هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
62702
نام: اسماعیل
شهر: کیش
تاریخ: 1/11/2009 5:50:57 AM
کاربر مهمان
  سلام به روح شهیدان غزه
62701
نام: رامش
شهر: تهران
تاریخ: 1/11/2009 2:20:53 AM
کاربر مهمان
  سلام . اولين باره كه اينجا حرف دلم رو مي نويسم! چه قدر صميمي! چه قدر صادق!
از تك تك دوستان التماس دعا دارم! صميمانه براي من هم دعا كنيد!
62700
نام: شاهد
شهر: تهران
تاریخ: 1/10/2009 11:06:53 PM
کاربر مهمان
  از همه عزیران میخواهم عاجزانه میخواهم که دعاکنید شهید بشوم
62699
نام: sara
شهر: ازت
تاریخ: 1/10/2009 10:54:48 PM
کاربر مهمان
  با تو اي عاشقترين كه سفرت سفر پيوستن به جاودانگي بود بد كردند...بد كردند اون قوم پليدو ظالم....كي رود ازخاطر ما كلامهاي اخرينت?????????????
62698
نام: فائزه
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 1/10/2009 10:33:38 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه عزیزان حرف دل ***************

*****فریال عزیز ، مریم جان و چه فرقی می کنه گرامی سلام ممنون از دعا های شما عزیزان و لطفی که به من دارید .


*****انسیه جان خیلی ناراحتم که ختم قرآن کنسل شده مگه چند نفر دیگه مونده تا بتونیم ختم رو شروع کنیم؟ اگه تعداد رو بدونم شاید بتونم از دوستام توی دانشگاه و باشگاه بخوام که با ما توی ختم همراه بشن . انشاءالله که جور میشه .


*******یاس سفید عزیز برای رسیدن به حاجتت برات نماز حاجت میخونم انشاء الله که حاجت روا بشی .

بچه ها از دوشنبه امتحاناتم شروع میشه خیلی نگرانم برام دعا کنید.فقط دعا های شما دوستای حرف دلیم هست که بهم قوت قلب میده .

التماس دعا از همه عزیزان .
62697
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/10/2009 10:24:42 PM
کاربر مهمان
  صلواتي بر روح شهدا واموات بفرست
62696
نام: سوگند
شهر: امان از جدایی
تاریخ: 1/10/2009 10:12:21 PM
کاربر مهمان
  در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم. خدا پرسید:پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟من در پاسخش گفتم:اگر وقت دارید.خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است.
در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟پرسیدم:چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟خدا پاسخ داد:کودکی شان.اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند،عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها ، آرزو می کنند که کودک باشند ... اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند.اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش کرده اند و بنا بر این نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.
اینکه که آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند.دستهای خدا دستانم را گرفت برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم
به عنوان یک پدر می خواهی کدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ او گفت: بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد ، همه کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند ،بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم.بیاموزند ثروتمند کسی نیست مه بیشترین ها را دارد ، بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند، بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند،بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند.من با خضوع گفتم:از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند من اینجا هستم،همیشه.

از : رابیندرانات تاگور
62695
نام: محمد علی
شهر: بادرود
تاریخ: 1/10/2009 9:26:58 PM
کاربر مهمان
  من ازدواج کردم ۲ساله بیکارم اوضاع مالی مناسبی ندارم زنم دانشجوست میخواهم عروسی کنم ولی نمیتونم من ۲۵سالمه از خانواده زنم خجالت میکشم مدرکم دیپلمه جایی منو استخدام نمیکنند کمکم کنید
62694
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/10/2009 8:54:41 PM
کاربر مهمان
  دلتو ازقيد وبندها آزاد كن باذكر صلواتي بر محمد مصطفي ص
62693
نام: حامد درویشی نگار آباد
شهر: قم
تاریخ: 1/10/2009 8:11:14 PM
کاربر مهمان
  ............................به امام تمام چشم مراآفتاب پرکرده است * نگاه آییه آب پرکردهاست شب است ودیده ی من داغدارخورشیداست اگرچه جای تورا ماهتاب پرکرده است یریزیاده که از انتظار لبریزم *هوای شعر دلم راشراب پرکرده اشت*شمیم شهید مردی سواره می آید*و انتظار مرا اضطراب پرکرده است (نویسنده حامد )
<<ابتدا <قبلی 6276 6275 6274 6273 6272 6271 6270 6269 6268 6267 6266 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6271&mode=print