هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
61422
نام: یاس سفید
شهر: کوچه بنی هاشم
تاریخ: 12/10/2008 12:59:12 AM
کاربر مهمان
  این شعرغدیریه که براتون ثبت می کنم خیلی طولانی است بهمین دلیل تاعیدغدیرهرروزمقداری ازآن رابرایتان می نویسم.امیدوارم موردرضایت واقع شود.
عیدغدیربزرگترین عیدمسلمانان است.مددی باباحیدر:
پیام نوربه لبهای پیک وحی خداست
بخوان سرودولایت که عیداهل ولاست
بیاشراب طهورازخم غدیربزن
خداگواست که ساقی این شراب خداست
خم ازغدیرخم ومی،می ولای علیست
وگرنه صحبت ساقی وجام وباده خطاست
غدیر،عیدخدا،عیداحمد،عیدعلی
غدیرعیدنیایش غدیرعیددعاست
غدیرصبح سپیدهمه سپیدی ها
غدیر،نورخدا،دشمن سیاهی هاست
61421
نام: ثریا
شهر: برازجان
تاریخ: 12/10/2008 12:54:15 AM
کاربر مهمان
  دلم گرفته ازتنهایی وبی یاری
61420
نام: ستاره.
شهر: هر کجا که شناخت واقعی به خدا انجا باشد
تاریخ: 12/10/2008 12:01:53 AM
کاربر مهمان
  لانه کوچک
روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت فرشتگان سراغش را از خدا میگرفتند و خدا هر بار میگفت:
(میاید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی هستم که درد هایش را در خود نگاه میدارد ) سر انجام روی شاخه ای از دنیا نشست فرشتگان چشم به لبهایش دوختند گنجشگ هیچ نگفت وخدا لب به سخن گشود ( با من بگو از ان چه سنگینی سینه توست)
گنجشگ گفت: لانه کوچکی داشتم آرمگاه خستگی ام بود و سر پناه بی کسی ام تو همان را از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود ؟ چه میخواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغض راه کلامش را بست سکوتی در عرش طنین انداز شد فرشتگان همه سر به زیر انداختند خدا گفت:( ماری در راه لانه ات بود باد را گفتم تا لانه ات را خراب کند ان گاه تو از کمین مار پر گشودی )
گنجشگ خیره در خدایی خدا مانده بود خدا گفت:
(و چه بسیار بلا ها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی با من برخاستی)
اشک در دیدگان گنجشگ نشسته بود ناگه چیزی از درونش فرو ریخت و های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد



اللهم عجل لولیک الفرج
61419
نام: افروز
شهر: اصفهان
تاریخ: 12/9/2008 11:45:54 PM
کاربر مهمان
  الیس الله کاف بعبده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
61418
نام: دلشکسته
شهر: صبر
تاریخ: 12/9/2008 11:20:57 PM
کاربر مهمان
  یاهو

انسیه عزیزم سه تا اسم دیگه هم به لیستت اضافه کن.به نام بچه های دانشگاه تهران.امروز با چند تا از بچه هامون صحبت کردم خواستن که تو این ختم شرکت کنن.چتد تا دیگه شونم تا فردا معلوم میشه.دعا کن فردا که رفتم دانشگاه دست خالی برنگردم و یه چند نفر دیگه ای اضافه بشن.

یاحق
61417
نام: بی نام
شهر: تهران
تاریخ: 12/9/2008 10:55:40 PM
کاربر مهمان
  دلم از دنیا گرفته البته بیشتر از اینکه از دنیا گرفته باشه از کارهای خودم گرفته یه مشکلی واسم پیش اومده که حسابی به کمک نیاز دارم
61416
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 12/9/2008 9:39:32 PM
کاربر مهمان
  .::یا ارحم الراحمین::.


.::لبّيك ، اللّهمّ لبّيك ::.


*******عید قشنگ بندیگی تون مبارک *********
سلام امیدوار بزرگوار! یه ختم بنام من حقیر ثبت بفرمائید
التماس دعا
61415
نام: خسته
شهر: دشت دلهای پر خون
تاریخ: 12/9/2008 9:32:08 PM
کاربر مهمان
  اتل متل دل من ،یه ذره ایی جا بدید ،اینجا همه چیز غریبه ،اتل متل یه عاشق توی دریای خمپاره ،اهای دلای کوچیک پرنده ها می پرن ،نکنه یه وقت گم بشه این دلای کوچیکمون میون اون دنیامون ،اهای حسینی های عاشق نمره ی من چنده توی رفاقت عشق ،سند بدید که گفتن راه شقایق خوبه ،من یه پرنده بودم مثل تموم پرندها ،اهای دلای کوچیک مارو دعا کنید باز
61414
نام: مهم نیست!
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 12/9/2008 9:24:33 PM
کاربر مهمان
  صادقانه می خواهم اعتراف کنم دیگر خسته شده ام... دیگر تاب تحمل زندگی برایم سخت شده است... دیگر برای من بهار بهار نیست... شاید پاییز هم با همه دلتنگی اش برایم پاییز نباشد... دیگر کوچه باغهای شهر بوی خوش نمی دهد... دیگر صداقت بازاری ندارد... دیگر دلمان را به چه خوش کنیم... بیزارم از خود و سیاهیها دیگر مجالی برای نفس کشیدن نیست.... اینجا غم همنشین من شده دیگر تاب تحمل هیچ چیز را ندارام...

ای خدای تنهایان و بی مونسان ای مخاطب آشنای دردهای ناگفتنی اگر بناست بسوزیم ٬ طاقتمان ده و اگر بناست بسازیم ٬ قدرت مان...
61413
نام: صادق
شهر: قــم المقدسه
تاریخ: 12/9/2008 9:16:03 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین

سلام علیکم جمیعا

خوب هستین



دست به قنداق نمی رود...
تفنگ قلاف میشود ...
جهان اصلا نمی چرخد راه هم نمیرود ...
روز به شب نمی نشیند...

...
دعا فراوان


اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علي محمدوال محمدوعجل فرجهم
اللهم صل علي محمدوال محمدوعجل فرجهم
اللهم صل علي محمدوال محمدوعجل فرجهم
<<ابتدا <قبلی 6148 6147 6146 6145 6144 6143 6142 6141 6140 6139 6138 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6143&mode=print