اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 56332 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
7/12/2008 6:41:18 PM
کاربر مهمان
|
.:: یا رب العالمین ::.
*سلام به حرف دلی های گرانقدر.
*سلام گرانقدر از تهران و بوی سیب بزرگوار سلام و عرض ادب و زیارت قبول.
خوشحالیم از حضور متبرکتان.
ان شاء الله که زیارت عتبات عالیات و بیت الله الحرام و مدینه و بقیع قسمتتوت بشه. راستی تا یادم نرفته ان شاء الله زیارت بارگاه ملکوتی بی بی زینب(س) و خانم رقیه(س) ، دختر سه ساله ی آقا ابی عبدالله(ع) قسمتتون بشه.
*محبوبه ی گرامی سلام و عرض ادب.
بنده باوجود اینکه حس کردم سوالتون که فرموده بودید:
آقا شهاب بزرکوار واقعا خسته نباشد
یه سوال برام پیش اومده بزرگواری می کنید اگه جواب بدید ، اینکه چطور تو این دنیای ماشینی که آدما حتی واسه خودشونم وقت ندارن شما روزی نه یک بار بلکه چند بار به این محله سرمیزنید
همون روز خدمتتون پاسخی دادم به این شرح که الآن هر چه گشتم نیافتم:
بنده در حد امکان سعی می کنم یکبار صبح و یکبار عصر به سایت سر بزنم و بیشتر اوقات هم نیمه شب ها سر می زنم و اگه پاسخی یا پیام یا مطلبی رو نیاز ببینم می گذارم.
اتفاقا همون موقع که داشتم پاسخ رو تایپ می نمودم برام سوال پیش اومد که این سوال و پاسخ بنده چه دردی از شما و حرف دل می تونه دوا کنه اما به جایی نرسیدم مثل همین حالا که هر چی گشتم پاسخم رو که ثبت نشده و می خواستم نشانیش رو خدمتتون بگم و به جایی نرسیدم.
واقعا اگه این سوال و جواب ها و پرسش و پاسخها و جستجو ها و پیگیری ها بعدیش صرفا برای وقت گذرونیه و اینکه صرفا یه پرسش و پاسخ انجام شده باشه برای خودم و شما متاسفم.
اما امیدوارم هدفتون و اهمیت این پیگیری مجدانه تون رو به بنده هم که بی اطلاعم ازش اعلام فرمایید.
|
|
| 56331 |
نام:
فريال واعظي
شهر:
تهران
تاریخ:
7/12/2008 6:32:41 PM
کاربر مهمان
|
باسلام عرضي داشتم تاحالاسه تامتن نوشتم ولي چرااونارو نزديد؟مگه قرارنيست حرفاي دلمونوبزنيم؟
|
|
| 56330 |
نام:
فريال واعظي
شهر:
تهران
تاریخ:
7/12/2008 6:09:23 PM
کاربر مهمان
|
دلم برات تنگ شده.خيلي...خيلي زياد...كاشماجاي اون ماشيناتواون لاين بوديم وتازه مي خواستيم بيايم پيشت...الان نزديك غروبه.غروب روزسه شنبه توجمكرونت حالي داره دعاي توسل.ولي ازشانس من هيچ وقت نتونستم راحت وبي دردسريه جمكرون برم...هيچ وقت لياقت هم كلام شدن باتورونداشتم...دلم برات تنگ شده اقا.تنگ...تنهاچيزي كه تونبودشماارومم مي كنه چفيه ي اقاست واون دونامه...خيلي سخته عاشق باشي ودهنتوببندنوبگن:هيچي نگوفقط بسوز...بسوزاون قدربسوزتاخاكسترشي...دلم تنگه اقا.تنگه...دلم ازاين كره ي خاكي گرفته.كره اي كه تاچشم كارمي كنه همش شده زمين وزمين وزمين.اين خاك ديگه اسموني نداره كه به بارونش دلم روخوش كنم.به ابي بودنش.به روشني افتابش...اين جاهمش شده زمين...زميني كه خداي ادماش شده افراددوروبرشون...اقاروي زمين ديگه دلم به هيچي خوش نيست.جزظهورشما...اقادلتنگ رفتنم...مرگ نه...شهادت...مي دونم خيلي كوچيكترازاونم كه بخوام ازشهيدوشهادت بگم ولي چيزي كه هست اينه كه:من تورودوست دارم.خدام كه جاي خودشوداره.پس اماده ي هركاري براتون هستم حتي اگه جونموبخواين بازم حاضرم...مي دونم لياقت حتي به زبون اوردن اين واژه هاروهم ندارم ولي چيزي كه هست اينه كه من عاشقم.وقتي عاشق باشي چه ابن ملجم باشي چه علي(ع)بازهم عاشقي.وعاشق يعني شهيد.شهيددرراه عشق...ابن ملجم اگرچه علي روبه شهادت رسوندولي هنوزعاشق بود.عاشق بودكه هنگام ضربه زدن به ان حضرت گفت:ياعلي...وخدامي دونه كه چقدرمنتظرم...منتظريه روزطلايي.روزي كه پاسخ تموم خستگيهاي راهم روبگيرم...منتظرروزي كه ببينم به اون همه صبروشكيباييم پاسخ داده شده...اقااقاي مهربونم...سرورم...جونم...تموم وجودمتوروخداشماروبه مادرتون فاطمه ي زهراوپدرتون علي قسم مي دم زودتربياين...اقااين مردم ديگهتاب وتوان ظلم وجنايت روندارن...زودتربياين وبهشون بگين كه اين همه سال انتظارما نتيجه داد...وتوبودي كه مارونظاره مي كردي وكمكمون...اقاادماي اين جاديگه هيچي براشون مهم نيست.تنهاچيزي كه براشون مهمه وجودخودشونه وخودشون...هيچ كي به خاطرديگري خودشوتوزحمت نميندازه...اقادلاي ادمامثل سنگ شده...ديگه هيچ احساسي نمونده...وبه همون سنگ بودنشم مي نازن. ومن مبهوت اين ادم هام...ومن حيرون اين زندگي هام...كه چه طورمي شه بااين دلاي سنگي زندگي كرد.اقامنتظرم...بيا...همه منتظريم...همه.
|
|
| 56329 |
نام:
یونس بیست
شهر:
تهران
تاریخ:
7/12/2008 6:06:00 PM
کاربر مهمان
|
دلامون خوشه...
فکر کرده چون میاد اینجا حالا شده امامزاده...
ولله بالله تالله اینطوری نیستا...
آقاجون من...
عزیزدل برادر
خواهر گرامی
با همه هستم ایها الناس...
این الرجبیون! ! !
حواسای همه پرته!
ای لیلة الرغائب زهرا نیامدی
ماه رجب رسید تو اما نیامدی...
کی تو خواسته هایش فقط برای ظهور دعا کرد...
یعنی سیصد و سیزده نفر هنوز بعد از این همه سال پیدا نشده تا اقامون ظهور کنه...
عزیز دل برادر ماه رجب ماه حرامه...
پس چرا گناه می کنی...
چرا هنوز خیلی ها باورشون نمی شه غیبت از زنا بدتره!!!
به خدا قسم اگه بفهمی یکی زنا کرده چقدر خشمگین می شی... به خدا قسم این حدیث همین پیامبر خودمونه که فرمودند غیبت از زنا بدتره... حالا چرا این باورمون نمیشه... الله اعلم
این الرجبیون
استغفر الله و اسئله توبه
****
اخلاص گم شده
کیه که فقط برای خدا کار کنه...
نیتها رو خالص کنیم
حرفهامون رو برای رضای خدا بنوسیم...
اخلاص گم شده
این الرجبیون
|
|
| 56328 |
نام:
*
شهر:
*
تاریخ:
7/12/2008 5:25:32 PM
کاربر مهمان
|
Sabokbar hrfe del dus nadari dige ya nmikhay ma salavat befrstim dige? Che farghi mikone ham k nistesh!
|
|
| 56327 |
نام:
نور
شهر:
اصفهان
تاریخ:
7/12/2008 5:24:06 PM
کاربر مهمان
|
سلام بنده در سال ۱۳۷۴ طلبه شدم باتمام سختی که خانواده ام سر این قضیه به من می گرفتند درسم راخواندم حتی به خاطر اینکه پدرم پول کتابهایم رانمی داد مجبور بودم از صندوق صدقات خانه مان استفاده کنم یا از دوستانم کمک بگیرم درسال ۱۳۸۰ ازدواج کردم ونتوانستم چندتا از امتحانات باقی مانده سال آخررا بدهم ۲سال بعدازاین قضیه فهمیدم دیگر اجازه امتحان ندارم چون شرط سنی وسقف تحصیلی گذاشته بودند با دو بچه کوجکم خیلی به قم رفتم خیلی به این وآن التماس کردم تا اینکه سال پیش قانونی به اسم بازپذیری برایمان گذاشتند وبنده دوستانم را که بی اطلاع بودند مطلع کردم آنها هیچ زحمتی به خود نداده بودند که دنبال کارشان رابگیرند ولی من برای خدا آنها رامطلع کردم وخلاصه امتحان رادادیم وامروز آن دونفر دوستم قبول شده اند ومن که فقط یک نمره کمتر از آخرین فرد دارم قبول نشدم دلم خیلی گرفته که چرا نشد چرا؟
|
|
| 56326 |
نام:
منصوره
شهر:
اصفهان
تاریخ:
7/12/2008 5:02:31 PM
کاربر مهمان
|
از تمام حرف دلی ها که امسال معتکفند التماس دعا دارم. به امید حق
|
|
| 56325 |
نام:
مخلوق خدا
شهر:
گل
تاریخ:
7/12/2008 5:00:44 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه دوستان حرف دلي
مدتي هست كه خوابهاي پريشاني مي بينم حس مي كنم يه گناهي مي كنم كه از اون بي خبرم.
مي تونين يه سايت خوب براي تعبير خواب بهم معرفي كنين؟
التماس دعا از همگي
اللهم عجل لوليك الفرج
|
|
| 56324 |
نام:
امیر محمد نجفی
شهر:
تکاب
تاریخ:
7/12/2008 4:17:50 PM
کاربر مهمان
|
یا صاحب الزمان دلم را عشق تو کرده هوایی
می کنی در اسمان قلب مجنونم خدایی
|
|
| 56323 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
7/12/2008 3:49:29 PM
کاربر مهمان
|
دیده بگشا .......
داشت توی کوچه راه میرفت .... دید در خونه همسایشون بازه ..... یه نگاه به داخل حیات کرد ... دید خانم همسایه با پوشش ناجور داره لباس پهن میکنه ..... ایستاد و نگاه کرد .... دوستش صداش کرد .... رفت .....
الان دیگه معلم شده بود .... بچه های مردم رو درس میداد .... وقتی از مدرسه برگشت دید یه نفر جلوی خونشون وایساده و داره داخل خونه رو نگاه میکنه ...... نزدیک شد .... آقا پسره متوجه حضورش شد و رفت .... ایستاد دم در خونه و به داخل خونه خودش نگاه کرد .....
دخترش بدون حجاب داشت لباس سر بند پهن میکرد ......
دیده بگشا ....... که انسان بابت هر عملی در این دنیا پاداش و جزا میبیند ..... بازگشت عمل زشت زمان و مکان نمیشناسد ...... عزیزی میگفت برای نگاه اول هم برنامه ریزی نکنید .......دیده بگشا
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
|
|