اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 57162 |
نام:
sara
شهر:
از تهران
تاریخ:
8/8/2008 2:13:17 AM
کاربر مهمان
|
نامه اي به قلبم نوشته شده توسط نازنین..
باز این منم که می نویسم....
سلام به تو ....
که اگر کمترین امیدی در قلم بر دست گرفتن هست آن امید تویی...
سلام به تو که حجم احساسم از آن توست.....
من امشب دلتنگ دلتنگم...آنقدر که در باورت نمی گنجد...آنقدر که در باور
هیچ کس نمی گنجد...
من امشب می خواهم با صدای بلند فکر کنم............ در حضور تو!
شنیدی میگن بهترین دوست تو کسی است که بتوانی با صدای بلند در حضورش فکر کنی؟!
وقتی ماه از آسمان دلم درست زمانی که دلتنگ می شوم کوچ می کند... و
ستاره ها دیگر کلبه ی قلبم را روشن نمی کنند مرا چه به امید طلوع خورشید!
وقتی همه ی مهربانی ام گریه می شود و تمام دقایقم را پر می کند و
من بارانی می شوم بی انکه هوای دلم بهاری شود...!!!
و وقتی پر می شوم از هوای دلتنگی تو نمی دانی چگونه غوغای درونم را تنها به
خاطر تو پنهان می کنم
تا مبادا آزرده شوی...اما دریغ که نمی شود همه چیز را یک جا و یکباره بر زبان آورد....
دریغ از آنکه من بی تاب و عجولم و زمانه صبور......شاید گذر زمان به کمکم بیاید....
و صبورترم کند....
تو نمی دانی در پس سکوتی که خودم هم از آن خسته می شوم چقدر حرف ناگفته
برای گفتن دارم....
اگر می خواهی مرا بشناسی نه به گفته هایم که به ناگفته هایم گوش بسپار...
آنزمان که سکوت فاصله می شود میان من و تو اگر دستانت را رها می کنم
نه آنکه هوای ماندنم نیست.......
باور کن آنزمان از همیشه به تو محتاج ترم....
اما درست همان زمان که دستانم یخ زده است دیگر توانم نیست
تا این دلتنگی را تاب آورم.........
در زمانی که دوستی تنها مجالی است تا بدان تنهایی هایمان را پر کنیم
بی آنکه خود را به حضور یکدیگربرای یکبار هم که شده بشناسیم....
دگر از من هیچ نمی ماند...
من می مانم و یک بغل دلتنگی ایی که نمی دانم با ان چه کنم...!
و دیگر رمقی نمی ماند نه در دلم نه در دستانم......
گاهی دورویی ها و فریبکاری های مردم را به حساب علاقه و محبت آنان می گذارم
با آنان تا سر حد یگانگی و صفا پیش می روم و از اینهمه تظاهر آنان قلبم فشرده می شود و
حس می کنم در میانشان چقدر غریبم...!!!
اما اگرسکوت می کنم دلیل دیگری دارم............
من هم می بینم...!!من هم می فهمم....!!
اما سکوت می کنم چرا که نه من از جنس شمشیرم و نه آنها در تن بی رگشان
خونی برای ریختن دارند..!! طفلکی ها.....!!
نفرین به آنان که اینگونه به اصرار عشق را در قلبشان به ریا آلوده می کنند...!!
نفرین به آنان که اینگونه مرا با خویش به جدال می اندازند که دیگر هیچ نمی دانم....
نمی دانم خداوند عشق را به من آموخت یا که می خواهد نفرت را به من بیاموزد....
می خواهد پرواز را به من بیاموزد یا سقوط را که اینگونه تا لبه پرتگاه
مرا به دنبال می کشاند....
من اشتباهم یا آنها....آنها راست می گویند یا من......
قلبم می شکند زمانی که می بینم از آنهمه فریادی که تنها به صرف دندان بر جگر گذاشتن
سکوت می شود به نادانستن تعبیر می کنند....
اینجا برای ماندن دیر است و برای نرفتن دیر تر....
آرزوهایم همه در آغوش خدا آرمیده اند.
|
|
| 57161 |
نام:
علی رسولی یزدی
شهر:
کرج
تاریخ:
8/8/2008 1:47:00 AM
کاربر مهمان
|
با عرض سلام خدمت برادران و خواهران گرامی در تمامی میهن اسلامی و با درود و سلام به روح بزرگ امام خمینی و ارواح طیبه شهدای اسلام
امیدوارم تراوشات قلم این بنده حقیر بتواند مورد استفاده واقع شود و تنها باعث اتلاف وقت عزیزان نگردد
اینجانب فراز و نشیبهای فراوان دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و دوره های بعدی را دیده ام.بسیاری از باورهای کنونی را شاید در گذشته نداشتم-چرا که حاصل گذشت زمان و تجربیات جدید است.انسان در هر مقطعی از زندگی می تواند همه خوبی ها و امور خیر را در اطراف خود ببیند و نیز می تواند مشکلات- نابسامانیها و کم و کاستی ها را نیز ببیند.
زمانی درگیر جنگ با عراق بودیم.شاید از نظر برخی مردم دوران تلخی بود.دوران جنگ-حملات دشمن-ویرانی شهرها-شهادت و جراحت عزیزان-کمبودها و مشکلات اقتصادی آن زمان از جمله کمبود کالاها-تولید برق- ضعف امکانات علمی و صنعتی و غیره.
اما در عوض روحیه ایثار و جهاد-نوعدوستی-همبستگی و پایبندی به آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی و رهنمودهای امام خمینی در تمام کشور دیده می شد.
اکنون بنگریم و ببینیم که درچه وضعی هستیم.ظاهرا سالها از جنگ گذشته-آرامش برقرار است و نسبت به آن دوران رشد اقتصادی و صنعتی چشمگیری داشته ایم-اما آیا همه هدف از زندگی همین است؟
کشورهای غربی و اروپایی دهها سال است که که به توسعه صنعتی و اقتصادی و اجتماعی رسیده اند اما آیا خوشبخت و سعادتمند شده اند؟
آیا می توانیم تصور کنیم بدون در نظر گرفتن نابرابریها و اختلافات موجود-اگر همه مردم بتوانند خودرو مدرن-خانه های مدرن (مثلا در برج ها)داشته باشند-تمام شهرهای بزرگ مجهز به مترو و وسائل پیشرفته حمل و نقل باشند-همه شهرها پر از رستوران های مدرن و جدید باشند-مراکز بزرگ تجاری در همه جا دایر باشند و کارخانه های عظیم فعالانه مشغول تولید محصولات مدرن باشندو ...آنگاه به سعادت و خوشبختی خواهیم رسید؟
اشتباه همینجاست.می بینیم که در دریایی از کجروی هاوانحرافات اخلاقی و رفتاری و اجتماعی گرفتار شده ایم.پیشرفت مادی هدف نیست بلکه وسیله است -ولی ما آن را به صورت هدف نگاه کردیم.
انسان به دنیا آمد تا جانشین خداوند (خلیفه الله) در روی زمین باشد و در راه بندگی و اطاعت خدا و سیر الی الله و نیل به کمالات و فضائل انسانی حرکت نماید-در عین حال از مواهب و نعمات الهی که خداوند در اختیارش گذاشته به عنوان وسیله استفاده کند. اکنون بنگریم تمدن غرب که مدعی پیشرفت و آبادانی است به چه سویی رفته است و انسان ها در جهان غرب تا کجا در ماذیات و نفسانیات غرق شده اند؟اینهمه هیاهو و جنجال برای چیست؟ آیا ما هم باید مانند آنها شویم؟
آیا چقدر مهم است که دکوراسیون آشپزخانه تابع کدام مدل و طرح باشد؟چقدر مهم است که مبلمان منزل تابع کدام مدل و طرح باشد تا اگر از مد افتاد عوض شود؟آیا باید به سرعت بدویم و خود را خسته کنیم تا در آمد بالا کسب کنیم و مرتبا مدل مبلمان و دکوراسیون و خودرو و لوازم خانه و گوشی تلفن و ... را عوض کنیم؟
از نظر ما مسلمانان سعادت و خوشبختی اعضای خانواده در کنار هم مهم است.خانواده مهمترین واحد اجتماعی است و اگر این واحد به درستی آباد و اصلاح شود-بسیاری از مسائل دیگر حل میشود.به همین دلیل تمدن غرب نوک حمله خود را متوجه خانواده کرده تا هرچه بیشتر این کانون گرم را متلاشی و نابود سازد و انسانها را در فساد و ناامنی و بی بندوباری و در نهایت تنهایی غرق کند.
برادران و خواهران : مسئله کاملا جدی است.دیگر ارتش رژیم بعثی صدام و تانک ها و توپ ها و سلاحهای آنها ن
|
|
| 57160 |
نام:
اتنا
شهر:
تهران
تاریخ:
8/8/2008 12:58:04 AM
کاربر مهمان
|
من از خدا می خوام حاجتم و بگیرم
|
|
| 57159 |
نام:
حسن
شهر:
تهران
تاریخ:
8/8/2008 12:47:57 AM
کاربر مهمان
|
عزیزم
|
|
| 57158 |
نام:
sara
شهر:
از ت
تاریخ:
8/7/2008 11:14:06 PM
کاربر مهمان
|
سلام به عزيزانم و عرض تبريك براي اين ايام پرفيض:
اميدوارم كه حقيقتا اينروزها قلبتون پر از مهرو شادي باشه...اگرم كه انچنان كه بايدو شايد احساس انرژي گرما و معنويت نميكنيد,بالاخره بايد يه كاري بكنيد...دست رو دست نذاريد حضرت رسول فرمودن :
رسول خدا صلي الله عليه و آله مىفرمايد :
إذَا طَابَ قَلْبُ الْمَرْءِ طَابَ جَسَدُهُ وَإذَا خَبُثَ الْقَلْبُ خَبُثَ جَسَدُهُ
هنگامى که قلب انسان از همه رذايل پاک باشد ، حرکات بدن و اعضا و جوارحش پاک خواهد بود و چون قلب آلوده باشد جسد و حرکات اعضا و جوارحش آلوده خواهد بود .
پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله در بيانى پر ارزش مىفرمايد :
إنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَتَعالَى لاَ يَنْظُرُ إلى صُوَرِکُمْ وَلاَ إلى أمْوَالِکُمْ وَلَکِنْ يَنْظُرُ إلى قُلُوبِکُمْ وَأعمَالِکُم
خداى تبارک و تعالى نه به ظاهر شما مىنگرد و نه به ثروت و اموالتان ، بلکه به قلوب شما و اعمالتان نظر مىکند .
البته مطمئنا همه شما عزيزان قدردان اين نعمت بزرگ هستيد و از نوشته هاتون مشخصه كه عشق و محبت زيادي در وجودتون هست...و انشائالله به بركت اين روزها نورانيت دلتون بيشتر هم خواهد شد...و البته خواهر عزيز بنده خدا از بروجرد روي سخنم با شما هم هست و مطمئن باش كه هر شري با صبر و بردباري بالاخره دور ميشه....پيروزي نصيب کسانيه که بيشتر از همه استقامت دارن...و اونچه كه سبب امنيت روحه ايمانه....منتهي خوب ادم بايد به ايمانش عمل كنه و ايمان بدون عمل سودي نداره.... فعلا بيشتر نميتونم بنويسم چونكه كامپيوترم خرابه ... تا بعد خدايارو نگهدار همتون...
|
|
| 57157 |
نام:
سارا
شهر:
مشهدالرضا
تاریخ:
8/7/2008 9:10:52 PM
کاربر مهمان
|
سلامٌ علي آل ياسين
اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم…
سلام بر آقاي خوبي كه دلاي بيقرار و عاشق همچنان بيادشونند
غروب پنجشنبه و جمعه شون با همه روزاي ديگشون فرق ميكنه
هم چشمشون هم قلبشون و هم زبونشون با حال و صفاي ديگه اي يه
خدا خوب ميدونه منتظراي واقعي آقا كدومايند و اونا رو چه طوري گلچين كنه و
چطوري حاجتشون و بده …
منتظراي واقعي آقا! قدر خودتون ،اشك چشمتون ، طپش قلبتون
واذكار زبونتون و بدونيد
يا صاحب الزمان آقا جون پير شديم نيومديد
ما بد ، به حق خوبات آقا يه نظري هم به ما گنه كارا بندازيد
قربون چشاتون بشم….
اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم…
|
|
| 57156 |
نام:
تارا
شهر:
ری
تاریخ:
8/7/2008 8:12:03 PM
کاربر مهمان
|
سلام
گاهی خداوند به ما چیزهای می دهد که روزی آرزویش را داشتیم وقتی آن رابه دست می آوریم گلایه می کنم که چرا ما نباید چیز بیشترداشته باشیم و یاد مان می رود که روزی همین موقعیت را آرزومند بودیم .
|
|
| 57155 |
نام:
محمد
شهر:
کرمان
تاریخ:
8/7/2008 7:36:18 PM
کاربر مهمان
|
شیعیان برای سلامتی و ظهور امام زمان(عج)بسیار دعا کنید که دعای شما باعث نزدیک شدن ظهور منجی عالم خواهد شد.
جوانان عزیز نماز را بپا دارید
|
|
| 57154 |
نام:
گدای فاطمه س
شهر:
جهنمی(ارومیه)
تاریخ:
8/7/2008 7:09:57 PM
کاربر مهمان
|
خواهرم سارا خانم ببخشید صفحه 5709درسته بخونید یاعلی آقا امیر حسین از تهران محتاج دعا
|
|
| 57153 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
8/7/2008 6:57:28 PM
کاربر مهمان
|
شب جمعه اي اموات وشهدا راياد كنيد صلواتي بفرستيد
|
|