اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 57192 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/9/2008 12:52:36 AM
کاربر مهمان
|
نعمتى كه در قيامت از آن بازخواست مى كنند
ابوخالد كابلى از شيعيان مخلص و اصحاب امام سجاد (ع ) و امام باقر (ع ) بود، او مى گويد: به حضور امام باقر (ع ) رفتم ، غذا طلبيد، با هم از آن غذا خورديم ، آنچنان آن غذا، عالى بود كه خوشتر و گواراتر از آن در تمام عمرم نخورده بودم ، بعد از غذا، آن حضرت به من فرمود: ((اى اباخالد غذا را چگونه يافتى ؟))
عرض كردم : بسيار خوب بود كه خوشتر و گواراتر از آن در تمام عمرم نخورده بودم ، ولى به ياد اين آيه (8 تكاثر) افتادم كه خداوند مى فرمايد: ثم لتسئلن يومئذٍ عن النّعيم : ((سپس در روز قيامت قطعا از نعمتهائى كه داشته ايد، سؤ ال خواهيد شد)) (كه آيا شكر نعمت كرديد يا كفران ورزيديد؟) امام باقر (ع ): ((بلكه (منظور از آيه اين است كه ) از آن موضوعى (مساءله قبول رهبر حق ) كه شما در آن خط هستيد، سؤال مى كنند)) (كه آيا انتخاب رهبر حق نموديد و پيوندتان با رهبر حق ، خوب بود يا نه ؟!)
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|
| 57191 |
نام:
ارديبهشت
شهر:
بهارستان يزدان
تاریخ:
8/9/2008 12:50:01 AM
کاربر مهمان
|
منت خداي را عز و جل
همي سلام
به به همي! يادمان همي باشد به موعدي همي عزيز شعري بس عزيزتر برايتان بسرايم به دلخوشي! اي معاصرشاعر! اي خوب شعربگو! اي كه توصيفتان سخت بر دلمان بنشست،اي خوب خروش! بسي حظ ببرديم! به به همي تر!
مولا ياور شما همچونين بادا!
ياعلي باعلي تا اعلي
|
|
| 57190 |
نام:
گمگشته
شهر:
عشاق
تاریخ:
8/9/2008 12:47:01 AM
کاربر مهمان
|
کوچه بوی نم گرفته دوباره دلم گرفته
صدای بغضمو توی عبور لحظه ها جا می زارم تا کسی نفهمه مولایم غریب است و من هنوز با بار گناهم سدی هستم برای وصال یارم.
آقا می دونم به این سایت سر می زنی پس ما را هم از دعای خیرت بی نصیب مکن.
|
|
| 57189 |
نام:
علی رسولی یزدی
شهر:
کرج
تاریخ:
8/9/2008 12:35:45 AM
کاربر مهمان
|
با سلام مجدد خدمت برادران و خواهران گرامی
ادامه مطلب قبلی به تاریخ ۸/۸/۲۰۰۸-ساعت ۱:۴۷ بامداد جمعه ۱۸ مرداد ماه ۸۷ شماره ردیف ۵۷۱۷۲ - شماره صفحه ۵۷۱۹ که درج نشده بود.
برادران و خواهران: مسئله کاملا جدی است.دیگر ارتش رژیم بعثی صدام و تانک هاو توپ ها وسلاحهای آنها نیست که به ما حمله می کند.حمله از درون است-بخصوص هدف کانون خانواده است.چرا اینهمه جدایی و طلاق؟ چرا اینهمه فرار از منزل؟چرا اینهمه پسران و دختران مجرد؟چرا اینهمه انسانهای پیر و جوان تنها؟
چرا اینهمه خیانت و جنایت؟چرا اینهمه اعتیاد و مصرف مواد مخدر و پارتی های آنچنانی؟چرا این تغییر تدریجی در وضع حجاب که به بی حجابی و بی عفتی رسید؟آیا اینها ترکشهای توپ و خمپاره و بمب های نامرئی نیستند؟
زمانی مانتوها و پوششهای زنانه حد قابل قبولی از حجاب را داشت-اما اکنون به چیزی که شباهت ندارد حجاب است.ونتیجه:
افزایش آمار فساد-مزاحمت های خیابانی-درگیری ها و نزاع ها و بسیاری معضلات دیگر.
بدانیم که دشمنان ما نقش ریشه ای و اساسی در این مسائل دارند و برای ایجاد همه اینها سالها برنامه ریزی کرده اند.دشمنان می دانستندکه اگر ما از فرهنگ دینی و اسلامی خود پیروی کنیم واخلاق و مناسبات خانوادگی و اجتماعی ما بر اساس آموزه های اسلام و قرآن باشد-دیگر راهی برای پیروزی و تسلط بر ما ندارندو باید به دنبال کار خود بروند.لذا از همینجا شروع کردند.آنها برای در هم کوبیدن ما از نفوذ تدریجی استفاده کردند.آنها به اذهان ما القائات غلط و فریبنده کردند.به ما گفتند:
نباید حجاب را به زور تحمیل کرد.باید جوانان آزاد باشند.باید زنان آزاد باشند.نباید در مورد مفاسد سختگیری کرد(مانند مواد مخدر)!!باید با جهان امروز همگام و همراه شد.باید با پیشرفت علم و تکنولوژی همراه شد.باید راههای کسب سود و ثروت را آموخت و ....!!
و بسیاری از ما ساده لوحانه فریب این گفته ها را خوردیم و شد آنچه که نمی بایست میشد.
در اخبار حوادث بارها قصه دردآور خیانت به همسران را می خوانیم و اینکه زنی با همدستی مردی بیگانه شوهرش را به قتل رساندو... که باید خون گریه کرد.
آیا اینهانتیجه همین رهنمودهای متجددانه و غرب باورانه و مخالفت با ارزشهای دینی و اسلامی نیست؟
اگرحد و مرزهای عفت و حجاب و حیا رعایت می شد چنین فجایعی پیش می آمد؟
به قول مرحوم شریعتی آری اینچنین بود برادر:
آدمهای شیک و آراسته و کراوات زده و بعضا موبور و چشم آبی از جهان غرب با ظاهر فریبنده و شعار های آزادی و پیشرفت و توسعه و علم و تکنولوژی به تدریج در ما نفوذ کردند و ما را با خود بیگانه کردند و کاری کردند که به چنین بلایا ومفاسدی دچار شویم.
مثالی می زنم از علم پزشکی: یک ویروس ابتدا جذب یکی از سلول های بدن می شود-وارد آن شده و در درون سلول تکثیر شده و سلول را وادار به خدمت خود می کند-آنگاه باعث تخریب سلول و آسیب بافتی و سپس بیماری یا تغییر شکل سلولی-سرطان یا ناهنجاریهای جنینی می شود.همان کاری که کارگزاران تمدن و فرهنگ غرب با جوامع مسلمان می کنند.
پی بیایید به خویشتن خویش بازگردیم.بجای توجه بیش از حد به علم و تکنولوژی و توسعه اقتصادی و صنعتی به تهذیب و تزکیه نفس-تربیت و اخلاق اسلامی و تکامل انسانی و الهی بپردازیم(اینجانب مخالف علم نیستم).
مفاسد و مصایب اجتماعی حاصل همین دنیا گرایی و نبودن تربیت و تزکیه نفس است.در جهان غرب برای جلوگیری از آسیب های اجتماعی از قانون استفاده
می کنند-در حالی که قانون هم در برابر نفس سرکش و اماره انسان ها ناتوان می شود.مبار
|
|
| 57188 |
نام:
باران
شهر:
دوست دارم کربلا باشه
تاریخ:
8/9/2008 12:22:02 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همگی.
ببخشید.من از دبیرستان این عادت بد رو پیدا کردم که دیر برسم والبته اصلا به روی خودم نیارم.
ولی با کلی تاخیر عیدتون مبارک.
شهاب تو هم رفتی؟خوش به سعادتت.....شاید اولین قدم رو برای کم کردن اون فرسنگا برداشتی یا بهتر بگم برات برداشتن...
اگه زودتر میومدم کلی حرف و سفارش داشتم ولی انگار ارباب راضی نیست حتی سفارش منو بشنوه....
خوش به سعادتت.بگرد ببین جواب کدوم کارت این بوده.یاعلی.
بچه ها!!!
کلی حرف دارم که میخوام گوش کنید.الان خوابم میاد انشالله اگه قرار بود بگم و زنده موندیم از فردامیگم.یاعلی
راستی تا یادم نرفته خروش بزرگوار ممنون که اسممو آورده بودی.برای اولین بار با تمام وجودم احساس کردم منم حرف دلیم.خدا خیرت بده.یاعلی.
سبکبار!نبودی؟؟خوشحالم برگشتی.یه صلوات بگو برای حفظ کردن دینمون که بد زمونه ای شده!!!!!!!سخته سخت...یاعلی.
دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش
یازهــــــــــــــرا
|
|
| 57187 |
نام:
احسان
شهر:
مونترال ـکانادا
تاریخ:
8/9/2008 12:10:03 AM
کاربر مهمان
|
سلام.ما دور افتاده از این اب و خاک مقدس را هم دعا کنید. به همه بگید همه ما شرمند شهدا هستیم تورو خدا اگر بهشت زهرا قطعه شهدا رفتید ما هم دعا کنید و سلام ما بیچاره ها هم برسونید دست ما که کوتاه شده التماس دعا
|
|
| 57186 |
نام:
اسمان
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
8/9/2008 12:06:15 AM
کاربر مهمان
|
با سلام لطفا جزء ۱۷ رو برای من ثبت کنید . التماس دعا
|
|
| 57185 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
8/8/2008 9:13:42 PM
کاربر مهمان
|
خروش از همين دوروبرا؛؛خسته نباشي وهميشه سرذوق وباحال باشي صلواتي بفرست
|
|
| 57184 |
نام:
sara
شهر:
ازت
تاریخ:
8/8/2008 9:04:55 PM
کاربر مهمان
|
...
آرزوهایم همه در آغوش خدا آرمیده اند....
و این سکوت تلخ از هر گوشه ای به در و دیوارهای دلم چنگ می زند....
من با اینهمه نقاب بر صورت آدمهای اطرافم چه کنم...؟!
من هم اگر مثل آنها شوم درست می شود...؟!
نه.... اما من.........
دلم می گیرد از اینکه هر روز عده بیشتری از آدمهای خوب از آنها یاد می گیرند چگونه به
خودشان دروغ بگویند....
چگونه مهربانی را در قلب شان منجمد کنند...
چگونه به اسارت شیطان در آیند...
چگونه خویش را در خویش خفه کنند و بمیرانند....
دوستی به تعبیر من آنست که بتوانی حضور کسی را در کنارت درک کنی بی آنکه
لطمه ای به خود خودت...
به آنچه واقعا هستی بزند....!!
سخت نیست.....
اگر نقاب ها را برداری چنین می شود...!!!
امشب کسی در گوشم نجوا می کند:
آنزمان که شرم خیره شدن در چشمان کسی را داری در چشمانش زل بزن و با تمام
وجودت به او لبخند بزن!
آنزمان که شرم در آغوش گرفتن کسی که دوستش داری به توحتی اجازه ی ایستادن در
کنارش را نمی دهد
او را از خیالت بیرون بیاور و با تمام وجود در آغوشش بگیر و مهربانیت را به
مهربانی اش پیوند بزن!
و باز چیزی شبیه یک طناب محکم به دورپاهایم به من مجال نمی دهد........
کسی در گوشم نجوا می کند:
به جای عهد شکنی سنت شکن باش تبر به دست بگیر و بتهای بی عاطفگی را بشکن....
همچون ابراهیم معمار کعبه ی عشق باش در سرزمین یک دل حتی.......
و دلم می گوید :
من خود ابراهیمی دیگر می خواهم تا پایه های کعبه ی عشق را در دل بنا سازد...
من خود معماری دیگر می خواهم تا اولین کسی باشم که به کعبه ی او ایمان می آورم...
من امروز متوجه چیزی شدم که مدتهاست درپی دانستن آن بودم:
ابراهیم کعبه را ساخت چون خدا می دانست که روزی محمد قبله اش از قدس به کعبه ی
ابراهیم تغییر خواهد کرد....
ومحمد عاشق شده بود وبرای آنکه عشقش را اثبات کند قبله ای می خواست ....
او نمی دانست عشق را به کدام قبله نماز بگذارد...!!
و ابراهیم از قبل معمار کعبه ی او بود معمار قبله ی خودش و محمد...!!
....
....
در درون ما هر کدام از ما پیغمبری است به نام ابراهیم...!!
و ما هر یک برای اثبات عشقمان قبله ای می خواهیم.....!! کعبه ای......!!
و هر کس معمار قبله ی خودش و دیگری است......
ولی من هنوز یک چیز را نمی دانم...من عاشق شده ام و قبله ام دیگر قدس نیست...
و هنوز نمی دانم چه کسی معمار کعبه ی دلم خواهد شد؟!!!
دیریست به رسم عاشقی من هم به دنبال قبله می گردم ...میخواهم لبیک بگویم...
تو نمی دانی قبله ی من کجاست؟
ابراهیم من کو...؟!یا علی
میگم تو یه معمار با وجدان سراغ نداری؟
می خوام ضد زلزله بسازه ها!!!
.......................
یا علی......
و دیگه خداحافظ
|
|
| 57183 |
نام:
صبا
شهر:
هرجا که یار بخواهد
تاریخ:
8/8/2008 8:47:14 PM
کاربر مهمان
|
عطش من گواه آتش توست.
|
|