اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 62172 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
12/27/2008 10:25:42 AM
کاربر مهمان
|
در سال 1340 شمسی، زمانی كه حسنعلی منصور، نخست وزیر وقت، طرح انجمن های ایالتی و ولایتی را مطرح كرد، آیت الله غفاری به سهم خود با مسافرت ها و تماس های پیوسته كوشید تا این طرح شكل نگیرد.
در سال 1341، در اوج مبارزات روحانیت به رهبری امام قدس سره، ایشان با سخنرانی های مستمر خود كوشید تا هر چه بیشتر جنایات رژیم را افشا كند.
او در محرم سال 1342، هم زمان با شكل گیری قیام خونین 15 خرداد، مبارزه علیه رژیم را وجهه ی همت خود ساخت و به تنویر افكار عمومی پرداخت.
در شب 12 محرم 42، هنگامی كه از سخنرانی برگشته بود، مأمورین رژیم به خانه اش ریخته و او را دستگیر و زندانی كردند. این بازداشت همراه با دستگیری دیگر روحانیان مبارز تهران و شهرستان ها بود. رژیم قصد داشت با دستگیری بیش از 80 نفر از علما و روحانیون، قیام مردم را متوقف كند. در زندان كمیته شهربانی، آیت الله غفاری مورد بازجویی و شكنجه قرار گرفت. پس از آزادی هم چنان به مبارزه ی خود علیه رژیم ادامه داد، تا این كه دوباره از طرف مأموران ساواك دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفت. اما، چون مدركی علیه او نیافتند، آزاد گردید.
در سال 1350، بار دیگر دستگیر و زندانی شد.
شهید در طی سال های 1353-1350، به مبارزات خود شكل تازه ای داد و كمتر در میان آشنایان ظاهر می شدند. در تیرماه 1353، در تهران دستگیر شدند كه این آخرین دوران زندان این مبارز نستوه بود.
برگه ی بازجویی شهید آیت الله غفاری روح بزرگ و اراده ی مصمم و تزلزل ناپذیر او را به خوبی نشان می دهد:
س – چرا به زندان آورده شده اید؟
ج – نمی دانم.
س – آیا قبلاً به زندان آمده اید؟
ج – نیامده ام، آورده اند.
س – نظر شما راجع به شاهنشاه آریامهر چیست؟
ج – ایشان با كودتای پدرشان به سر كار آمدند و غاصب اند.
س – نظر شما راجع به حزب رستاخیز چیست؟
ج – این حزب شَه ساخته است، به مردم هیچ ربطی ندارد.
س – نظر شما نسبت به آقای خمینی چیست؟
ج – من فكر می كنم كسی كه می تواند ایران را نجات دهد، آیت الله خمینی است.
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 62171 |
نام:
نیاز
شهر:
تبریز
تاریخ:
12/27/2008 10:23:31 AM
کاربر مهمان
|
سعیدبن عبدالله در جلوى امام ایستاد و امام نمازگزارد و او در اثر تیرباران دشمن به روى زمین افتاد در حالى كه مىگفت: خدایا این گروه را لعنت كن همانند لعن قوم عاد و ثمود، و سلام مرا به پیامبرت برسان؛ همچنین گفت: پروردگارا! این زخمها را براى درك ثواب تو در راه نصرت فرزند پیامبر تو بر جان خود خریدم.
آنگاه به طرف امام التفاتى كرده گفت: آیا به عهد خود وفا كردم اى پسر رسول خدا؟!
امام علیهالسلام فرمود: آرى، تو در بهشت پیشاپیش من قرار خواهى داشت.
او در حالى به شهادت رسید كه سیزده تیر غیر از زخم نیزه و شمشیر بر بدنش فرو رفته بود، و چون امام علیهالسلام از نماز فارغ شد به اصحابش فرمود: اى انصار من! این بهشت است كه درهاى آن به روى شما باز شده و نهرهاى آن جارى و میوههاى آن آماده است، و این پیامبر خداست و اینان شهدایى كه در راه خدا كشته شدهاند، منتظر قدوم شمایند، و شما را به بهشت بشارت مىدهند، پس از دین خدا و دین پیامبر حمایت و از حرم پیامبر دفاع كنید.
اصحاب به امام عرض كردند: جانهاى ما فداى تو باد و خونهاى ما نگاهدارنده خون تو، به خدا سوگند كه هیچ گزندى به تو و حرم تو نمىرسد مادامى كه از ما كسى زنده باشد.
__________________
السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
|
|
| 62170 |
نام:
چه فرقی میکنه
شهر:
هیچ جا
تاریخ:
12/27/2008 10:22:17 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم جمیعا
شهادت آیت الله حاج شیخ حسین غفاری را خدمتتان تسلیت عرض مینمایم.
شیخ حسین غفاری آذر شهری، در سال 1295 شمسی، در روستای آذرشهر تبریز، در خانواده ای كشاروز و مذهبی متولد شد و دیری نپایید كه پدرش را از دست داد و تحت كفالت برادر بزرگترش قرار گرفت. دوران مقدماتی تحصیل را در همان زادگاه خود سپری كرد و آن گاه همراه برادرش عازم تبریز گردید. در تبریز به آموختن شرح لمعه و اصول و كلام پرداخت. پس از مدتی به آذر شهر مراجعت و نزد دایی خود، حجت الاسلام سید محسن میر غفاری به فراگیری رسایل و مكاسب همت گمارد.
سرانجام پس از 30 سال زندگانی فقیرانه و تحصیل علوم دینی در سال 1324 شمسی، عازم قم گردید و در آن جا به فراگیری كفایه و مكاسب نزد آیات عظام بروجردی، فیض قمی و خوانساری بزرگ پرداخت و پس از یازده سال، قم را ترك كرد و به تهران مراجعت نمود.
یا علی و یا فاطمه
|
|
| 62169 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
12/27/2008 10:19:30 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر سید بزرگوار حرف دل آقا سید مرتضی . التماس دعا سید
سلام بر دوستان و اهالی باصفای حرف دل یاران با وفای سید
سلام بر چه فرقی می کنه بزرگوار مثل اینکه حسابی در تدارک رسیدن محرم هستید التماس دعای یاعلی یا فاطمه دارم
سلام بر آقا شهاب گرامی حرف دل و باغ وقلعه آقا سید و شهید گمنام . التماس دعا مومن حسابی مشغول تدارک محرم هستی منو فراموش نکنی
سلام بر سبکبار شیرین کلام تو این ایام که حسابی بوی حسین و بابا الحواتج هاشو میده منو فراموش نکنید و برایم دعا کنید
سلام بر یکایک دوستان و همراهان همگی جمیعا التماس دعا دارم
سلام بر سارای عزیزم از تهران خانومی نوشته های من قابل دوستانی چون شما را ندارد برگ سبزیست امیدوارم مورد لطف و عنایت دوستان قرار گیرد
سلام بر سارای عزیزم از مشهد عزیزم استاد شما ها هستید که این همه به دل گرفته ها و رنج دیده هائی مثل ما لطف و عنایت دارید و ما را درک می کنید آری عزیزم می شود گفت با روح هم می توان زندگی کرد شاید باور نکنی ولی من بارها و بارها وجود همسرم رو تو خونه حس کردم هر از گاهی حتی شاید او را ببینم که از جلوی چشمانم رد می شود نمی توان منکر وجودشان شد . بستگی به دید انسانها نسبت به یکدیگر دارد .
دوست خوبم گمشده از تبریز سلام و عرض ادب . عزیزم من بسیار متاسف شدم چون این مصیبت واسه شما خیلی زود است و الان موقع این نبود که بسوزی من سوختم و سالیان سال است که با عشق به همسرم زندگی می کنم و البته این مورد برای شما بسیار زود بود ولی با خواست خداوند نمی شود کاری کرد ( کار خداست ، شکر خدا ) عزیزم تا می توانی صبوری پیشه کن ، قرآن بخوان و صلوات بفرست تا قلبت آروم بگیره و همسر گرامیتان هم به آرامشی که میخواهند برسند . من به شما تسلیت می گم و دقیقا می دانم چه می کشی و درکت می کنم ولی کاری از دستت بجز صبر بر نمی آید پس صبور و بردبار باش
التماس دعا
یاعلی
|
|
| 62168 |
نام:
فریال
شهر:
تهران
تاریخ:
12/27/2008 10:02:39 AM
کاربر مهمان
|
سارای عزیزازتهران:من همیشه به یاددوستان حرف دلی ازجمله شماهستم البته اگرلایق باشم.شماهم اگرمارولایق می دونیددعابفرمایید.(موفق باشید)
(خداجونم دوست دارم تنهام نذار)
|
|
| 62167 |
نام:
دلشکسته
شهر:
خرم آباد
تاریخ:
12/27/2008 9:48:16 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا عباعبدالله الحسین ع
سلام
سلام بردوستان باغ آوینی
گمشده عزیز وقتی نوشته شمارو خوندم کم آوردم خیلی هم کم آوردم از صمیم دل برایتان آرزوی صبر و شکیبای روبرایتان دارم به شما آفرین میگویم بخاطر صبرتان به خاطر ایمانتان به قول معروف خیلی جیگر می خواد ولی اینو بدون که اگر نبودش ميلی چرا بشکسته کاسه ی ما رو ليلی. اگر برای من درد را میپسندی پس بفرست درد را اگر غم را میپسندی پس بفرست غم را اما اگر او را دوست داشته باشيم هيچ ...
گمشده عزیز من کوچکتر از آنم که بخواهم چیزی بگویم فقط برایت دعا میکنم امیدوارم که خدا خودش کمکت کند و در همه امور موفق وموید باشید نمی دانم ولی احساس که نه یقین دارم که خدا خیلی دوستت دارد برای این دلشکسته هم دعا بفرما
اما انیسه خانم من فقط دو ختم می تونم شرکت کنم یعنی دو حزب رو میتونم بخونم اگه فقط یکبار اسم منو بنویسی ممنونت میشم از همه بزرگواران در باغ التماس دعا دارم آخه دیشب خیلی جای خالی بابا رو حس کردم یه اتفاقی افتاد که بازم دلتنگیهام شروع شد بچه ها واقعا کم آوردم بخدا صورتم رو با سیلی سرخ کردم دیگه دم برنمی آورم توی خلوتهای خودم نمی دانید تا کجا ها که نمی روم نمی دانم چرا اینارو دارم می نویسم ولی بازم دیشب اون اتفاق منو دلشکسته تر کردولی غم من در برابر دردهای خیلی از عزیزان باغ آوینی هیچی نیست امیدوارم که صاحب اصلی بیادزخم همه مارو مرهم باشه
یتمی خاری دوران یتیمی
یتیمی درد بی درمان یتیمی
الهی طفل بی بابا نباشد
اگر باشد در این دنیا نباشد
اگر باشد در این دنیا نباشد
در این دنیا نباشد
التماس دعا
تابعد...
|
|
| 62166 |
نام:
نیلوفرانه
شهر:
کویر
تاریخ:
12/27/2008 9:41:58 AM
کاربر مهمان
|
بزرگترین موانع در راه موفقیت موانع ذهنی است
|
|
| 62165 |
نام:
فریال
شهر:
تهران
تاریخ:
12/27/2008 9:23:59 AM
کاربر مهمان
|
((به نام خدا))
(ماهمه افتابگردانیم)
گل افتابگردان روبه نورمی چرخدوادمی روبه خدا.ماهمه افتابگردانیم.
اگرافتابگردان به خاک خیره شودوبه تیرگی دیگرافتابگردان نیست.
افتابگردان کاشف معدن صبح است وباسیاهی نسبتی ندارد.این هاراگل افتابگردان به من گفت ومن تماشایش می کردم که خورشیدکوچکی بوددرزمین وهرگلبرگش شعله ای بودودایره ای داغ دردلش می سوخت.
افتابگردان به من گفت:((وقتی دهقان بذرافتابگردان رامی کاردمطمئن است که اوخورشیدراپیداخواهدکرد.افتابگردان هیچ وقت چیزی
راباخورشیداشتباه نمی گیرداماانسان همه چیزراباخدااشتباه می گیرد.
افتابگردان راهش رابلداست وکارش رامی داند.اوجزدوست داشتن افتاب وفهمیدن خورشیدکاری ندارد.اوهمه ی زندگیش راوقف نورمی کنددرنوربه دنیامی ایدودرنورمی میرد.نورمی خوردونورمی زاید.
دلخوشی افتابگردان تنهاافتاب است.افتابگردان باافتاب امیخته است وانسان باخدا.بدون افتاب افتابگردان می میردبدون خداانسان.))
افتابگردان گفت:((روزی که افتابگردان به افتاب بپیوندددیگرافتابگردانی نخواهدماندوروزی که توبه خدابرسی دیگرتویی نمی ماند.وگفت من فاصله هایم رابانورپرمی کنم توفاصله هاراچگونه پرمی کنی؟))
افتابگردان این راگفت وخاموش شد.گفت وگوی من وافتابگردان ناتمام ماند.زیراکه اودرافتاب غرق شده بود.
جلورفتم بوییدمش بوی خورشیدمی داد.تب داشت وعاشق بود.خداحافظی کردم داشتم می رفتم که نسیمی ردشدوگفت:((نام افتابگردان همه رابه یادافتاب می اندازدنام انسان ایاکسی رابه یادخداخواهدانداخت؟))
ان وقت بودکه شرمنده ازخداروبه خداگریستم...
|
|
| 62164 |
نام:
انسيه
شهر:
تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ:
12/27/2008 9:20:36 AM
کاربر مهمان
|
مهدي جان صبح بي تورنگ غروب يك آدينه رادارد"بي توحتي مهرباني حالتي ازكينه دارد!
*السلام العليك ياابصالح المهدي(عج)*
*اللهم صل علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم*
سلام!ازخداي بي همتاتاشمابزرگواران!
گم شده عزيزوگرامي خيلي دوستتون دارم و...
|
|
| 62163 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزيره مجنون
تاریخ:
12/27/2008 9:11:57 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
سلام علیکم جمیعا
دلم برای قلعه و سربازهای با وفاش خیلی تنگ شده
سردارهای بی نام و نشون و گمنام قلعه
سربازهای بی نام و نشون و گمنام قلعه
قلعه آقا سید مرتضی رو آماده کنید ، بوی محرمش میاد
پرچمهای سرخ حسینی رو به اهتزاز در بیارید
با مهدی فاطمه (عج) هم ناله بشید
این الحسن ، این الحسین
این ابناء الحسین
آمد محرم ماه خون
انا الیه راجعون
یا علی مددی
|
|