هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
61232
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/6/2008 2:05:51 PM
کاربر مهمان
  يكي از ختمهای مجرّب در برآورده شدن حاجات، صلوات بر حضرت فاطمه زهرا(س) است :

اللّهمّ صلّ علي فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها (و السّرّ المستودع فيها) بعدد ما أحاط به علمك.
بارپروردگارا؛ درود فرست بر فاطمه و پدر بزرگوارش و همسر گرامي‌اش و فرزندان عزيزش (و آن رازي كه در وجود او به وديعه نهادي)، به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد.
كه در اين صلوات شريف، مقصود از (( رازي كه در وجود مقدس آن حضرت(س) به وديعه نهاده شده )) حضرت حجت و امام موعود(ع) هستند.

نويسندة صحيفة مهديه مي‌گويد:
اگرچه اين صلوات در كتب قديمي وجود ندارد و از مرحوم شيخ انصاري(ره) شنيده شده، ولي به علت ارتباطي كه آن بزرگوار با حضرت بقيةالله ـ ارواحنا فداه ـ داشته‌اند، به احتمال قوي اين دعا از حضرت صاحب‌الامر(ع) صادر شده است.

بیائیم با پیشنهادچه فرقی می کنه گرامی برای رفع گرفتاریها و برآورده شدن حوائج قلبی و شفای بیمارانمون هر نفر یکصد و ده مرتبه این صلوات را تکرار فرمایند . ( هر ختم یکصد وده مرتبه و چهل ختم می باشد )

ختم یک : چه فرقی می کنه بزرگوار
ختم دو : خانم سادات گرامی
ختم سه : زنده یاد شمسی خانم
ختم چهار : امید خان گرامی
ختم پنج : امین عزیز
ختم شش : ایمان از شهر توکل به خدا
ختم هفت : ایمان به نیابت از همسر مرحومم
ختم هشت : ایمان به نیابت از دائی مرحومم
ختم نه : ایمان به نیابت از پسر دائی مرحومم
ختم ده : آقا شهاب گرامی ( با اجازه شما )
ختم یازده : دلشکسته گرامی از خرم آباد
ختم دوازده :دلشکسته گرامی از شهر مردمان بی رحم
ختم سیزده : امیدوار ارجمند از ایران
ختم چهارده : هدهد غریب صبا گرانقدر از شهر غربت
ختم پانزده: انسیه گرامی
ختم شانزده : زهرا دوست انسیه گرامی
ختم هفده : مهدیه ارجمند از ایران
ختم هجده : مریم گرامی انتظار بهار و بارون
ختم نوزده :ستاره گرامی از هرکجا که شناخت ....(سلام و عرض ادب ما همیشه دوست هستیم و خواهیم بود)
ختم بیست : سارای گرامی از شهر غریب (سلام امیدوارم هرچه زودتر بیمار مورد نظرتون شفا بگیرند)
ختم بیست و یک : رهگذر گرامی از شهر ..
ختم بیست و دو : پروانه گرامی
ختم بیست و سه : انسیه ارجمند از شهر تنهائی و امید
ختم بیست و چهار : بنده ی خدا ارجمند ازبروجرد
ختم بیست و پنج : نیلوفرانه گرامی از کویر
ختم بیست و شش : معصومه گرانقدر از تبریز
ختم بیست و هفت : سید مهدی بزرگوار
ختم بیست وهشت : صمن ناز خانم
ختم بیست و نه : نیاز تبریز( سلام و خیرمقدم )
ختم سی :
ختم سی و یک :





ختم چهل :

التماس دعا
یاعلی
61231
نام: عباس
شهر: بروج
تاریخ: 12/6/2008 1:41:07 PM
کاربر مهمان
  salam.zendegy khiely sakht shode baram man omadam tehran sar kar ama na khonei na hichy ama khoda ro shookr khoda noooookaretam.........
61230
نام: نیاز
شهر: تبریز
تاریخ: 12/6/2008 12:17:28 PM
کاربر مهمان
  سلام -من تازه به جمع شما پیوستم. زیارت عاشورا، دعای علقمه و... برای چیه؟ من هم میخام باشم. دلم خیلی پره. یه دعایی یادم بدید که به آرامش برسم. حاجت دارم ولی برآورده نمیشه. نمیدونم کجایه کارم میلنگه که خدا جوابم رو نمیده. لطفاًراهنمائیم کنید.
61229
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/6/2008 12:14:35 PM
کاربر مهمان
  از مدینه آمده بود حرم امام رضا ،
السلام علیک یا غریب الغربا ، یهو برگشت گفت : آقا شما کجا غریبی
این همه زوار ، این همه گنبد و بارگاه ، این همه خادم ، این همه شمع و چراغ اگه میخواهی غریب نشونت بدهم
بیا مدینه ، قبر مادرت زهرا غریبه ، چهار امام معصوم غریبن
آقا امام حسن ، امام زین العابدین ، امام صادق و امام باقر اینها غریبند
ایها الباقر یابن رسول الله ، یا حجت الله علی خلق
یا سیدنا و مولانا ، اناتوجهنا ف وستشفعنا و توسلنا بک الا الله یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله و قدمناک بین یدی حاجاتنا
61228
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 12/6/2008 11:47:10 AM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جمیعا

ایمان گرامی عاقبت به خیر باشید انشالله خواهر محترم ثبت بفرمائید
یک ختم صلوات خانم حضرت فاطمه : سید مهدی بزگوار
یک ختم صلوات خانم حضرت فاطمه : صمن ناز خانم

یاران التماس دعا برای همه ملتمسین دعا
عرفه ایها ای آنان که عرفه را درک نمودید دعا بفرمائید برای فرج مولامون
دعا بفرمائید برای رفع گرفتاری گرفتارها
دعا بفرمائید برای شفای مریضها
دعا بفرمائید برای مادر درد دیده گرفتار
دعا بفرمائید برای جانبازان و معلولین و شیمیائی ها
دعا بفرمائید در حق یکدیگر

یا علی و یا فاطمه
61227
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/6/2008 10:51:02 AM
کاربر مهمان
  ادامه عشق را امتحان کن ...........

عشق يكي از زيباترين معجزه هاي خلقت است كه هر جا رد پا و اثري از آن به جا مانده تفاوتي درخشان و ستودني ' چشم گير است.
محبت همان جادوي بي نظيري است كه روح تشنه و سر گردان بشر را سيراب مي كند و لذتي در عشق ورزيدن هست كه در طلب آن نيست.
بيا بي قيد و شرط عشق ببخشيم تا از انعكاسش ' كل زندگيمان نور باران و لحظه لحظه ي عمر ' شيرين و ارزشمند گردد.
در كورترين گره ها ' تاريك ترين نقطه ها ' مسدود ترين راه ها ' عشق بي نظير ترين معجزه ي راه گشاست.
مهم نيست دشوارترين مساله ي پيش روي تو چيست ' ماجراي فوق را به خاطر بسپار و بدان سر سخت ترين قفل ها با كليد عشق و محبت گشودني است.
پس : معجزه ي عشق را امتحان كن!
61226
نام: سامان
شهر: کوهدشت
تاریخ: 12/6/2008 10:48:01 AM
کاربر مهمان
  من در ساحل عشق لنگر انداخته ام و در انتظارکشتی یارم که ناخدا از کوی یار توتیا آرد بر دیده بمالم بینا از آن شوم که از طوفان در امان بمانم و به دامن گل رسم
61225
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/6/2008 10:43:56 AM
کاربر مهمان
  به خاطر داشته باشیم که :
عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم.
راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم ..
نگهداشتن دوستان خوب گرانبها است به سادگی از دست ندهیم .
سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم.
طبیعت پر از لطف است نامهربانی نکنیم.
زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم .
دنیا پر از زیبائی است چشمانمان را به سادگی نبندیم .
ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم.
رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرويم.
61224
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/6/2008 10:35:40 AM
کاربر مهمان
  عشق را امتحان کن
اين يك ماجراي واقعي است:
سالها پيش ' در كشور آلمان ' زن و شوهري زندگي مي كردند.آنها هيچ گاه صاحب فرزندي نمي شدند. يك روز كه براي تفريح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ' ببر كوچكي در جنگل ' نظر آنها را به خود جلب كرد. مرد معتقد بود : نبايد به آن بچه ببر نزديك شد. به نظر او ببرمادر جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت.پس اگر احساس خطر مي كرد به هر دوي آنها حمله مي كرد و صدمه مي زد.
اما زن انگار هيچ يك از جملات همسرش را نمي شنيد ' خيلي سريع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زير پالتوي خود به آغوش كشيد ' دست همسرش را گرفت و گفت : عجله كن!ما بايد همين الآن سوار اتوموبيلمان شويم و از اينجا برويم.
آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به اين ترتيب ببر كوچك ' عضوي از ا عضاي اين خانواده ي كوچك شد و آن دو با يك دنيا عشق و علاقه به ببر رسيدگي مي كردند.
سالها از پي هم گذشت و ببر كوچك در سايه ي مراقبت و محبت هاي آن زن و شوهر حالا تبديل به ببر بالغي شده بود كه با آن خانواده بسيار مانوس بود.
در گذر ايام ' مرد درگذشت و مدت زمان كوتاهي پس از اين اتفاق ' دعوتنامه ي كاري براي يك ماموريت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسيد.
زن ' با همه دلبستگي بي اندازه اي كه به ببري داشت كه مانند فرزند خود با او مانوس شده بود ' ناچار شده بود شش ماه كشور را ترك كند و از دلبستگي اش دور شود.
پس تصميم گرفت : ببر را براي اين مدت به باغ وحش بسپارد.در اين مورد با مسوولان باغ وحش صحبت كرد و با تقبل كل هزينه هاي شش ماهه ' ببر را با يك دنيا دلتنگي به باغ وحش سپرد و كارتي از مسوولان باغ وحش دريافت كرد تا هر زمان كه مايل بود ' بدون ممانعت و بدون اخذ بليت به ديدار ببرش بيايد.
دوري از ببر' برايش بسيار دشوار بود.
روزهاي آخر قبل از مسافرت ' مرتب به ديدار ببرش مي رفت و ساعت ها كنارش مي ماند و از دلتنگي اش با ببر حرف مي زد. سر انجام زمان سفر فرا رسيد و زن با يك دنيا غم دوري ' با ببرش وداع كرد.
بعد از شش ماه كه ماموريت به پايان رسيد ' وقتي زن ' بي تاب و بي قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند ' در حالي كه از شوق ديدن ببرش فرياد مي زد : عزيزم ' عشق من ' من بر گشتم ' اين شش ماه دلم برايت يك ذره شده بود ' چقدر دوريت سخت بود ' اما حالا من برگشتم ' و در حين ابراز اين جملات مهر آميز ' به سرعت در قفس را گشود : آغوش را باز كرد و ببر را با يك دنيا عشق و محبت و احساس در آغوش كشيد.
ناگهان ' صداي فريادهاي نگهبان قفس ' فضا را پر كرد: نه ' بيا بيرون ' بيا بيرون : اين ببر تو نيست.ببر تو بعد از اينكه اينجا رو ترك كردي ' بعد از شش روز از غصه دق كرد و مرد.اين يك ببر وحشي گرسنه است.
اما ديگر براي هر تذكري دير شده بود.ببر وحشي با همه عظمت و خوي درندگي ' ميان آغوش پر محبت زن ' مثل يك بچه گربه ' رام و آرام بود.
اگرچه ' ببر مفهوم كلمات مهر آميزي را كه زن به زبان آلماني ادا كرده بود ' نمي فهميد ' اما محبت و عشق چيزي نبود كه براي دركش نياز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصي باشد.چرا كه عشق آنقدر عميق است كه در مرز كلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالي است كه از تفاوت نوع و جنس فرا رود.

براي هديه كردن محبت ' يك دل ساده و صميمي كافي است ' تا ازدريچه ي يك نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هديه كند.
محبت آنقدر نافذ است كه تمام فصل سرماي ياس و نا اميدي را در چشم بر هم زدني بهار كند.
عشق
61223
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 12/6/2008 10:33:02 AM
کاربر مهمان
  سلام بر سید و سرور حرف دل آقا سید مرتضی

سلام بر دوستان و یاران حرف دل

همگی دوستان و یاران التماس دعا
یاعلی
<<ابتدا <قبلی 6129 6128 6127 6126 6125 6124 6123 6122 6121 6120 6119 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6124&mode=print