هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
58522
نام: سارا
شهر: غریب
تاریخ: 9/28/2008 11:03:34 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستان گرامی .خیلی دلم گرفته اخ فقط چند روز دیگه از ماه رمضان مونده .مخصوصا دیشب دلم می خواست یک گوشه بشینم و تا دلم بخواهد گریه کنم .اخ دوستان داره مهمونی خدا تموم میشه ماه ی که روز وشبش پر بود از برکت نمی دونم چقدر تونستم از این ماه برای توشه اخرتم وبیم این دنیام جمع کردم.خدای داره تموم میشه .دوستان بزرگوار در این شبهای اخر ما را از یاد نبریند .انشاالله
58521
نام: تشنه
شهر: اصفهان
تاریخ: 9/28/2008 10:18:00 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
عجب حکایت عجیبی است حکایت من و تو. من می گریزم و تو صدایم می زنی. من به تو پشت می کنم و تو به من نظر می کنی. تو به من می بخشی و من بخل می ورزم. عجب حکایتی است حکایت من و تو.
آقا شهاب گرامی با عرض سلام و عرض ادب. ان شاء الله کسالتتون برطرف بشه به حق صاحب این ماه عزیز.
دوستان، التماس دعا
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
58520
نام: ساغر
شهر: تهران
تاریخ: 9/28/2008 9:50:08 PM
کاربر مهمان
  به نام حضرت دوست
سلام
نماز و روزه هاتون قبول.اکه میشه امیر سامان دعا کنید.امیر سامان ۸ سالشه و سرطان داره.ممنون میشم واسش دعا کنید.منم دعا کنیدوممنونم.التماس دعا.
اللهم عجل لولیک الفرج.
58519
نام: امیدوار
شهر: ایران
تاریخ: 9/28/2008 9:41:01 PM
کاربر مهمان
  باسلام.طاعات وعباداتتان مقبول درگاه حق تعالی.
*********************************************
*پایان ختم دسته جمعی* قران کریم* دراستانه اخرین روزهای ماه مبارک رمضان به نیت قبولی اعمال دراین ماه مبارک وامرزش گناهان وبراورده شدن حاجات وشفای عاجل همه بیماران هدیه به ساحت مقدس 14معصوم(علیهم السلام).
********************************************
جزء1:مریم خانم گرامی.انتظار..
جزء2:اقاشهاب بزرگوار
.
الی
.
جزء21:اقاشهاب بزرگوار
جزء22:ساراخانم منتظر.مشهدالرضا(ع)(باسلام وعرض ادب و پوزش جزء19به عنوان جزءهای درخواستی اقاشهاب ارجمندثبت گردیده احتراما جزء22به نام شمابزرگوارثبت گردید.التماس دعادرحرم مطهرثامن الحجج (ع)ونایب الزیاره باشید.)
جزء23:امیدوار
جزء24:ساراخانم گرامی.شهرغریب
جزء25:پروانه گرامی.شهرپرواز
جزء26:باران محترم به نیت شهداء
جزء27:باران گرامی به نیت درگذشتگان
جزء28:باران گرامی به نیت همه دوستانشان
جزء29:ایمان محترم.توکل به خدا
جزء30:ایمان گرامی به نیابت ازهمسرمرحومشان
...........................................
*التماس دعادرلحظات معنوی سحر وافطار...

*پروردگارا.به حق عصمت 14معصوم(علیهم السلام)گرفتاری همه شیعیان ودوستان بزرگوارحرف دل راختم به خیربگردان وهمه ماراجزءنمازگزاران وروزه داران درگاهت محسوب بفرما.امین یارب العالمین.

***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***
58518
نام: حامد
شهر: یاسوج
تاریخ: 9/28/2008 9:18:27 PM
کاربر مهمان
  خدایا چرا روزگار با ما قهره ،کسی دوست داشته باشی ولی اون بعد از مدتی بهت بگه نفرت دارم از تو ،آخه این رسمشه
58517
نام: ساناز
شهر: تبریز
تاریخ: 9/28/2008 8:56:46 PM
کاربر مهمان
  خواب دیدم که در ساحل با خدا قدم می زنم...
در هر صحنه دوجفت جای پا روی شن دیدم یکی متعلق به من ودیگری متعلق به آفریدگارم وقتی آخرین صحنه در مقابل چشمانم برق زد به پشت سر نگاه کردم متوجه شدم که چندین بار در طول زندگی ام فقط یک جای پا روی شن بودوبعد متوجه شدم این سخت ترین لحظات زندگی ام بوده است این برایم ناراحت کننده بود ودر باره اش از خدا سوال کردم خدایا توگفتی اگر به دنیای تو بیایم در تمام راه بامن خواهی بود نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هروقت دیگری به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی خدا پاسخ داد بنده ی بسیار عزیزم من در کنارت هستم وبدان وقتی که جای پای مرا روی شن ندیدی به آن دلیل بود که من تو را در آغوش گرفته بودم تا تو را از سخت ترین لحظات زندگی به راحتی عبور دهم پس بدان من هیچ وقت تنهایت نمی گذارم....
ماه رمضان ماه اجابت دعاهاست لطفاً مرا فراموش نکنید.
58516
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 9/28/2008 8:55:38 PM
کاربر مهمان
 
.:: يا ذالجلال و الاکرام ::.


دفاع مقدس *زهرا* يي :


نامه اي سرشار از دليل و منطق و عشق و احساس وصفا و صميميت و حس ميهن پرستي و ادای دين به دین مبین اسلام از يك دختر(به ظاهر) 9ساله به رزمندگان اسلام:

*عين نامه با جمله بندي و سبک و خطي كودكانه:

به نام خدا

با سلام به امام زمان(ع)و درود به امام خميني و سلام به رزمندگان اسلام.
اسم من زهرا مي باشد.اين هديه را كه نان خشك و بادام است براي شما فرستادم.پدرم مي خواست جبهه بيايد .ولي او با متر(همون موتور) زير ماشين رفت و كشته شد.من نه سال دارم و نسف (همون نصف)روز مدرسه و نسف ديگر را قالي بافي مي روم.مادر كار مي كند ما پنج نفر هستيم پدرم مرد و بايدكار كنيم و من نود دو دو روز كار كردم تا براي شما رزمندگان توانستم نان بفرستم از خا(خط خوردگي) خدا مي خواهم كه اين هديه را از يك يتيم قبول كنيد و پس ندهيد و مرا كربلا ببريد آخر من و مادرم خيلي روزه مي گيريم تا خرجي داشته باشيم. مادرم - خودم - احمد * و بتول و تقي برادر كوچك من سلام مي رسانيم. خدا نهدار(خط خوردگي) نگهدار شما پاسداران **اسلام باشد.* 8/11/62
(ستاره ها و خط خوردگي ها در متن نامه هست.)

در هفته ي گذشته، خيلي ها از دفاع مقدس گفتند. اما اين نامه همواره براي حقير حس و حال هواي ديگري دارد.

آنچه خوانديد نامه اي بود كه در سالهاي جنگ، دختربچه اي 9 ساله به نام زهرا به رزمندگان اسلام نوشت و در بهمن 1365 در روزنامه كيهان درج گرديد.
نمي دانيم در حاشيه اين نامه چه بايد بنويسيم و بگوييم و آيا اصلاً چيزي هم مي توان نوشت گفت؟! آيا قابل انتظار نيست كه پس از خواندن اين نامه از خود بپرسيم، كه نشانه هاي انقلاب و مقدس بودن دفاع را بايد در كجا جست؟ در شعارهاي پوچ يا در مظلوميت ها و محروميت ها و عشق ها و رنج ها و حرمان هاي بي نام و نشان ها؟!

*متن نامه و تصوير آنرا در * وبلاگ شهداي گمنام * ملاحظه فرماييد.

http://www.bmz14.parsiblog.com
58515
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 9/28/2008 8:17:22 PM
کاربر مهمان
 
أبكی لخروج نفسی،

أبكی لظلمة قبری،

أبكی لضيق لحدی،

أبكی...

أبكی ...

أبكی...

گریه می کنم برای خروج روحم،

گریه می کنم برای تاریکی قبرم،

گریه می کنم برای تنگی لحدم،

گریه می کنم برای ...

براي ...

براي ...

الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب...

* * *

دل از دست غمت زير و زبر بي

بچشمان اشکم از خون جگر بي


هران ياري چو مو پرناز ديره

دلش پر غصه جانش پر شرر بي


بدنياي دني کي ماندني بي

که دامان بر جهان افشاندني بي


همي لا تقنطوا خواني عزيزا

دلا يا ويلنا هم خواندني بي


از آن روزيکه ما را آفريدي

بغير از معصيت چيزي نديدي


خداوندا بحق هشت و چارت

ز ما بگذر شتر ديدي نديدي


مو که آشفته حالم چون ننالم

شکسته پر و بالم چون ننالم


همه گويند فلاني چند نالي

تو آيي در خيالم چون ننالم

باباطاهر
58514
نام: عبدالله
شهر: نور
تاریخ: 9/28/2008 7:40:10 PM
کاربر مهمان
  سلام به یاران با صفای حرف دل وباغ آقا سید مرتضی
بعد از افطار دلم گرفته بود وجای شما خالی حالی دست داده بود.همه آشنایان را تا آنجا که حافظه یاری میداد یاد کردم . بعدش هم آمدم سراغ یاران حرف دل ، آقا شهاب ، چه فرقی می کنه ، خروش، گدای فاطمه ، ایمان، سارای منتظر، سارا،سارای غریب ، مریم ، بنده خدا از بروجرد و مهدیارش، بنده خدا از جزیره مجنون ،مقداد ،همه وهمه بعد هم این قطعه را گفتم شاید در آخرین شبهای ماه رحمت ونور عنایتی از سوی صاحب الامر برسد ان شاء الله . امین یا رب العالمین

خدا کند که دل افتد زپیچ وتاب امشب
عجب به دل شده دیداراوشتاب امشب
خدا خدا کنم امشب ببینم آن رخ ما ه
ببینمش که درافتاده بی حجاب امشب
به آخر آمده این ماه و مانده ام شاید
عنایتی رسد از ماه در نقاب امشب
به روزه داری مومن دلم گواهی داد
دعا کند اگر آید از او ثواب امشب
58513
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 9/28/2008 6:04:42 PM
کاربر مهمان
  دقيقه نود ما را ازدعاي خير فراموش نكنيد ،يه صلواتي بفرستيد
<<ابتدا <قبلی 5858 5857 5856 5855 5854 5853 5852 5851 5850 5849 5848 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5853&mode=print