هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
62062
نام: دلشکسته
شهر: خرم آباد
تاریخ: 12/24/2008 10:46:09 AM
کاربر مهمان
  خدایا:

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم

اما آنچنان که تو دوست داری

چگونه زیستن را تو به من بیاموز

چگونه مردن را من خود خواهم آموخت


دکتر علی شریعتی

62061
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 12/24/2008 10:44:24 AM
کاربر مهمان
  حب علي ع واولادش دردلت زياد بشه صلواتي بر محمدص بفرست
62060
نام: محمد رضا
شهر: تهران
تاریخ: 12/24/2008 10:44:00 AM
کاربر مهمان
  از وبلاکتان بسیار ممنون ومتشکرم
62059
نام: دلشکسته
شهر: خرم آباد
تاریخ: 12/24/2008 9:37:28 AM
کاربر مهمان
  سلام
سلام برسید
سلام بر اهالی باغ آوینی
آقا شهاب گرامی خیلی خیلی زیبا بود واقعا به دلم نشسته در سایه اقامون حضرت حجت پایدار باشید
سلام برانیسه خانم خداقوت اگه لطف کنی دو حزب برای این حقیر ثبت بفرمایید ممنونتون میشم این مدت خیلی گرفتار هستم زیاد نمی تونم بیام موقع امتحانات رسیده و مشغله های کاری به بنده این اجازه رو نمی دهدکم سعادتی بنده است دیگه کاریش نمیشه کرد اما توی محله ما یه اتفاق تلخ افتاد که یادش هم نارحت کننده است یه جوان راننده آمبولانس بود که یه تصادفی اتفاق می افته ایشون با یکی از همکارانش که نوبت کاری آنها هم نبوده می رن که اجساد آنها رو به بیمارستان ببرند خودشون هم تصادف شدیدی میکنند بطوری که هردوتا دردم جان به جان آفرین تسلیم میکنند حالااز خانواده های آنان حکم رسمی این دوتا چندروز است که آمده هردوتا باهم رسمی میشوند بعد همین همسایه ما یه پسر کوچیک دارد و خانمش هم نه ماهه باردار است خونه توی محله خودمون ساختن داخل حیاطشون چندتا درخت باهم کاشتنداین زن ومرد باعشق خونشونو ساختند ولی هنوز نرفتند توی خونه جدیدشون حکمت خدارو
انشاءالله خدا هردوتای انها رو رحمت کند این اتفاقها در اطراف ما می افتد بدون اینکه به ان توجهی شود یه مادربزرگ داشتم خدارحمتش کنه همییشه می گفت که مرگ پشت سرآدمیزاد است همیشه مراقب باشید که خطا نروید من خودمو میگم بدون توجه به این اتفاقات زندگی می کنم بدون اینکه از آنها عبرت بگیرم حکمت خدا رو ببینم هیچکی از کار خدا خبر نداره انشاالله همگی عاقبت بخیر بشیم صلوات بفرست راستی خدمت همه عزیزان سلام عرض میکنم همیشه شاد و سربلند باشید
ترسم که بیایی و من آماده نباشم یا صاحب الزمان عج
تابعد...
62058
نام: نیاز
شهر: تبریز
تاریخ: 12/24/2008 9:10:49 AM
کاربر مهمان
  سلام

انیسه جان ببخشید پس بعدا مشخص خواهید کرد که هر روز چه حزبی بهمون می رسه که تکراری نخونیم؟
62057
نام: مسافر
شهر: مسافرخانه
تاریخ: 12/24/2008 8:38:51 AM
کاربر مهمان
  و این اذن دخولی است به عرش الهی کربلا

يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يااَللَّهُ، يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ، يا كاشِفَ كُرَبِ الْمَكْرُوبينَ، ياغِياثَ الْمُسْتَغيثينَ، يا صَريخَ الْمُسْتَصْرِخينَ، وَيا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، وَيا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، وَيا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى‏ وَ بِالْأُفُقِ الْمُبينِ، وَيا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ عَلَى‏ الْعَرْشِ اسْتَوى‏، وَيا مَنْ يَعْلَمُ خآئِنَةَ الْأَعْيُنِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ، وَيا مَنْ لا يَخْفى‏ عَلَيْهِ خافِيَهٌ، يا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الْأَصْواتُ، وَيا مَنْ لا تُغَلِّطُهُ الْحاجاتُ، وَيا مَنْ لا يُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ، يا مُدْرِكَ كُلِ‏ فَوْتٍ، وَيا جامِعَ كُلِّ شَمْلٍ، وَيا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ، يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى‏ شَاْنٍ، يا قاضِىَ الْحاجاتِ، يا مُنَفِّسَ الْكُرُباتِ، يا مُعْطِىَ‏ السُّؤُلاتِ، يا وَلِىَّ الرَّغَباتِ، يا كافِىَ الْمُهِمَّاتِ، يا مَنْ يَكْفى‏ مِنْ‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ، وَلا يَكْفى‏ مِنْهُ شَىْ‏ءٌ، فِى السَّمواتِ وَالْأَرْض.

یا الله...
یا الله...
یا الله...
و این اذن دخولی است به عرش الهی کربلا برای علقمه بن محمد ، شما و من...
و این تازه اول کلام است برای پروردگاری که شایسته است این گونه بخوانمش:
ای جواب دهنده دعوت مضطرین.
ای کاشف کرب های بلادیدگان کربلایی.
ای دادرس دادخواهان عاشورایی.

تو اویی که از رگ گردن به من نزدیک تری صدای یا اباعبدالله هم را می شنوی.
و اویی که حول من وحسینیه قلبم حاضری.
واویی که در بالاترین منظر در افق روشن اشک های حسینی ام را نظاره ام می‌کنی.
و اویی که رحمن است برای همه و رحیم برای نینوایی‌ها.
و اویی که چشم های خائن ملعونین و کینه های پنهان شده بغض علی و آلش را در قلب ها می‌بینی.

تو صدای همه مظلومان را می شنوی و اشتباه نمی کنی، مثل صدای کودکان فلسطین، عراق، افغانستان و...
تو نامه های حاجت همه گرفتارانت را بدون غلط می بینی، این را از عریضه های مستجاب هر محرم که لایق عزاداری حسینت می شوم فهمیدم.
تو از این همه اصرار متقاضیانت خسته نمی شوی، با این که می دانی استحقاق خیلی تقاضا ها را ندارند.
تو هر چه از ما فوت و گمشده است را می دانی، گمشده مرا هم می‌شناسی.
و هرچه در جهان متفرق شده گرد تو جمع می آید، حتی جماعت پراکنده عاشقان کوی دوست آنگاه که جان ندارند و مرده اند...
تو را درهر روز شانی است مثل روز عاشورا که تجلی کامل تو بود.
پس می خواهم تو را همه جا و برای همه روزها بخوانم که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.
می‌خوانمت.
یا قاضی الحاجات، قضاوت کن بر حب من برمحمد آلش.
یا منفس الکربات ،رخصت تنفس در فضای کرب و بلایی را به من هم بده.
یا معطی السولات، عطا کن بر من پاسخ بزرگترین سوال زندگی ام یعنی بندگی را!
یا ولی الرغبات ،والی تمام آرزو ها و رغبت هایم تویی.
یا کافی المهمات، که تو تنها کفایت از همه می کنی و لا غیر.

نویسنده: فاطمه حجازی



--------------------------------------------

: پرینت گرفته شده از
http://www.bachehayeghalam.ir/articles/cat_10/010131.php
62056
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/24/2008 8:33:34 AM
کاربر مهمان
  ( ندای توحید در گاهواره )


... سرانجام مریم در حالی که کودکش را در آغوش داشت از بیابان به آبادی بازگشت و به سراغ بستگان و اقوام خود آمد (فاتت به قومها تحمله).

هنگامی که آنها کودکی نوزاد را در آغوش او دیدند، دهانشان از تعجب باز ماند، آنها که سابقه پاکدامنی مریم را داشتند و آوازه تقوا و کرامت او را شنیده بودند سخت نگران شدند، تا آنجا که بعضی به شک و تردید افتادند، و بعضی دیگر هم که در قضاوت و داوری، عجول بودند زبان به ملامت و سرزنش او گشودند، و گفتند: حیف از آن سابقه درخشان، با این آلودگی! و صد حیف از آن دودمان پاکی که این گونه بدنام شد.

گفتند: ای مریم! تو مسلما کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! (قالوا یا مریم لقد جئت شیئا فریا). بعضی به او رو کردند و گفتند ای خواهر هارون! پدر تو آدم بدی نبود، مادرت نیز هرگز آلودگی نداشت (یا اخت هارون ما کان ابوک امرء سوء و ما کانت امک بغیا).

در این هنگام، مریم به فرمان خدا سکوت کرد، تنها کاری که انجام داد این بود که اشاره به نوزادش عیسی کرد (فاشارت الیه).

اما این کار بیشتر تعجب آنها را برانگیخت و شاید جمعی آن را حمل بر سخره کردند و خشمناک شدند گفتند: مریم با چنین کاری که انجام داده‌ای قوم خود را مسخره نیز می‌کنی.

به هر حال به او گفتند ما چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟! (قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا).

ولی این حالت چندان به طول نینجامید، چرا که آن کودک نوزاد زبان به سخن گشود و گفت: من بنده خدایم (قال انی عبد الله).

او کتاب آسمانی به من مرحمت کرده (آتانی الکتاب).

و مرا پیامبر قرار داده است (و جعلنی نبیا).

و خداوند مرا وجودی پر برکت (وجودی مفید از هر نظر برای بندگان) در هر جا باشم قرار داده است (و جعلنی مبارکا اینما کنت).

و مرا تا زنده‌ام توصیه به نماز و زکات کرده است (و اوصانی بالصلوة و الزکاة ما دمت حیا).

و نیز مرا نیکوکار و قدردان و خیرخواه، نسبت به مادرم قرار داده است (و برا بوالدتی).

و مرا جبار و شقی قرار نداده است (و لم یجعلنی جبارا شقیا).

و سرانجام این نوزاد (حضرت مسیح) می‌گوید: سلام و درود خدا بر من باد آن روز که متولد شدم، و آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده برانگیخته می‌شوم (و السلام علی یوم ولدت یوم اموت و یوم ابعث حیا).



( برگرفته از تفسیر نمونه، جلد 13، تالیف: زیر نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی )



میلاد مسعود

پیام آور توحید و مهربانی،

حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)

را بر تمامی موحدین جهان و هموطنان مسیحی تهنیت باد.
62055
نام: انسيه
شهر: تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ: 12/24/2008 8:33:04 AM
کاربر مهمان
  سلام!
امشب رحمت دوست جاري است
مانندرور(نه!مانندباران)اگردلتان لرزيدبغضتان تركيد، كسي اينجامحتاج دعاست!
اگريادتان بود
باران گرفت دعايي به حال من بيابان بكنيد!
*****
ياس سفيدعزيزاميدوارم هميشه وهمه جابه لطف پروردگار ودعاي معصومين(ع)سرحال وسلامت ودرراه خداباشيد.ما راهم ازدعاي خودبي بهره نگذاريد.التماس دعا!
*****
ايمان عزيزمرابخاطركوتاهي ام ببخشيدوحلالم كنيد!
*****
ختم قرآن روزي يك حزب شروع ازاول ماه مبارك محرم وپايانصدوبيست روزبعدهفتم ارديبهشت۸۸ {ياالله}:
*نفراول:اباصالح المهدي امام زمان(عج)*
نفردوم:پرستوي عزيز(ساوه)
نفرسوم:دلشكسته ي عزيز(صبر)
نفر چهارم:خديجه موسوي (دوستم ازتهران)
نفر پنجم:سميرا(دوست دوستم ازتهران)
نفرششم:خوش نيت(دوست دوستم ازتهران)
نفرهفتم:آقاشهاب عزيز(اميدبه رحمت خدا)#دوحزب#
نفرهشتم تابيست وهفتم:دوستان بزرگواروعزيزآقاشهاب(ازدارلقرآن كريم شهيدكارگرساماني) #دوحزب#
نفربيست وهشتم:خوش نيت(دوست دوستم ازتهران)
نفربيست ونهم:گلناز(ازتهران)
نفرسی ام:مهدیه عزیز(ایران) #دوحزب#
نفرسي ودوم تاسي وسي وششم:پنج نفرازدوستان دوستم خديجه(ازتهران)
نفرسي وهفت وسي وهشت:دونفرازدوستان دلشكسته عزيز(صبر)
نفرسي ونه تاچهل ويك:سه نفر ازدوستان دلشكسته عزيز(صبر)دانشگاه تهران
نفرچهل ودوتاچهل وهشت:هفت نفرازدوستان دلشكسته عزيز_صبر)دانشگاه تهران
نفرچهل ونه:استاددلشكته عزيز(صبر)
نفر پنجاه:م عزيز (نگم بهتره)
نفرپنجاه ويك:مادردوست دلشكسته عزيزوگرامي(صبر)
نفرپنجاه ودوم:پدردلشكسته عزيز(صبر)
نفرپنجاه وسه:مادر گرامي م(نگم بهتره)
نفرپنجاه وچهار:خواهر م(نگم بهتره)
نفرپنجاه وپنج تاپنجاه ونه:پنج نفرازدوستان م(نگم بهتره)
نفرشصت:نيازعزيز(تبريز)
نفرشصت ويك:آقاشهاب عزيز(اميدبه رحمت خدا){ازهمراهي شماودوستانتان بينهايت متشكرم انشاالله خوداباعبدلله(ع)شفيع شماباشند.} #دوحزب#
نفرشصت ودوم هشتادويك:دوستان بزرگواروعزيزآقاشهاب(ازدارلقرآن كريم شهيدكارگرساماني) #دوحزب#
نفرهشتادودو:مهديه عزيز(ايران)
نفرهشتادوسه:انسيه...(تنهايي وانتظارو اميدو... ياالله)#دوحزب#
نفرهشتادوچهار:معصومه عزيز(تبريز)
نفرهشتادوپنج:فائزه عزيز(همين دوروبرا)
نفرهشتادوشش و هشتادوهفت:ايمان عزيزومحترم(توكل به خدا)#دوحزب#
نفرهشتادوهشت وهشتادونه:ايمان عزيزبه نيابت همسرمرحومشان(توكل به خدا)#دوحزب#
...
...
...
نفرصدوبيستم:انسيه ي...(تنهايي وانتظارواميدو...ياالله)!به اميدلطف ورحمت وعفوخداودعاوشفاعت امام حسين(ع)وامام زمان(عج)# به اميدقبولي درگاه خداواباعبدلله(ع)وپيشگاه ولي عصر(عج)دوحزب#
*****
هنوزتاصدوبيست سي نفركم است!ولي تاماه محرم فقط پنج روزباقيست چه كاركنم خدايا؟؟؟...!
*****
درخیالم کربلازائرشدم/درحریم پاک توطاهرشدم/ یاابا الفضل ای تمام هستی ام/من فقط به عشق توعاشق شدم.
62054
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 12/23/2008 11:52:22 PM
کاربر مهمان
 
.* یا حیّ و یا قیّوم *.

*سلام بر عاشورائیان تمامی اعصار از آدم تا خاتم و از خاتم تا قائم آل محمّد(صلوات الله علیهم اجمعین).


*يادآوری ابوثمامه صائدی برای نماز:

ابوثمامه صيداوي كه نام شريفش عمروبن عبدالله است چون ديد وقت زوال است به خدمت امام عليه السلام شتافت و عرض كرد يا ابا عبدالله جان من فداي تو باد همانا مي‌بينم كه اين لشكر به مقاتلت تو نزديك گشته‌اند ولكن سوگند با خداي كه تو كشته نشوي تا من در خدمت تو كشته شوم و به خون خويش غلطان باشم و دوست دارم كه اين نماز ظهر را با تو بگذارم آنگاه خداي خويش را ملاقات كنم، حضرت سر به سوي آسمان برداشت پس فرمود ياد كردي نماز را خدا ترا از نمازگزاران و ذاكرين قرار دهد، بلي اينك اول وقت آنست، پس فرمود از اين قوم بخواهيد تا دست از جنگ بردارند تا ما نماز گذاريم. حصين بن تميم چون اين بشنيد فرياد برداشت كه نماز شما مقبول درگاه الله نيست، حبيب بن مظاهر فرمود اي حمار غدار نماز پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم قبول نمي‌شود و از تو قبول خواهد شد؟!!

اللّهمّ ارزقنا فی الدنیا زیارة الحسین(علیه السلام) و فی الآخرة شفاعة الحسین(علیه السلام).


62053
نام: سلسبیل
شهر: برازجان
تاریخ: 12/23/2008 11:48:07 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الحسین )ع(
سلام
محرم آمد ماه غم آمد

شن بود و باد، قافله بود و غبار بود
آن سوی دشت، حادثه، چشم‌انتظار بود
فرصت نداشت جامة نیلی به تن کند
خورشید، سر برهنه، لب کوهسار بود
گویی به پیشواز نزول فرشته‌ها
صحرا پر از ستارة دنباله‌دار بود
می‌سوخت در کویر، عطشناک و روزه‌دار
نخلی که از رسول خدا، یادگار بود
نخلی که از میان هزاران هزار فصل
شیواترین مقدمة نوبهار بود
شن بود و باد، نخلِ شقایق‌تبار عشق
تندیسِ واژگون شده‌ای در غبار بود

یا علی
<<ابتدا <قبلی 6212 6211 6210 6209 6208 6207 6206 6205 6204 6203 6202 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6207&mode=print