هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
58622
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/30/2008 3:36:51 PM
کاربر مهمان
  .:: یا ارحم الراحمین ::.

هیچ تبریک عیدی غریبانه تر از تبریک عید فطر نیست.

آدم هم خوشحاله هم ناراحت!

هم امید داره هم نگرانی!

دست و دلم نمی ره به تبریک عید.

دیگه هر چی بگم فکر کنم تعبیر بشه به قدیس نمایی و این چرت و پرتا بی خیالش بشم بهتره.

خدا جون ، من که قفل کردم!

خودت نگاهی کن به این دلم...

* * *

*باران بزرگوار ، که دوست داره کربلا باشه ، سلام و عرض ادب. قبول باشه طاعات و عباداتتون.

ضمن تایید نظر همه ی عزیزان حرف دلی. عرض می کنم خدمتتون که امر خطیری که در پیش دارید مهمتر از اینه که بخواهید در حرف دل رفع و رجوعش کنید خواهر بزرگوار. حرف دل با تمام معنویت و نورانیتش فقط می تونه مقدمه ی رسیدن شما به آگاهی باشه اما به نظر حقیر اگه حس می کنید نیاز به مشاوره دارید ، حتما با مشاوری متعهد و امین و حاذق مشورت بفرمایید. اینجا می تونید الهام و مشاوره ی اولیه بگیرید. نکات ذیل رو هم نیاز می بینم خدمتتون عرض کنم:

*کسوت و عنوان روحانیت با همه ی احترامی که براش قائلم نباید چندان براتون اهمیت داشته باشه چرا که در امر ازدواج نه ضعف می تونه باشه نه قوت. شخصیت و ایمان و خوش خلقی ایشون و احساس شما نسبت به اینکه در آینده می خواهید در همه ی سختی ها و مشکلات و خوشحالی ها در کنار ایشون باشید و این که می تونید کسی رو در این کسوت بپذیرید مهمه.

*ملاک حال فعلی افراده. با سوالاتی می تونید ایشون رو بسنجید و حال فعلی شون رو ارزیابی کنید و خود این ، نیازمند صرف مدت زمانی است که باید ازشون بگیرید.
اینکه ایشون طبق اعتراف خودشون در گذشته کارهایی انجام داده اند به این دلیل که طبق اعتراف خودشون در نقطه ی عطف زندگیشون ، توبه کرده اند و برگشته اند ، اگه توبه شون واقعی باشه نه تنها نکته ی منفی ای نیست بلکه بالعکس مثبت هم باید تلقی باشه. منتها باز هم عرض می کنم به این شرط که توبه اشون توبه ای واقعی باشه. اعترافشون هم نکته ی مثبت دیگری است که نخواسته اند از شما چیزی رو پنهون کنند و صادقانه برخورد کرده اند.

*خانواده ی شما در این شرایط خصوصا پدر و برادرتون (البته با عرض پوزش ، اگه از این نعمت برخوردارید ، اطلاع ندارم.) وهمینطور سایر بستگان نزدیک(عمو و دایی و ...) در این شرایط به منظور تحقیقات و بررسی کیفیت سطح اخلاق و ارزیابی شخصیت ایشون خیلی خوب می تونن بهتون کمک کنند.

*تحقیق در محل زندگی سابق و حال ، خصوصا همسایه ی دیوار به دیوار و روبرو و پشتشون و اگه در آپارتمان زندگی می کنند همسایه ی بالا و پایین و محل تحصیل و کارشون محل های مناسبی برای بروز شخصیت ایشون هستند در همه ی این موارد تحقیق کنید.

*در صحبت های حضوری(با رعایت مسائل شرعی) دامنه ی تحمل ایشون رو در موارد مختلف می تونید ارزیابی کنید. از جمله آرامش و عصبانیت و ...

*قرار نیست به زودی پاسخ بدهید مگر اینکه با ارزیابی فاکتورها و ملاک های مختلف از روحیات و خلقیات و اینکه ایشون می تونن کفو(هم شأن) شما باشند یا نه ، به جمع بندی و اطمینان برسید.

*باز هم تاکید می کنم ریزبینی قبل از ازدواج خیلی راهگشاتر از مو از ماست کشیدن بیرون بعد از ازدواجه.

*در تک تک مراحل تقرب الهی و تکامل(سیر به سمت جوهره ی وجودی تون و اونی که باید باشید) و توکل (وکالت دادن به خدا) و توسل (وسیله گرفتن برای رسیدن به تقرب الهی ) رو فراموش نفرمایید.

خلاصه اینکه ببینیم می تونیم از حرف
58621
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/30/2008 3:24:58 PM
کاربر مهمان
  خانم باران

یک اشتباه بزرگ .....................

رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود:

هر گاه كسى سراغ شما آمد كه اخلاق و ديانت او را مى پسنديد، پس با او ازدواج كنيد و گرنه در زمين فتنه خواهد شد و فساد بزرگ پديد خواهد آمد.

بنده با نظر یکی از افراد حرف دل سخت مخالفم .... شما هیچ حقی در مورد سوال کردن در مورد گذشته افراد ندارید ...... شما میخواهید با کسی که اکنون در مقابل شماست زندگی کنید چکار به گذشتش دارید ......
وقتی حر به پیش امام حسین (ع) آمد هیچ وقت امام حسین (ع) به او نگفت تو اولین کسی بودی که راه را بر ما بستی .... تو اولین کسی بودی که باعث گریه اهل بیتم شدی ......
متاسفانه اقدام شما کار اشتباهی بود...... میگن وقتی میخواهی بچه های مذهبی رو نصیحت کنی با عزیزم و جونم و ..... نمیشه بلکه باید با تندی نصیحتشون کرد .... پس اگر من تند رفتم اصلا ناراحت نشو .... از همین الان هم بابت لحنم عذرخواهی میکنم ......
متاسفانه شما یک دید بدبینانه دارید ... باید این دید رو اصلاح کنید با این سوالی که پرسیدید و جواب اون آقا کار مشکلتر شد ..... این مسئله همواره در زندگی آینده شما را رنج میدهد و همچنین اون آقای محترم را ..... خودتون بهتر خودتون رو میشناسید ..... اگه نمیتونید با این مسئله کنار بیایید پس جواب رد بدید ....
چرا این سوال رو کردید ؟؟؟؟ آیا درسته اون آقا هم بیاد از شما سوال کنه شما غیبت کردید ؟؟بعد اگه شما بگید آره اون آقا هم بگه (( الغیبت اشد من الزنا )) ......یا سوال کنه شما تهمت زدید ؟؟؟ شما کسی رو دوست داشتید ؟؟؟
انشاءالله در مورد افراد بعدی هیچوقت سوالی در مورد اینکه کسی رو دوست داشتن و یا با دختری دوست بودن و یا ... غیره نکنید ......
آبروی این فرد رو هم حفظ کنید تحت هر شرایطی ...... حدیث قدسی است که میگوید اگر کسی بخواهد آبروی مومنی را ببرد با من به جنگ برخواسته ( مضمون حدیث دقیقا یادم نیست ولی دارای همین محتوا و پیامی بود که نوشتم )

موفق باشید

الللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
58620
نام: سارای منتظر
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 9/30/2008 2:55:11 PM
کاربر مهمان
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام دوستان ، روزه داران طاعاتتون قبول
پیشاپیش عید فطر عید بزرگ مسلمانان را به شما عزیزان تبریک میگم
عاجزانه و ملتمسانه ازتون میخوام دعام کنید آخرین افطار و با دعای زیباش اگه قطره ای اشک ریخت سارای عاصی رو هم یاد کنید
اگه دلتون هوای نشه و اشکتون یه هو به اسم آقا جاری نشه و اگر من توفیق پیدا کنم امشب یا فردا حرم آقامون نائب الزیاره ام بیادتون بوده و دعاتون میکنم به شرطی که من و یادتون نشه(نره)
کربلائیا حاجیا دعای شما زودتر به اجابت میرسه پس دعا کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
برای سلامتی همه برو بچ باغ و حرف دل همه نیازمندان دعا تو این ساعات پایانی صلوات:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

58619
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 9/30/2008 2:52:08 PM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جمیعا

مجتبی شعبانزاده گرامی مومن کم پیدائی ؟

باران گرامی زندگی با اهل خدا سخت نیست به شرط آنکه سخت نگیری.
چه خوب که ایشان صادقانه همه چیز را با شما در میان گذاشتند . و چه نیک که اگر اشتباهی هم نمودند به درگاه خدا توبه کردند و اکنون از بندگان در راه خدا هستند . انشالله که موفق باشید و اشتباه نفرمائید.

عید رمضان بر همه مبارک . دعا فراموش نفرمائید .

یا علی و یا فاطمه
58618
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/30/2008 2:39:36 PM
کاربر مهمان
  ازدواج برای خدا ..............

با مادرش رفته بودن خواستگاری ...... کلفت خونه عروس, اومده بود پذیرایی کنه .... کر و لال بود .... یه نگاه بهش کرد ... اشک چشمای کلفت رو دید .... شب که اومده بودن خونه هنوز تو فکر اشک چشمای کلفت بود ..... به مادرش گفت : مادر چرا کلفتشون داشت گریه میکرد .... مادرش گفت : فکر کنم به خداش میگفت آیا میشه کسی هم به خواستگاری من بیاد؟ ...... چند روز حسابی فکرش مشغول بود..... یه شب به مادرش گفت : من قصد دارم به خاطر خدا با این دختره کر و لال ازدواج کنم ..... لبخند رضایت روی لبای مادرش نشست .....بهترین سالهای زندگیش سالهای بعد از ازدواج بود .....چند بار تا دم مرگ رفته بود ... ولی هر بار زن کر و لالش دست به دعا بر میداشت و اون بر میگشت ..... پیش خدا خیلی عزیز بود .....

دیده بگشا

هر کس کاری رو برای رضای خدا انجام بده هم توی این دنیا پاداش میگیره و هم توی اون دنیا .....

خواهی که خدا کار نکو با تو کند
ارواح ملائک همه رو با تو کند
یا هر چه رضای او در آن نیست مکن
یا راضی شو به هر چه او با تو کند

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
58617
نام: فریال واعظی
شهر: تهران
تاریخ: 9/30/2008 2:36:17 PM
کاربر مهمان
  (به نام خدا) دلم برات تنگ شده.خیلی...خیلی زیاد...کاش ماجای اون ماشیناتواون لاین بودیم وتازه می خواستیم بیاییم پیشت...الان نزدیک غروبه غروب روزسه شنبه توجمکرونت حالی داره دعای توسل.ولی ازشانس من هیچ وقت نتونستم راحت وبی دردسریه جمکرون برم...هیچ وقت لیاقت هم کلام شدن باتورونداشتم...دلم برات تنگ شده اقا...تنگ...تنهاچیزی که تونبودشماارومم می کنه چفیه ی اقاست واون دونامه...خیلی سخته عاشق باشی ودهنتوببندنوبگن:هیچی نگو...فقط بسوز...اون قدربسوزتاخاکسترشی...دلم تنگه اقاتنگه...دلم ازاین کره ی خاکی گرفته کره ای که تاچشم کارمی کنه همش شده زمین وزمین وزمین.این خاک دیگه اسمونی نداره که به بارونش دلم روخوش کنم...به ابی بودنش...به روشنی افتابش...این جاهمش شده زمین...زمینی که خدای ادماش شده افراددوروبرشون...اقاروی زمین دیگه به هیچی دلم خوش نیست جزظهورشما...دلتنگ رفتنم...مرگ نه...شهادت...می دونم خیلی کوچیک ترازاونم که بخوام ازشهیدوشهادت بگم ولی چیزی که می دونم اینه که:من تورودوست دارم خداهم که جای خودش روداره پس اماده ی هرکاری براتون هستم...حتی حاضرم تامرزشهادت برم...می دونم لیاقت حتی به زبون اوردن این واژه هاروهم ندارم ولی چیزی که هست اینه که:من عاشقم...وقتی عاشق باشی چه ابن ملجم باشی چه علی بازهم عاشقی وعاشق یعنی شهید...شهیددرراه عشق...ابن ملجم اگرچه علی روبه شهادت رسوندولی هنوزعاشق بود...عاشق بودکه هنگام ضربه زدن به اون حضرت گفت:(یاعلی)ولی علی تواین عشق بازی برنده شد... وخدامی دونه که چه قدرمنتظرم...منتظریه روزطلایی...روزی که پاسخ تموم خستگی های راهم روبگیرم...منتظرروزی که ببینم به اون همه صبروشکیباییم پاسخ داده شده...اقا...اقای مهربونم...سرورم...جونم...تموم وجودم توروخداشماروبه مادرتون فاطمه ی زهراوپدرتون علی قسم می دم زودتربیایین...اقااین مردم دیگه تاب وتوان ظلم وجنایت روندارن...زودتربیایین وبهشون بگین که این همه سال انتظارمانتیجه داد...وتوبودی که مارونظاره می کردی وکمکمون... اقاادمای این جادیگه هیچی براشون مهم نیست...تنهاچیزی که براشون مهمه وجودخودشونه وخودشون...هیچ کی به خاطردیگری خودشوتوزحمت نمیندازه...اقادلای ادمامثل سنگ شده...دیگه هیچ احساسی نمونده...وبه همون سنگ بودنش هم می نازند...ومن مبهوت این ادم هام...ومن حیرون این زندگی هام...که چه طورمی شه بااین دلای سنگی زندگی کرد. اقامنتظرتم...بیا...همه منتظرتیم...همه...
58616
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 9/30/2008 2:33:17 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستان عزیز پیشاپیش عید را تبریک میگویم.

خدایا چگونه با این ماه خوبت وداع کنیم .

خدایا یک ماه عادت کرده بودیم بیایم سر سفره مهربانیت .

خدایا این سفره با برکت در حال جمع شدن است وشاید امشب اخرین افطاری باشه اما...

تواین یک ماه امدیم تا دنبال گمشده مان باشیم هرشب به این امید بلند شدیم وبه خانه تو پناه اوردیم تا شاید توی اون جمع حداقل...
حداقل نسیمی از اقا به ما بخوره ....

خدایا سفره جمع شد اما سفره دار را ندیدیم..

اقا جون این چشم انتظاری تا کی...
اقاجون اگه تو بیایی
وقتی که تو بیایی ؛

وقتی که تو بیایی ؛

وقتی که تو بیایی ؛

مردم را به فراسوی افق های عشق وایمان دعوت میکنی

و آدمی را میهمان بهشت می کنی

عشق زیباترین گلواژه هستی است و تو می آیی

که شعر؛ این گـلـواژه هستی

و ســرود پاکــدلان باغ زنـدگی را بـسـرائی

وقــــتـــی که بیــایی ؛

تنهـا گوهر؛ روی تـو اسـت که می توانــد

دلهای زنگ زده ی

انسانهایی را که عشق به خدا درآنها جوانه نزده

جلا دهـــــــــــد

وقــتی بیایـــی خورشــیــد امامــت تو

دوباره به دلهای پژمرده ی

ما جانی تازه می دهد و نهال عشق ، ایمان ،
معرفت ، و هزاران چیز دیگر را

در وجودمان می کاری


و با آمدنت زمستان ، شرمسار می شود

و جای خودش را

به بهاری همچون تو می دهد ،


خورشید توان درخشیدن ندارد،
چراکه شرم دارد درمقابل خورشیدی همانند تو بتابد

58615
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 9/30/2008 2:15:09 PM
کاربر مهمان
  دوست خوبم بنده ی خدا بروجرد ، اومدی نسازی گلم اینطوری راجع به بروجردی ها نگو حالا فکر می کنن همه اینطوری هستن ، مث اینکه یادت رفته بروجد مهد قرآن است شهر فرزانگان و آیت الله بروجردی تو این شهر بودن و حالا هم پسرشون و نوه اشون هستن
اینو که گفتی حالا دوستای حرف دلمون فکر می کنن ما هنوز مهوشی هستیم ...........
خلاصه نترسون دوستان خوبمون را از بروجرد ، همه جا همه جور آدمی داره ، یک یمثل شما مومن و متدین داره که باباش هم طلبه اس که باعث افتخاره یکی هم مثل من داره که این را هم بگم بالاخره این مهمه که من دوست شما هستم و به این دوستی هم افتخار می کنم .
حالا دیگه نگی روحانی و از این حرفا
یاعلی
عیدت مبارک
58614
نام: امیر
شهر: قزوین
تاریخ: 9/30/2008 2:03:57 PM
کاربر مهمان
  سلام به خدا و نبیش وائمه اطهار
خدایا من را ببخش با این که حتی لیاقت بخششت را ندارم و به من رحم کن با این که من بر خودم رحم نکردم وبه من روزی اعطا کن بااینکه من روزیم راخود قطع کردم و من را هدایت کن با اینکه من خود به بیراهه رفتم (یا الرحمن و یا الرحیم)
58613
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 9/30/2008 1:45:16 PM
کاربر مهمان
  ايمان ازشهر توكل بخدا ،،،وعليكم سلام و انشاا...به آرزوهايت برسي به بركت ماه رمضان صلواتي بفرست
<<ابتدا <قبلی 5868 5867 5866 5865 5864 5863 5862 5861 5860 5859 5858 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5863&mode=print