اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 59092 |
نام:
گمنام
شهر:
آوارها
تاریخ:
10/14/2008 10:04:07 AM
کاربر مهمان
|
داشتم فکر می کردم چرا آدما شادیهارو زود از یاد می برن ولی همیشه غمهاشون رو ریز به ریز به خاطر می سپارن راستی اگر غم نبود شادی معنی داشت؟
خدایا خوب شد غم رو افریدی اینجوری معنی شادی رو بهتر می فهمم .
ای اونایی که از دنیا بخاطر غمش ناراحتید یک روز وقتی مشکلات تون حل شد حتما بهشون لبخند می زنید
|
|
| 59091 |
نام:
دل شکسته
شهر:
خرم آباد
تاریخ:
10/14/2008 9:49:49 AM
کاربر مهمان
|
نمي داني با اين جوابي كه به من داديدچقدر خوشحالم كرديد منم براي شماآرزوي سلامتي وعاقبت بخيري ميكنم من اهل خرم آباد هستم خودم افتخار داشتم كه بروم مناطق جنگي خرمشهر و... را ببينم نميداني وقتي شلمچه رو كه ديدم چه حالي شدم آخه بوي بابا رو ميداد اونجا تنها جايي بود كه احساس بي پدري نكردم به شما هم توصيه ميكنم كه براي يك بار هم كه شده اونجا بريد به خيلي چيزها مي رسيد از اينكه شمارو با نوشته ام ناراحت كردم منو ببخش منم براي آرامش روحي خودم همين كاري رو كه شما گفتين ميكنم اميد انكه همه به آرزوهاي خوبشان برسند من ديگه آرزوي مرگ ندارم آرزوم فرج امام زمان رو دارم نشسته ام سر راهت بيابيا گل نرگس در آرزوي نگاهت بيابيا گل نرگس اگه رفتي يه جاي معنوي و دلت لرزيد اشكت جاري شد براي منم دعا كن آخه ميدوني چيه وقتي جواب شمارو ديدم اشكم جاري شد و براتون از دل دعاكردم من ديگه شما رو بعنوان دوست خودم مي دانم و ميگويم سلام دوست خوبم
|
|
| 59090 |
نام:
بنده دربند
شهر:
کاشان
تاریخ:
10/14/2008 9:45:39 AM
کاربر مهمان
|
خدایاچشمان من راازگناه به بند دلی ارام وفکری ازیادخدا
|
|
| 59089 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزيره مجنون
تاریخ:
10/14/2008 9:41:07 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
سلام علیکم جمیعا
باران بزرگوار از اینکه جملات قصار بزرگان دین رو به اهالی حرف دل هدیه میکنید خیلی ممنون باز هم منتظر خواندن این جملات عرفانی و درس آموز هستیم
حاج رضا از کویر ، بزرگوار
چشممون عادت داشت به اینکه هر روز بیایم و دعای روزهای ماه رمضون و در ادامه اش داستانهای عرفانی رو تو مطالب شما بخونیم
دوست داریم بازم برامون بنویسید ( یا علی )
***********************************************
جا تون خالی
عید امسال رفته بودیم جنوب
یکی از دوستان که افتخار خادمی مسافران سرزمین نور بر عهده اش بود از سفر یکی دو ساله پیش برامون تعریف میکرد
می گفت با یه عده از بچه های دانشجو پا شدن رفتن جنوب
این دانشجو ها اکثرا از قشر مرفه جامعه بودن به قول خودمون زیاد تو قید و بند این جور برنامه ها نبودن
ولی خوب قسمت اشون شده بود که مهمون مشهد شهدا باشن و خادمین هم این رو به فال نیک گرفته بودن
تو این بچه ها کسانی بودن که به خیلی مسائل بی اعتقاد بودن
ولی این دوست عزیزمون تعریف میکرد از اینکه وقتی اونها وارد خوزستان شدن
و ما هر روز به یکی از مناطق میرفتیم روایتهای فتح رو براشون میگفتیم احساس میکردیم هر روز دارن نسبت به روز قبل حال و هوای بهتری پیدا میکنن
خرمشهر رو دیدن
تو غروب شلمچه دلشون گیر کرد
تو فاو شبنم یاد یاران به گونه هاشون نشست
تو پاسگاه زید و تو اون غربت اش برای دل خودشون اشک ریختن
وسعت منطقه جنگی رو دیدن
و میدونستن که با چه دشمن بی شاخ و دمی بچه های این مرز و بوم دست و پنجه نرم کردن
و تو اون چند روز واقعا با تمام وجودشون عاشق و شیفته یه همچین رزمندگان با اخلاص و بی ریایی شدن
دیگه اون آدم قبل نبودن
دیگه نمیتونستن چشمشون رو به روی واقعیتها و کمال انسانیت و از خود گذشتگی که همون ایثار و درس شهادت طلبی بود ببندن
به فکه که رسیدن ، میگفتن ما دیگه به مکه رسیدیم
این دوست ما قسم میخورد که وقتی به فکه رسیدیم و اون مسافت رملی رو تا کنالی که شهدای گردان حنظله طی کردیم
بعد از اینکه به روی اون خاکها نشستن انس گرفتن نماز خوندنو اشک ریختین
دیگه نمیشد اینها رو از زمین فکه جداشون کرد
چسبیده بودن به زمین و زار میزدن
این زار زدنها و اشک ریختنها و سوختن ها و مثل شمع آب شدنها نه اینکه فکر کنی از روی دلسوزی به حال شهدا باشه که به حال خودشون بود
به راه چند صد ساله ای بود که به لطف شهدا و مدد امام شهدا تو این چند روز سفر طی کرده بودن
میگفت دانشجوها میگفتن اینجا برای ما حکم مکه رو داشته
پسر ها همه موهای سرشونو تراشیدن
دختر های مانتو پوش هم ، چادر مشکی رو اینبار با افتخار انتخاب کردن
الان هم بیشتر آدمهای اون کاروان تحصیلات عالیه اشون رو به پایان رسوندن
بیشتر اون عزیزان الان جزء خادمینی هستن که موسم سفر کاروانهای راهیان نور میزبان میهمانان هستند
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود، راه بگویدت که چون باید رفت.
کربلای جبهه ها یادش بخیر
یا علی مددی
|
|
| 59088 |
نام:
زهرا
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/14/2008 9:34:13 AM
کاربر مهمان
|
نمی دونم از کجا شروع کنم دلم خیلی گرفته ازهمه چیزوهمه کس نمی دونم خدا چرا امام زمان رو دیگه نمی فرسته این همه نامرد زیاد شده تا کی باید بگیم یک روز می یاد نمی گم خودم خوبم من از همه بدترو روسیاه ترم به خا خجالت می کشم بگم مسلمونم از آقام خجالت می کشم ما اگه یک کار بد می کنیم از همه پنهونش میکنیم که آبرومون نره ولی خدا وامام زمان که دارن می بیننمون هیچ ابایی نداریم به خسته ام دوست دارم برم یک جایی که هیچ کس نباشه من باشمو خدا اونقدر گریه کنم که از سرتقصیراتم بگذره ازبس گناه کردم خسته شدم خدایا کمک کن امام زمان رو بشناسم شاید از اون خجالت بکشم .
|
|
| 59087 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
10/14/2008 9:08:09 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم
...و اهل بیت همچنان غریب اند و پیروانشان غریبتر ! این سند ، سالهاست که به گواهی ایستاده است و روشنتر از هر استدلال و گویاتر از هر کتاب و دلیل ، برهان مظلومیتهای جبهه حق است هنگام ورود به خاک بقیع...
کفشها را که درمی آوری و پایت خاک این مزار را لمس می کند ، دلت هم می شکند قبور بی سایبان مانده در برابر آفتاب را که می بینی ، داغت تازه می شود ... اشک می ریزی و بغض مانده در گلو را در هوای بقیع ، رها می کنی. رنجنامه نانوشته محبین اهل بیت ، بر خاک و سنگ این مزار ، گویاتر از هر زمان است .یک طرف جمعی به دعای توسل مشغولند و زمزمه کنان طرف دیگری ، دلهایی با آهنگ نوحه و مرثیه ، به عمق مظلومیت اهل بیت راه می یابند و می گریند. یک سو جمعی بر سر قبر ام البنین به یاد سقای کربلا و دستهای قلم شده اش اشک می ریزند در سویی جانبازان ، با ویلچر هایشان جمع زائران را می شکافند و در امتداد نور ، راهی به کانون روشنی و خطی به منبع فیض می گشایند و به خاکبوسی این چهار امام معصوم علیهم السلام می آیند.... عده ای در پی یافتن قبر گم شده زهرایند و در کناری هم کسی آرام آرام اشک می ریزد و زیارت جامعه می خواند... هوا ، هوای عطرانگیز و روحانی حال است.... اینجا اشک است که سخن می گوید و حال ، گویاتر از قال است.....
سکوت زبان را هم زلال اشک جبران می کند ، چشمهای اشکبار ترجمان دلهای داغدار و بی قرار است.... حرفی هم که نزنی ، کلامی و سلامی هم که نگویی ( یا از فرط اندوه و بغض گلوگیر ، نتوانی بگویی ) چشمها و قطرات جاری اشک ، هم روضه خوان مجلس است و هم گریه کن محفل، لازم نیست کسی مرثیه بخواند...!!!بقیع ، خودش مرثیه مجسم است....
یا علی
|
|
| 59086 |
نام:
پرستو
شهر:
ساوه
تاریخ:
10/14/2008 8:50:15 AM
کاربر مهمان
|
برای دلشکسته عزیز از خرمشهر
می دونم که خیلی از دوری پدر عزیزت عذاب و سختی می کشی من کاملا درکت می کنم منم به درد تو آشنام و این عذاب رو همیشه تحمل می کنم که چرا سایه پدرم را ندارم اما من هر زمانی که صبرم تموم می شه می رم سر خاک پدرم گریه می کنم زار می زنم باهاش حرف می زنم از همه دلتنگیهام می گم و خودم رو خالی می کنم و وقتی فکر می کنم که اونم میشنوه ، می بینه و تمام درد دلمو می فهمه آرامش مگیرم و بعد برای اینکه از درد دلم غمگینش کردم از شیرینی که دوست داشته براش خیرات می دم تا به روحش برسه و شاد شه . بعد از هر موفقیتی که به دست می آرم براش خیرات می دم ، فکر می کنم زندست و دارم باهاش زندگی می کنم . گلم اگه این جوری فکر کنی کمتر غصه می خوری مخصوصا شما که پدرت از ما زنده تر و به مقام والای شهادت رسیده صبر پیشه کن که خداوند با صابران است . من مطمئنم که ارزوی مرگ تو برای پدر بزرگوارت اصلا خوشایند نیست . صبر کن و شاد زندگی کن تا روح پدرت هم آرامش داشته باشه عزیز من.
|
|
| 59085 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
10/14/2008 8:19:59 AM
کاربر مهمان
|
به یاد حق بر حق
سلام به همگی
*****
ادامه ی مطلب دیروز از یک وبلاگ
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟
اگر به این سوال می رسیدیم این همه از دست دادنها..جدایی از دنیا برایمان جانکاه نبود..و این همه بازار افسردگیها داغ نبود...راه سویی دیگر است و هدف متعالی تر ..اما همچنان ما گم شدگانیم که سخت در پیچ و تاب بیراهه ها گم شده ایم..
دستهایم را بگیر خورشید سان تا بمانم بر مدار عشق من
هنوز مفهوم ایمان را نمی دانیم.از ایمان نامیست بر ما ،عاشق نشدیم تا طعم دلپذیرش را زیر بار سخت صبر بچشیم..هنوز خدا را در ظریفترین لحظات ندیدیم تا حس یقین و اطمینان را درک کنیم.تا بدانیم اوست که سایه به سایه به دنبال ماست...هنوز درک نکردیم که مهر پدر و مادرمان نمونه کوچکی از مهربانی بیکرانه پروردگاریست که آنان را پرورش داد..بهترینها را برای من و تو می خواهد...همه اینها چشمی بینا و می خواهد و گوشی شنوا!!
یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشارده جان آگاه و روانی زنده و بیدار ده
حضرت علی (علیه السلام):
ما نیامده ایم در این دنیا برتر باشیم ، بلکه آمده ایم که از این دنیا برتر و فراتر باشیم.
یا علی
|
|
| 59084 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/14/2008 5:13:19 AM
کاربر مهمان
|
بسمه الله النور
سلام به اهل دلیها
کربلا حرم حق است
هیچکس راجزیاران امام حسین راهی بسوی حقیقت نیست ، کربلا مارانیز در خیل کربلائیان بپذیر .
((به یاد سالار قلعه))
به ياد كربلا افتاده ام باز***عنان طاقت از كف داده ام باز
دلم پر مي زند هرشب به بامش***سلامم مي كند دارالسلامش
دل عاشق ز معشوقش جدا نيست***برايم هيچ جايي كربلا نيست
*کربلایی ها مارو فراموش نکنن*
بنده خدا از جزیره مجنون
سلام مومن
خوشحالم که هستین.
برای پرستو از ساوه
(هرگز ندانستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم ).
سلام
یک مطلب رو فراموش کردم بگم ، اگه واقعا بهش علاقه دارین که حتما همینطوره باید بطور نامحسوس تحقیق کنید و علت مشکل رو جویا بشید ، که این مسئله از کجا آب میخوره . برای دوست من که اینطور شده بود؛ وقتی بیشتر تحقیق کردم فهمیدم که توی شهرستان با همکاراش یه خونه مجردی دارن که.......
خب همنشینی دراونم اثرکرد .ریشه اصلی همنشین بد بود و جو بد خونه ، با تنبلی خودش دست به دست هم دادن و این شخصیت رو ساختن که یه جوان از هر نظر کامل باشه ولی از نظراعتقادات که اصلی ترین رکن اینجور ضعیف بشه.
زندگی این دوستمون هم شده سریال ، داره قسمت قسمت پخش میشه !!(خنده)
خب بگذریم ، فقط میخواستم بگم پیگیرباشید و ریشه یابی کنید .من نمی دونم آشناییتون تا چه حده ودرچه مرحله ای قرار دارین .ولی در خوشبین ترین قضیه که با آشنایی سالم ، نظارت بزرگترهاو کنترل روابط از طرف والدین و علاقه و عشق طرفین ، البته عشق سالم که صد در صد همینطوره من شک ندارم ، شما مسئولیت که پیگیری کنید و علت رو جویا بشید . شاید یه عده معتقد باشن این وظیفه شما نیست که پیگیری کنید و این نشد یکی دیگه بشینید توی خونه تا یه بادین و ایمان پیدا بشه ولی به نظر من اینجور نیست .اگه آشنایی به مرحله عشق پاک رسیده باشه ناخواسته این مسئولیت به شما محول میشه و برای بدست اوردنش باید بجنگید.خدا هم با عاشقاست چونکه خودش عاشقه.
(( خدا تمام بنده هاشو دوست داره ،شکی در این نیست. ولی به نظر من به چند گروه توجه خاص داره و بیشتر هواشونو داره.یک گروه مادران باردارن ، یک گروه پدرانی که خانواده های پرجمعیت رو به خوبی اداره میکنند، یک گروه تهی دستان آبرومندن ، یک گروه هم عاشق ها هستن مخصوصا وقتی جوان هم باشن .از دید من شما الان دقیقا ً زیر چتر رحمت الهی قرار گرفتین، درست در مرکز . وقتی سرسجاده از روی شوق لطفی که خدا بهتون کرده اشک میریزین من و بقیه سربازان قلعه رو هم دعا کنید )).
برای دلشکسته از خرم آباد
سلام
اگه بگم درکتون میکنم بزرگترین دروغ رو گفتم .
فقط اینو بدونین که منم یه آرزو دارم شبیه به آرزوی شما ، میخوام بگم مسئله همین مسئله هست ولی طرفین معادله فرق میکنن. ولی هیچوقت به خودم اجازه ندادم که به زبون بیارم که هرگز به آرزوم نمیرسم. مابچه مسلمونا به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داریم دیگه ؛ غیر از اینه؟؟؟
این حرف دل منه !!! چه برسه به شما که پدرتون شهید شدن و توی اون دنیا کلی ارج و قرب داره خودتون هم که دلشکسته هستین. همنطور که در بالا برای خانوم گرامی از ساوه نوشتم یک دسته از بندگان که خدا توجه خاص بهشون داره دلشکسته ها هستن . هم دعاشون سریع مستجاب میشه هم نفرینشون گیراست. وقتی داری آرزواتو برای خدا میگی برای ما هم یه رو بنداز شاید به حرمت دل شکسته شما و دل عاشق دوستان خدا یه نیم نگا
|
|
| 59083 |
نام:
نیازمند
شهر:
دنیا
تاریخ:
10/14/2008 12:13:12 AM
کاربر مهمان
|
خدایا در دل این شب به درگاهت امده ام و با تمام وجودم از لحظه لحظه زندگیم صدایت می کنم به من ارامش عطا فرما
|
|