اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 60462 |
نام:
انسیه
شهر:
تنهایی وناامیدی وانتظار
تاریخ:
11/18/2008 8:14:51 AM
کاربر مهمان
|
خواهیدبسوی دوست پروازکنید/یازنددگی دوباره آغازکنید/یک پنجره ازاتاق تنهائیتان را/هرصبح بسوی کربلابازکنید*
یاالله السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)یااباعبدلله الحسین(ع)یاائمه اطهار(ع)!
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم.
|
|
| 60461 |
نام:
دلشکسته
شهر:
خرم آباد
تاریخ:
11/18/2008 8:14:47 AM
کاربر مهمان
|
.:: اِنّا لله وَ اَنّا اِلَیهِ راجِعوُن ::.
همه از خداییم ، به سوی خدا برویم.
*سیّد شهیدان اهل قلم ، شهید سیّد مرتضی آوینی:
مردمان، مسافر كاروان مرگند، اما خود نميدانند ، مرگ كارواندار سفر زندگي است.
هدیه به روی نیکوی حضرت بقیة الله الاعظم(عج) وبرای شادی روح این دو عزیز از دست رفته و به نیابت از همه ی شهدا و امام الشّهداء(ره) و شادی روح گذشتگان این جمع و حرف دل خصوصا سوگل حرف دل ، * ختم هزاران سوره ی قدر + ده زیارت عاشوراء * به جای می آوریم و هدیه می نمائیم.
قُربَةً اِلَی الله.
* ختم هزاران سوره ی قدر + ده زیارت عاشوراء *
*ختم اوّل : چه فرقی می کنه عزیز.(سلام و عرض تسلیت مجدّد.)
*ختم دوم : ایمان گرانقدر از شهر توکل به خدا.
*ختم سوم : امیدوار بزرگوار حرف دل.
*ختم چهارم : مریم ارجمند از شهر انتظار بهار و باران.
*ختم پنجم : دلشکسته بزرگوار از خرم آباد.(سلام و عرض ادب و تشکر از زحمتتون در اعلام آمار ختم قرآن در حرف دل. ان شاء الله با قوت ادامه بدین.)
*خنم ششم : فریال گرامی از تهران.
*ختم هفتم : پروانه ی ارجمند از شهر پیله های پرواز.
*ختم هشتم : پرستوی بزرگوار از شهر ساوه.
*ختم نهم : گل نرگس عزیز از ایران سرای من است.
*ختم دهم : سارای منتظر گرامی از مشهدالرّضا(ع).
*ختم یازدهم : م بزرگوار از شهر نگم بهتره.
*ختم دوازدهم : حنّانه ی گرانقدر از قم.(تعداد یک بسته ی نور شامل یک هزار سوره ی مبارکه ی قدر + ده زیارت عاشوراء هروقت که فرصت داشتید خصوصا بعد از نمازهای واجب ، بامعرفت کامل به جای بیارید.)
*ختم سیزدهم : هدهدغریب صبای گرامی.(سلام و عرض ادب و خیرمقدم. نیستید بزرگوار!)
*ختم چهاردهم : معصومه ی بزرگوار از تبریز.(سلام و عرض ادب و ممنون از مطالب نورانیتون.)
*ختم پانزدهم : جامونده ی گرامی از همین نزدیکیا.(سلام و عرض ادب و ممنون از مطالب پرمعنیتون.)
*ختم شانزدهم :سجاد گرامی از زیر سایه خدا
*ختم هفدهم : انیسه بزرگوار از تنهایی ونا امیدی (که انشاءالله امیدواری باشه)
*ختم هیجدهم : زهرا خانم دوست انیسه
.
.
.
*ختم آخر : شهاب بزرگواراز شهر امید به رحمت خدا.
* بارالها به حق آیه های نورت ، قرآن مجید ، چشمان ما را به جمال نورانی گل نرگس ، مهدی موعود(عج) منوّر بفرما.
اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج.
اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.
تابعد...
|
|
| 60460 |
نام:
امیر
شهر:
تهران
تاریخ:
11/18/2008 6:46:46 AM
کاربر مهمان
|
به امیدسربلندی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
|
|
| 60459 |
نام:
سارای منتظر
شهر:
مشهدالرضا
تاریخ:
11/18/2008 4:19:07 AM
کاربر مهمان
|
الهی و ربی من لی غیرک
|
|
| 60458 |
نام:
حنانه
شهر:
قم
تاریخ:
11/17/2008 10:19:29 PM
کاربر مهمان
|
فریال عزیز و شهاب بزرگوار سلام.ازتون خیلی ممنونم که منو راهنمایی کردید.نمیدونم چرا وقتی نامه شما رو خوندم دلم یهو لرزید و گریه ام گرفت. .ولی خدا جونم اگر این یه آزمایش الهی بود خیلی سخت گرفته بودی.نزدیک بودا.اما دو تا از بنده های خوبت به دادم رسیدند.دلم میخواد مثل همیشه شبها قبل از خواب تو اتاقم برم و با خدا حرف بزنم.ازش حالشو بپرسم. گریه کنم.مثل قبلا به سجده بیفتم و به خدا بگم چقدر دوستش دارم.مثل قبلا وقتی از تلویزیون جبهه و شهیدارو نشون می ده به یاد روزهایی که شلمچه بودم بغضم بترکه و گریه کنم...آه خدایا چقدر دلم برای تو و این روزا تنگ شده بود...الهی و ربی من لی غیرک...متشکرم
|
|
| 60457 |
نام:
يوسف تنها
شهر:
مشهد
تاریخ:
11/17/2008 10:15:16 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ي دوستان عزيز:
بازم دلم گرفت امدم تا با بچه هاي باحال اين محل صحبت كنم،دلم براي همه ي شما تنگ شده بود
|
|
| 60456 |
نام:
باران
شهر:
دوست دارم کربلا باشه
تاریخ:
11/17/2008 8:29:04 PM
کاربر مهمان
|
ای عطر گل یاس !دلم را دریاب!
ای منبع احساس دلم را دریاب
من تشنه ی یک قطره محبت هستم
یا حضرت عباس! دلم را دریاب
دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش
یازهــــــــــــــــــرا
|
|
| 60455 |
نام:
رنجبر
شهر:
آ-غ شهرستان شاهیندژ
تاریخ:
11/17/2008 8:13:32 PM
کاربر مهمان
|
میخانه رابگشای در،که امروزمخمور آمدم
نزدیک من نی جام می ،که ازمنزل دور آمدم
از دیار دور سلام گرم را با عشق هدیه میکنم
|
|
| 60454 |
نام:
محمد حسن صحرایی
شهر:
کرمانشاه
تاریخ:
11/17/2008 8:03:32 PM
کاربر مهمان
|
شهدا مارا فراموش نکنید. گنهکاران را
|
|
| 60453 |
نام:
ترنم
شهر:
معرفت
تاریخ:
11/17/2008 7:24:58 PM
کاربر مهمان
|
چند روز پيش تلويزيون مستند «شوك» را نشان ميداد. ماجرا آنقدر تعفن انگيز بود كه مامان نگذاشت از نيمه به بعدش را ببينم.
اين روزها هم در دانشگاه دوستان مشغول آماده سازي مقدمات همايشي با موضوع شيطان پرستي هستند. در دبيرستان یه همكلاسي داشتيم كه خود در دام اين شيادان افتاده بود و براي ما هم افتادن در اين دام را تبليغ ميكرد.
همينها باعث شدند تا تاملي بكنم در احوالات اهالي ولايت!!!شيطان.
ششصد و شصت وشش، صليب وارونه، صليب شكسته، قرباني كردن ماهانه يك دوشيزه براي شادي شيطان، متال و رپ ، اهداي شانزده قطره خون از آرنج به نشانه شانزده پليدي، مدل موهاي عجيب و غريب، هم جنس بازي، چشم جهان بين، كابالا و...
اينها چيزهايي هستند كه با شنيدن نام اين فرقه به ذهنم خطور ميكنند.
در چند نوشتهاي كه خواندم ريشه اين تفكرات پوچ را در يك عرفان از نوع انحرافي يهودي به نام كابالا دانستهبودند. خيلي عجيب است كه بشر به روزي مانده كه فراتر از بت پرستي و ستاره پرستي به شرپرستي يا به عبارت خودشان شيطان پرستي (ساتانيسم) روي آورده است.
بشري كه در ميانه بريدن از مذهب خود را در اختيار چرخدندهها قرار داد تا برايش مدرنيته را ارمغان آورد.
سرم سوت ميكشد از اين تصور...
اين درست كه خيلي از ماها فقط در زبان خود را موحد ميدانيم و به تعبير قرآن نه خدا پرست كه هواپرستيم ( آيا نديدي آنان را كه هواي نفس خود را خداي خود گرفتند؟) اما رسيدن به اين نكته كه در كردار و گفتار شيطان را خداي خود بگيرند اوج فروماندگي انسان است.
آنروز كه كارل ماركس خدا را مرده ديد؛ آنروز كه در هواي ماشيني كردن بيشتر كارها چشم بر مذهب فروبسته شد؛ آنروز كه عصاره بدمستيهامان در از دست رفتن افسار نفس نمايان شد، نبايد از نياز انسان به معنويات را كه نيازي ضروري است چشم پوشي ميشد.
اين همه رشد عرفانهاي كاذب در غرب ( كه صد متاسفانه دامنهاش از غرب فراتر رفته و به جامعه ما هم كشيده ميشود) نتيجه اين نياز انساني است.
راستي غرب نشينان فكر نمي كنند چرا مثنوي معنوي در كشورشان پرفروشترين ميشود؟ چرا مردمانشان در ميان آئين هاي هندو و بودايي دنبال آرامش ميگردند؟ زن و ورزشهاي ذهني براي چه پديد ميآيد؟ مرتازان هندي و ديويد كاپرفيلدها چرا اين همه هوادار پيدا ميكنند؟ اين همه فساد و انحراف از كجا ناشي ميشود؟
فراتر از چند مساله جامعه شناسي است اين سوالات.
جوابشان را بايد در حرف مشترك همه اديان آسماني جست.
چاره بازگشت به راه ابراهيم حنيف(ع)، موسي(ع) و عيسي(ع) و محمد(ص) و همه پيام آوران مهر و دوستي است.
تا دير نشده بايد جنبيد.
|
|