هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
63182
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 1/27/2009 5:42:04 PM
کاربر مهمان
  باسلام به زهراجان ازشهرغریب:

درموردمطلبی که فرمودید نیازبه کمک دارید :

بنده مطالبی رابازگومی کنم ولی نمی دانم مفیدواقع شودیاخیر؟

ولی عقیده بنده این است که :

بهتراست سکوت کنیدچون اگرازعلاقه تان به آن فردبگوئیدممکن است بهم بریزدوتصورقشنگی که ازشماداردرابرهم بزنید.

وخدایی ناکرده مشکلاتی ایجادشودکه تامدتهابسوزیدوخودتان راسرزنش نماییدکه چرابیان کردید؟

اگرواقعاآن فردرادوست داریدحتماآن فردمتوجه علاقه شماشده است واگرعکس العملی نشان نداده پس بهتراست که شماهم سکوت کنید.

بسپاریدبه خداوندمتعال.می دانم سکوت خیلی سخت است ولی بهترازپشیمانی است.

به قول آقاشهاب بزرگوارمواظب باشیدبه گناه نیفتید. ظرافتهای قضیه رارعایت کنیدکه اگررعایت نشودپشیمانی برجای خواهدداشت برای هردونفر.

وضربه ای که آدم دراین مسائل می خوردخیلی سنگین است وهرکسی تاب تحمل ندارد.

این عقیده بنده حقیربود. امیدوارم که خداوندمتعال دراین موردراهنمای خوبی برایتان باشدوهرچه خیراست برایتان مقدرنماید.

اگرباعجله است مرابخشیدچون سرمای شدیدخوردم وحالم اصلامساعدنیست وچون بیان مطالب راوظیفه خودمی دانستم به همین کوتاهی وعجله اکتفاکردم.

التماس دعا
63181
نام: پاک منش
شهر: قم
تاریخ: 1/27/2009 5:32:40 PM
کاربر مهمان
  سلام ای کاش خیلیها مثل شهید آوینی دلسوزانه به این کشور خدمت می کردند پاک منش
63180
نام: نیر
شهر: تبریز
تاریخ: 1/27/2009 5:30:23 PM
کاربر مهمان
  داغونم کی میتونه کمکم کنه
63179
نام: فریال
شهر: تهران
تاریخ: 1/27/2009 4:13:27 PM
کاربر مهمان
  (هوالمحبوب)

امروزاین جمله روشنیدم:
((شهیددادن که دادن اصلاواسه چی رفتن؟))
نمی دونم به حال کی وچی ولی غصه خوردم البته نه برای اولین بار...چون مابااین حرفابزرگ شدیم.
شایدبعضی نمی دونن دفاع یعنی چی؟
دفاع یعنی غلتیدن درمیدان مین...افتادن روی سیم خاردار...تیرمستقیم تانک...یتیمی واوارگی...فراموش کردن عصای پیری پدرومادرو...
نمی دونم شایدبعضی ازاینهاتاحالااسم ناموس به گوششون نخورده.((عیب نداره شهیددادن که دادن اصلاواسه چی رفتن؟))
بازهم نمی دونم ولی متاسفم.
اینهاندیدن همسرشهیدروموقعی که بچه هاخوابیدن بشینه کنارعکس شوهرش وباهاش درددل کنه.
اینهانمی دونن به جای باباتوخونه قاب عکسش جانشینش باشه.
اینهاندیدن اشکبچه های شهداروتوخلوت وقتی به بابای دوستاشون حسودیشون میشه.
اینهاندیدن که بچه های شهداچه جوری بزرگ شدن...
ولی اینهاگذشت وبچه های شهدای دفاع مقدس بزرگ شدن.

شماچی ایابزرگ شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اهای شماهایی که ازقافله عقب هستیددنده عقب نرید...
*********************************************

دلشکسته جان:دلم خیلی براتون تنگ شده.
یاس سفیدگرامی:اگه میشه اسم منوهم ثبت کنید.(امیدوارم همیشه سلامت باشیدودیگه نیازی به عمل جراحی مجددنداشته باشید.
انسیه ی عزیز:تولدتون مبارک انشاءاله صدسال زیرسایه ی اقاامام زمان موفق ومویدباشید.۰
63178
نام: سارا
شهر: ارومیه
تاریخ: 1/27/2009 2:50:14 PM
کاربر مهمان
  ashege yeki shodam ke darkam nemikone hamash mikhad agayede khodesho be man thmil kone avala harchi migoft gabol mikardam vali hala tahamol kardan vasam moshkel shode alan 3roze be khatere ye moshkel harf nemizanim albate ino midonam ke kheili dosam dare tabeston garare biyad khastegarim hameye khonevadehamonam midonan mikhastam bedonam chi kar konam be hesh zang bezanamo harchi goft gabol konam ya pa ro eshgam bezaram?
63177
نام: مسافر
شهر: مسافرخانه
تاریخ: 1/27/2009 2:36:22 PM
کاربر مهمان
  آداب صدقه براي امام زمان عليه السلام در سيره سيد بن طاوس
يكى از اعمالى كه سيد بن طاووس، رحمة الله عليه، به آن بسيار اهميت مى‏داد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون يكى از تكاليف زمان غيبت، صدقه دادن ‏براى حفظ وجود مبارك امام زمان، ارواحنا فداه، است.

به طور كلى صدقه آثارى دارد يكى اينكه صدقه نمايشگر صداقت ايمان مؤمن است كه با انجام آن نشان مى‏دهد تا چه حد در وادى ايمان و خداپرستى صادق است و از اين طريق نيازمنديهاى مؤمنان رفع مى‏گردد و رفاه عمومى به وجود مى‏آيد و همچنين صدقه يكى از عوامل سازندگى انسان نيز هست چنانكه قرآن مى‏فرمايد: خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَكِيهِم بها.1 اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دريافت كن تا بدان صدقات نفس آنها را پاك و پاكيزه سازى.

مؤمن صدقه را بايد يا براى فايده و غرضى كه در نظر دارد بدهد و يا براى حفظ نفس خود و يا محبوب و عزيزى كه بسيار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان، كه اصلاح بسيارى از امور دينى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و اين مطلب به دليل عقل و نقل ثابت است كه هيچ شخصى عزيزتر و گراميتر نيست و نبايد باشد از وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بلكه حضرتش بايد محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنين اعتقادى نداشته باشيم در ايمان و معرفتمان نسبت‏به آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد. لذا سيد ، رحمة الله عليه، به فرزند خود سفارش مى‏فرمايد كه: ابتدا كن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اينكه براى خود و عزيزانت صدقه بدهى.

بايد توجه داشت كه آن حضرت هيچ احتياجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلكه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود يك نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است، و اين عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق كنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام، عليه السلام، باشد.

ايامى كه در مدرسه علميه بعثت‏ سكونت داشتم طلبه‏اى كه نزد من موثق بود، راجع به صدقه دادن براى وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، مى‏گفت: شبى از حرم حضرت رضا، عليه‏السلام، به طرف مدرسه مى‏آمدم، در آن شب بسيار براى امام زمانم دعا كردم و در فراقش اشك ريختم، در وقت‏برگشتن از حرم به بازار سرشور رسيدم كه فقيرى جلوى مرا گرفت و از من چيزى خواست هرچه دست در جيب لباسهايم كردم چيزى پيدا نكردم مگر يك «پنج ريالى‏» آن را با آنكه كم بود با شرمندگى به آن فقير دادم و نيت كردم كه اين صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمانم باشد.

فرداى آن شب هنگامى كه براى حضور در درس به بازار سرشور رسيدم يكى از كسبه كه قبلا مرا مى‏شناخت تا چشمش به من افتاد مرا با صداى بلند صدا زد، وقتى كه نزد او رفتم گفت: ديشب چه عملى انجام دادى؟!

گفتم: مگر چه شده است؟

گفت: ديشب در عالم رؤيا ديدم حضرت بقية‏الله، ارواحنا فداه، سوار بر اسب سفيد رنگى هستند و وارد بازار سرشور شدند و جمعيتى پشت‏سر آن حضرت در حركت‏بودند كه فرمودند: آمده‏ام جزاى فلان طلبه را بدهم (و اسم تو را بردند)من با شنيدن اين خبر دلم شكست و متوجه محبت و مهربانى امام زمانم شدم و گفتم ديشب من براى آن حضرت صدقه ناچيزى دادم.

و همچنين سيد بن طاووس، رحمة‏الله‏عليه، در كتاب «امان‏الاخطار» در ضمن دعايى كه براى صدقه دادن در وقت‏ سفر ذكر مى‏كند مى‏نويس
63176
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/27/2009 2:05:25 PM
کاربر مهمان
  شرمنده محمد وآل محمد ص نشي صلواتي بفرست
63175
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 1/27/2009 1:47:32 PM
کاربر مهمان
  یکسال در انتظارآمدنت ثانیه شماری کردم . یادش بخیرشب عرفه توحرم سیدالکریم وقتی تمام دسته های عزاداری برای شهادت سفیرامام حسین(ع)به حرم می آمدند.

وذاکران اهلبیت(ع)هرکدام به نوعی روضه می خواندندواسفنددودمی کردندوسینه می زدندواشک می ریختند.منم روبروی گنبدآقام سیدالکریم به عشق امام حسین(ع)

وکربلایی (که یه عمرحسرت دیدنش به دلمه ودلم می خواداگه یه روزی کربلارفتم کربلای روزعاشوراروببینمودیگه زمینی نباشموآسمونی بشم)نشسته بودم واشک

می ریختم وازخداوندمحرم رومی خواستم وسوزدل واشک چشم ومعرفت .وبه یادهمه بچه های حرف دل ناله می کردم .

انتظارمحرم حال وهواموبدجوری عوض کرده بود. ثانیه هابرام خیلی کندمی گذشت. وقتی درخیابان راه می رفتم ومی دیدم همه درشورهستندوآماده می شوندبرای

میزبانی محرم دلم می لرزیدباخودم می گفتم نکنه محرم بیادومن غافل ازمحرم.

آنقدرانتظارکشیدم تامحرم آمد........

امامن نتونستم میزبان خوبی برای محرم باشم . من حتی نتونستم محرم رادرک کنم. محرم آمدولی من نفهمیدم .اسیردنیابودم وبس.

دلم می خواست فریادبزنم که ای محرم من تورااینگونه نخواستم من توراباعشق خواستم.

اماهرچه بودمحرم هم خیلی زودبارسفربست ورفت .وتنهابرای من یک حسرت ویک بغض برجای گذاشت.

دلم نمی آیدبامحرم خداحافظی کنم . امااومی رودومن به اجباربایدبااوخداحافظی کنم.

خداحافظ ای محرم ... خداحافظ ای سیاهی ها ،خداحافظ ای شبهای عاشقی ،خداحافظ ای اشک ،خداحافظ ای ناله های سوزان ،خداحافظ ای زیارت عاشورا،

خداحافظ ای زیارت ناحیه مقدسه ،خداحافظ ای شعرهای محرم ،خداحافظ ای پیراهن مشکی ها،خداحافظ ای هیئت های عزاداری ،خداحافظ ای دسته های عزاداری

امام حسین، خداحافظ ای نذری های امام حسین(ع) ،خداحافظ ای بیت رهبری مهمان مقام معظم رهبری ،چه شبهایی بود.......

خداحافظ ای روضه های سه ساله امام حسین (ع) خانم رقیه (س) یتیمی دردبی درمان یتیمی

خداحافظ ای روضه های علی اصغر(ع) آروم آروم روی دستم تکونش می دم بخوابه بچه ام ازعطش هلاکه لالالالا

خداحافظ ای روضه های اباالفضل(ع)

خداحافظ ای علقمه ،ای مشک پاره ،ای چشمها،ای دستها،ای بدنهای قربونی شده

خداحافظ ای روضه های یاران وفادارامام حسین(ع)ای حبیب ،ای حُرخوشابحالت

خداحافظ ای روزه های آب

خداحافظ ای عطش

خداحافظ ای شب عاشورا شب دیدارمهدی(عج)

ای ندای:امشب شهادت نامه ی عشاق امضاء می شود

خداحافظ ای ظهرعاشورا ای سوختن هاوتاب نیاوردنها

خداحافظ ای دلهای بی قرار

خداحافظ ای ندای کیست مرایاری کند

خداحافظ ای غریبی امام حسین(ع)

خداحافظ ای تلّ زینبیه

خداحافظ ای روضه قتلگاه

خداحافظ ای روضه بدنهای بی سر

خداحافظ ای شام غریبان

خداحافظ ای شمع های سوزان

خداحافظ ای روضه سرهای برروی نی

خداحافظ ای روضه غربت و اسیری

خداحافظ ای روضه شام ای شام امان ازتو

خداحافظ ای روضه تنهایی زینب(س)

خداحافظ ای ............

ای محرم دراین آخرین ثانیه هابهم قول بده دلم روبرای خودت حفظ کنی ومنومهمان روضه هایت نمایی ودراین یکسال که درانتظارت خواهم ماندآماده ام کنی

تاشرمنده ات نشوم .

درانتظارت خواهم ماند.......

التماس دعا



63174
نام: نیاز
شهر: تبریز
تاریخ: 1/27/2009 1:46:29 PM
کاربر مهمان
  سلام بر ایمان گرامی و بزرگوار ، التماس دعا مادر عزیز حرف دلیها
سلام بر انسیه عزیز ، تولدت مبارک امیدوارم روزهای خوبی پیش رو داشته باشی.

سلام برتک تک برو بچه های حرف دل، ستاره عزیز ، امیدوار گرامی ، یاس سفید ، شهاب گرامی و ...


خدایا!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.

خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.

خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.

خدایا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !

خدایا!
خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.

اَللّهمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج.

اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي محمّدٍ و آلِ محمّدٍ و عَجِّـل فَرَجَهُم.


63173
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 1/27/2009 12:36:18 PM
کاربر مهمان
  روح الله فرياد گر قرن

سال 1342 رسيد و شاه براي تكميل خوش خدمتي‌ها طرح انقلاب سفيد شاه و ملت را عنوان كرد و به همه‌پرسي گذاشت. امام كه چون هميشه تيزبين و هوشيار در صحنه بود از علما و مراجع قم خواست تا براي اعتراض به اين نمايش مردم فريب، سخنراني و نماز جماعت در همه مساجد كشور تعطيل شود و در روز عيد سعيد فطر امام با سخنراني كوبنده‌اي علت مخالفتهاي خود را با طرح شاه براي همگان بيان نمود. با اين حركت كه در ماه مبارك رمضان هم صورت گرفت مردم بيش از پيش از مخالفت امام و علما آگاه شدند. در همان روز امام با صدور اعلاميه‌اي نوروز سال هزار و سيصد و چهل و دو را عزاي عمومي اعلام كرد و جهت موضعگيري واحد روحانيون، در جلسه‌اي كه در قم تشكيل شد پيشنهاد كرد كه به دليل اعمال ضد اسلامي و اقدامات سركوب‌گرايانه رژيم ساير علما چنين اعلاميه‌اي صادر نمايند. چنين بود كه امام و چهل و شش نفر ديگر از آيات عظام با صدور اعلاميه‌اي عيد را عزاي عمومي اعلام كردند و با اين عمل بر نفرت و انزجار مردم از رژيم پهلوي افزودند.
با اقدامات بي‌نظير و ابتكار عمل امام در مبارزه هر روز بر گرمي و شور حركتهاي انقلابي افزوده مي‌شد. سخنراني‌ها و افشاگري‌ها ادامه داشت و در روز عاشوراي سال هزار و سيصد و چهل و دو مصادف با سيزده خرداد به اوج خود رسيد. دهها هزار نفر از مردم تهران و ساير شهرها براي استماع سخنان مراجع تقليد و علما در روز عاشورا به قم آمدند.
رژيم كه اطمينان داشت امام در صورت سخنراني، حملات تندي به شاه خواهد كرد تلاش فراوان نمود تا ايشان را از ايراد سخنراني منصرف سازد. از اين رو پيش از ظهر عاشورا در حالي كه امام در مجلس سوگواري منزل خود و در ميان جمع عزاداران حضور داشت يكي از مقامات ارشد ساواك از طرف شاه نزد امام آمد و گفت: از طرف اعلا حضرت مامورم به شما ابلاغ نمايم اگر امروز بخواهيد در مدرسه فيضيه سخنراني كنيد كماندوها را به مدرسه مي‌ريزيم و آنجا را به آتش و خون مي‌كشيم. امام هم در پاسخ فرمود: ما هم به كماندوهاي خود دستور مي‌دهيم كه فرستادگان اعلا حضرت را تاديب نمايد. ساعت حدود شش بعد از ظهر بود که امام به سمت فيضيه حرکت کرد تا حماسه اي جاودان را رقم زند
<<ابتدا <قبلی 6324 6323 6322 6321 6320 6319 6318 6317 6316 6315 6314 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6319&mode=print