هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
58992
نام: امين
شهر: tehran
تاریخ: 10/11/2008 4:54:45 PM
کاربر مهمان
  delam tange baraye didane yar dooset daram asisam
58991
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 10/11/2008 4:42:22 PM
کاربر مهمان
  کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی اسمان بارانی است
از زلال چشمهایش تر شویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پر پر شويم
كاش وقتي چشمها يي ابريند ،‌
به خود اييم و سپس كاري كنيم
از نگاه زرد گلدانهايمان ،
كاش با رغبت پرستاري كنيم
كاش دلتنگ شقايقها شويم
با خداي ياسها خلوت كنيم
كاش گاهي در مسير زندگي ،
باري از دوش نگاهي كم كنيم
فاصله هاي ميان خويش را با خطوط دوستي
مبهم كنيم
كاش با چشمهايمان عهدي كنيم
وقتي از اينجا به دريا ميرويم جاي بازي با صداي موجها
دردهاي آبيش را بشنويم
كاش مثل اب چشمه سار ،‌
گونه ی نيلوفري را تر كنيم
ما همه روزي از اينجا ميرويم
كاش اين پرواز را باور كنيم
58990
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 10/11/2008 4:04:56 PM
کاربر مهمان
  فرمايشي از مولاي متقيان حضرت علي (ع):
شگفت انگيز ترين عضو انسان دل اوست،و دل مايه هايي از حكمت و
مايه هايي از ضد حكمت دارد. اگر اميد و آرزو به آن دست دهد ، طمع
خوارش گرداند، و اگر طمع در آن سر بردارد، آزمندي نابودش كند و اگر نوميدي برآن مسلط شود، اندوه وي را بكشدو اگر خشم بر وي
عارض شود، كينه لبريزش كند و اگر خشنودي يارش شود، احتياط را از
ياد ببرد و اگر ترس آن را در رسد، پروا و حذر كردن او را گرفتارخود
سازد و اگر احساس امنيت فراگيردش، غفلت آن را در ربايد و اگر نعمت
به سراغش آيد، غرور و نخوت آن را فرو گيرد و اگر مصيبتي به آن
دررسد، بي تابي آن را ردايش گرداند و اگر به مالي برسد، ثروت آن را
به طغيان در اندازد و اگر تهيدستي آزارش دهد، گرفتاري او را به خود
مشغول سازد و اگر گرسنگي بر او سخت گيرد، از ضعف زمينگير شود
و اگر سيري او ازحد بگذرد، پري شكم او را به رنج افكند ؛ باري،
هر تفريطي برايش زيانبار است و هر افراطي برايش تباهي آفرين
58989
نام: negar
شهر: shiraz
تاریخ: 10/11/2008 3:55:08 PM
کاربر مهمان
  age in kari ke mikham bokonam javabesh na bashe chikar konam?
58988
نام: عسل_۱
شهر: امید
تاریخ: 10/11/2008 2:54:21 PM
کاربر مهمان
  دل منو هم یه نفر که از تبریز بود شکوند
58987
نام: افسانه
شهر: تهران
تاریخ: 10/11/2008 2:53:17 PM
کاربر مهمان
  دلم تنگ خیلی زیاد
تنها وسرگردانم
نگاهی یا که لبخندی !
58986
نام: سحر
شهر: اسمانی
تاریخ: 10/11/2008 2:49:17 PM
کاربر مهمان
  من یه دختر در یاییم و دلم می خواد زندگیمو با یه ادم در یایی شروع بکنم ولی قسمتم نمی شه شما بگی د چکار کنم دوست دارم متنم چاپ بشه
58985
نام: حبیب
شهر: تهران
تاریخ: 10/11/2008 2:25:09 PM
کاربر مهمان
  برخی از ما جونا خیلی گنهکاریم ولی باور کنید دلمون با شهداست فقط ما را دعا کنید کمتر راه اشتباه رو برویم تا تو اون دنیا شرمندشون نشویم
باتشکر
حبیب ۲۰/۰۷/۱۳۸۷
58984
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 10/11/2008 1:01:51 PM
کاربر مهمان
  گل نغمه توحید
دیشب که از چشم فلک بارید باران
بر وسعت تنهایی ام خندید باران

من بودم و تنهایی و افسرده حالی
وز دیده ام پیوسته می بارید باران

تا مرهمی باشد به زخم کهنه دل
حال مرا ای کاش می پرسیدباران

از چهره امتا گرد غم را شوید ای کاش
اندوه جانسوز مرا می دید باران

از بس که بارید اشک غم از دیدگانم
در من نگه می کرد با تردید باران

تا دید اندوه مرا در ظلمت شب
چنگی نزد بر دامن ناهید باران

من بودم و عطر خیال انگیزآن گل
وز چشم من چون چشمه می جوشید باران

آرام بودم در میان موج تشویش
می خواند تا گل نغمه توحید باران

جواد جهانی آرائی-کاشان
58983
نام: عبدالله شاه
شهر: کابل
تاریخ: 10/11/2008 12:49:11 PM
کاربر مهمان
  ٍٍپیام به مسلمین

کو اســــــلامت ایمـرد مســـلمان عصـــــر نوین
به ســـیلاب خـون مبدل شـــد دیار پاک فلسطین
نه جوهر مردی در تست و نه حس اسلامی
بزدل شدی و کار گزار و موســـــس ناکامی
مسلمان نیمه مسلمان بیش از یک ونیم ملیارد
خواب برده زبون همه خفته اند زیر بمبــــــارد
ای زبون کافیـــست جهان را گاز و نفــت ات
عــــراده جاتش تعـــبیه کـــردی کو نفرت ات
عســــکرش درقلب اســـلام مســکن ســاخته ئی
رمــزت ندانیم با چــون دل باختــــــــــــــه گـــــی
قلـــــب توئی کو فرمانت به سایر جســد
صــــیهون اند مرتراســــــت سرطان کبد
مظـــــــــلومان حریق نار صیهـــــــــــــون اند
عاشـــــق اندو غـــــریق ســــــــیلاب خون اند
براعـــدو لــــهم مااســـــتطعتم اطــاعت میکـنند
سنگ بدســت گرفتندو فـــــکر قیـــادت میکنند
مـــرد اند ضــــمن جـــهاد فــــکر اتوم دارند
میــــاموزند در حالیکه ترس به حلقوم دارند
عــرب در عشـــق دیــنارو دنیای دون اســـــت
تک در میانش فلسطین باغیرت و مظلوم است
آه و فغـــــان شــان رســید بدور دنیای پست
غیــــرتمند نشــد حکمــا مـسلم هر که هســت
نســـــاختیم اتوم جـــزء گــفتن مـــرگ و درد
مـــرگ برمــــا با چــنین ســــوز و خـــــــــرد
مرگ و درد چه ســاخته میتواند ای مرد ســلیم
اعدوا لهم مااستطعتم پیشه کن بر ضد این رژیم
یکجـــــای کــن فـــــکرو ذکــــر و درد و درک
درغیر جای استقرار نمی ماند مجبوری بترک
ای ملا مملو کن افکار ما با نظریه اتوم
ترا بخـــدا قـــسم مگذر زین مــرزوـبوم

شعری از انجینر عبدالله شاه مفلح مسکونه ولسوالی پغمان ولایت کابل_افغانستان
<<ابتدا <قبلی 5905 5904 5903 5902 5901 5900 5899 5898 5897 5896 5895 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5900&mode=print