هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
58342
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/24/2008 12:56:02 AM
کاربر مهمان
  .:: یا ارحم الراحمین ::.

*سلام به حرف دل.

*سلام به اهالی باصفاش.
اومدم بگم شهاب به شدت نیاز به دعا داره.
دعا کنید. حلال کنید. هر کاری می کنید بکنید که توجهی بشه...راهی باز بشه...

...الهی ، العفو...

*آقا داریوش ندری گل از خرم آباد ، سلام و عرض ادب.
قسمی رو که دادی خیلی مهمه ، اما قسم هم نمی دادی ما هر کاری از دستمون بر بیاد انجام می دیم عزیز دل برادر.
کاری از من بر میاد بفرمایید همه جوره در خدمتم بزرگوار.
فعلا نقدا تو این شب عزیز دعا می کنم مشکلتون برطرف بشه ، تا ببینیم بعدا چقدر توفیق داریم در حل مشکل شما مثمر ثمر واقع بشیم؟!

بارالها به حق این شب عزیز و به حق امام علی(ع) مظلوم و زهرای مرضیه(س) گره از کار ین برادرمون و همه ی مسلمین عالم باز بفرما.

به حق دل زینب(س) قلم عفو بر جرائم اعمال ما بکش.

بحق کریم اهل بیت ، امام حسن(ع) و ارباب بی کفنمون ، حضرت سیدالشهداء(ع) فرج آقامون و مولامون و صاحبمون ، حضرت حجة ابن الحسن المهدی(عج) را برسان و چشم ما رو به جمال نورانیش منوّر بفرما به حرمت صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص).

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


*
58341
نام: *):
شهر: ?
تاریخ: 9/24/2008 12:07:58 AM
کاربر مهمان
  جغرافيای فکه مبدل به دکه شد

امروز بقعه شهدا هم بقيع شد
اری گدای شهر در هم نديده مفلس
ديروز روزگار
از يمن دولتِ شهدا مستطيع شد!
هان ای برادرم! بنگر ببين تفاوت انسان قرن را يک عده سر سپرده به بالای دارها
يک قوم پا گرفته چو سرمايه دارها يک عده مرد
درد مردانه در نبرد بخون در تپيده اند قومی چو عنکبوت تاری زعافيت به تن خود تنيده اند
حلاج عاشقانه به بالای دار شد
محتاج صاحب زر و زور و دلار شد
بنگر ببين تفاوت انسان قرن را
جمعی چو شمع سوخته و جان سپرده اند
يک قوم خون ملت مظلوم خورده اند
ای خواب رفته مردم بی دردروزگار
وی عيش زاده ها نامرد مردکان؟
اما چنان نبود ونخواهد شد اينچنين
ما نامها ز نام شهيدان گرفته ايم
جان داده اند و ما همگی جان گرفته ايم
ايثار و استقامت و فرياد سهم ماست
تن پروری و عافيت و خواب از شماست
هان ای شهيد جبهه تهمت کجاستی؟
گويی صفای باطن ديروز خويش رااز دست داده ای گويی نمازنيمه شبهای جبهه را (العفو)
عارفان ديار شلمچه را از ياد برده ای
ايا مگر تو محرم ياران نبوده ای؟
در جبهه ها کنار شهيدان نبوده ای؟
اکنون کجاستی؟
اين ره که می روی به دل کوفه می رود
لختی عنان بدار و ببين در کجاستی؟
در اجتماع قيامت ديگر بپاستی
بيدارشو ز خواب تغافل برادرم
دارند خاطرات شهيدان عشق را
دزدان اعتقاد به تاراج می برند
ای همنفس بهوش!
درجای جای جبهه دار الخوين ها
در پای هر درختی و هر نخل بی سری
(دار)ی به ياد بود شهيدان سر فراز برپا نموده اند
بيدار شو که داغ دل مادران هنوز بيداد می کند فانوس عمرمادر چندين شهيد نيز کم کم افول کرده و خاموش می شود
در شهرغم گرفته هزاران رقيه نيز
هر شب سراغ مقدم بابای خويشرا
با چشم پر سرشک و دلی پر زداغ و درد
اری همی گرفته و بر خواب می روند
بيدار شو که مسلم بی کس به انتظار
در کوچه های کوفه غريبانه بی قرار فرياد می کشد
بيدار شو که در بيغوله های روح
تاريخ خاطرات و حديث حماسه ها نشخوار می شود هان ای برادرم
تن پروران بی غم و بی درد روزگار
در زير چلچراغ شبستان عافيت
با نغمه چکيدن اشک يتيم ها
بی درد و بی خيال بسی رقص می کنند
بيدار شو ز خواب گران ديده باز کن
بيدار شو که (دجله) بخوابی عميق رفت
(کارون) مدتی است که خون گريه می کند
(اروند)هم ز جوش و خروش او فتاده است (هور الهويزه) نيز برادر به اب رفت سيراب شد ز خون شهيدان به خواب رفت
شاخ بلند(شاخ شميران) شکسته شد
گلدسته های (شوش) سيه پوش گشته است
ازدشت پر ز لاله خط(شلمچه) نيز
غير از مغازه نام و نشانی نمانده است!
جغرافيای (فکه) مبدل به دکه شد!
افسوس شعله های(اوجاقلو) فرو نشست
(دزفول) هم ز غصه و غم فول گشته است
يک عده نيز هم از جمع ته کشيده رزمندگان ما نادم زکارخويش در زير دوش صحت و با اب عافيت دردا که غسل کرده و تواب می شوند! از جبهه جاده ای به دل کوفه باز شد
انصاف پا به گل شد و ايثار سر به دار وجدان دچار سانحه گرديد و جان سپرد غيرت به ناله در امد و مردانگی گريست اخلاص نيمه جا
58340
نام: عبدالله
شهر: نور
تاریخ: 9/23/2008 9:51:47 PM
کاربر مهمان
  اولین شهید تیم خنثی سازی

حدودأ یک ماه ونیم از جنگ گذشته بود وافراد تیم خنثی سازی در کار خود تبحر یافته بودند هر شب در مقر گلوله جدیدی به نمایش گذاشته می شد و افراد تیم مدام تجارب خود را به دیگران انتقال می دادند. خنثی سازی گلوله های قدیمی برای آنان (بقول خودشان مثل آب خوردن شده بود) براحتی انواع گلوله ها را خنثی می کردند.

صادق پنج مدام به افراد تیم هشدار می داد که اشتباه در امر خنثی سازی قابل برگشت نیست واگر خنثی گری اشتباه کند فرصت جبران نخواهد داشت .و مدام تاکید می کرد که بر سر هر گلوله فقط یک نفر خنثی گر باشد نه بیشتر تا خدای ناکرده چنانچه اتفاقی رخ داد تلفات فقط همان یک نفر باشد .

اشتباهی که قابل برگشت نبود

در یکی از روزها ازطریق بی سیم شهربانی به ستوان عامری اطلاع داده می شود که در باشگاه پیروز کارگران در حال خاک برداری ، گلوله عمل نکرده خمپاره ای را مشاهده نموده واز ترس انفجار دست از کار کشیده اند .

نامبرده بلا فاصله به محل عزیمت وبه منظور روحیه دادن به کارگران در حضور هفت نفر از آنان ( بر خلاف دستورالعمل خنثی سازی) شروع به خارج نمودن ماسوره می نماید . چون ماسوره بر اثر ماندن در رطوبت داخل زمین زنگ زده بود ، خنثی گر ضربه ای به ماسوره میزند که . . .

بر اثر انفجارگلوله خمپاره ستوان عامری و هفت نفر از کارگران که جهت دیدن چگونگی خنثی سازی گرد خنثی ساز جمع شده بودند به شهادت می رسند .روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

بدین ترتیب اولین نفر ازتیم خنثی سازی همراه با هفت تن از کارگران مظلوم به خیل شهدا پیوستند.

پس از این انفجار تیم خنثی سازی کمی به خود آمد وبیشتر به گفته های صادق پنج توجه می نمود .


تله گذاری اطراف اروند رود بمنظور جلوگیری از ورود غواصان دشمن


. .ادامه دارد
58339
نام: بنده گناه كار
شهر: بي جان
تاریخ: 9/23/2008 9:36:09 PM
کاربر مهمان
  خدايا اونقدر گناه دارم كه اگه همه رو جمع بكني گنه كار تر از من تو دنيا پيدا نميشه مي خوام همه بدونن يه موجود پست ترين پستي ها روي كره خاكي زندگي ميكنه كه غير از خدا هيچ كس ديگه از گناهان اون باخبر نيست نمي دونم هگه قرار باشه بميرم باچه وضعيتي ميخوام جون بدم خدايا به حق پنج تن آل ابا قسمت ميدم ازگناهان همه ي شيعيان و مسلمين جهان در گذر
58338
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/23/2008 6:49:00 PM
کاربر مهمان
  .:: يا ارحم الراحمين ::.

الهي !

ندانم که در جاني ،

يا جان را جاني !

نه ايني ،نه آني !

اي جان را زندگاني !

حاجت ما عفو است و مهرباني.

... الهي ، العفو ...
58337
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 9/23/2008 6:34:32 PM
کاربر مهمان
  خداجون من سلام
خدای من می بینی چند بار نوشتم و پاک کردم؟
اصلا می خوام امشب فقط و فقط به حق اون اسمهای قشنگت، به حق اسم اعظم خود خودت ، یه چیزی ازت بخوام، نه دو تا!
یکیش اللهم عجل لولیک الفرج، خدای من هر جا که هستند سالم و سلامت باشن!
دومیش؛ خدایا یه نگاه ، یه نظر رضایت، از اون نگاهای قشنگی که مدلش رو هیچ جا ندیدم اما وقتی بهت فکر می کنم حسش می کنم. یه نگاه که رضایت بدی به خواسته ی همه ی اونایی که بهت امید بستن!
یه نگاه ؛ از اون مدلایی که دستاتو توی هم گره می کنی، مهربون میشی، دستاتو می زنی زیر چونت و با یه لبخند رضایت می گی لبیک بنده ی من!
خدایا دوست دارم به رضای تو راضی باشم، اما ته دلم نگرونه!
خدایا یعنی میشه امسال راضی بشی؟؟؟؟؟؟؟؟
58336
نام: سمی
شهر: کیش
تاریخ: 9/23/2008 6:23:17 PM
کاربر مهمان
  اللهم ارنی الطلعت الرشیده
58335
نام: داریوش ندری
شهر: خرم آباد
تاریخ: 9/23/2008 6:12:27 PM
کاربر مهمان
  بسمه تعالی
شما را به روح حضرت امام (ره) قسم می دهم از کنار این نامه بی اهمیت رد نشوید .برایم خیلی مهم است.

سلام
از این که مصدع اوقات شدم عذر می خواهم.دارای کارشناسی زبان هستم. متاهل و2 سال است که ازدواج کرده ام در منطقه عسلویه مترجم چند شرکت خارجی از جمله هیوندای کره-انی ایتالیا بوده ولی به خاطر تاهل و پایان کار آن شرکت ها برگشتم. 2 کتاب چاپ کردهام و سال 83جوانترین مترجم غرب کشور شناخته شدم.هم اکنون آموزشگاه زبان انگلیسی را تاسیس کردم ولی بدلیل مشکلات مالی نمی توانم آن را راه بیاندازم.صاحب ساختمان آموزشگاه به خاطر تاخیر در دادن کرایه جوابم کرده است.ترا به خدا ظلم نیست این همه زحمت کشیده ام درس خوانده ام حالا که می توانم کار کنم حتی 5 نفر را استخدام کنم، به خاطر نداشتن 5000000تومان شرمنده همسر، خانواده و دانش آموزان شوم.من که پدرم متجاوز از 94 ماه در جبهه بوده برای این آب و خاک جنگیده است حالا پسرش که می تواند خرج نه تنها 1 خانواده بلکه 5 خانواده را دراورد باید آواره و بیکار، دچار مشکلات عدیده روحی شود . سخت است به همسرم نگاه کنم بگویم چه ؟ ترا به خدا یک فکری کنید نگذارید دیر شود. به من فقط 4 روز مهلت داده اند به فکر آبروی من باشید.
ازخدا میخواهم به شما اجر دهد مطمئن باشید جبران میکنم.اینقدر عرضه دارم سریعا جبران کنم.
58334
نام: امیر
شهر: تهران
تاریخ: 9/23/2008 6:07:03 PM
کاربر مهمان
  بسمه تعالی
شهیدان زنده اند این ما هستیم که مردیم.
ما بعد از شهدا چه کردیم؟
بیایم از شهدا کمک بگیریم.
التماس دعا...
58333
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/23/2008 5:26:46 PM
کاربر مهمان
 
.:: یا ارحم الراحمین ::.


* * * بیست و سوم رمضان و احیاء عاشقانه ی آن * * *

* * * هفته ی دفاع مقدس و یاد و خاطره ی شهدای هشت سال حماسه آفرینی * * *

* * * آغاز بهار علم آموزی و یاد و خاطره ی تمامی شهدای دانش آموز و معلم * * *

را گرامی می داریم.


برای همه ی شما عزیزان حرف دلی آرزوی موفقیت دارم.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.

بارالها ، ما را در انجام آنچه که دوست داری و رضایتت در آن است موفق بدار.
<<ابتدا <قبلی 5840 5839 5838 5837 5836 5835 5834 5833 5832 5831 5830 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5835&mode=print