هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63292
نام: *چراغ هدایت.....(یا حسین (ع)*)
شهر: * مشهد بین الحرمین .....) یا ابوفاضل (ع)*)
تاریخ: 1/30/2009 2:18:12 PM
کاربر مهمان
  اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و عَجِّـل فَرَجَهُم


السلام عليك يا بقيه الله في ارضه!



مژده اي دل كه مسيحا نفيسي مي آيـــــد **** كه زانفاس خوشش بوي كسي مي آيد


از غم هجــــر مكن ناله و فرياد كه من **** زده ام فالي و فريــــاد رسي مي آيـــد


كس ندانست كه منزلگه مقصود كجاست *** اين قدر هست كه بانگ جرسي مي آيد


سلام دوستان بزرگوارو هميشه سبز!


سلام به جديديا و قديميا !


*ميلاد امام محمد باقر(ع) مبارك *


سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ورود امام خميني


به كشورمون هم كه فرداست مبارك *


با اينكه اونزمونا كوچولو بودم ولي حال و هواي شهرمون و يادمه ولي از بزرگترامون شنيدم كه امام و چند نفر از روحانيون به اتفاق استاد به شهر ما هم اومدند عكساشون و تو موزه هم ديدم


با تشكر از دوستان بزرگوار آقا سيد مرتضي ممنون از عزيزاني كه با نوشته ها و نظراتشون موجب تسلي دلم شدند خداوند اموات شما رو هم رحمت كنه راستش ايمان بزرگوار ياس سفيد خروش بزرگوار و همه دوستان آقا سيد !يه خواهش از همه شما بزرگواران لطف كنيد وقتي اينجانب و مخاطب قرار ميديد با الفاظ دخترم (چون احساس مي كنم مادرم و از دست دادم كه شديد مادرمن گرچه اگه بنا به خطاب باشه منم به كوچكتر از خودم بايد بگم پسرم، دخترم فرزند دلبندم،...)،مهربون عزيزم و خانم ،بي ريا و ...مخاطب قرار نديد اگه لطف كنيد ممنون ميشم بزرگواري مي فرمائيد چون شما كه من و نديديد و نه مي شناسيد پس از كجا فهميديد من خانم ،بي ريا مهربون و عزيز هستم بگذاريد هميني كه هستم بمونم مثل خيليا كه هستند ميدونم به دنبال اين به قول بهونه باز يه عالم نوشته خواهيد نوشت با جون و دل مي پذيريم جهت اطلاع من هنوز در حال مطالعه كتب هستم دعا كنيد كه آدم بشم چون هنوز اندر خم يك كوچه ام (دربه در كوچه ي تنهائي يم...)



افسوس كه عمري پي اغيار دويديم *** از يار بمانديم و به مقصد نرسيديم


خداحافظ با طلب عفو و بخشش (حلاليت...)


******** اَللّــــهمَّ عَجِّل لِولِيِّــــكَ الفَرَج ************


اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و عَجِّـل فَرَجَهُم


...يـــا حُسيــــــــــــــــن(ع) مــَـــــــــــــدَدي مـــــــــــــــــولا...
63291
نام: sara
شهر: ازت
تاریخ: 1/30/2009 1:09:47 PM
کاربر مهمان
  كاش ميشد دنيا رو از سر نوشت!!! دنيا هر چقدر هم كه زيبا باشه تا حسي تو ادم نباشه اون زيباييهارو نميشه فهميد...اونكسيكه تو وجودش محبتو احساس نيست اصلا لايق خوندن كتاب الهي نيست........وقتي كه گفت بخوان بنام پروردگارت, همون موقع فهميد كه اين خوندن با خوندناي ديگه فرق ميكنه!!!!
اين خوندن يه جور حسي ميخواست كه تمام پيكره هستي ادمو بلرزونه واو گفت بنام خداي عشقو زيبايي ... بنام خداييكه كه رحمانو رحيمه بنام همونكه تا نخوانيمش محبت در وجود و هستيمان جريان پيدا نميكنه... لذا خوندو لرزيد اونقدر لرزيد كه وقتي سرمست از عشق به خونه برگشت در عبا خود را پيچيد........دوباره صدا اورو از خود بدراورد همون صدايي كه خوندن نوع ديگر را به او ياد ميداد ....اي محمد بخوان ....و او خواند اورا به بلندی کوه‏ها، پهنای دشتا، عمق دریاها و به زیبایی گلها......با تمام وسعت وجودش اورو خوند و هستي در او معناي ديگري يافت....كتاب افرينش رو ورق زد و ازادم تا خاتم همه رو ديد ....راز من عشق من از چشم ترم زود مرو...او نرفت و او ماند ...او با او ماند و در همه حياتش سراسر بندگي شد...
وقتي داشتم او و زندگيش را مرور ميكردم ديدم خيلي دلتنگ خوندن هستم ....كتابش رو برداشتم و تند تند ورق زدم اما اونطور كه با حس و عشق بايد ميفهميدمش نفهميدم ....ولي يه چيزو خوب فهميدم و اون اين بود كه خوندن من كجاووووخوندن يك نبي كجا?????!!!!!!!
خوندن او يعني حس كردنو حياتو بخشيدن ...وصل شدن و ابزار رحيميت شدن و خوندن من يعني اداي صحيح زيرو زبرها....حالا من هرروز ميرم كلاس تمرين زيروزبرو صوتو تجويد تا روزي بدانم كه ندانستم منظورخداوند از اينكه كه گفت اقرا به اسم ربك الذي خلق يعني چه?????!!!!!
الحمدالله كه اين كتاب حتي ديدن كلماتش مجازيش هم به ديده دل نورميده امانور ديده او كه رسول امي بود كجا و نور ديده منو امثالهم كه فكر ميكنيم بايد از پوسته شروع كنيم كجا?!!!!
راستي ايت الله هاي اين كتاب انواعو اقسام دارند و فقط شامل جنس انسان نميشن....شايد اگر ما هم در رحم خلقت درست حمل بشيم و صفت رحيميت خدا شامل حال ما هم بشه بتونيم ايت اللهي را در موجوداتي همچون ماهو خورشيدو اسمانو زمينو زنبورو وووووومشاهده كنيم و ازكتاب الهي حسي عشقي لطفي هم بدرون جانهاي خسته ما برسد انشائ الله و به اميد اين لطف و اين نظر التماس دعا از همگي
63290
نام: .
شهر: .
تاریخ: 1/30/2009 12:53:28 PM
کاربر مهمان
  غزه ، چه زيبا در خون خفته اي
غزه ، همپاي پابرهنه خبرنگار
فاخلع نعليک،
مرثيه ام براي اعراب شکم باره است
مرثيه ام براي غيرت شيوخ عربي است
اينجا اسرائيل چاه خون کشف کرده
و خون را به زمين هاي حاصلخير دره اردن پمپاژ مي کند.
آواره ترين کشاورز من
قحطي زده شرمگين
شخم بزن
زمين را از خون برادر سيراب کن
هرچه بکاري طعم و رنگ خون دارد
بيا اينها را به کشورهاي عربي صادر کنيم
آنها محصولات اسرائيلي را بيشتر مي پسندند
و ابو مازن گوشت مردم غزه را.
نسل به نسل در اين زمين خون داديم
و مرديم
بي انکه صداي عربيتمان در بيايد
ليس العروبة
غزه کفش ندارد
که به اف شانزده هاي اسرائيلي پرتاب کند.
فاخلع نعليک،
ديرياسين ، ديروز را فراموش کرد
اما امروز را هرگز.
صبرا و شتيلا، امروز شرمگينند.
آيه هاي قتال را کسي از حفظ است ؟
مفتي هاي الازهر نگران خشکيدن نيل شده اند
مبادا نيل از خون فلسطيني خشک شود
و کالاهاي اسرائيلي ته نشين نيل مقدس.
غزه گرم است
غزه کربلاست
غزه آتش است
و دود مثل قليان عصرگاهي عرب.
غزه کربلاست
غزه آب ندارد
غزه کربلاست
غزه از خون سيراب مي شود.
غزه کربلاست
يزيد مرد ، شارون هم
اما هنوز غزه کربلاست
و يزيديان پرچمشان آبي است و سفيد
منقش به ستاره اي
و غزه کربلاست.
غزه امشب بيدار است
تا صبح دنبال نعش دخترکان زير آوار
بدون برق
با روشني ستاره هاي سوخته
و منورهاي اسرائيلي.
من هنوز نماز نخوانده ام.
وضو با خون
حرام نيست
دو رکعت نماز قبول را بايد خواند
اگرچه با خون يهود.


بعد التحرير :مهم نيست ثمره اندوهت شعر باشد يا تصوير. مهم غم است.که ماند و مي ماند.
(دیشب حال کردم ! از چه؟ از سخنرانی اردوغان در نشست داووس)
63289
نام: sara
شهر: ازت
تاریخ: 1/30/2009 12:24:59 PM
کاربر مهمان
  سلام عزیزان:

دلم تنگ شده بودگفتم سلامی بکنم, اگه نتونستم جواب عزیزان رو بدم شرمنده وقت مثل برقو باد ميگذره و بعضي وقتا هم طپش جهنمي اين سرعت, استرسو اظطراب ادمو دوچندان ميكنه انشائالله كه خداوند به وقت همه مومنين بركت بده و از عمر ظالمين و شرشون كم كنه ,ضمناكوچه پس كوچه هاي دلاي خسته و بي رمق گاهي وقتا با بعضي شعرا و حرفا جوني ميگيرن ...صحنه هاي خونريزي ادماي بي گناه داره طعم زندگيرو از يادها ميبره ولي يادمون باشه كه زندگي هميشه هست و چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از ياد ادما بره....
اينهم تقديم به همه

خاطرات خيس
صداي تو مرا دوباره برد
به کوچه هاي تنگ پابرهنگي
به عصمت گناه کودکانگي
به عطر خيس کاهگل
به پشت بام هاي صبح زود
در هواي بي قراري بهار
به خوابهاي خوب دور
به غربت غريب کوچه هاي خاکي صبور
به کرکهاي خط سبزه
بر لب کبود رود
به بوي لحظه هاي هرچه بود يا نبود

به نوجواني نجيب جوشش غرور
روي گونه هاي بي گناهي بلوغ
به لحظه ي نگاه ناگهانگي
به آن نگاه ناتمام
به آن سلام خيس ترسخورده
زير دانه هاي ريز ريز ابتداي دي
به بوي لحظه هاي هرکجاي کي!

به سايه هاي ساکت خنک
به صخره هاي سبز در شکاف آفتابگير کوه
به هرم آفتاب تفته اي
که بي گدار
با تمام تشنگي
به آب مي زنيم

به عصرهاي جمعه اي
که با دوچرخه هاي لاغر بلند
تمام اضطراب شنبه هاي جبر را
رکاب مي زنيم

به بوي لحظه هاي بي بهانگي
که دل به گريه ها و خنده هاي بي حساب مي زنيم
به «آي روزگار...»هاي حسرت دروغکي

غم فراغ دلبر به خواب نديده ي هميشه بي وفا
به جور کردن سه چار بيت سوزناک زورکي

به رفت و آمد مدام بادها و يادها
سوار قايقي رها
به موج موج انتهاي بي کرانگي
دوار گردش نوار...
مرور صفحه ي سفيد خاطرات خيس...

صدا تمام شد!
سرم به صخره ي سکوت خورد...
آه بي ترانگي!

قیصر امین پور
63288
نام: امیر عباس
شهر: نا شناس
تاریخ: 1/30/2009 12:16:08 PM
کاربر مهمان
  دیدی روز تو گذشت و پر باز نکرد
تا خیمگه تو پرواز نکردم
روز تو گذشت عاشقی آغاز نکردم
بار دگر خسته و تنه شدم ای وای
شرمنده تو یوسف زهرا شدم ای وای
سلام به بچه های با صفای اهل دل
من عضو جدید کوچک شما هستم البته مدت هاست که حرفای شما را می خوانم وبا شما آشناییت کامل دارم واز امروز تصمیم گرفتم که عضو کوچک این سایت نورانی باشم امید وارم مرا نیز یاری کنید.
63287
نام: .
شهر: .
تاریخ: 1/30/2009 11:57:19 AM
کاربر مهمان
  دنیا چو زنِ ناشزه با ما سر لج بود

هر چوب حراجی که به ما خورد حَرَج بود

جایی که دویدیم پی سعی، صفاشهر

آن کعبه که ما تلبیه گفتیم کرج بود

چشمم به غزالان حریم حرم افتاد

رفتم که کمانی بکشم موسم حج بود

اسلام نه این است و نه آن، حجّ حسینی ست

اسلام شما بازی حَجّاج و حُجج بود

بیدارم و خوابیده دو پای دلم امروز

دست دلم افسوس همین دست فلج بود

تکبیره الاحرام که بستم نظرم سوخت

هر گوشۀ محراب پر از قبله کج بود

"عجل لولیک فرجا" لقلقه ای بود

یک عمر دعایی که نخواندیم فرج بود

63286
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 1/30/2009 10:50:10 AM
کاربر مهمان
  سلام
جاتون خالی امروز کهف الشهدا یاد دوستان بودم

شهاب فروزان حرف دل جات خالی بود
63285
نام: GOMNAM
شهر: KASHKI KARBALA
تاریخ: 1/30/2009 6:05:06 AM
کاربر مهمان
  ta ma ahle entezarim jomamon sardo kesel nist
jomame roze khobe eshghe roze tatiliye del nist

agha jan cheshm be rahe ghadamhayat mandehim va har sobh baraye amadanat doa mikonim va shabha ra be omide amadanat separi mikonim ,agha jan morghe delam havaye amadanat karde ast dar baghe bi kasi to ra doa karde ast
63284
نام: وخو
شهر: تهران
تاریخ: 1/30/2009 4:05:59 AM
کاربر مهمان
  دست من بنود، دست تو که بود خدا، مگه نبود
63283
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/30/2009 2:17:27 AM
کاربر مهمان
  براحمد وعلي وفاطمه س صلواتي بفرست
<<ابتدا <قبلی 6335 6334 6333 6332 6331 6330 6329 6328 6327 6326 6325 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6330&mode=print