اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 60452 |
نام:
م
شهر:
نگم بهتره
تاریخ:
11/17/2008 6:31:50 PM
کاربر مهمان
|
سلام من نمیدونم طریقه ی ختم چطوریه.اگه میشه بهم بگین.منظورتون اینه تو یه روز هزار بار سوره قدرو با ۱۰ مرتبه زیارت عاشورا بخونم؟تا کی وقت دارم؟
|
|
| 60451 |
نام:
فهیمه
شهر:
بیرجند
تاریخ:
11/17/2008 6:17:09 PM
کاربر مهمان
|
در کعبه دو میخانه بنا خواهنم کرد
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد
|
|
| 60450 |
نام:
یاس سفید
شهر:
تهران
تاریخ:
11/17/2008 5:44:50 PM
کاربر مهمان
|
سلام خیلی دلم گرفته ازاینکه چراچشمانم کم سوشده ونمیتونم عنایت خانم حضرت معصومه روببینم.ازینکه هرهفته به دیدنش میرم به گنبدش نگاه میکنم اشک میریزم ولی تادرکنارش هستم آرومم ولی وقتی پابه تهران رنگارنگ میزارم دوباره بهم میریزم کاش میتونستم برای همیشه درکنارش باشم.تابه آرامش برسم.دلم میخوادخداچشمانم ودلم رو شفابده تابتونم عنایاتش رودرزندگیم درک کنم.بچه های باصفای حرف دل شماهم برام دعاکنید.
|
|
| 60449 |
نام:
زهرا
شهر:
شیراز
تاریخ:
11/17/2008 4:34:01 PM
کاربر مهمان
|
سلام این روزها بچه هامون دارند اسم مینویسند واسه مکه ازتون میخوام واسم دعا کنید که اسمم بیرون بیاد اخه فکر میکنم با رفتن و برگشتن به اونجا خیلی میتونم تغییر کنم.التماس دعا
|
|
| 60448 |
نام:
پریسا
شهر:
اردبیل
تاریخ:
11/17/2008 3:48:02 PM
کاربر مهمان
|
دلم تنگ شده
|
|
| 60447 |
نام:
پرستو
شهر:
ساوه
تاریخ:
11/17/2008 3:47:38 PM
کاربر مهمان
|
پيامبر صلىاللهعليهوآله : لِكُلِّ شَيءٍ وَجهٌ ووَجهُ دينِكُمُ الصَّلاةُ
هر چيزى چهرهاى دارد و چهره دين شما نماز است.
الكافي : ج 3 ، ص 270 ، ح 16
التماس دعا
|
|
| 60446 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
11/17/2008 2:51:52 PM
کاربر مهمان
|
محمدتقي! محمدتقي !مي شنوي آقاجان؟ مي شنوي عزيز ؟در آستانه بهشت دم در بهشت بين دنيا و بهشت قرار داده شده اي. خوشا به حالت! خوشا به حالت !خوشا به حالت!
بيانات مقام معظم رهبري هنگام عيادت از جانباز شهيد محمدتقي طاهر زاده
محمدتقي ! آقا جان !
ايوب صبرهاي خودت شدي، تا آن جا كه با صلابت، با لذت دستهاي صبورِ قشنگ پدر تا اوج لبخند زدي.
چشم به صورتِ پدر، واژه ساختي تا تمام سال را با روزهي سكوت به او بياموزي كه جز با صبر نميتوان در جهان نمونه شد و لياقت بندگي پيدا كرد.
از من مخواه كه بي تو، به پرواز پرندهاي بنگرم و چشمهاي خود را در غربتِ غروبِ چشم هاي تو ...
نه، نه ! پاهايم ميشكند اگر به آن كمركِش كوهي كه تو نزديك شدهاي، نيت رفتن كند.
برخيز ! تو كه ساده از ثانيه گذشتهاي. تو كه راحت ساعت را در ميان تمام دقيقههايي كه صبر را شمارش ميكرد، دفن كردهاي.
تو تمامت، چراغاني است؛ مگر نه ؟
و پدر ... شد تمام اين صبرها ! همپاي تو صبوري كرد؛ پس چرا او نگويد ؟!
« لذّت من از دنيا همين و بس »
در باز كن. من ميدانم و يقين دارم كه فرشتهها بالهايشان را، پاهايشان را زنجيره به نگاه تو زدهاند.
از آن طرفِ تمامِ خيابانها بگذر. پلاكي كه روي سنگرهاي هم نام تو است را پيدا كن. به من نگو كه بعد از تو اين ترانه را زمزمه كنم:
« صبوري كن، صبوري كن، صبوري ... »
كاش ميشد به پاي مركب تو اشك ريخت. كاش ميشد در اين مسافرت، همسفر تو باشم.
دست بردار مَرد ! اين قابيلي كه براي تو نامه مينويسد، به تمام وزنِ اسمهاي تو عاشق نيست. راست ميگويد؛ باور كن كه راست ميگويد.
چشم ميگرداني ؟ نفس به چهارچوب تمام فاصله ها ميدَمي ؟
كبوتري ميشوي كه حرم ميبيند و بر نميگردد؟
اين نامه آخر را كه سر و ته نميخواني، هان ؟
برگرد، به قناعتم آلوده شو، در رثاي رفتن تو، در اتاق خالي تنهاييام،
چه روضهاي ميخواند؟ تو خود ميداني كه حرفي براي گفتن نمانده، فاصله از همان نوع كه تو ميشناسي. آجر، آجر روي هم تلنبار شده. چينه اين ديوارهاي ضخيم.
سرانجام بلبلي را در رثاي رفتن تو به آواز واداشته. بيچاره من، كه در هزارهي قبل از ميلاد جا ماندهام. ميان سقفهاي عجيب، ميان خروش ماشينها، ميان فاصله دو مژگان كه به مصنوعي بودن خويش اعتراف ميكنند.
تو نگو كه نيستي، تو نگو كه حالا فاصله را نميشناسي. تو خوب ميداني كه چشمهاي منتظر داشتن خيلي سخت است؟ آرام رفتهاي . بي خيالِ ما
چه خوب در بهشت خداوند سكني گزيدهاي !
دل رميده را طلب نمي كني؟ باشد كه خونابهاي از تفاخر و تكلم و خاطره در ما هم بنيان تمام خجلتها را بشكند. فاصله نگير از ما. فرياد بزن و فرياد بزن بگو كه تو او شدي و او تو. ( انا كنزاً مَخفيّا ) دل به ربابِ دستهاي تمام پنجرهها بكش. پاك كن گناه ما را. تا آن جا كه كسي باور نكند عفت زمين به آسمان پر كشيده.
خواب ميبينم كه ميانِ روياهاي بيداري من جا خوش كردهاي.
اي هابيل از دست رفته ! تو خوب ميداني كه كلاغها جز دفن چيزي نميشناسند.
خوشا به حال آسمان كه همين چند روز پيش از گلوي پارهاش فرشته نازل ميكرد.
فرشتهها مردي آوردند. كه آن مرد، در آخرين خيمهاي كه چادرش را به زمين خواباند، بدن تو را با خود بُرد. تو بودي پشتِ جسدِ من. كنار آن، بلند شدي و گفتي: خداحافظ من دارم ميروم.
منبع: ماهنامه سبزسرخ شماره 51
|
|
| 60445 |
نام:
فرانك
شهر:
تهران
تاریخ:
11/17/2008 2:37:42 PM
کاربر مهمان
|
دختری هستم ۲۵ ساله .خیلی دوست دارم ازدواج کنم ولی مورد خوبی تا به حال در زندگی چند ساله ام نبوده .لطفا مرا راهنمائی بفرمائید تا شاید بتوانم همسر مورد دلخواهم راپیدا کنم.با احترام فراوان
|
|
| 60444 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
11/17/2008 2:31:45 PM
کاربر مهمان
|
بر اول وآخر مظلوم عالم ووصي رسول اكرم امام علي ع واولادش صلواتي بفرست
|
|
| 60443 |
نام:
انسیه
شهر:
تنهایی وناامیدی وانتظار
تاریخ:
11/17/2008 2:23:40 PM
کاربر مهمان
|
بازم سلام!آقاشهاب لطفااسم زهرادوست منو هم بنویسیدوازهمه شمامیخواهم که برایش دعاکنیدتازودترراهی کربلاشودمدتی اسمش دراومده ولی تاریخش معلوم نیست دعاکنیدتاآخرین زیارت عاشورارادرکنارقبرشش گوشه آقااباعبدلله حسین(ع)بخواند.
|
|