اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 59502 |
نام:
سعید رادنیا
شهر:
استان کرمانشاه
تاریخ:
10/24/2008 11:58:40 AM
کاربر مهمان
|
رهبرو خیلی دوست دارم البته افراطی نسیستم ولی نمیدونم چرا هروقت صورت مبارکشان را میبینم بی اختیار گریم میگیره همیشعه واسه سلامتیش دعا کنیم
|
|
| 59501 |
نام:
فریال
شهر:
تهران
تاریخ:
10/24/2008 11:56:48 AM
کاربر مهمان
|
روی شن های روشن بیابان تصویرخواب کوتاهم رامی کشیدم خوابی که گرمی دوزخ رانوشیده بود ودرهوایش زندگیم خواب شد خوابی که چون پایان یافت من به پایان خودم رسیدم....
|
|
| 59500 |
نام:
فریال
شهر:
تهران
تاریخ:
10/24/2008 10:10:03 AM
کاربر مهمان
|
دلشکسته ی عزیزم:چراحرفتونمی زنی؟چی تواون دل نازکت هست که شمارواین قدر خسته کرده؟ششخصادوست دارم بدونم...اگه منوقابل دیدین منتظرحرفای قشنگتون هستم...راستی خیلی به فکرتون هستم... التماس دعا.
|
|
| 59499 |
نام:
یداله ماهرخسار
شهر:
سرپلذهاب
تاریخ:
10/24/2008 9:44:18 AM
کاربر مهمان
|
شرکت در اموزش قران کریم
|
|
| 59498 |
نام:
باران
شهر:
دوست دارم کربلا باشه
تاریخ:
10/24/2008 6:52:25 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همگی.
امروز دوباره امام زمان و حضرت معصومه طلبیدن داریم یه کاروان می بریم دست بوسی.برای همگی دعا میکنم.یاعلی.
دعاکنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش.
یازهــــــــــــــــــــــــــــرا
|
|
| 59497 |
نام:
دلشکسته
شهر:
از شهر مردمان بی رحم و بی وجدان
تاریخ:
10/24/2008 1:05:04 AM
کاربر مهمان
|
یا هو
اشک رازی ست...
لبخند رازی ست...
عشق رازی ست...
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنانچه ببینی
یا چیزی چنانچه بدانی
من درد مشترکم...
مرا فریاد کن...
دلم خیلی گرفته.احساس می کنم بغضی که تو گلوم گیر کرده داره خفه ام می کنه.خدایا تو رو به بهترین مخلوقت که پیامبر(ص)است قسم میدم کمکم کن.دارم دق می کنم.آخه چرا منو رها کردی.من تنهام.خیلی احساس تنهایی می کنم.همیشه وقتی خیلی داغون بودم به دادم رسیدی.اما نمی دونم چراالان منو تنها گذاشتی.مگه من ازت چی خواستم.مگه تو همون خدای موسی نیستی که نیلو شکافتی؟مگه تو همون خدای عیسی نیستی که مرده رو زنده میکردی؟چیزی که من ازت خواستم در مقابل این چیزا مثل یه بازی مسخره میمونه.پس چرا کمکم نمی کنی؟کافیه اراده کنی تا همه چیز درست شه.پس چرا؟؟آخه خدا جونم چرا؟؟؟دارم خفه میشم.
اصلا چرا آدما باید بیان این دنیا؟من نمی خواستم که به دنیا بیام.من از این دنیا متنفرم.واسه چی باید بیامو زجر بکشم؟اصلا فلسفه خلقت ادما چیه؟ که زجر بکشن؟چرا از من پرسیده نشد که آیا می خوای تو این دنیا باشی.خدایا دلم خیلی پره.مگه نمی گی بنده هاتو تنها نمیذاری؟پس چرا منو آوردی تو این دنیای بیرحم و منی که اینقدر ضعیفمو تنها گذاشتی تو این دنیا که واسه من مثل جهنم میمونه.دنیایی که پر از...خدایا آخه چی بگم.خدایا چرا هر کار می کنم آروم نمی شم.چرا حتی وقتی مینویسم آروم نمیشم.خدایا تو خودت میدونی که گاهی اینقدر رنج میکشم،اینقدر بغضمو فرو میخورم که احساس میکنم تا چند دقیقه دیگه قلبم از حرکت می ایسته.من شکایت دارم.خدایا جز تو کسی رو ندارم که برم پیشش شکایت کنم.چرا باهام حرف نمی زنی؟خواهش می کنم جوابمو بده.خسته شدم اینقدر ازت خواستمو تو رویت رو از من برگردوندی.خدااااا...
یا حق
|
|
| 59496 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
10/24/2008 12:33:37 AM
کاربر مهمان
|
صلواتي بر فاطمه س بفرست تاجان وروحت نوراني بشه
|
|
| 59495 |
نام:
حسن
شهر:
استان بوشهر-شهر دلوار
تاریخ:
10/24/2008 12:31:23 AM
کاربر مهمان
|
بگوید شما در کجا بودید وقتی جنگ بود عرصه بر شیران عالم تنگ بود به چه کسی شکایت دل خود را بگویم شما اگر راست می گوید وبه خدا هم ایمان دارید وسایت خود رابه نام شهید هم نام نهادید این حرفهای دل من وتمام جوانان این مملکت را به گوش امام برسانید که چرااین همه دروغ وتا کی...
می خواهید بیکاری را در جامع ریشه کن کنید.
ابرو بادو مه و خورشیدو فلک درکارند(به مسولین)
شما برای جوانان مملکت خود چه کرده اید
نگویداین حرفها سیاسی است
این حرفهای دل من است
|
|
| 59494 |
نام:
یاسر
شهر:
سوسنگرد
تاریخ:
10/23/2008 11:08:28 PM
کاربر مهمان
|
صدایم درگلو ماندبسان مرغکی محبوس ودرمانده که درشوق پریدن دردل گیتی غزل می خواندوسرمی دهدآواز درد ومهربانی را.
|
|
| 59493 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ايران سراي من است
تاریخ:
10/23/2008 10:44:26 PM
کاربر مهمان
|
در زدي پدر ولي، پشت در کسي نبود
کاش دست نرم باد در به رويت ميگشود
کاش روزهاي تو شاد ميشد و سپيد
کاش چشمهاي من کور ميشد و کبود
نامههاي آخرت چون کبوتري سپيد
روي آسمان شهر بال زد، ولي چه سود
هيچکس نشان نداشت از دل شکستهات
گرچه بندبندشان، تار و پودي از تو بود
تو درست مثل ما، ما درست مثل تو
سوختيم و ساختيم، چاره غير از اين نبود
راستي پدر بگو: لحظههاي آخرين
شانههاي خستهات روي دامن که بود؟
چشم کي براي تو، قطره قطره ميگريست
دست کي غبار درد از تن تو ميزدود؟
منبع: كتاب گزيده ابيات معاصر
|
|