و تحمل سخت‏ترين ايام اسارت، در دمشق وفات يافت.

از اين كه وفاتش در ماه صفر سال 61 هجرى قمرى واقع شده است، ترديدى در آن نيست. ولى در اين كه چه روزى از ماه صفر بوده است، اطلاع دقيقى به دست نيامده است. تنها برخى از تقويم‏هاى رايج، پنجم صفر را روز وفات آن حضرت بيان كرده‏اند.

----------------------------

در اين جا مناسب است آن چه را كه مرحوم شيخ ‏عباس ‏قمى(ره) در منتهى‏الآمال از كتاب *كامل‏بهايى* درباره اين دختر خردسال امام حسين(ع) نقل كرده است، بيان كنيم:

زنان خاندان نبوت در حالت اسيرى، حال مردانى كه در كربلا شهيد شده بودند، بر پسران خود و دختران ايشان پوشيده مى‏داشتند و هر كودكى را وعده مى‏دادند كه پدر تو به سفر رفته است ، تا ايشان را به خانه يزيد آوردند. حضرت رقیه(س) شبى از خواب بيدار شد و گفت: پدر من حسين(ع) كجاست؟ اين ساعت او را به خواب ديدم. سخت پريشان بود. زنان و كودكان جمله در گريه افتادند و فغان از ايشان برخاست. يزيد خفته بود، از خواب بيدار شد و حال تفحص كرد. خبر بردند كه حال چنين است. آن لعين در حال گفت كه بروند و سر پدر را بياورند و در كنار او نهند. پس آن سر مقدس را بياوردند و در كنار آن دختر نهادند. پرسيد اين چيست؟ گفتند: سر پدر توست!

آن دختر خردسال فرياد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسليم كرد.(1)

معروف است كه حضرت رقيه در خرابه شام از دنيا رفت. مزار اين مخدره در حال حاضر در يك بازارچه قديمى دمشق كمى دور از مسجد اموى قرار گرفته است و عاشقان حرم حسينى به زيارتش مى‏شتابند.(2)

-----------------------------------------------

1. منتهى‏الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 437

2. شام سرزمين خاطره‏ها (مهدي پيشوايي)، ص 109
63347
نام: محمد رضا
شهر: تهران
تاریخ: 1/31/2009 10:50:12 PM
کاربر مهمان
  سلام
سایت بسیار خوبی دارید من مطالبی از بعضی دوستان می بینم که از مشکلاتشان می نویسند کار خوبیه چون این کار آدم رو آروم میکنه ولی یه توصیه میکنم :
تو اسلام سفارش زیادی به صبر شده تا جایی که شاید بالا تر از مقام صابر نباشه باید به حضرت زینب توسل کرد اینا همه آزمایش خداست که هر چی هم که طولانی باشه بالاخره تموم میشه یه جوری این دوره ی سختی رو بگذرونید که بعد از اتمام سختی سربلند باشیم این سختی ها مثل زخم آدم رو خراشیده می کنه ولی در عوض ما مثل الماس در اثر این خراشها تراشیده و قیمتی میشیمو ایشالا محکم تر از قبل جاده ی زندگی رو طی میکنیم هیچ وقت شیعه ی علوی تسلیم نمیشه یا علی
63346
نام: GOMNAM
شهر: KASHKI KARBALA
تاریخ: 1/31/2009 9:37:36 PM
کاربر مهمان
  dir zamanist ke delam tange mohebat shode ast
dir zamanist ke delam tange refaghat shode ast
na doost ,na mohebat, kojayand an hame harfha
to beshno ey azizam harfast hame in ha
engar dorogho riya to in zamone mod shode ke har ki har chi khast mige va har chi doost dasht anjam mide, bishtare adama asle moheme zendegi ro faramosh kardano chaspidan be zahere ghaziye ,chera chera hichki ,adame khobo dos nadare chera har ki khobe ya khast ke khob beshe ba cheshme hegharat besh negah mikonan chera farhange adamaro pool moshakhas mikone chera hame ,in hame zaher bin shodan ,chera chera chera kheyli soal to zehne hamamone midonam ama ma ke bikhiyale in harfa shodim va bayadam in tor bashe chon ma ma asheghane karbalaim ,hame deldadeye khone khodaim va shokr sad shokr ke khandand name ma ra
neveshtand az azal ahange ma ra
****************************************
ghashang gofte shaer
ma khak neshinan ra mangar to haghiro past
ba yade khoda shostim az jomleye hasti dast
63345
نام: مصطفی
شهر: ایلام
تاریخ: 1/31/2009 8:41:31 PM
کاربر مهمان
  ماهمواره منتظریم که در کربلای که نمیدانیم کجا و عاشورایی که نمیدانیم کی است پا در رکاب امام عصر عجل لله تعالی به شهادت برسیم.یا حسین
63344
نام: سید وحید
شهر: سمنان
تاریخ: 1/31/2009 7:58:39 PM
کاربر مهمان
  یا حافظ کل غریب
یا مونس کل وحید
63343
نام: زهرا
شهر: تبریز
تاریخ: 1/31/2009 7:56:27 PM
کاربر مهمان
  بسیار عالی است
<<ابتدا <قبلی 6341 6340 6339 6338 6337 6336 6335 6334 6333 6332 6331 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6336&mode=print