هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
62492
نام: قربان
شهر: همین نزدیک ها
تاریخ: 1/3/2009 4:59:01 PM
کاربر مهمان
  فرارسیدن سوگواری امام حسین (ع)به تمام شیعیان جهان تسلیت میگویم
62491
نام: سوگند
شهر: امان از جدایی
تاریخ: 1/3/2009 4:56:56 PM
کاربر مهمان
  سلام به دوستان خوبم
سلام (یه عاشق از شهر قصه عشاق )از اینکه چهارده صلوات واسه تمام حرف دلی ها نذر کردی یه دنیا ممنونم انشاالله به برکت این صلواتها حاجت روا شی .فقط یه خواهش دارم انشاالله روزی که به حاجتت رسیدی ما رو تو این خوشحالی سهیم کن و به ما هم خبر بده .امیدوارم به آبروی خانوم فاطمه زهرا و به دعاهای نیمه شب مهدی هر چه زودتر به خواسته دلت برسی .
دوستان عزیزم
باز هم میگم :
التماس دعا
التماس دعا
التمراس دعا
62490
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 1/3/2009 4:46:32 PM
کاربر مهمان
  بررخسار مبارك مهدي عج صلواتي بفرست
62489
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 1/3/2009 4:09:56 PM
کاربر مهمان
  ادامه روز ششم محرم ....

گفت: من تا داغت را بر دل عمويت حسين نگذارم

از ميدان خارج نمي شوم.

حضرت قاسم (ع) فرمود: تو چه جنگاوري هستي كه زين اسبت را نبستي ؟

و واردميدان كار زار شدي؟

تا ازرق خم شد ببيند آيا قاسم راست ميگويد يا نه !

قاسم بن الحسن شمشير را بر كمر او فرود آورد و او را به همراه پسرانش به جهنم واصل كرد -

در اين هنگام عمر سعد دستور داد

از هر طرف به سوي قاسم حمله ورشوند -

لذا بدنش آماج تير نيزه و شمشير شد و در ميان محاصره دشمن قرار گرفت -

و فرياد زد عموجان ! قاسمت را كشتن -

عمو جان! به ياريم بيا -

راوي ميگويد: امام حسين(ع) مثل عقاب شكاري به سوي قاسم شتافت -

گرد و غبار تمام ميدان را گرفته بود و چيزي معلوم نبود -

همين كه گرد و غبار فروكش كرد -

ديديم حسين(ع) در كنار قاسم نشسته و سر او را به دامن گرفته

و ميگويد: قاسم جان - چقدر بر عموي تو ناگوار است

كه تو او را بخواني او به ياري تو بيايد

ولي نتواند برايت كاري انجام دهد.

ياحسين ياحسين


التماس دعا




62488
نام: خادم خادمان حسین
شهر: اسفراین
تاریخ: 1/3/2009 4:02:17 PM
کاربر مهمان
  از کلیه خادمان ،رزمندگان ویادگاران هشت سال دفاع مقدس دعوت می شود اطلاعات ،خاطرات وعکس های خود را از سردار گمنام شهید فرج الله عاقبتی از اسفراین استان خراسان شمالی معروف به فرج کر را به آدرس موسسه آونگ اسفراین ارسال نمایند تا مراسم یادواره این سردار بزرگ را برگزار نماییم.اجرکم عندالله .چشم به راه نظرات شما هستیم.
62487
نام: فاطمه موسوی
شهر: شیراز
تاریخ: 1/3/2009 3:50:29 PM
کاربر مهمان
  زنان ایرانی همواره دوشادوش مردان در عرصه های مهم انقلاب حاضر بوده اند . ما از نسل شیر زن کربلایم و هر گز تن به خفت و خواری نخواهیم داد و چون مردان غیور سرزمین مان و دیگر مسلمانان و ازاد گان از این همه بی غیرتی سران عرب به تنگ امده ایم.
ما دیگر بعد از حملات دد منشا نه صهیونیسم به مردم بی دفاع و دست خالی غزه خواب نداریم و آماده ایم که از مظلومیت اینان به هر صورت دفاع کنیم. و از اینکه سران کشورهای عرب مسلمان خود را در خواب زمستانی فرو برده اند و در عیش نوش با شیاطین گیلاس سلامتی کفر و استبداد را بهم میزنند .

وهمانطور که مقام معظم رهبری فرمود سکوت برخی کشورهای عربی از حملات صهیونیستها مصیبت بار تر است هدف از این اقدام این جمع را هشدار به سران عرب اعلام می کنم: سکوت خفت بار سران کشورهای عربی به هیچ وجه قابل توجیه نیست تصمیم دارم به تک تک سران عربی یک روسری زنانه هدیه بدهم.و از همه خواهران عزیزم دعوت می کنم تا در این طرح شرکت کنند و به بی غیرتان عرب روسری هدیه دهند.
و ما با این اقدام اعلام میکنیم که زنان مسلمان از برخی مرد نمایان عربی شجاع تر و با شهامت تر هستند
دوستان بزرگوار در صورت تمایل این لینک را داغ نمود و یا منتشر کنید تا به گوش کر خفتگان زمستانی بی درد نیز برسد
لینک های این موضوع:http://sajadehiporazyas.blogfa.com/
http://whiterose.parsiblog.com/784956.htm
http://sajademan.blogsky.com/
در اعتراض به سكوت كشورهای عربی در قبال فجایع غزه صورت گرفت
‌وبـلاگ‌نـویـسـان ایـرانـی بـه سران سازشكار عرب روسری‌ دادند
خبرگزاری فارس: چندتن از زنان وبلاگ‌نویس ایرانی در اقدامی نمادین و در اعتراض به بی‌غیرتی و سكوت سران كشورهای عربی نسبت به فجابع اخیر در نوار غزه به سران عرب روسری دادند.

لینک خبر

http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8710120303
62486
نام: موسوی
شهر: اهواز
تاریخ: 1/3/2009 3:46:47 PM
کاربر مهمان
  امروز حرف دلم در مورد عشق است. یکی از دوستان برام نوشت که عشق خوب نیست چون تعادل اجتماعی و روحی انسان را بهم می زند. می گوید که عشق تنها مختص خداست و اوست که عاشق همه خلائق است.چون اگر عاشق آنها نبود اینگون حیرت انگیز آنها را خلق نمی کرد.و در قاموس ما انسانها محبت. بیشتر قابل لمس است تا عشق.
نظر جالب و محترمی است ولی فکر می کنم که عشق و محبت از یک جنس هستند در اصل عشق یک محبت نامحدود که همراه با فداکاری و عذاب است و بدون مقابل. یعنی عاشق اگر تمام وجودش و هستی خودش را به معشوق ببخشد و تلف کند در مقابل هیچ و باز هم ممنون آن بماند میگن عاشق است.عشق می تواند جهتهای زیادی و متفاوتی داشته باشد و در هر نوعش محدودیتی وجود ندارد یعنی فردی که عاشق موسیقی با فردی که عاشق یک شریک زندگی یا فردی که عاشق غذا و فردی که عاشق زور گفتن هیچ فرقی ندارد زیرا همگی بدون حدود معشوق خود را دوست دارند. بنده عاشق گمشده ای هستم که هنوز ندیدمش. بدنبالش گشتم ولی بین مردم ندیدمش و در تمام زینتهای زندگی و تمام سرگرمی های موجود و تمام اشیا گرانبها و نفیس نیافتمش.
عشق یعنی ارامش یعنی نداشتن دغدغه خاطر و عدم نگرانی یا به عبارتی دیگر عشق یعنی بیش از حد نگران بودن و بیش از حد آشفتگی خاطر. عشق یعنی مثل حسین (ع) با شوق به سراغ مرگ رفتن یعنی سوختن در راه رضای خدا .
62485
نام: یلدا
شهر: آمل
تاریخ: 1/3/2009 2:18:02 PM
کاربر مهمان
  دو راه دارم دور نزدیک میخواهم بدانم کدام مناسب تر است
62484
نام: امير
شهر: كرمان
تاریخ: 1/3/2009 1:29:00 PM
کاربر مهمان
  بنشين تا غم دل با تو بگويم زينب خواهر من
62483
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 1/3/2009 1:01:44 PM
کاربر مهمان
  روز ششم محرم : قاسم ابن الحسن
السلام عليك يا قاسم ابن الحسن
شب عاشورا ي حسيني بود -

آقا همه ي اصحاب و يارانش را در خيمه اي جمع كرد -

شايد اجازه نمي داد زن و بچه ها حضور داشته باشند -

ولي حضرت قاسم (ع) خودش را پشت سر مردان قرار داد -

امام حسين(ع) سخنراني كرد و فرمود: همه شما بدانيد و آگاه باشيد - فردا جنگ قطعي شده و دشمن فقط با من سرجنگ دارد -

واگر شما ها برويد - دشمن كاري با شما ندارد - لذا من بيعت خود را از شما برمي دارم وهركدام شما خواستيد ازتاريكي شب استفاده كنيد و ازكربلا خارج شويدو از اينجا هم خيلي فاصله بگيريد تا فردا صداي (هل من ناصرينصرني) مرا نشويد -

زيرا به عذاب الهي گرفتار خواهد شد -

بنابر روايت هايي - امام چند لحظه سرخود را به پايين گرفت يا چراغ خيمه هارا خاموش كرد -

تا اگر كسي خواست برود از روي حسين (ع)خجالت نكشد و راهي برود. خوب رفتني ها رفتند و ماندني ها ماندند - لذا امام حسين (ع)سربرداشت و فرمود : شما ها چرا نرفتيد؟

همگي يك صدا با گريه و ناله فرياد زدند- عزيز زهرا ما كجا برويم ؟

بعد از شما اف بر اين زندگاني دنيا - آقا جان يك جان چه ارزشي دارد - ايكاش هزاران جان داشتيم و فداي شما مي كرديم واگر هزاران بار ما را بكشند و زنده كنند باز دست از ياري شما بر نمي داريم.

امام حسين (ع) روكرد به آنها و فرمود:من ياراني بهتر از ياران خودم سراغ ندارم - يعني شما از اصحاب جدم رسول الله - از ياران پدرم علي مرتضي و از ياران برادرم حسن بهتريد انشا الله خدا به همه ي شما جزاي خير عنايت كند - در پايان فرمود: .........
فردا همه ي شما كشته خواهيد شد -

لذا بياييد خانه هاي بهشتي تان را به شما نشان دهم -

يكي ازيارانش بلندشدو گفت: حسين جان ! ما بهشت را ميخواهيم چكار - فقط بگو شما كجايي ما هم در آنجا با شما باشيم -

بهشت را بهشته ام بهشت من حسين بود .

در اين هنگام قاسم بن الحسن از جايش بلند شد صدا زد عمو جان !

آيا من هم فردا كشته خواهم شد؟

آيا من هم به آن فيض عظيم خواهم رسيد؟

يعني اين سعادت نصيب من خواهد شد كه جانم را فداي شما كنم.

امام حسين (ع) يه نگاه محبت آميزي به قاسم نمود

فرمود: قاسمم !

من اول يه سئوالي ازت ميپرسم بگو مرگ در نظر تو چگونه است؟

قاسم جواب داد عمو جان ! {احلي من العسل) يعني مرگ در كام من از عسل هم شيرين تراست .

امام فرمود: قاسمم فردا تو هم كشته خواهي شد بعد از آني كه به بلاء عظيمي كرفتار شدي -

در آن هنگام عمويت را به ياري مي طلبي -

من به كمكمت مي آيم ولي نمي توانم كاري براي تو انجام دهم.

لذا روز عاشورا از عمو اجازه گرفت و عازم ميدان شد-

آنقدر قاسم زيبا بود:

كه در باره اش گفتن:

بر فرس تند رو هركه ترا ديد گفت:باد گل سرخ را رو به كجا مي برد.

قاسم وارد ميدان جنگ شد -

ازرق يكي از شجاعان لشكريان عمرسعد بود و چهار پسرش هم در كنارش بودند -

لذا براي خودش شرم ميدانست كه با اين جوان سيزده ساله وارد جنگ شود -

لذا چهار پسرانش را يكي پس از ديگري به جنگ قاسم فرستاد

و همه كشته شدند -

در اين هنگام خودش با عصبانيت شديد وارد ميدان شد

و در مقابل قاسم قرار گرفت

و گفت: من تا داغت را بر دل ع
<<ابتدا <قبلی 6255 6254 6253 6252 6251 6250 6249 6248 6247 6246 6245 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6250&mode=print