هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
61502
نام: امین
شهر: مسجدسلیمان
تاریخ: 12/11/2008 10:46:01 AM
کاربر مهمان
  marg bi seda

61501
نام: .
شهر: .
تاریخ: 12/11/2008 10:31:47 AM
کاربر مهمان
  ... و تو ای دخترم, كوله بارم را بر دوش گیر و فرزند شهادت باش. همرزمان تو در هفدهم شهریور ماه غوغا به پا كردند و با سمیه‌ها همراه شدند. تو نیز همچون سمیه از حق پیروی كن و بدان كه هیچ مكتبی غیر از اسلام یارای پیاده كردن عدالت اجتماعی را ندارد. بر سر مستكبرین فریاد زن, نسبت به مستضعفین خاضع باش ... اما تو ای همراهم (همسرم) با مشكلات زمانه مدارا كن و مانند سنگ صخره باش, بدان اگر شهید شدم, زهی سعادت. در هر صورت تو راهی را كه راه انقلاب حسین (ع) هست, ادامه بده و آنقدر تلاش كن تا به شهادت برسی. از مال دنیا چیزی ندارم كه برایت بگذارم ولی با شرافت زیستن را به یادگار گذاشتم كه تو نیز آن را ادامه دهی. اگر شهید شدم در زیر عكس امام (ره) عكسم را جای دهید كه شاید ترشحات روحانی عظیم این مرد بزرگ بر تصویرم, جلای شرف گیرد. چیزی ندارم که برای تو باقی بگذارم ولی بدان که عمری را با شرافت زیستم و در مقابل ناحق هرگز سر تعظیم فرود نیاوردم. تو چو کوه استوار باش اگر کشته شدم زهی خوشبختی، بر پیکرم گریه مکن شیرزن باش و مقتدر. کوله‌بارم را برگیر و بقیه را هم را ادامه ده و هیچ‌وقت راه امام را تنها مگذار.اگر همه عدول کردند تنهای تنها به راهت ادامه بده تا در این راه تو نیز به شهادت برسی. از مرگ نهراس چون ترسوها جسارت مبارزه را ندارند. در مبارزه با ضد انقلابیون (مزاحمین اسلام) در هر نوعش مبارزه کن دخترم شجاع باش و امیدوارم انقلاب را یاری کنی که خدا یاری‌کنندگان را دوست دارد. ای کاش می‌توانستم آن چیز را که در قلبم هست با تو بگویم ولی زبانم یارای گفتن و یارای نوشتن را ندارد. برای رسیدن به آگاهی و شناخت قرآن بخوان، تا در فهم بدانجا برسی که شک از دل تو زدوده شود و برای رسیدن به شهادت روزشماری کنی. در هر سنگر مبارزه مادرت را نیز همراه ببر.

-----------------------------------

نامه 2:
ای کوچک ضعیف ولی امید بخش، بدان که چشم روزگار از تمام حرکتت و افعالت عکسبرداری می‌کند و همه اعمالت روی همگان تصویر زیبا و زشت می گذارد آن چنان زیست کن که همه از دستت آسوده خاطر باشند و آنچنان برای دیگران شتاب که همه از نبودنت ناراحت باشند. دخترم همیشه معاشرت و دوستیت با کسانی باشد که راه خدایی را می‌پیمایند و آن چنان با آنها معاشرت کن که چون حلقه‌های بهم پیوسته زنجیر پای گیر گنهکاران و یار مظلومان و خصم ظالمان باشید. از آن کس که همیشه در پی تمجید و تعریف توست دوری کن چون اگر طوری زندگی کنی که همه از تو راضی باشند حق و باطل را در هم آمیختی. طوری زیست کن که دوستان خدا یارت باشند و دشمنان او به تو نفرت ورزند. چون اگر عملت دشمنان خدا را راضی کند باید در ایمانت شک نمود. نمی‌دانم در کدامین زمان ایمانت به ظهور خواهد رسید و نمی‌دانم که سرنوشتت به کجا خواهد انجامید ولی پدر وار به تو می‌گویم آن چنان باش که زنان اسوه روزگار بودند مانند فاطمه (س) و زینب (س) فریادرس مظلومین و خصم ظالمین باش و به خانه مظلومین در مقابل آفتاب سوزان زمان سایبان باش و بر سر ظالمین فریاد بزن در مقابل مظلوم متین و موقر باش ولی در مقابل ظالم سکوتت را بشکن و بر سرشان فریاد زن و فریادت را به شیون مبدل کن و شیون را به پیکار و پیکار را به جهاد، و لازم است که در مرحله اول جهاد با نفس را مراعات کن که خود بودن و خودپسندی ریشه اعمال نیک را نیز فنا کند. در خاتمه سلامم را به خوبان و درست کرداران باایمان و نمازگزاران واقعی ابلاغ کنید و طلب دعا که خداوند راه گشاده ما را وسیله و مقاومت ما را محکم کند باشد که انتظار منتظران به پایان ر
61500
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 12/11/2008 10:19:10 AM
کاربر مهمان
  بوی خیانت می آید
از دیاری مظلوم و محروم. از سرزمینی خونرنگ. از آن هنگامه ی آتش و جنگ. از آن مهد ماتم.آن زمین پر غم. آنجا که زیر چکمه ی غارتگران است و مشهد کودکان. آنجا که بیداد فراوان است و تجاوز آسان.
گویی باطل باز هم به سوی خیمه های حق به ستیز آمده است و عاشورا هنوز هم جریان دارد.
بوی خیانت می آید از رنج آباد سرد غزه. آنجا که مظلومان به خاک افتاده اند و پیش چشم طفلان ، مادران جان داده اند.
غزه سرزمین زنجیر. سرزمین ناله های دلگیر ، سرزمین فریاد و تکبیر. فریاد یاران در میان باران . باران گلوله های سرخ وحشی.. کودکان گریان و زارند. مادران غم می گسارند . و در شبی تاریک و سرد ، هر دو در آغوش هم جان می سپارند. و دنیا بی تفاوت می گذرد از کنار این شقاوت ها. تا دست در دست خیانت بگذارد و جنایت را باز هم به تماشا بنشیند.
آنجا که تیر شقاوت ، قلب انسانیت را نشانه می رود و سلّاخ قساوت ، وجدان را به مسلخ نسیان می برد.
کودکی اینجا به خاک افتاده است. چشم بازش رو به سوی راه یاران مانده است. تا که یاران در رسند و بر زخم دلش مرهم نهند.
فریاد از این غم . داد از این غم. اشک ها روان است. این مصیبت بس گران است. آه خدایا قلبمان خون است این غم و اندوه از دایره ی طاقت برون است.
آی وجدان ها مگر خفته اید این خون است که می ریزد.
آی انسان ها مگر مرده اید این انسان است که می میرد
آی مسلمانها این مسلمان است که می گرید
بپا خیزید و فریاد بر آرید از این ظلم و جنایت. از این جور و خیانت.
این قیچی بیداد و کفر است و مسلمین بی پناه غزه ، در میان دو لبه ی تیز خیانت و جنایت حیرانند. انگار زمین و آسمان گریانند.
غزه در محاصره ی کافرین است
آی امت رسول الله !
اشک ها می ریزد تا که فریاد بر خیزد. بیایید خود را باور کنیم و برای حفظ وجدان هایمان سینه را سنگر کنیم و از کتاب عاشقی شعر آزادگی را از بر کنیم.
مرکمان باد اگر آرام بمانیم و سرود مردانگی نخوانیم. مرگمان باد اگر نخروشیم . بیایید دنیا را بفروشیم. مرگمان باد اگر چشم ببندیم. بیایید دیگر نخندیم. آی مردان حق بیایید سرود عشق بخوانید.
بوی خیانت می آید.
غزه به خون تپیده است. پشت وجدان خمیده است. اشک قرآن چکیده است.
آی مردم ! آیا هنگام چیزی نرسیده است؟؟؟؟!!!
61499
نام: انسيه
شهر: تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ: 12/11/2008 10:00:11 AM
کاربر مهمان
  سلام!
اعوذبالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
285. آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ
286. لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پيامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، كاملا مؤمن مى‏باشد.) و همه مؤمنان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‏اند؛ (و مى‏گويند:) ما در ميان هيچ يك از پيامبران او، فرق نمى‏گذاريم (و به همه ايمان داريم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داريم)؛ و بازگشت (ما) به سوى توست. (285)
خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند. (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده؛ و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است. (مؤمنان مى‏گويند:) پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان،) بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيت كافران، پيروز گردان! (286)
{سوره مباركي بقره}

راستش ديروزآيات آخراين سوره بزرگ وپرمحتوي راتمام كرديم وحيف اومدبهتون نگم كه خواندن اين آيات(بخصوص آيه ۲۸۶)درقنوت چقدرخوبه هم ازلحاظ معنوي وهم ثوابش ونيزاينكه آخرشب قبل ازخواب اين دوآيه رابخوانيم.
التماس دعا!
61498
نام: غلام قمر
شهر: بیرجند
تاریخ: 12/11/2008 9:59:45 AM
کاربر مهمان
  یا زهرا (س)
مظلومیت بی بی تا قیامت جگرشیعه راآتش میزند.
61497
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 12/11/2008 9:38:46 AM
کاربر مهمان
  بيا شيطونه از خودت ناراحت كن با ذكر صلوات بر وصي رسو ل اكرم امام علي ع صلواتي بفرست
61496
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 12/11/2008 9:10:53 AM
کاربر مهمان
  بنام خدایی که زمان را اینگونه آفرید...
سلام به همه دوستان خوب و مهربان حرف دل
این نیز بگذرد
پادشاهی به یکی از جواهر تراشان شهرش گفت: برای من انگشتری بساز که روی نگینش جمله ای پند آموز نوشته شده باشد بعد از مدتی بین آن شاه و شور دیگری جنگ در گرفت انگشتر در دستان پادشاه بود

در جنگ پاد شاه تا مرز سقوط پیش رفت و .... ناگهان چشمش به نگین انگشتری افتاد روی انگشتر نوشته شده بود این نیز بگذرد پادشاه با تدبیر خود توانست در جنگ پیروز شود در جشن و پایکوبی بعد از پیروزی دوباره نیم نگاهی به انگشتری انداخت دوباره این جمله را دید این نیز بگذرد زندگی در گذر است وهمه چیز فانی است پس نه از شادی بیش از حد شاد شویم نه از غم ها بیش از حدغمگین واگر بتوانیم واقعا چنین باشیم به آرامش واقعی میرسیم خدایا چنین آرامشی قسمت همه بفرما ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم...
التماس دعا.

61495
نام: انسيه
شهر: تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ: 12/11/2008 9:08:30 AM
کاربر مهمان
  سلام!خداجونم كمكم كن بتونم طاقت بيارم گرچه پوستم كلفت شده ولي كمكم كن بتونم تاآخرش دوون بيارم يااباصالح(عج)برام دعاكنيدتا...دوستون دارم انشاالله كه اين هفته يه جوري من بدوحقيرروبطلبيدوبيام جمكران.
وسلام به تك تك اهالي باصفاوبزرگ واهل دل حرفدلان عزيزودلشكسته عزيزوگرامي وبايه دنياتشكربابت همه چيزعزيزگرامي برام خيلي دعاكن.يعني ازهمه شما دوستاران ائمه(ع)شمابزرگواران ميخوام كه واقعاامشب تودعاي كميل وفرداتودعاي ندبه برام دعاكنيدتابتونم
...
دلشكسته عزيزفرمايش شمارابه ديده منت گوش ميكنم و بازهم ازشمامتشكرم انشاالله كه محرم امسال برايتان بامعرفت وبابركت ومعنوي باشدبراي همه ي ما.
ختم قرآن{ياالله}:
*نفراول:اباصالح المهدي امام زمان(عج)*
نفردوم:پرستوي عزيز(ساوه)
نفرسوم:دلشكسته ي عزيز(صبر)
نفر چهارم:خديجه موسوي (دوستم ازتهران)
نفر پنجم:سميرا(دوست دوستم ازتهران)
نفرششم:خوش نيت(دوست دوستم ازتهران)
نفرهفتم:آقاشهاب عزيز(اميدبه رحمت خدا)ماراهم نزدخداياد كنيد!
نفرهشتم تابيست وهفتم:دوستان بزرگواروعزيزآقاشهاب(ازدارلقرآن كريم شهيدكارگرساماني)
نفربيست وهشتم:خوش نيت(دوست دوستم ازتهران)
نفربيست ونهم:گلناز(ازتهران)
نفرسی ام:مهدیه عزیز(ایران)
نفرسي ودوم تاسي وسي وششم:پنج نفرازدوستان دوستم خديجه(ازتهران)
نفرسي وهفت وسي وهشت:دونفرازدوستان دلشكسته عزيز(صبر)
نفرسي ونه تاچهل ويك:سه نفر ازدوستان دلشكسته عزيز(صبر)دانشگاه تهران
نفرچهل ودوتاچهل وهشت:هفت نفرازدوستان دلشكسته عزيز_صبر)دانشگاه تهران
نفرچهل ونه:استاددلشكته عزيز(صبر){اجرخودتون وتمامي اسامي راكه گفتيدباخوداباعبدلله الحسين(ع)}
...
...
...
نفرصدوبيستم:انسيه ي...(تنهايي وانتظارواميدو...ياالله)!به اميدلطف ورحمت وعفوخداودعاوشفاعت امام حسين(ع)وامام زمان(عج)!.



*يازده پله زمين رفت به سمت ملكوت
يك قدم مانده...
زمين شوق شكفتن دارد!*
براي فرج هرچه زودتريوسف زهرا(س)حضرت ولي عصرصاحب الزمان حضرت مهدي(عج)واين كه الساعه ايشان مارا دعابفرمايندتاانشاالله درفرج ايشان فردي مفيدباشيم وبراي شفاي تمامي مريضان واموات وحاجت رواشدنمان ورفع مشكلاتمان ونيزآن دنياواين دنياخودشان وآل طاهرينش شفيع ماباشندصلواتي برمحمدوآل محمدبفرستيد.
*اللهم صل علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم*
61494
نام: می گویند اسماء ولی بی نام
شهر: نا کجا ویران
تاریخ: 12/11/2008 8:42:26 AM
کاربر مهمان
  .
.
.
می خواهم براتون بگم می خواهم بغض های فرو خورده یچندین ماهه ام را اینجا باز کنم ولی خدا می داند که چقدر سخت است
همان خدایی که مدتها پیش راحت وآسوده با او سخن میگفتم وهمیشه غروب که می شد درد دل ها و نجواهای من نیز آغاز می گشت همان خدایی که پس از مدتها به سراغش آمده بودم و احساس می کردم چقدر با من فاصله دارد و مدام سجاده را تر کردم تا شاید این فاصله کمتر شود روز هایی که عشق من کلاس فلسفه بود و هرگاه نام واجب الوجود می آمد می خواستم از هیجان فریاد بزنم روزهایی که جز خدا ندیدم و جز او نخواستم
همان خدایی که سر تا سر وجدم را پر کرده بود از شوق از اشتیاقی پاک و هر لحظه تا می خواستم نگاهش کنم سرشارم می کرد از لطف
همان خدایی که محال بود یادش کنم و قطرات پاک اشک از چشمانم فرو نقلتد از شرمی که در نگاهم بود
اصلا نمی دانم چرا این حرف ها را با شما می گویم شما که مدتهاست مرا ندیده اید و زیاد با هم رفیق نبوده ایم ولی شاید همین رفاقت کم ,دوستی باشد
نمی دانم چرا هنوز مثل بچه ها باید مدام زمین بخورم اصلا از این همه بی ثباتی خسته شدم
هنوز ...........نمی دانم .................چه بگویم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ازکجا بگویم؟
از این .که دیگر حتی حوصله ی خودم و نوشتن را ندارم چه رسد به خدا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می بینید در چه منجلابی فرو رفته ام
مدتهاست ساکن وایستا ایستاده ام و شاید حتی به عقب باز گشته ام ...
من کجا و زنان بزرگی چون مادر مهدیا کجا
من کجا و قلعه آوینی کجا
کسی برای فرو رفته در دره ی تاریکی ها پیامی نمی فرستد و نتیجه سقوط تنها ماندن است...............
آنقدر زشت شده ام که دیگر حتی لیاقت صدا کردن خدا را هم ندارم
چند وقتی بود که می توانستم خدا را صدا بزنم ولی انگار سنگینی قلبم دهانم را قفل کرده بود
ومن فقط فقط فقط منتظر یک اتفاق پاک چون عرفه
دلبستم به روزی که دلها سبک می شود و خدا می شود خدای گنهکاران
می شود خدای آنها که از او دلگرفته اند
می شود خدای آنها که روحشان خسته است و یارای سخن گفتن با او را ندارند و او خود توان میدهد

اما
اما
اما

من دعای عرفه نخواندم
خدا مرا به خانه اش نخواند تاصدایش کنم
و هنوز هم ........................
نمی دانم چه شد که تا این همه زشتی وجودم را فراگرفته ..............

خسته ام
می خواهم بخوابم
می خواهم فراموش کنم
احساس خفگی می کنم
راه نفس کشیدن برایم تنگ شده
وهنوز بسیار بسیار بسیار کوچکم
نمی دانم چرا بزرگ نمی شوم

خسته ام................................
61493
نام: نیاز
شهر: تبریز
تاریخ: 12/11/2008 8:35:18 AM
کاربر مهمان
  من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )
<<ابتدا <قبلی 6156 6155 6154 6153 6152 6151 6150 6149 6148 6147 6146 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6151&mode=print