اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 58502 |
نام:
فرح
شهر:
تهران
تاریخ:
9/28/2008 9:51:52 AM
کاربر مهمان
|
سلام
من دختر شیعه هستم که در خانواده ساده بزرگ شدم
اکنون دانشجو هستم و به واسته علاقه یک پسر سنی دگرگونم
اون بخاطر علاقه به من شیعه را پذیرفته و در شب ۲۱ به مسد رفته و به عذاداران پیوسته، من و اشان ا نظر تحصیلاتی و فهنگی با هم اختلاف داریم
من از نظر ایمانی از او ضعیفترم و سخت در عذاب روحی و وجدانی قرار گرفتم چون اون تمام امید و زندگیش به من شده اما از زندگی ساقط نشده تمام تلاش خود را بکار گرفته تا بتواند مرا برای ازدواج راضی کند
من حقیرتر از آنم که محبت او را جبران کنم
نمیدانم چکار کنم
او سر زحمت کش و فداکاریست من ناتوانم!
|
|
| 58501 |
نام:
رضا
شهر:
کویر
تاریخ:
9/28/2008 9:30:03 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
********************
سلام به همراهان حرف دل
دعای روزبيست و هفتم
*************
أللّهُمَّ ارْزُقني فيهِ فَضْلَ لَيلَةِ القَدرِ ، وَ صَيِّرْ اُمُوري فيهِ مِنَ العُسرِ إلى اليُسرِ ، وَ اقبَلْ مَعاذيري وَ حُطَّ عَنِّي الذَّنب وَ الوِزْرَ ، يا رَؤُفاً بِعِبادِهِ الصّالحينَ
اي خدا در اين روز فضيلت ليله القدر را نصيب من گردان و تمام امور و كارهاي مشكل مرا آسان گردان و غذرهايم بپذير و گناهم محو و نابود ساز اي رئوف و مهربان در حق صالحان.
******************
جوون: ببخشين آقا ، مي تونم بپرسم ساعت چنده؟
پيرمرد:معلومه كه نه!
جوون: ولي چرا؟! مثلااگه ساعت رو به من بگي چي از دست ميدي؟!
پيرمرد: ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم!
جوون: ميشه بگي چطور همچين چيزي ممكنه؟!
پيرمرد: ببين… اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كني و فردا هم بخواي دوباره ساعت رو از من بپرسي!
جوون: كاملاامكانش هست!
پيرمرد: ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسي!
جوون: كاملا امكان داره!
پيرمرد: يه روز ممكنه تو بياي به خونهء من و بگي كه فقط داشتي از اينجا رد ميشدي و اومدي كه يه سر به من بزني! بعد من ممكنه از روي تعارف تو رو به يه فنجون چايي دعوت كنم! بعد از اين دعوت من ، ممكنه تو بازم براي خوردن چايي بياي خونهء من و بپرسي كه اين چايي رو كي درست كرده؟!
جوون: ممكنه!
پيرمرد: بعد من بهت ميگم كه اين چايي رو دخترم درست كرده! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفي كنم و تو هم دختر من رو مي پسندي!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد تو سعي مي كني كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كني! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كني و با همديگه بيرون بريد!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و چشم انتظار تو بشه! بعد از ملاقاتهاي متوالي ، تو عاشق دختر من ميشي و بهش پيشنهاد ازدواج مي كني!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد از يه مدت ، يه روز شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون براي من تعريف مي كنين و از من اجازه براي ازدواج ميخواين!
مرد جوون در حال لبخند: اوه بله!
پيرمرد با عصبانيت: مردك ابله! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكي مثل تو كه حتي يه ساعت مچي هم از خودش نداره در نميارم..!!!!
************************************
اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم
************************************
التماس دعا
|
|
| 58500 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزيره مجنون
تاریخ:
9/28/2008 8:55:10 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
سلام علیکم جمیعا
ادامه مطلب ...
قرار شد جهت حل این مشکل گردان تازه نفس ديگري را جهت شكستن خط دشمن ، به غرب كارون اعزام كنند . منتهي قرار شد تا به هر طريق نيروهاي گردان سلمان فارسي عقب نشيني كنند .حاج احمد مسئوليت اجراي عقب نشيني گردان سلمان را به حاج همت واگذار كرد . از این سو رزمندگان با همان سلاحهای سبک خود همچنان مشغول دفع پاتکهای پی در پی ارابه های آهنین دشمن بودند . قرار نبود که بچه ها جلوی دشمن ایستادگی خود را از دست بدهند . علاوه بر اسلحه سبک چند قبضه آرپی جی هفت تمام سلاح نیروهای گردان جان بر کف سلمان بود. دشمن میدانست اگر این موضع مقاومت کند همه چیز بضررش تمام خواهد شد
از اینرو تانکهای مدرن تی 72 خود را به میدان کارزار وارد کرد.
از عقب بی سیم میزدند که باید عقب نشینی کنید ولی دیگر دیر شده بود حسین و یارانش درحلقه محاصره قرار گرفته بودند و چاره ای نبود یا میبایستی سلاحها را زمین میگذاشتن و خفت اسارت را قبول میکردند و یا اینکه با افتخار تا آخرین قطره خون خود ایستادگی میکردند و شعار هیهات من الذله را با خون خود ممهور می نمودند
دشمن جواب هر گلوله تفنگ را با گلوله مستقیم تانک جواب میداد " نبردی عاشورایی و نا برابر"
هنوز آسمان در تاریکی بود ، نزدیکی های صبح بود که حاج همت ( جهت اندیشیدن چاره ای برای نجات بچه های گردان سلمان از آن وضعیت بشدت بحرانی) به همراه چند نفر توانست شکافی در حلقه محاصره ایجاد کند و بطور معجزه آسایی خودش را به حسین و یارانش برساند
زمانی که حاج همت وارد منطقه گردان سلمان شد ، دید که از آن نیروهای شب قبل 30 الی40 نفر بیشتر زنده نمانده اند و خیلی از مجروحان نیز جراحت های مهلکی بر تن دارند . حاج همت پس از در آغوش گرفتن حسین اصرارکرد که حسین و هر که میتواند بهمراه او به عقب برگردد ولی حسین قبول نمی کرد
حسین قجه ای به حاج همت میگفت حاجی من اگر توان شکستن حلقه محاصره از عقب را داشته باشم و عقب نشینی کنم خوب چرا اینکار را از روبرو انجام ندهم و به پیشروی فکر نکنم.
نهایتا در برابر اصرار های مکرر حاج همت گفت :
من و بچه های گردان دیشب هم قسم شدیم که یا همه با هم به خرمشهر میرسیم و یا اینکه تا آخرین قطره خونمان به وظیفه مان عمل میکنیم
حاج همت حسین را در آغوش کشید
گریستند و لحظاتی در آن فضای روحانی شهادت یکدیگر را برانداز کردند
حاج همت دوباره از گوشه ای بعد از شکستن موقت حلقه محاصره به سمت قرارگاه بازگشت
پیمان خونین و عاشورایی که زیر آتش سنگینی که خمپاره ها و تانکهای دشمن بر افروخته بودند ، همچنان در مرحله اجرا بود . و دیگر تنها جواب بی سیم که میگفت حسین با نیروهایت عقب نشینی کن
همان عهد بود. یا همه ، یا هیچ کس
نبرد تن و تانک
حالا دیگر حسین نیز قبضه آرپی جی در دست به شکار تانک رو آورده بود . بچه های گردان سلمان خسته و مجروح در اطراف خاکریز همچنان مقاومت میکردند . آمار شهدا نیز بیشتر از دیشب شده بود
حسین با آرپی جی به شکار تانک ها ادامه میداد ولی تانکهای مدرن تی 72 شکارشان بسیار مشکل است
گلوله ها کمانه میکردند . در عین حال حسین با تمام توان سعی خودش را میکرد ، با شلیک حسین یک تانک منهدم شد و همه خوشحال شدند و آماده شد برای یک شلیک د
|
|
| 58499 |
نام:
****
شهر:
*/*/*/
تاریخ:
9/28/2008 8:30:15 AM
کاربر مهمان
|
در جدال بين روزهاي سخت و انسان هاي سخت ،اين انسان هاي سخت هستند كه مي مانند نه روزهاي سخت
اين جمله در مراسم معرفي عجايب هفت گانه جديد جهان، در جولاي 2007 در ليسبون پرتغال بيان شد.
و حالا در دومين مرحله عجايب هفت گانه طبيعي دنيا در معرض انتخاب قرار گرفته اند.. از بين462 نامزد از 6 قاره جهان (77 نامزد از هر قاره) بر اساس تعداد آرا در مرحله اول 21 فيناليست از هر قاره (جمعا 126 فيناليست)، و در مرحله دوم از بين اين 126 فيناليست عجايب هفت گانه طبيعي دنيا انتخاب و معرفي مي شوند. راي گيري تا پايان سال 2008 ميلادي ادامه دارد و نتيجه نهايي در سال 2010 اعلام خواهد شد.
غار علي صدر و طبيعت كوه دماوند دو نماينده ايران در اين مبارزه هستند. در حال حاضر غار علي صدر در رتبه بيست و چهارم و كوه دماوند در رتبه بيست و هشتم اين ليست قرار گرفته اند. راي هر كدام از ما مي تواند اين دو شگفتي طبيعي كشورمان را به صدر جدول عجايب طبيعي دنيا نزديكتر كند.
براي اين منظور به تارنمای www.new7wonders. com مراجعه كنيد، روي نقشه قاره آسيا كليك كرده و راي خود را به غار علي صدر و كوه دماوند بدهيد. و یا به پیوند زیر مراجعه کنید و رای خود را بدهید.
http://www.new7wond ers.com/nature/ en/vote_on_ nominees/
بعد از پايان راي گيري email ي براي شما ارسال مي شود. توجه داشته باشيد تا زماني كه بر روي لينك موجود در اين email كليك نكنيد راي شما معتبر نخواهد بود.
با ارسال اين مطلب به دوستان خود، آنها را هم در اين راي گيري شركت دهيد.
|
|
| 58498 |
نام:
سارا
شهر:
غریب
تاریخ:
9/28/2008 8:21:14 AM
کاربر مهمان
|
با عرض سلام خدمت دوستان گرامی وبزرگواران عزیز نماز وروزه هاتون قبول حق .واقعا در این چندروز به این جا سر بزنم .دوستان گرامی اگر از ختم قران جزء ی باقی مانده یک جزء به نام ما ثبت بفرمایند. باتشکر التماس دعا
|
|
| 58497 |
نام:
سحر
شهر:
یار
تاریخ:
9/28/2008 7:49:58 AM
کاربر مهمان
|
یا رب از گناهانی که کردم پشیمانم ایاحاضری این بنده خطا کارت راباز بپذیری به حرمت این ماه مبارک از همه شما التماس دعا دارم
|
|
| 58496 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/28/2008 6:14:06 AM
کاربر مهمان
|
برترين جهاد
امام اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم پاره اى از لشكر (براى جهاد با دشمن ) فرستاد، چون بازگشتند رسول خدا بديشان گفت : خوش آمدند گروهى كه جهاد اصغر كردند و جهاد اكبر برايشان باقى است .
گفته شد: اى رسول خدا جهاد اكبر چيست ؟
فرمود: جهاد با نفس
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: برترين جهاد آن است كه كسى با نفس خود كه در ميان دو پهلوى اوست جهاد كند.
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|
| 58495 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/28/2008 6:11:59 AM
کاربر مهمان
|
چرا سوره برائت بسم الله ندارد
ابن عباس گويد: از على - كه خدا از او خشنود گردد - پرسيدم چرا در سر آغاز سوره برائت ((بسم الله الرحمن الرحيم )) نوشته نشده است .
در پاسخم فرمود: ((چون بسم الله ... )) پناه و زنهار است و در برائت زنهارى نيست با فرمان دست بر قبضه شمشير زدن و بر فرق مشركين كوبيدن نازل شده است
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|
| 58494 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
9/28/2008 2:08:47 AM
کاربر مهمان
|
اي مردمان بگوييد، آرام جان من كو
راحت فزاي هر كس، محنت رسان من كو
من مهربان ندارم، نامهربان من كو
نامش همي نيارم، بردن به پيش هر كس
گه گه به ناز گويم، سرو روان من كو
در بوستان شادی، هركس به چيدن گل
آن گل كه نشكنندش، در بوستان من كو
جانان من سفر كرد، با او برفت جانم
باز آمدن از ايشان، پيداست آن من كو
من مهربان ندارم، نامهربان من كو
انوری ابيوردی
|
|
| 58493 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
9/28/2008 1:52:11 AM
کاربر مهمان
|
.:: یا ذالجلال و الاکرام ::.
*دلشکسته ی طلبکار اما بزرگوار و فراموشکار ، سلام.
بنده مدتی است حال و روز چندان مناسبی ندارم اما حیفم اومد از کنار عریضه ی کوتاه اما پرنکته ی منفی تون و پر از به قول امروزی ها انرژی منفی تون به سادگی رد بشم.
نکات منفی ذیل در مطلبتون موج می زنه:
*به خداوند متعال با اون بزرگی و عظمت و حکمت و ستاریت و غفاریت و ... اش به اندازه ی مخلوقاتش اطمینان ، اهمّیّت و تاثیر قائل نیستیم. خودمونی بگم: من بدتر از شما! یواشکی بگم کسی نشنوه: ...به بقال سر کوچه امون بیشتر از خداوند متعال ایمان دارم! هر چی باشه شیر یخچالمون رو تامین می کنه! ماست می گیریم ازش! گاهی که نونوایی شلوغه یا تعطیل ، ازش نون می گیریم و نون تو سفره مونو تامین می کنه! و ... ادامه اش نمیدم چون حالم بدتر می شه...(منو ببخشید دست خودم نیست ، مطلبتون بدجوری حالمو گرفت.)
کمی سعی می کنم مثبت تر مطلبم رو خدمتتون بگم:
*شما تازه اومدید تو حرف دل و یا به قول خودتون تو این محفل پس رو چشم بقیه جا دارید و نباید عجله داشته باشید. کسی که این توفیق رو داره که اینجا بیاد بیشتر از اینا به گردن ما حق داره. اصلا بحث بحث تازه وارد یا کهنه وارد و این عبارات مشمئز کننده که هر از چندگاهی توسط افرادی مطرح می شه نیست. بنده به شخصه سعی کردم این وظیفه ی کفش جفت کردن و خیر مقدم به بزرگواران جدید رو انجام بدهم ، حالا اگه کوتاهی ای بوده تقصیر رو بندازید گردن حقیر سراپاتقصیر.
*بقیه در حد امکانات حرف دل و توانشون به شما و دیگران کمک می کنند از دعا گرفته تا کمک فکری و حتی اقتصادی . اینو بگم که بنده خودم به شخصه بارها از دعای خیر دوستان حاجت گرفته ام.
*بزرگی و مهربونی خداوند متعال به حدیه که دیگران(که مخلوقاتش هستند.) در کنارش هیچ هم نیستند و اصلا قابل قیاس نیستند که بخواهید بگید: * ...همه ی بچه های این صفحه یادتون باشه حتی از یه دعا هم دریغ کردین باشه من دیگه از هیچ کس هیچی نمی خوام وقتی خدا منو نخواد بنده هاش که هیچ... *
شما باید بدونید که در کجا هستید و در به کار بردن الفاظ و کلمات بیشتر دقت کنید.
بنده به شخصه برای چنین کسی که چنین فکر می کنه و خودش می بره و خودش می دوزه و قبل از تفهیم اتهام حکم صادر می کنه نیم مثقال هم دعا نمی کنم.
دلشکسته اونیه که دلش از قهر خدا بشکنه ، از نارضایتی خدا بشکنه ، امیدی جز خدا نداشته باشه و بفهمه که در مقابل و حضور چه خدایی داره چه حرفهایی می زنه!...
واقعا حیف شما نیست؟!...
|
|