اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 60512 |
نام:
شاهین
شهر:
ناکجااباد
تاریخ:
11/19/2008 11:51:38 AM
کاربر مهمان
|
سلام
التماس دعا
|
|
| 60511 |
نام:
انسیه
شهر:
تنهایی وناامیدی وانتظار
تاریخ:
11/19/2008 11:39:11 AM
کاربر مهمان
|
سلام به خالق بی همتایم وشکروسپاس اوراوسلام برمولایم اباصالح المهدی
(عج)وسلامی به شمادوستان گرامی!
ای عندلیب جانان مست وخموش تاکی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برگوتواین حکایت مامنتظرنشستیم{اللهم عجل لولیک الفرج}
التــــــــــــماس دعا
|
|
| 60510 |
نام:
مازندرانی معلم
شهر:
استان تهران
تاریخ:
11/19/2008 11:36:24 AM
کاربر مهمان
|
السلام علی الحسین و علی علی بن حسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
|
|
| 60509 |
نام:
بنده خدا
شهر:
بروجرد
تاریخ:
11/19/2008 11:30:09 AM
کاربر مهمان
|
سلام ...بازم مثل همیشه دیر اومدم ...
چه كسي خواهد ديد ؟
مردنم را بي تو
گاه ميانديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس ميگويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر ...
چه كسي باور كرد ؟
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاكستر كرد ...!
**********************
ای کاش می دونستم قراره چه اتفاقی بیافته ؟تو سرنوشت من چی رقم خورده ...آره ،آره می دونم ...خدای مهربونم بازم داری میگی بهانه گیر شدم ولی...هیچی بابا ولش کن انچه از دوست رسد نیکوست .
خدایا!!!!!!!
خدای مهربونم راضیم به رضای تو ...فقط یه چیزی کمکم کن اینقدر دلم نا آروم نمونه خودت آرومم کن.
|
|
| 60508 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
11/19/2008 11:20:56 AM
کاربر مهمان
|
.:: اِنّا لله وَ اَنّا اِلَیهِ راجِعوُن ::.
همه از خداییم ، به سوی خدا برویم.
*سیّد شهیدان اهل قلم ، شهید سیّد مرتضی آوینی:
الهي اگر جز سوختگان را به ضيافت عنداللّهي نميخواني، ما را بسوز آنچنان که هيچکس را آنگونه نسوخته باشي. شهادت ، ذروه ی بلند تکامل انساني است و خون شهيد سبزينه ی حيات طيّبه ی اخروي و تربت او دارالشفاي آزادگان، شهدا در جوار رحمت حق شاهدان محفل انساند. شهادت ، پايان نيست، آغاز است، تولّدي ديگر است در جهاني فراتر از آنکه عقل زميني به ساحت قدس آن راه يابد. تولّد ستارهاي است که پرتو نورش عرصه ی زمان را در مينوردد و زمين را به نور ربُّالارباب اشراق ميبخشد. شهادت قلبي است که خون حيات را در شريانهاي سپاه حق ميدواند و آن را زنده نگه ميدارد. شهادت، جانمايه ی انقلاب اسلامي است و قوام و حيات نهضت ما در خون شهيد است.
هدیه به روی نیکوی حضرت بقیة الله الاعظم(عج) وبرای شادی روح این دو عزیز از دست رفته و به نیابت از همه ی شهدا و امام الشّهداء(ره) و شادی روح گذشتگان این جمع و حرف دل خصوصا سوگل حرف دل ، * ختم هزاران سوره ی قدر + ده زیارت عاشوراء * به جای می آوریم و هدیه می نمائیم.
قُربَةً اِلَی الله.
* ختم هزاران سوره ی قدر + ده زیارت عاشوراء *
*ختم اوّل : چه فرقی می کنه عزیز.
*ختم دوم : ایمان گرانقدر از شهر توکل به خدا.
*ختم سوم : امیدوار بزرگوار حرف دل.
*ختم چهارم : مریم ارجمند از شهر انتظار بهار و باران.
*ختم پنجم : دلشکسته بزرگوار از خرم آباد.
*خنم ششم : فریال گرامی از تهران.
*ختم هفتم : پروانه ی ارجمند از شهر پیله های پرواز.
*ختم هشتم : پرستوی بزرگوار از شهر ساوه.
*ختم نهم : گل نرگس عزیز از ایران سرای من است.
*ختم دهم : سارای منتظر گرامی از مشهدالرّضا(ع).
*ختم یازدهم : م بزرگوار از شهر نگم بهتره.
*ختم دوازدهم : حنّانه ی گرانقدر از قم.
*ختم سیزدهم : هدهدغریب صبای گرامی.
*ختم چهاردهم : معصومه ی بزرگوار از تبریز.
*ختم پانزدهم : جامونده ی گرامی از همین نزدیکیا.
*ختم شانزدهم :آقا سجاد گل از زیر سایه خدا(تبریز).
*ختم هفدهم : انیسه بزرگوار ازانتظار.
*ختم هیجدهم : زهرا خانم دوست انیسه ی گرامی.
*ختم نوزدهم: مهدیه بزرگوار از ایران
*ختم بیستم الی چهلم : اعضاء محفل قرآنی و دارالقرآن شهید کارگرسامانی.
*ختم چهل و یکم: یاس سفید بزرگوار از تهران.(سلام و عرض ادب.)
*ختم چهل و دوم: خواهر بزرگوار مهدیه ی گرامی از ایران
.
.
.
*ختم آخر : شهاب از شهر امید به رحمت خدا.
* بارالها به حق آیه های نورت ، قرآن مجید ، چشمان ما را به جمال نورانی گل نرگس ، مهدی موعود(عج) منوّر بفرما.
اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج.
اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.
|
|
| 60507 |
نام:
عبدالغفور
شهر:
کابل
تاریخ:
11/19/2008 10:53:53 AM
کاربر مهمان
|
درزنده گی ام خیلی دل تنگ ام مشکلات زنده گی ام زیادشده است ،کسی را خیلی دوست دارم اوهم مرا دوست دارد آنقدردوست دارم تا میخواهم تا مرگ یک لحظه هم ازاوجدا نباشم ، آنقدردوست دارم که حتی مرا به زنده گی نمی گذارد زنده گی ام ازدست اش غمگین است
|
|
| 60506 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
11/19/2008 10:52:32 AM
کاربر مهمان
|
سکوتم را ببین........ای کاش می دانستی که دلم برایت تنگ می شود،اما تاب و توان انتظارم نیست...
من به همان بهانه عاشقیم می روم ،شاید..... شاید تو می روی!!!
من برای ماندن خسته ام حجم سرد این سکوت امانم را بریده.دلم برایت تنگ می شود....ای کاش کسی می دانست تا کی باید دل تنگ بود،چه فرقی دارد،چه فرقی دارد وقتی تنها حاصل بودنمان سکوت است و سکوت.گاهی نه کسی رفته و نه کسی آمده...
زمستان می آید؛چه باشم چه نباشم ....اما به یاد بیاور که کسی مشتاق دیدن لبخندت بودو تو چه بی تفاوت دریغ کردی.............. تو معنی بودن را نمی دانستی....تو معنی عشق را هم....
چه سخت سرنوشتی است که نمی دانی دوستت داشتم....برای دیگران چه فرقی دارد،وقتی قصه ای عاشقانه نیست....تو دیگر برای من حتی تویی دیگر هستی!!!
من به همان بهانه عاشقیم می روم....می روم تا در نبودن همیشگی ات بی قرار بمانم...
|
|
| 60505 |
نام:
یاس سفید
شهر:
تهران
تاریخ:
11/19/2008 10:35:43 AM
کاربر مهمان
|
وأن تجعلک أحب إلی مماسواک یارب .سعی کنیدمناجات محبین دعای خمس عشره رازیادبخوانیدبه آدم آرامش خاصی میده بچه ها.
اللهم وفقنالماتحب وترضی
|
|
| 60504 |
نام:
حنانه
شهر:
قم
تاریخ:
11/19/2008 9:56:47 AM
کاربر مهمان
|
اتل متل یه بابا
دلیر و زار و بیمار
اتل متل یه مادر
یه مادر فداكار
اتل متل بچهها
كه اونارو دوست دارن
آخه غیر اون دوتا
هیچ كسی رو ندارن
مامان بابا رو میخواد
بابا عاشق اونه
به غیر بعضی وقتا
بابا چه مهربونه
وقتی كه از درد سر
دست میذاره رو گیجگاش
اون بابای مهربون
فحش میده به بچههاش
همون وقتی كه هرچی
جلوش باشه میشكنه
همون وقتی كه هرچی
پیشش باشه میزنه
غیر خدا و مادر
هیچكسی رو نداره
اون وقتی كه باباجون
موجی میشه دوباره
دویدم و دویدم
سر كوچه رسیدم
بند دلم پاره شد
از اون چیزی كه دیدم
بابام میون كوچه
افتاده بود رو زمین
مامان هوار میزد
شوهرمو بگیرین
مامان با شیون و داد
میزد توی صورتش
قسم میداد بابارو
به فاطمه، به جدش
تو رو خدا مرتضی
زشته میون كوچه
بچه داره میبینه
تو رو به جون بچه
بابا رو كردن دوره
بچههای محله
بابا یه هو دوید و
زد تو دیوار با كله
هی تند و تند سرش رو
بابا میزد تو دیوار
قسم میداد حاجی رو
حاجی گوشی رو بردار
نعرههای بابا جون
پیچید یه هو تو گوشم
الو الو كربلا
جواب بده به گوشم
مامان دوید و از پشت
گرفت سر بابا رو
بابا با گریه میگفت
كشتند بچههارو
بعد مامانو هلش داد
خودش خوابید رو زمین
گفت كه مواظب باشین
خمپاره زد، بخوابین
الو الو كربلا
پس نخودا چی شدن؟
كمك میخوایم حاجی جون
بچهها قیچی شدن
تو سینه و سرش زد
هی سرشو تكون داد
رو به تماشاچیا
چشماشو بست و جون داد
بعضی تماشا كردن
بعضی فقط خندیدن
اونایی كه از بابام
فقط امروزو دیدن
سوی بابا دویدم
بالا سرش رسیدم
از درد غربت اون
هی به خودم پیچیدم
درد غربت بابا
غنیمت َنبرده
شرافت و خون دل
نشونههای مرده
ای اونایی كه امروز
دارین بهش میخندین
برای خندههاتون
دردشو میپسندین
امروزشو نبینین
بابام یه قهرمونه
یهروز به هم میرسیم
بازی داره زمونه
موج بابام كلیده
قفل در بهشته
درو كنه هر كسی
هر چیزی رو كه كشته
یه روز پشیمون میشین
كه دیگه خیلی دیره
گریههای مادرم
یقه تونو میگیره
بالا رفتیم ماسته
پایین اومدیم دروغه
مرگ و معاد و عقبی
كی میگه كه دروغه؟
شعر از زنده یاد ابوالفضل سپهر
|
|
| 60503 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
11/19/2008 9:50:14 AM
کاربر مهمان
|
سلام به سید و سرور حرف دل
سلام به دوستان و همراهان حرف دل
سلام به آقاشهاب گرامی التماس دعا فراوان
سلام به چه فرقی می کنه بزرگوار . برای آرامش دلهای هممون دعا کن .
سلام به سبکبار گرامی . واسه برقراری آرامش دلهامون صلوات شیرینتون رو بفرست .
سلام به همه دوستانم برای آرامش دلهای همگی دعا کنیم . التماس دعا
یاعلی
|
|