هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
57172
نام: شقایق
شهر: شهدای گمنام
تاریخ: 8/8/2008 11:10:13 AM
کاربر مهمان
  سلام دوستان سيد و شهدا
ياد و خاطره ي 9 ديپلماد ايراني كه به دست طالبان به شهادت رسيدند
را گرامي ميداريم براي شادي روحشان صلوات:اللهم صلِّ علي محمد وآل محمد و عجّل فرجهم
57171
نام: امیدوار
شهر: ایران
تاریخ: 8/8/2008 9:03:16 AM
کاربر مهمان
  باسلام وروزبخیر...
********************************
*دراستانه 15شعبان روزمیلادیگانه منجی عالم بشریت*حضرت مهدی موعود(عج)*ختم14000دسته گل صلوات محمدی و*ختم دسته جمعی قران کریم به نیت سلامتی وتعجیل درظهورصاحب الزمان وشفای عاجل همه بیماران وبراورده شدن حاجات ورفع گرفتاری مسلمین.
***********************************************
***ختم قران***
*بزرگواران محترم:
جزء1:اقاشهاب
..2:خانم سادات
3:مریم خانم.انتظار..
4:ساراخانم.مشهدالرضا
5:ساراخانم.شهرغریب
6:ساراخانم.شهرغریب
7:عطیه خانم.مشهدمقدس
8:صبا.هرکجایارخواهد
9:غریبه اشنا.ارزوها
10:سعیده خانم.تهران

11:یاس.باغچه مهربونی
12:به نیت خوشبختی جوانان
13:شبنم.عطرگلها
14:هدهدغریب صبا
15:زهراخانم.شهرغریب
16:...
17:...
18:مریم خانم.انتظار..
19:عاشق مهدی.کوی یار
20:هدهدغریب صبا
21:شهره خانم.تهران
22:رزسفید
23:انس.شهرمعرفت
24:اقامحمد
25:شهنازخانم
26:سلام.تهران
27:اشرف خانم دوست ایمان
28:فاطمه خانم خواهرایمان
29:امیدوار
30:ایمان.توکل به خدا
(جزء16و17باقیست)
*****************************************
*منتظران وعاشقان ولی عصر(عج)برای هدیه صلواتهای محمدی بشتابید*
5000صلوات:امیدوار
1000صلوات:سارای گرامی
500صلوات:ارام بزرگوار
500صلوات:مریم خانم گرامی.انتظار..
4000صلوات:اقای سیف الدوله محترم
1000صلوات:مریم خانم گرامی.دل ارام..
1000صلوات:رزسفید
1000صلوات:ساراخانم گرامی.مشهدالرضا
1000صلوات:هدهدغریب صبا
5000صلوات:سعیده خانم ارجمند.تهران
500صلوات:مریم خانم گرامی.انتظار..
1000صلوات:سلام محترم .تهران
...صلوات:.....
***************************************
باسلام وعرض ادب خدمت *چه فرقی می کنه بزرگوارازلطف شماسپاسگزارم جای نام شریفتان درختوم مبارکه بسیارخالیست وکم پیداشده اید!ان شاءالله هرکجاهستیددرپناه حق باشید.
وسلام وزیارت قبول خدمت *بنده خدای ارجمند ان شاءالله که نایب الزیاره بوده اید.جای شماهم درختوم این دوره خالیست.مویدباشید.
........................
**اللهم عجل لولیک الفرج**

***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***

57170
نام: پارسا
شهر: قم
تاریخ: 8/8/2008 6:43:38 AM
کاربر مهمان
  مدتیست که سخت دلم گرفته و مالامال از دردم.برایم دعا کنید برایتان دعا می کنم
57169
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 8/8/2008 3:15:57 AM
کاربر مهمان
  ادمین عزیز
ممنون از شما
ایام سُرور آل محمد بر شما مبارک...
57168
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 8/8/2008 3:12:57 AM
کاربر مهمان
  دیدم اینجا یک نفر چیزی نوشت نام او بودی همی "اردیبهشت"
ایزد یزدان نگهدارش همی دست مولا یاور و یارش همی
بنگر اینجا عاشقی یک عالمه ست با صفا اینجا ز چندین "فاطمه" ست
گر بگیرم از "دو کوهه" فاصله می شوم "جا مانده ای از قافله"
ماجــــرایی در دلم پیدا شــدست كـربلا نـزدیكِ این دریا شــدست!
او كـــــه در نزدیكی آمـال ماسـت با خبر، تنـها خـدا از حـال مـاست
حرف دل یاد آور "سورنای" ماست قصه هایی از دلِ شیدای ماست
خاطراتی دارم اینجا قیمتی رنگ زیبای بنفش و صورتی
از همان روزی که این دل، تنگ شد چشم من با آسمان همرنگ شد
من در اینجا چیزهایی دیده ام از "قیامت" بوسه هایی چیده ام
ای خدا حـــالم چرا اینـگونه است حـال مـن امشب چـرا وارونه است
این دلـم امشــب كــبابم می كــند مثــلِ شــمعی آبِ آبـم می كـــند
هیچ تفسیری براین احساس نیست!! جز حسیـــن و اكـبر و عباس نیست
ای خــــدا دارم كــجایی می شـوم شــــاید اینجا كـــربلایی می شوم!
دوست دارم باغ های زنده را غنچه های خوشگل آینده را
غنچه هایی که شقایق می شوند "رهگذر"هایی که عاشق می شوند
عاشقانی را که اینجا می رسند همرهانی را که فردا می رسند
دوست دارم من گل و گلخونه را شمع های کنج "سقاخونه" را
تا "خروش" اینجا دمی ساقی بود این حکایت همچنان باقی بود
ای خـــدا ، یاران نگــهدار از بلا تـا نگــردد دل به هــجران ، مبتلا
یک تشکّر دارم از "ادمینمان" او که می شد حافظ آیینمان
او سیاهی را از اینجا رُفت و شُست آفرین "ادمین" ما دستش دُرُست
پرچــمِ ایـن حــرف دل پاینده باد یـــاد آویـنــی دمــادم زنده بـاد
ای تمام اهل دل یاری کنید خیمه را با دل نگهداری کنید
یادتان اینجا بمانَد یادگار نامتان در حرف دل شد ماندگار
امشــب ای یاران، مــرا مهمان كنید چاره ای بـرسینـه ی سـوزان كـنید
مســـتِ مســتِ بـاده نـابم كـــنید از دعــــــا سیرابِ سیرابم كـــنید
گوشه ای افـتاده مست و باده نوش
در"همین دور و برا" امشب "خروش"
57167
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 8/8/2008 3:11:14 AM
کاربر مهمان
  "مجتبی" شیرین زبانی می کند "دیده بان" هم دیده بانی می کند
خیمه دیگر غرق "باران" می شود با دو تا "مریم" گلستان می شود
دارد اینجا با دو "مریم" افتخار آن دل آرام است و این در انتظار
بوسه ها زین رد پاها چیدنی است "بادبادک" هم سفیدش دیدنی است
"دیده" ای دارم در اینجا بی ریا بی ریای بی ریای بی ریا
دیدگانش ای خدا غمگین مباد کوله بارش عاقبت سنگین مباد
همرهی در حرف دل خیلی گل است نغمه هایش نغمه های بلبل است
اجتناب از زرق و برقی می کند واقعاً یاران "چه فرقی می کند"؟
در "فراموشی" کسی جا مانده است "دختری تنها" که شیدا مانده است
"هدهد" اینجا یک غریب دیگر است او که در این حرف دل تاج سر است
"ساره" و "سارا" عزیز خیمه اند پاک و روشن مثل آب چشمه اند
حرف دل آیینه ی احساس ماست وه چه خوشبو از شمیم "یاس" ماست
می شود اینجا همیشه چون بهار با حضور "نرگس" و "امّیدوار"
با "گلِ نرگس" که در جان من است آخرِ صاحب زمانی بودن است
می شود اینجا دلی تسلیم عشق آفرین بر عشق نابِ "میمِ" عشق
با "نفیسه" حرف دل زیباتر است با "غریبه" عاشقی پیدا تر است
پُر ز بوی عطر و عود است این رواق با "عطیه" با "غریب" و با "فراق"
رنگ و بوی عاشقی باز آمدست حرف دل را یک "سحرناز" آمدست
"سید" اینجا را گل افشان کرده است با حضورش یاد یاران کرده است
من که نتوانم دل از او برکنم می شمارم بودنش را مغتنم
57166
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 8/8/2008 3:09:46 AM
کاربر مهمان
  از "مبارز" باید اینجا یاد کرد عشق را باید که هِی فریاد کرد
قصه ها دارد فراوان حرف دل روشن است از نور "ایمان" حرف دل
عشق و مستی در دلش گُل می کند بر خدا دائم توکل می کند
سرزمین حرف دل آباد شد پر ز نور از همت "مقداد" شد
نام او با حرف دل آمیخته ست آبروی دشمنانش ریخته ست
او که اینجا عشق را بو کرده بود روز و شب ها آب و جارو کرده بود
با "علی ها" حرف دل جانانه است قصه ی شمع و گل و پروانه است
دارد اینجا شورش مستانه ای یک "مسافر" در "مسافرخانه" ای
حرف دل یاد آور نی در نواست خاطرات نابی از "عبدالرضا"ست
یاد ایامی که می آمد "مرید" یاد "بدری" یاد "تنها" و "مجید"
یاد همراهی که خیلی پاک بود نام او اینجا همیشه "خاک" بود
حرف دل پر گشته از گل های ما یاد "سوگل" مانده در دلهای ما
شکوه می کرد او از آن نامردها سینه اش آکنده بود از دردها
او که زینجا رفت و ما را غم گرفت حرف دل با رفتنش ماتم گرفت
یادش اینجا ماندگار و زنده است خاطرش در حرف دل پاینده است
میخکی روئیده در قلب کویر از "رضا" می گویم آن مرد بصیر
"عبد زهرا" همرهی دیرینه است صاف و صادق مثل یک آیینه است
کنج این میخانه ام یاری نشست گوشه ی دنیا "سبکباری" نشست
حرف دل با عشق معنا می شود با سبکباران چه زیبا می شود
57165
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 8/8/2008 3:07:32 AM
کاربر مهمان
  یادتان هست که از زندان چه گفت؟ یک "مهاجر" در غریبستان چه گفت؟
"شاهدی" دارم که مدهوش است او یاد سرداران خاموش است او
همتش مقبول حق لایزال آرزو دارم برایش من وصال
ای "شلمچه" ای غروبت پر ز راز ای تمام نغمه هایت دلنواز
می کشد گاهی به این محفل سرک می برد ما را مدینه "روشنک"
میرسد یک نازنین از راه دور می شود "محجوبه ای" از مهد نور
او که از داغ پدر در غم تپید زنده بادا یاد یاران شهید
می دهد این حرف دل بوی گلاب بوی رحمت بوی "احسان" و "شهاب"
حرف دل دارد همیشه بوی سیب بوی "سلما" بوی "لیلای غریب"
عاشقی اینجا پر از سوز و تب است نام او حقا که "عبدالزینب" است
"زینبیون" گوی سبقت می برند عاشقی را هر چه باشد می خرند
یک نفر دردی به جانش می خرد یک "بسیجی" غصه هایی می خورد
می وزد اینجا "نسیمی" دلربا می برد ما را به باغ "ناکجا"
آفرین بر او که دریایی شدست آفرین عشقی که یلدایی شدست
از زمین تا آسمانها فرش شد حرف دل مست از میِ "ذوالعرش" شد
بنده ای دارد عزیز اینجا خدا آفرین بر "مصطفی" بر مصطفی
او که شد همراه با مردانِ مرد یاد یاران را در اینجا زنده کرد
"بنده ای" هم عاشق فرزند خویش گوید او از کودک دلبند خویش
با دلی بشکسته از غم گوید او از تمام درد و ماتم گوید او
ای خدا هرگز مباد اینجا عبوس جان پاک "مهدیار" و این "ونوس"
نکته های این "سمیرا" خواندنی است نام او در قلب اینجا ماندنی است
می شود اینجا ز "سیف الدوله" گرم روح ما هم می شود دلگرم ونرم
در دیار بی کسی غوغا شدست حرف دل تزیین به یک "اسما" شدست
با صفا این خیمه از "ارژنگ" ماست بی ریا این قلعه با "دلتنگ" ماست
دختری از اهل ایران آمدست "طاهره" در جمع مستان آمدست
می شود این حرف دل پر شور و شین از دل پر راز "مجنون الحسین"
با "امین" اینجا مصفا می شود محفلی از عشق بر پا می شود
"حیّ سبحان" باشد اینجا یار او باشد اینجا یاور و غمخوار او
57164
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 8/8/2008 3:04:31 AM
کاربر مهمان
  آتشی افكــــنده بر، این جـــــان ما حــرف دل از جانـبِ یـــاران مــا
در دلــم غوغا و شور و همهمَه ست تشنه ی یک جام، "عبدالفاطمَه" ست
با حضــــــــورش بزمِ داغی می شود حرف دل ، تمثیلِ باغی می شــــود
یاد باد آن روزگارانی که بود آسمان و ابر و بارانی که بود
ای فـــدای نــــــالـه هــــا و آه او هـر كـجا باشـد ، خـدا همـــراه او
هم دل و هم دیده بر تـــــــاراج رفت روح و جان ، با نكته "حـلاّج" رفت
"دكـــــتر" آخر می رهاند جانِ خویش عاقبت بگذشــت از عـنوانِ خـویش!
نكته هایش نكته هایی دلكش است گرچه گـاهی هم ز جنسِ آتش است!
همـرهی دارم كـــه از من دور نیست نام اوبـا وزنِ شــعرم، جــور نیست!
قصّــــــــه همسـنگران را باز خـواند شعرمن ازوصـفِ نامش"بـاز مـانـد"!
قلــــــــعه ای دارد پُر از راز و رمـوز سینه ای دارد پــُر از انـدوه و سـوز
پـا نـــهاد اینك بـه بـــازارِ جـــــنون یـك "نمی دانـم ز شهرِ "آسمــون"
حـــــرف دل ، دارد درونِ سینــــه اش یك "هُـدی" و قـلب چون آیینه اش
او كـــــــــه از غربت روایت می كــند از جــــدائی هـا شـكـایت می کند
ای تمــــــــــامِ اهـل دل ، یاری كــنید ایـن هـدی را هـم نگـهداری كنید
او از آمریـــــكا به ما دل بســته است طفلكی شاید كه خیلی خسته است
من نـمی دانم كه این"پانیذ"،كیست نقـطه چین هـااینهمه،ازبهرِ چیست!؟
لیـــك، انگاری كه خیلی با صفاسـت چون كـه بـا یــارانِ خوبم آشـناست
روح من دنـــبال "عــــــــبدالله"رفت تا عــــراق و كـــــربلا بـا آه رفت
باغ اینجا مملو از "گمنام" هاست سر به سر آکنده از پیغام هاست
حرف دل فریاد جمعی عاشقست حرف"لاورگاد" و حرف "صادق" است
می شود آیا ز تنهایی نگفت؟ از دل "زهرای شیدایی" نگفت؟
از "علی" می گفت و محزون می شدیم گریه می کردیم و دلخون می شدیم
عاقبت زین خیمه نوری پر کشید جام عشق و عاشقی را سر کشید
او که ما را با خودش همراز کرد رفت و ما را مات آن پرواز کرد
57163
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 8/8/2008 3:02:22 AM
کاربر مهمان
  ادمین عزیز و بزرگوار
سلام
خسته نباشید. اجرتون با سید الشهدا
عرض کنم خدمتتون بنا به قولی که به حرف دلی های عزیز داده بودم در شعر سر در حرف دل ، تغییراتی داده و مقداری هم به اون اضافه کردم که در چند قسمت به ترتیب براتون می فرستم تا به مناسبت اعیاد مبارک شعبانیه عیدی باشه از طرف من برای شما و همه ی حرف دلی های با صفا.
تنظیم کردن و صافکاریش دیگه دست شما را می بوسه... التماس دعا...
یا علی...یا علی
=============================================

اهــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــوّر می شــود حـال من یك حـال دیـگر می شـــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است دلـــبری قـــولِ نگــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــرا بـر بـاد كـرد حــرف دل ، مـا را چنین معتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق گــونه ها تـَر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
حـــرف دل با گوش دل بشنیده است او كـه حـق را در درونش دیده است!
روح من را می كشـــــاند تا "خیال" حرف "آدین"، حــرف آن نیكو خصال
یـــــادم آیــد از صــــــفای بـزممان عـاشــــقی بـا آن هـمه ، همرزممان
یـاد ایــــــــامی قشــنگ افـــتاده ام بـاز هـم ، من یـاد جـنـگ افـتاده ام
روزگـــــــــاری جمعِ جمعی داشـتیم بذرعشــق و عاشـــقی می كـاشـتیم
این صــمیــمیــت بجز آنــجا نبــــود جـز كـنـــارِ سـوله هـا بر پا نبـود
من در اینجا یاد سنگر می کنم عاشقی را باز باور می کنم
حــــرف دل ، دنیای حرفی آشـناست حرف "پیمـان" و"حسینِ کیمیـا"ست
روح و جــانِ بی ریــــــــایی دارد او حــــرف هـــای كیمیــایی دارد او
حـــــرف دل شـد، محفلِ دلهای صاف محفلِ "بی معرفت" ، " سیمرغ قاف"
این "هبــــــــــوطِ" آســمانیها ببین سینه ایـن كهكشـــــــــــانیها ببین
"بیقــــــــراران"، بی قـراری می كنند حــرف دل را لالـه كـاری می كـنند
از خــــــدا خواهم بماند برقـــــــرار او كه گـاهی می كـند بـر ما گــذار
از "غریبسـتان "، صـــدایی می رسد این صــدا حتماً به جایی می رســد
"ناشــــناسان" ، آشـــــــنایـانِ دلـند صـاحـــبانِ مخـــلصِ ایـن منزلــند
می شـــناسـد ناشـــناسی را دلـــم پـُر شـدست از نــام او، این محفلم
ما تمام دردها را می خریم "بگذریم" و "بگذریم" و "بگذریم"!
می كند چشم انتظاری ، "سوته دل" در دیـارِ بی قــراری ، ســـوته دل
همرهی درعشق ومستی" گم شدست" او خـریـدارِ غمِ مـردم شـــــدست
درد دلــهـایـش دلِ دیــــوانه بُــرد دسـت ما بگرفت و تـا میخانه بُــرد

<<ابتدا <قبلی 5723 5722 5721 5720 5719 5718 5717 5716 5715 5714 5713 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5718&mode=print