اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 56622 |
نام:
عاشق
شهر:
شهرک عاشقیه
تاریخ:
7/21/2008 6:08:56 PM
کاربر مهمان
|
وتنها عشق ....
سلام به برادرای گل وخواهرای عزیزم.
خصوصا اقا ایمان . اولا که من الان یک ساله با بچه های این سایت رفیقم و یه حس خواهرو برادری نسبت به هم داریم ثا نیا من باید به شما خوش امد گویی کنم .
راستی اقا شهاب برنامتون واسه ی ماه مبارک رمضان
چطوریه ببخشید اما کنجکاوم . اخه دوستدارم مثل پارسال این سایت رو گل بارون کنیم هم دوستای جدید اومدن هم با برنامه ریزی ومسابقات گوناگون و...
میشه این ماهو پر از شادی و خنده و ..کرد.
در ضمن برادر من میدونی چرا این سوالو کردم برای اینکه خواستم شماهارو از حرفای مولامون مهدی اگاه کنم ای کاش بودینو می دیدین چه حرفایی میزد منکه خودم از گریه از حال رفتم مطمئنم که شما هم طاقت شنیدن حرفای این بزرگوار و ندارین حالا با خودتونه می خواین باور کنین میخواین نکنین اما اگه بشنوین مطمئنم میدونین انتظار چه طوریه.
اگه اهلشی باید یه قولی بدی و پاش وایسی.حالا هستی.
با خودته.
|
|
| 56621 |
نام:
زائر
شهر:
دلخوش
تاریخ:
7/21/2008 5:44:58 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر شهيدان اسلام سلام بر شهيد اهل قلم سيد مرتضي
دوستان خدا شما را حفظ كند بخاطر اين تلاشتان اگر چه من فكر ميكنم بي فايده است چون تمام سايتهايي كه عكسها و فيلمهاي مبتزل دارند مؤفق ترند و جوان پسند تر كسي از شهدا ياد نميكند جز اندك شماري چون شما كه دل خوش كرديد اينجا ببينيد سايتهاي ديگر بيداد كرده اند حتي عكسها و فيلمهايي كه فساد اخلاقي دارند در داخل گوشيهاي جوانان مملكت ما هست كه بر عكس شما به آنها دلخوش كرده اند و چه بسا با آنها عشق و كيف مي كنند و تا حدي كه اصلاً ازدواج را نياز نميدانند و جز يك مسئوليت و زن را سر بار دانستن نميدانند چه قدر تلاش؟؟؟!!!حتي اگر امام زمان انشاء ا… ظهور نمايند اين قماش دست از اين اخلاقشان برنميدارند من كه متحيرم از اين تلاش شما با اين نيروي قليل .ببخشيد كه بي مقدمه و بدون معرفي آمدم ولي من هم يك رهگذري هستم كه به همه نوع سايتها سر ميزنم ولي نه اون سايتها توانسته اند نيازم را برآورند نه اين سايت. از شما ميخواهم كمكم كنيد يا علي
|
|
| 56620 |
نام:
girl
شهر:
Iran
تاریخ:
7/21/2008 5:28:08 PM
کاربر مهمان
|
كــوچـــه *
بي تو، مهتابشبي، باز از آن كوچه گذشتم،*همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،*
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،*
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.*
در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد*
باغ صد خاطره خنديد،*
عطر صد خاطره پيچيد:*
يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم*
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم*
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.*
تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.*
من همه، محو تماشاي نگاهت.*
آسمان صاف و شب آرام*
بخت خندان و زمان رام*
خوشة ماه فروريخته در آب*
شاخهها دست برآورده به مهتاب *
شب و صحرا و گل و سنگ*
همه دل داده به آواز شباهنگ*
يادم آيد، تو به من گفتي:*
- ” از اين عشق حذر كن!*
لحظهاي چند بر اين آب نظر كن،*
آب، آيينة عشق گذران است،*
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،*
باش فردا، كه دلت با دگران است!*
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!*
با تو گفتم:” حذر از عشق!؟ - ندانم *
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،*
نتوانم!*
روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،*
چون كبوتر، لب بام تو نشستم *
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“*
باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم*
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم *
حذر از عشق ندانم، نتوانم! “*
اشكي از شاخه فرو ريخت*
مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...*
اشك در چشم تو لرزيد،*
ماه بر عشق تو خنديد!*
يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم *
پاي در دامن اندوه كشيدم.*
نگسستم، نرميدم.*
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم،*
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،*
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...*
بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!*
|
|
| 56619 |
نام:
تراب
شهر:
تربت
تاریخ:
7/21/2008 4:39:13 PM
کاربر مهمان
|
خدایا مرابه خود وامگذار...وای بر من...
|
|
| 56618 |
نام:
یاسر
شهر:
گرگان
تاریخ:
7/21/2008 4:01:35 PM
کاربر مهمان
|
کمر آقا خمیدست ، جوانا کیسه رو از آقا بگیرید
زندگی حضرت علی (ع) تقسیم می شود به سه فصل : ۲۳ سال جهاد برای مکتب، ۲۵ سال تحمل برای وحدت و ۵ سال انقلاب برای عدالت ***** خدایا مارا از صابرین قرار ده
التماس دعا
|
|
| 56617 |
نام:
علی
شهر:
شيراز
تاریخ:
7/21/2008 3:38:07 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحيم- علوم حديث- بحث نحوه مطالعه- 4- موضوع حفظ پايائي- در يادگيري بدو بخش تقسيم ميشود -1- موضوع انتخاب ميكنيم وبايد مطالب ما بقول علما داخل موضوع باشد واياربط به موضوع به موضوع باشد متلا در بارهاي حديث اي بحث ميكنيم ونميتوانيم از قواعد فلسفي استفاده كنيم وياتصور كنيم كه ازادي ميتواند به حدي باشد كه بشر را نابود كند واگر در سوئد يك چنين فلسفي ساخته شد انرا خودنمائي بدانيم يا فلسفه بدانيم ازاين بحث نتجه گرفته نميشود كه مثلا هوش سوئدي بيشتر از ديگران است. به اصطلاح وارد موصوع نيست بلكه خارج از موضوع است د رعلم غربي به ان اعتبار گفته ميشود وميگويند مزالب بايد اعتبار داشته باشد در اين مورد هرچه زمان ميگذرد وپيچيدهگيها زياد ميشود ومعيار ها از هم جدا ميشود شناحت هم مشكل تر وپيچيده تر ميشود وبايد براي هر موضوع فرعي يا زير گروه بايد معيار خاص وحتي گاهي روش خاص در نظر گرفت تا بتوان ان مسئله را بدرستي حل كرد ودوم مسئله پايائي است مه در حوزه به ان فدرت اسنباط ميگويند ممكن است يك فرد يك مسئله را حل كند ولي از حل مسئله متشابه با ان عاجز باشد در پايائي اگر بتواند مسائل پيجيده تر حل كند خوب است ولي نزول نبايد كند در سطحي به ظاهر رسيده است باقي بماند مثلا متخصصيني در غرب يك شركت را در ظرف شش سال از 47 در صد به 58 در صد ميران فروش رساند ولي بعدا يك شركت متشابه با ان از 58 در صد ظزف ششسال به 36 در صد رسانند پايائي ندارنند شناخت اين معيار كار مجتهد است وكاري اسان هم نيست درحقيقت مجتهد بايد زياد مشق كاري كند تا بتواند به اين نتجه برسد غالبا چناچه منابعي كه مورد مطالعه قرار ميدهد منابع حساب شده نباشد مجتهد را گول ميزنذ كه دو نمونه غربي را مورد توجه قرار دهيد – اول ان جناب اقاي راسل در سن بيست ودو سالگي ايشان نيروي دريائي براي تشخيص بهتر دادن رادار انتخاب كرد ودر انجا به اين مشكل برخوردند كه امكان ندارد كه بتواند رادر براي هرنقطه يك گزينه داشته باشد اخيرا به اين نتجه رسيدند چنانچه رادار جنس شناس بسازند امكان پذير هست در نتجه جناب اقاي راسل اول در كاجي در امريكا سر كلاس علوم نجربي نمي رفت زيرا معتقد بود نظمي در اين علوم كشف ميشود از لحاض فاسفي نظم نيست نظمي است كه فقط بدرد اجرائيات ميخورد واز قوانين ثابت حقيقي دائمي برخوردار نيست روزي به اين نتجه رسيد كه نظم فلسقي دارد ولي علت انر فكر كرد كه بي نهايت گزينه دارد كه اخرين ان خداوند ايده ال است وفرمودند كه شناخت علت هستي مانند يافتن يك سوزن در انبار پر از كاه است وبايد علم سكولار بسيار پيشرفته داشت تا ان علت را پيدا كند -2- راديو وتلويزون المان نازي هيتلر را با ژنرال ها نشان ميدهد كه ژنرال ها در حاليكه ميخندد وهيتلر بسيار گرفته است هيتلر ميگويد كه از اين راه بايد حمله كنيم وژنرال ه هم باخنده ميگويند پس از اين راه بايد حمله كنيم قدم به قدم اين روش پيش ميرود ولي در حقيقت بر عكس است وهمه روانشناسان انگليسي گول خوردند وفكر ميكردند كه گرفتگي هيتلر توچيه پذير است زيرا كار كمي مشكل است در حاليكه بعدا روانشاسي عكس انر اثبلت كرد وفلسفه اين كار اين بود چناچه ژنرالها كودتا گنند وانها را لكشند مردم تصور كنند مغز نظامي جناب هيتلر است- ادامه دارد
|
|
| 56616 |
نام:
سارا
شهر:
مشهدالرضا
تاریخ:
7/21/2008 3:27:19 PM
کاربر مهمان
|
سلام آقا سيد چند روزيه دلم گرفته لابد به جوابم ميگيد خدا نكنه اونم بچه هاي اين باغ دلشون بگيره؟؟!!!
ولي اقا سيد بعضي وقتا پيش مياد دلا بگيره اينم جزء حكمت خدايه تا قبل از عيد مولامون و قبل از كنكور كه خودم و تو خونه حبس كرده بودم دوستا كه گلايه ميكردند مييگفتم:درس دارم و گاهي وقتا هم ميگفتم مريضم خدائيش دوستايي كه دارم باحال و با صفايند با سر ميدوئند ميان ديدنم حالا هم كه خودم و حبس كردم، ولي يه فرقي كه داره اينه كه هر كي بهم زنگ ميزنه تو هم ابتداي تماس ميگيرن كه من بد خلق ، بدصدا، بي حال ، بي سر و شوقم ميگن:باز چته؟؟؟؟؟!!!!!ميگم هيچي .
يكيشون ديروز تو حال گرفتگي و بغض زنگ زد فهميد تو چه حالي يم خداحافظي كرد گفت بعداً زنگ ميزنم امروزم كه رفتم دفترچه بيمم و بگيرم يكي از دوستام كه اونجا كار ميكنه اول خوشحال شد بعد مثل يخ رو به من كرد اين چه حاليه …..ي كه من مي شناختم اينجوري نبود دلم گرفت از اين حالت چه كاري؟؟؟ و بي حالي و بي حوصله گي رو بهانه كردم دقايقي باهاش بودم و با عذر خواهي خداحافظي كردم .
وارد خيابوني شدم كه ويترين مغازه هاش پر شده از مانكنايي كه من بعنوان يه دختر خجالت ميكشم پياده از كنارشون رد بشم، يا بعضي دخترامونم كه شدن عين همون مانكنا و چشماي هوسران دنبالشون.
بازم آزو ميكردم كاش تو خونه حبس ميبودم و تو سايتاي مورد علاقم سير ميكردم بهتره از اون هواي آلوده بود برگشتم خونه حالم بهتر نشد كه فكر ميكنم بدتره خلاصه اقا سيد يه جوري حس ميكنم من تو يه عالم ديگه يا كره اي ديگه هستم و اونا از كره اي ديگه كه من اصلا از رفتار و سليقه هاشون خوشم نمياد آقا سيد بخاطراين كه خدا من و خلق كرده و مرگ و زندگيم دست اونه. وهيچ نميتونم بگم و انجام بدم وگرنه……..!!!!!!!!!!!!!!!!دلم میخواست امروز تو این ساعات حرم آقا میبودم و اونقدر گریه میکردم تا حالم خوب بشه ولی هنوز دعوتم نکرده.
آقا سيد ممونون كه من و تحمل كردي و به حرف دلم گوش دادي آخه جز شماها كي ميخواد ما رو درك كنه و چه جايي بهتر از اينجا سيد ، بازم تشكر تايه درد دلي ديگه………..
|
|
| 56615 |
نام:
ای ضامن آهو
شهر:
مشهد الرضا
تاریخ:
7/21/2008 3:04:41 PM
کاربر مهمان
|
سلام دوستای گلم
دلم گرفته بود گفتم بیام اینجا و از دلتنگی هام بگم
دختری هستم بیستو یک ساله
فکر ازدواج بدجوری عذابم میده.
همیشه از خدا می خوام که یه همسر مومن رو قسمتم کنه.
از طرفی دوست دارم که الان که وقت ازدواج کردنمه ازدواج کنم.ولی...
دعا می کنم که انشاءالله همه جوونا خوشبت بشن.
|
|
| 56614 |
نام:
عباس فریور
شهر:
تهران
تاریخ:
7/21/2008 2:56:46 PM
کاربر مهمان
|
سلام
ای اهل دل
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم
باشد که نباشیم وبدانند که بودیم
دردی از نوع ایثارگری
|
|
| 56613 |
نام:
صبا
شهر:
هرجا که یار بخواهد
تاریخ:
7/21/2008 2:38:02 PM
کاربر مهمان
|
قسمتهایی از نفس کیمیایی مرحوم حاج اسماعیل(رحمة ا...:
ــــــــــــــــــــــــــــــ
میگن وقتی بعضی از آدم خوبا میمیرند ملائکه می بینند که تو دفتر حسابشون هیچ چیزی نیست نه خوبی و نه بدی آخه مگه میشه ؟ وقتی علت رااز خدا میپرسن خدا میگه این بنده من از اونایی بود که هر کاری که می کرد فقط به خاطر من بود یعنی نیتش خالص خالص فقط براخدا بود .منم وقتی دیدم همه کارش فقط برای منه جلوی چشمان شما ملائکه را هم گرفتم تا حتی شما ها هم نبینید که اون به خاطر من چکار می کنه چون بنده ام دوست نداشت جز من کسی از کاراش باخبر بشه...
|
|