هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
56782
نام: سحر
شهر: مشهد
تاریخ: 7/26/2008 4:17:20 PM
کاربر مهمان
  به نام خدایی که دراین نزدیکی ست...


چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند.
بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند :
ديگر چاره ايي نيست .شما به زودي خواهيد مرد .
دو قورباغه حرفهاي آنها را نشنيده گرفتند و با
تمام توانشان کوشيدند تا از گودال خارج شوند.
اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ?
به زودي خواهيد مرد . بالاخره يکي از قورباغه ها تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .
او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد .
بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند که دست از تلاش بردار؟
اما او با توان بيشتري براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتي از گودال بيرون آمد بقيه قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند .

خداوندا مگذار روزنه های امید در دلمان خاموش شود...

اللهم عجل لولیک الفرج...

التماس دعا...

56781
نام: امیدوار
شهر: ایران
تاریخ: 7/26/2008 4:11:47 PM
کاربر مهمان
  باسلام وروزبخیر...
********************
**دراستانه 27رجب عیدبزرگ مبعث خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص)*ختم14000صلوات محمدی تقدیم به ساحت مقدس رسول الله و*ختم30جزءقران کریم به نیت سلامتی وتعجیل درظهورصاحب الزمان(عج) وشفای عاجل همه بیماران وبراورده شدن حاجات ورفع گرفتاری مسلمین.
********************************************
1000صلوات محمدی:امیدوار
*بزرگواران گرامی:
1000صلوات:اقاشهاب
500صلوات:ارام
1000صلوات:ایمان.شهرتوکل به خدا
1000صلوات:فاطمه خانم خواهرایمان
1000صلوات:اشرف خانم دوست ایمان
1000صلوات:چه فرقی می کنه
1000صلوات:شهنازخانم
500صلوات:مریم خانم.انتظار..
1000صلوات:ساراخانم.مشهدالرضا
1000صلوات:هدهدغریب صبا
1000صلوات:ساراخانم.شهرغریب
1000صلوات:فرزندان ساراخانم
1000صلوات:شهره خانم.تهران
3000صلوات:عطیه خانم.مشهد مقدس
1000صلوات:زهراخانم.شهرغریب
....صلوات:......
***************************************
بزرگواران ارجمند:
جزء1:اقاشهاب
جزء2:زنده یادخانم سادات
جزء3:مریم خانم .انتظار..
جزء4:ساراخانم.مشهدالرضا
جزء5:ساراخانم.شهرغریب
جزء6:...
جزء7:عطیه خانم.مشهدمقدس
..
..
..
..
جزء14:هدهدغریب صبا
جزء15:زهراخانم.شهرغریب
..
..
..
جزء21:شهره خانم.تهران
..
..
..
..
جزء27:اشرف خانم دوست ایمان
جزء28:فاطمه خانمخواهرایمان
جزء29:امیدوار
جزء30:ایمان.شهرتوکل به خدا
***********************************
*بزرگواران محترم اسامی شریف خودرابرای ثبت اعلام بفرمایند.

التماس دعا...

***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***


56780
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 7/26/2008 3:31:50 PM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جمیعا
به قول آریا سماوات بنده نیز یه التماس دعا دارم برای اونی که محکم و صبوره مثل کوه . مومنا دعا بفرمائید .
یکی از جنس خودمون دچار گرفتاریه روزگاره . تقصیر خودش نیست روزگاره .
دعا کنید روزگار بهمون مهلت بده .

یا علی و یا فاطمه
56779
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 7/26/2008 3:12:17 PM
کاربر مهمان
  نيايش هاى حضرت رضا عليه السلام

(دعابراى فرزندش حضرت مهدى عليه السلام)


يونس بن عبدالرحمان از امام رضا عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت به دعا براى صاحب الزمان عليه السلام امرمى فرمود و يكى از دعاهاى ايشان براى آن حضرت چنين بود:


پروردگارا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و از دوستت، خليفه ات، حجّتت بر خلقت، و آن زبانى كه معرف توست و گوياى حكمت تو، و آن چشم بيناى تو در ميان مخلوقاتت، و گواه بر بندگانت... بزرگمرد مجاهد كوشا، بنده پناهنده به تو، دفاع كن .



56778
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 7/26/2008 2:45:13 PM
کاربر مهمان
  اتل‌ متل‌ يه‌ مادر نحيف‌ و زار و خسته‌
با صورتي‌ حزين‌ ودستاي‌ پينه‌ بسته‌
بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌ چه‌ جور ميشه‌ سوخت‌ و ساخت‌
با بيست‌ هزار تومن‌ پول‌ اجاره‌ خونه‌ پرداخت‌
اجاره‌هاي‌ سنگين‌ خرج‌ مدرسه‌ ما
خرج‌ معاش‌ خونه‌ خرج‌ دواي‌ مينا
بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌ چه‌ جوري‌ ميشه‌ جنگ‌ كرد
با سيلي‌ جاي‌ سرخاب‌ صورتا رو قشنگ‌ كرد
بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌ چه‌ جوري‌ ميشه‌ جنگ‌ كرد
يااينكه‌ بي‌ رنگ‌ مو موي‌ سياهو رنگ‌ كرد
وقتي‌ كه‌ گفتند بابا تو جبهه‌ها شهيد شد
خودم‌ ديدم‌ يك‌ شبه‌ چند تا موهاش‌ سفيد شد
مي‌ خواي‌ بدوني‌ چرا نصف‌ موهاش‌ سفيده‌؟
بپرس‌ كه‌ بعد بابا چي‌ ديده‌، چي‌ كشيده‌
يا ميره‌ داروخانه‌ برا دواي‌ مينا
يا كه‌ ميره‌ سمساري‌ يا كه‌ بهشت‌ زهرا(س‌)
يه‌ روز به‌ دنبال‌ وام‌ مامان‌ ميره‌ به‌ بنياد
يه‌ روز به‌ دنبال‌ كار پيرِ آدم‌ درمياد
هر وقت‌ به‌ مامان‌ ميگم‌: «طعم‌ غذات‌ عاليه‌»
مامان‌ با گريه‌ ميگه‌: «جاي‌ بابات‌ خاليه‌»
بعضي‌ روزا كه‌ توي‌ خونه‌ غذا نداريم‌
غذاي‌ روز قبلو برا مينا ميذاريم‌
مينا با غم‌ ميپرسه‌: «غذا فقط‌ همينه‌؟»
مامان‌ با گريه‌ ميگه‌:«بابات‌ كجاس‌ ببينه‌؟»
وقتي‌ كه‌ بيست‌ مي‌گيرم‌ مياد پيشم‌ ميشينه‌
نوازشم‌ مي‌كنه‌ نمره‌ها مو مي‌بينه‌
ميگم‌: «معلمم‌ گفت‌ كه‌ نمره هات‌ عاليه‌»
مامان‌ با گريه‌ ميگه‌:«جاي‌ بابات‌ خاليه‌»
يه‌ بار گفتم‌: «مامان‌ جون‌ اين‌ آقا بقاليه‌
با طعنه‌ گفت‌ تو خونه‌ جاي‌ بابات‌ خاليه‌؟»
تا حرف‌ من‌ تموم‌ شد با دست‌ تو صورتش‌ زد
با گريه‌ گفت‌: «اي‌ خدابي‌شرفي‌ تا اين‌ حد؟»
ميگم‌ : «مامان‌ راست‌ بگواگه‌ بابا دوست‌ داشت‌
چرا ازت‌ جدا شد پس‌ چرا تنهات‌ گذاشت‌؟»
چشم‌ ميدوزه‌ تو چشمام‌ لب‌ ميگزه‌ ، مي‌خنده‌
بيرون‌ ميره‌ از اتاق‌ محكم‌ در و مي‌بنده‌
رفتم‌ و از لاي‌ در توي‌ اتاقو و ديدم‌
صداي‌ گريه‌هاشو از لاي‌ در شنيدم‌
داشت‌ با بابام‌ حرف‌ ميزد چشاش‌ به‌ عكس‌ اون‌ بود
انگار كه‌ توي‌ گلوش‌ يه‌ تيكه‌ استخون‌ بود
«مرتضي‌ جون‌ ميدونم‌ زنده‌اي‌ و نمردي‌
بعد خدا و مولا ما رو به‌ كي‌ سپردي‌؟
دست‌ خوش‌ آقا مرتضي‌ خوش‌ به‌ حالت‌ كه‌ رفتي‌
ما اينجا مستأجريم‌ تو اونجا جا گرفتي‌؟
خواستگاريم‌ يادته‌؟ چند تا سكه‌ مهرمه‌
مهريه‌ مو كي‌ ميدي‌؟گره‌ توي‌ كار مه‌
مهريه‌مو كي‌ ميدي‌ دختر مون‌ مريضه‌
بياببين‌ كه‌ موهاش‌تند تند داره‌ ميريزه‌
مهريه‌مو كي‌ ميدي‌؟ اجاره‌ خونه‌ داريم‌
صاحب‌ خونه‌ مي‌گفتش ديگه‌ مهلت‌ نداريم‌
امروز كه‌ صاحب‌ خونه‌ اومد برا اجاره‌
همسايمون‌ وقتي‌ گفت مهلت‌ بده‌ نداره‌
يهو تو كوچه‌ داد زد: اينا همش‌ بهونه‌اس‌
دق‌ّ اجاره‌ داره‌ دردش‌ اجاره‌ خونه‌اس‌
به‌ من‌ چه‌ شوهرش‌ رفت‌ يا كه‌ زن‌ شهيده‌
خونه‌ اجاره‌ كرده‌ يا خونه‌ مو خريده‌؟
درد دل‌ خسته‌مو فقط‌ برا تو گفتم‌
چون‌ از تموم‌ مردم «به‌ من‌ چه‌» مي‌شنفتم‌
ميگم‌ خونه‌ نداريم‌ خيلي‌ مريضه‌ بچه‌
ساية‌ سرنداريم‌ همه‌ ميگن‌ «به‌ من‌ چه‌»
با آه‌ خود
56777
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 7/26/2008 2:03:41 PM
کاربر مهمان
  اشک را افریدی
خدایا! تو را شکر می‏کنم که اشک را آفریدی، که عصاره حیات انسان است، آنگاه که در آتش عشق می‏سوزم، یا در شدت درد می‏گدازم، یا در شوق زیبایی و ذوق عرفانی آب می‏شوم، و سروپای وجودم روح می‏شود، لطف می‏شود، عشق می‏شود، سوز می‏شود، و عصارة وجود بصورت اشک، آب می‏شود و به عنوان زیباترین محصول حیات، که وجهی به عشق و ذوق دارد، و وجهی دیگر به غم و درد، بر دامان وجود فرو می‏چکد.
اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد، و اگر محصول عمرم را بطلبد، اشک را تقدیم خواهم کرد.
خدایا! تو مرا اشک کردی که همچون باران بر نمک‏زار انسان ببارم، تو مرا فریاد کردی که همچون رعد، در میان طوفان حوادث بغرم.
تو مرا درد و غم کردی، تا هم‏نشین محرومین و دل‏شکسته‏گان باشم، تو مرا عشق کردی تا در قلب‏های عشاق بسوزم.
تو مرا برق کردی تا در آسمان ظلمت‏زده بتازم، و سیاهی این شب ظلمانی را بدرم.
تو مرا زهد کردی، که هنگام درد و غم و شکست و فشار و ناراحتی، وجود داشته باشم، و هنگام پیروزی و جشن و تقسیم غنائم، دامن خود برگیرم و در کویر تنهایی با خدای خود تنها بمانم.
غم و درد؛

دکتر چمران

56776
نام: صـادق
شهر: قـــم المقــدســه
تاریخ: 7/26/2008 1:45:43 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین

سلام علیکم جـمیعا

انشاءالله که حال همه دوستان خوب باشه

.
دل جـایگاه مـحبت خــداست .. مبادا که آن را جایگاه محبت فحشا گردانیم ..... !

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم

.
التماس دعا
56775
نام: امید حسنی
شهر: کرج
تاریخ: 7/26/2008 1:14:55 PM
کاربر مهمان
  ۱۱۶۹ سال است که مردی منتظر ۳۱۳ مرد است
چقدر مرد شدن زمان می برد...
56774
نام: يتيم
شهر: كرج
تاریخ: 7/26/2008 12:28:42 PM
کاربر مهمان
  سلام ، اول صلواتي بر محمد و آل محمد -دوم صلواتي بر تمامي اسيران خاك مخصوماً پدران جوان - خيلي دلم مي خواست كسي را پيدا كنم و در مورد دلتنگي امصحبت كنم ولي نشد مي خوام به تمام كساني كه سايه پدر بر سر آنهاست بگم روزي هزاربار شكر خداكرده و به چهره پدرتان بنگريد كه روزي مي رسد مثل من كه دلم مي خوام تمام زندگي ام را بدم لحظه اي پدرعزيزم را ببينم يا اينكه صداي او را بشنوم و يا حتي به خوابم بيايد و بتوانم دل سيراورا ببوسم .
دلتنگي ام وقتي ديوانه كننده مي شود كه روز پدر مي شود و اين جشن بزرگ و ميمون براي من تماماً گريه مي شود از تمام كساني كه اين مطلب را مي خوانند مي خواهم براي سلامتي پدرشان صلوات و براي شادي روح پدر جوانم فاتحه اي بفرستند. با اينكه الان خودم يك فرزند دارم ولي هميشه حسرت عيدي را دارم كه در كنار پدرم باشد . به اميد سلامتي تمامي پدران در زير سايه لطف محمد و علي و خدا.
56773
نام: زهرا
شهر: غریب
تاریخ: 7/26/2008 12:08:06 PM
کاربر مهمان
  به نام زیباییها

یا رب لعالمین

با سلام خدمت آقای بزرگوار و برو بچه های عزیز و دوست داشتنی حرف دل.
۱۰۰۰ صلوات و جزئ ۱۵ را برای من ثبت کنید ممنون از لطفتون که ما را در کار خیرتون شرکت می دهید.
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
<<ابتدا <قبلی 5684 5683 5682 5681 5680 5679 5678 5677 5676 5675 5674 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5679&mode=print