هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
61472
نام: فاطمه موسوی
شهر: اصفهان
تاریخ: 12/10/2008 3:20:46 PM
کاربر مهمان
  برایم دعا کنید
61471
نام: تنها
شهر: اراك
تاریخ: 12/10/2008 3:16:24 PM
کاربر مهمان
  انجا كه صفا است وفا نيست انجا كه وفااست صفا نيست .گرت عاشق شدي كو چاره اي كو گرت بي كس شدي ان ياورت كو
بگرد بين چنين بي كس منم من خدايا ازهمه نالان منم من خدايا بر درهر خانه گدايم كه شايد من تورا روزي بيابم چهاكردم توخود داني كه بس بود گناهان عديدم چاره بس بود كه من ان سرمشار بي پناهم كه غيراز تو يارب رب ندارم به ياد انهمه شبهاي مستي كه بودم در كنارت اي جان هستي
61470
نام: رها
شهر: تهران
تاریخ: 12/10/2008 3:10:04 PM
کاربر مهمان
  چرا کسی به من نمیگه چه جوری ایمیل درست کنم؟ خواهش میکنم اگه کسی میتونه بهم کمک کنه من هم خیلی دوست دارم توی ختم قرانتون شرکت کنم ولی حیف که اصلا عربیم خوب نیست برای اونایی هم که عربیشون خوب نیست یه فکری بکنید اگه ختم صلوات بود حتما شرکت میکردم
61469
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/10/2008 3:05:33 PM
کاربر مهمان
  سلام بر بنده ی خدا بروجرد. دختر گلم بسیار عصبی می بینمت بیش از این راجع به این مسائلی بر تو گذشته فکر نکن و حرفش رو نزن اصلا دیگه نمیخواد ادامه بدی با اون روحیه ای که در تو سراغ دارم بیش از این نمیتونی بکشی پس تمومش کن خدای مهدیار هم بزرگه از صحبتهات مشخصه دیگه نمیتونی ادامه بدی پس قطعش کن یعنی بعد از دوسال نباید تموم بشه اگر خوب یا بد بودی تا حالا همه متوجه شدن پس واسه حرف کسی زندگی نکن خودت را رها و آزاد کن . اگر من هم بهت گفتم بخاطر مهدیار برگرد با شرط گفتم برگرد با شرطی که اندک علاقه ای باشه که الان متوجه شدم اون علاقه که نیست تبدیل به تنفر هم میشه پس ادامه دادن بی مورده . خودت رو هرچه زودتر رها کن .

موفق باشی دیگه هم راجع به اون حرف نزن راجع به چیزها و موضوعات دیگه صحبت کن که عصبی نشی دخترم . هیچ کس بجز خودت نمیتونه درک کنه تو چی کشیدی یا چی می کشی .
التماس دعا

عیدت هم مبارک و مهدیار را هم ببوس
یاعلی
61468
نام: رضا
شهر: ایران هفت شهر عشق
تاریخ: 12/10/2008 2:49:34 PM
کاربر مهمان
  دیرگاهیست که در ظلمت این شهر غریب
همچو آیینه به هم می نگریم...
61467
نام: ستاره
شهر: هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 12/10/2008 1:55:00 PM
کاربر مهمان
  امام زمان را بهتر بشناسیم:
نام ان بزرگوار: مهدی و محمد و...
لقب: قایم- حجت و ...
مادر محترمه: نرجس خاتون دختر قیصر روم از نوادگان شمعون وصی حضرت عیسی اسامی ایشان : نرجس - ملکه -حکیمه - سوسن - ریحانه - صیقل
سال تولد:۲۵۵ یا ۲۵۶ قمری
ماه تولد:شعبان المعظم
روز تولد:نیمه ماه
لحظه تولد:سحر گاه جمعه
محل تولد:منزل پدری در سامرا
قابله ایشان: حکیمه خاتون عمه بزرگوارشان
خصوصیات حمل و ولادت:مانند موسی تا لحظه ولادت مخفی از همگان
دوران تربیت:توسط پدر بزرگوارشان و روح القدس
ابتدای امامت:هشتم سال ۲۶۰ هجری قمری
سن واقعی ان بزرگوار: ۱۱۶۷ یا ۱۱۶۸ تا سال ۱۴۲۳ مصادف با ۱۳۸۱ شمسی
سن ظاهری موقه ظهور:به سیمای شخص ظاهری بین ۳۰ الی ۴۰ سال
روز ظهور:عاشورایی که مصادف با روز جمعه باشد
مکان ظهور: مکه
پایگاه و مرکز حکومت: کوفه
محل زندگی:مسجد سهله
محل اقامه نماز جمعه:مسجد کوفه که هزار درب خواهد داشت و در ایام معمولی حدود ۵۰ امام جماعت دارد
دوران غیبت صغری:ارتباط حضرت با یاران توسط چهار نفر از نواب انجام میشد و در طی ۶۹ سال :عثمان ابن سعید ۲۰ سال - محمد ابن عثمان ۲۵ سال- حسین ابن روح ۲۱ سال- علی ابن محمد سمری ۳ سال
دوران غیبت کبری: وظیفه مردم در اتفاقاتی که برای ان ها پیش می اید مراجعه به فقها میباشد نحوه اتصال به یاران در شب ۲۳ ماه مبارک :۳۰۱ نفر پس از شنیدن ندای اسمانی با طی الارض و ۱۲ نفر صبح با ابری میروند و طبق حدیث امام صادق این ۱۲ نفر برترند

اللهم عجل لولیک الفرج
61466
نام: ملیحه
شهر: .
تاریخ: 12/10/2008 1:51:50 PM
کاربر مهمان
  یا رب البیت الحرام

خوشا به سعادت حاجیانی که مراسم تعویض پرده ی خانه ی خدا را از نزدیک شاهد بودند.
خيلي بايد با خدا مَحرم شد تا خانه‌اش را بیواسطه دید، نه؟!
اللهم الرقنا
61465
نام: ستاره
شهر: هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 12/10/2008 1:31:40 PM
کاربر مهمان
  اثر لقمه حرام
مرحوم شیخ بهایی میفرمایند:
اگر یک مشت گندم حرام را بدهی به جناب حضرت ادم تا بکارد و ان را حضرت نوح درو کند و حضرت موسی ارد کند و حضرت عیسی خمیر کند و حضرت مریم نان بپزد و پیغمبر و امام علی به دست گیرند به تو بدهند و بخوری باز تا چهل روز دعایت مستجاب نمیشود


پس چه خوب است که بیشتر نسبت به لقمه هایی که میخوریم توجه کنیم
خدایا کمکمان کن که همیشه در راه رسیدن به رضای تو گام برداریم امین یا رب العالمین


اللهم عجل لولیک الفرج
61464
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 12/10/2008 1:23:48 PM
کاربر مهمان
  ...بخدا اشتباه می کرد از اول زندگیمون هیچ کسی دلش بحال مانسوخت کسی نگفت اینا جوونن ما باید زیر بال و پرشون رو بگیریم ...می گفتن ما گفتیم نه !حالا باید خودشون با تمام مشکلات زندگیشون بسازن ...هفت سال با مهران زندگی کردم مامانم هربار که می دیدم می گفت : آخه مهران آدمه که تو داری باهاش زندگی می کنی...اما حالا که دیگه داره همه چی تموم می شه همه دلسوز مهران شدن که مهران خوب بود تو بد بودی ...حالا که اینحوری منم می خوام حالیشون کنم .چقدر بهشون گفتم که شما بهتر از خانواده مهران می تونید کمکش کنید من خیلی سعی کردم اما نشد حالا که شماها فهمیدید هی قال وقالش نکنید کمکش کنید اون پدر مهدیار بودنش بهتر از نبودنش ....مامانم گفت من اصلا از روز اولم این پسر دوست نداشتم بذار تموم شه هیچ کسی بهم اجازه این کار رو نداد بردنم خونشون بدون اینکه مهران بدونه داره چه خاکی سرش می شه ...حالا اون هیچی این همه بخاطر مهران خودم رو سنگ رو یخ کردم که می خوام با اون زندگی کنم چکار کرد به جای اینکه زندگی کنه و خدا رو شکر کنه رفت معتاد شد آخرشم گفت به خاطر این معتاد شدم که تو به من زیادی بودی خانواده تو بخاطر من تو رو اذیتت می کنن ...
آخه آدم دیوونه مردم از خداشونه که زنشون تو زندگی براشون این کارا رو بکنه اون وقت حالا یه خری مثل من پیداشده که این کارا رو داره برای تو می کنه .برات زیادی شده و تو لیاقتش رو نداری !!!!
عجب آدمایی پیدا می شه ها !!!اگه مثل آدم زندگیشو می کرد حالا به قول خودش نمی خواد بیاد التماس کنه حالا هم که اینجوری شده بخاطر اینکه به همه بفهمونم که لیاقت من بیشتر از ایناست باید حالا حالا حال همه رو بگیرم تا یاد بگیرن که ازدواج لباس تن آدم نیست که اگه دوستش نداشتی بندازیش دور...
ولی حالا از شوخی گذشته سارا خانم خوب و مهربونم منم سپردم دست خدا که هر طور که می خواد و مصلحتش هست جلوی راه ما بذاره منم بیشتر از همه دلم برای مهران می سوزه ولی چکار کنم باید حسابی فکر کنم تا دیگه اینبارخودم رو نه تنها به خانواده ام بلکه به مهران هم درست و حسابی بشناسونم تا قدر دوست داشتن رو بیشتر از چیزی که هست بدونن ...واقعیتش اینکه قصد برگشتن رو ندارم ولی واقعا نمی دونم که برای آینده قراره چه اتفاقی بیافته ...
مخلص همه شما دوستان خوبم هستم و همه شما رو به خدای منان می سپارم ...
یا حق

61463
نام: zohal
شهر: holand
تاریخ: 12/10/2008 1:19:22 PM
کاربر مهمان
  mishe yek sher az ostad kharazmi ra baraye man befrestid dar wasfe khazan.
man kheli donbalesh gashtam wali natonestam peida konam.
mamnoon az zahmate shoma
<<ابتدا <قبلی 6153 6152 6151 6150 6149 6148 6147 6146 6145 6144 6143 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6148&mode=print