هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
56732
نام: صبا
شهر: هرجا که یار بخواهد
تاریخ: 7/24/2008 1:22:52 PM
کاربر مهمان
  با سلام خنمت امیر حسین از شهر تهران وگل نرگس از شهر ایران سرای من است .از مطلب اخیر شما بسیار استفاده کردم متشکرم.
همچنین سلام خدمت شهاب ازشهر امید به رحمت خدا .۲بار در نوشته هاتون از بنده اسم آوردید از شما متشکرم شما بزرگوارید و فکر می کنید ممه هم مثل خودتان هستند اما باز هم ممنون اگر یک وقتی در نوشته هام ایرادی هم دیدید حتما تذکر دهید تا اصلاح کنم.
سلام سلام سلام سلام سلام به نیت پنج تن خدمت ونوس کوچولو از کهکشان راه شیری.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درد دل آدمی را بیدار می کند روح را صفا می دهد و غرور و خودخواهی را نابود می کند.
شهید چمران
56731
نام: هدهد غريب صبا
شهر: غربت
تاریخ: 7/24/2008 1:21:21 PM
کاربر مهمان
  به نام حضرت دوست
سلام به صاحبخونه حرف دل و بقيه دوستان خوبم
لطفا براي من ختم جزء 14 قرآن و 1000 صلوات محمدي ثبت نماييد.
از همگي التماس دعادارم.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
56730
نام: سارا
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 7/24/2008 11:54:26 AM
کاربر مهمان
  سلام به آقا سيد و به دوستان حرف دلي عزيز
التماس دعا

لطف بفرمائيد تو ختماتون منم ثبت نام كنيد
يا علي
56729
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 7/24/2008 11:47:26 AM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب
- سر كجا افتاده است؟

- كدام زن صيحه مي‌كشد؟

- كدام پيراهن سياه مي‌شود؟

- كدام خواهر بي برادر مي‌شود؟

- آسمان كدام شهر سرخ مي‌شود؟

- كدام گريبان پاره مي‌شود؟

- كدام چهره چنگ مي‌خورد؟

- كدام كودك در انزوا و خلوت خويش اشك مي‌ريزد؟

يا اين مسئله را كه هواپيمايي با يك ونيم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متري سطح زمين ماشين لندكروزي را كه با سرعت در جاده مهران - دهلران حركت مي‌كند مورد اصابت موشك قرار مي‌دهد؟ اگر از مقاومت هوا صرفنظر كنيم، معلوم كنيد:

- كدام تن مي‌سوزد؟

- كدام سر مي‌پرد؟

- چگونه بايد اجساد را از ميان اين آهن پاره له شده بيرون كشيد؟

- چگونه بايد آنها را غسل داد؟

- چگونه بخنديم و نگاه آن عزيزان را فراموش كنيم؟

- چگونه در تهران بمانيم و تنها، درس بخوانيم؟

- چگونه مي‌تواني درها را بر روي خودت ببندي و چون موش، در انبار كلمات كهنه كتاب لانه كني؟

- كدام مسئله را حل مي‌كني؟

- براي كدام امتحان، درس مي‌خواني؟

- به چه اميدي نفس مي‌كشي؟

- كيف و كلاسور را از چه پر مي‌كني؟

از خيال.

از كتاب.

از لقب شامخ دكتر.

يا از آدامسي كه مادرت هرروز صبح در كيفت مي‌گذارد.

- كدام اضطراب جانت را مي‌خورد؟

در رسيدن اتوبوس.

دير رسيدن سر كلاس.

نمره A گرفتن.

- دلت را به چه چيز بسته‌اي؟

به مدرك.

به ماشين.

به قبول شدن در دوره فوق دكترا.

آري پسرك دانشجو!

به تو چه مربوط است كه خانواده‌اي در همسايگي تو داغدار شده است.

جواني به خاك افتاده و خون شكفته.

آري دخترك دانشجو!

به تو چه مربوط كه دختران سوسنگرد را به اشك نشاندند و آنان را زنده به گور كردند.

در كردستان حلقوم كساني را پاره كردند تا كدهاي بي‌سيم را بيابند.

به تو چه مربوط است كه موشكي در دزفول فرود بيايد و به فاصله زماني انتشار نوري، محله‌اي نابود شود و يا كارگري كه صبح به قصد كارخانه نبرد اهواز از خانه خارج و ديگر بازنگشت و همكارانش او را روي دست تا بهشت اباد اهواز بدرقه كردند.

به تو چه مربوط كه كودكاني در خرمشهر از تشنگي مردند.

هيچ مي‌دانستي؟

حتماً نه!

هيچ آيا آنجا كه كارون و دجله و فرات به هم گره مي‌خورند به دنبال آب گشته‌اي تا اندكي زبان خشكيده كودكي را تر كني؟

و آنگاه كه قطره اي نم يافتي با اميدهاي فراوان به بالين كودك رفتي تا سيرابش كني،اما ديدي كه كودك ديگر آب نمي‌خواهد!!

اما تو، اگر قاسم نيستي، اگر علي اكبر نيستي، حرمله مباش كه خدا هديه حسين(عليه السلام) را پذيرفت.

خون علي اصغر را به زمين باز پس نداد و نمي‌دانم كه اين خون، خون خدا، با حرمله چه مي‌كند؟!


نوشته ی شهيد احمدرضا احدي؛ رتبه اول كنكور پزشكي
56728
نام: شهرام
شهر: زابل
تاریخ: 7/24/2008 11:37:14 AM
کاربر مهمان
  من یکیرو دوست دارم ولی هیچکس درکم نمیکنه من چیکار کنم من بدون اون میمیرم یکی نیست یک راه و هلی به من بده
56727
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 7/24/2008 10:55:16 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا

و چه كسي مي‌داند كه جنگ چيست؟

چه كسي مي‌داند فرود يك خمپاره قلب چند نفر را مي‌درد؟

چه كسي مي‌داند سوت خمپاره فردا به قطره اشكي بدل خواهد شد و اين اشك جگرهايي را خواهد سوزاند؟

كيست كه بداند جنگ يعني سوختن، ويران شدن، آرامش مادري كه فرزندش را همين الان با لاي لاي گرمش در آغوش خود خوابانيده؛ نوري، صدايي، ريزش سقف خانه و سرد شدن تن گرم كودك در قامت خميده مادر؟

كيست كه بداند جنگ يعني ستم، يعني آتش، يعني خونين شدن خرمشهر، يعني سرخ شدن جامه‌اي و سياه شدن جامه‌اي ديگر، يعني گريز به هرجا، هرجا كه اينجا نباشد، يعني اضطراب كه كودكم كجاست؟

جوانم كجاست؟

دخترم چه شد؟

به كدام گوشه تهران نشسته‌اي؟

كدام دختر دانشجويي كه حوصله ندارد عكسهاي جنگ را ببيند و اخبار جنگ را بشنود، داغ آن دختران معصوم سوسنگرد، خواهران گل، آن گلهاي ناز، آن اسوه‌هاي عفاف كه هركدام در پس رنجهاي بيكران صحرانشيني و بيابانگردي، آرزوهاي سالهاي بعد را در دل مي‌پروراندند، آن خواهران ماه، مظاهر شرم و حيا را بفهمد، كه بي‌شرمان دامانشان را آلودند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

كدام پسر دانشجويي مي‌داند هويزه كجاست؟

چه كسي در آن كشته شد و در آن دفن گرديد؟

چگونه بفهمد تانكها هويزه را با 120 اسوه، از بهترين خوبان له كردند و اصلاً چه مي‌داني كه تانك چيست و چگونه سري زير شني‌هاي تانك له مي‌شود؟

آيا مي‌توانيد اين مسئله را حل كنيد؛ گلوله‌اي از دوشكا با سرعت اوليه خود از فاصله 100 متري شليك مي‌شود و در مبدأ به حلقومي اصابت نموده و آن را سوراخ كرده و گذر مي‌كند، معلوم نماييد:

ادامه دارد
56726
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 7/24/2008 10:51:55 AM
کاربر مهمان
  امیدوار محترم، سلام و خسته نباشید.
یک جزء و پانصد صلوات به نام بنده ثبت بفرمایید . از زحمتی که می کشید ممنونم.
56725
نام: فرحناز
شهر: رشت
تاریخ: 7/24/2008 10:37:08 AM
کاربر مهمان
  کاری که کردم درست بود
56724
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 7/24/2008 10:35:22 AM
کاربر مهمان
  دلم آنچنان گرفته که می خواد خطا کنه
ترک دیدار رخ تو یار بی وفا کنه
دلم آنچنان گرفته که می خواد داد بزنه
ز جفا و بی وفائی تو فریاد بزنه
دلم آنچنان گرفته که می خواد ناله کنه
ز فراق روی تو گریه صد ساله کنه
دلم آنچنان گرفته که دیگه خسته شده
مثل یک کبوتر که بال و پر بسته شده
دلم آنچنان گرفته که می خواد صدا کنه
تا یکی پیدا بشه دردش و زود دوا کنه
دلم آنچنان گرفته که می خواد دیوونه شه
بزنه به کوه و صحرا ، مجنون زمونه شه
ا.ر (احسان)
56723
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 7/24/2008 10:30:44 AM
کاربر مهمان
  گر تو برگردي دلم وا مي شود

اين دل شوريده شيدا مي شود

گر تو برگردي وجودم تابه سر

شادي افزون كرده غوغا مي شود

گر تو برگردي همي آرامش است

زشتي روزم چه زيبا مي شود

گر تو برگردي نگاهت ديدني است

چشم من غرق تماشا مي شود

گر تو برگردي يقين آن طعنه ساز

پيش روي جمله رسوا مي شود

گر تو برگردي صداي ساز و دف

در حريم خانه برپا مي شود

گر تو برگردي غم از دل مي رود

جاي آن شادي مهيا مي شود

گر تو برگردي بسي دارم سخن

گفتني ها دشت و دريا مي شود

گر تو برگردي صداي ساز من

باز هم در خانه پيدا مي شود

گر تو برگردي پريشاني من

مي رود آرامش اينجا مي شود

گر تو برگردي غم از دل مي رود

شادي دل تا ثريا مي شود

گر تو برگردي تمام هستي ام

از براي تو مهيا مي شود

ا.ر(احسان )
<<ابتدا <قبلی 5679 5678 5677 5676 5675 5674 5673 5672 5671 5670 5669 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5674&mode=print