هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
56122
نام: چشم به راه یک اشاره از سوی طبیب طبیبان
شهر: فعلا جایی ندارم جز در خانه خدا
تاریخ: 7/7/2008 8:21:53 AM
کاربر مهمان
  سلام بچه ها تو رو خدا برای مریض من دعا کنید خیلی جوونه حیفه حالا بره زیره خروارها خاک بخوابه . این همه زحمت کشیده درس خونده حالا که فارغ النحصیل شده حالا که مقاله هاش توی دنیا رتبه آورده حالا که نمیدونم بچه ها دعا کنید از خدا بخواین . از شهدا بخواین به مادرشون حضرت زهرا بگن اونوقت مطمئن هستم دعام مستجاب میشه و این لخته خونی محو میشه . خدامن هیچکس و ندارم اومدم در خونه تو قسمت میدم به بزرگی و مهربونیت خودت شفاش بده فقط تو می تونی
56121
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 7/7/2008 6:29:19 AM
کاربر مهمان
  با چه كسانى مشورت كنيم

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
مشورت داراى حدودى است كه بايد رعايت شود و اگر حدودش مراعت نشود، ضررش بيش از منفعت آن خواهد بود:
1. كسى كه با او مشورت مى كنيد آدم عاقل باشد.
2. آزاد متدين باشد.
3. رفيق فهميده باشد.
4. در مورد مشورت او را آگاه كنى تا كاملا به منظورت پى ببرد.
5. پس از آگاهى بر اسرار تو، آن را پنهان كند.
زيرا اگر عاقل باشد به شما منفعت مى رساند.
و اگر آزاد متدين باشد در نصيحت و راهنمايى شما مى كوشد. و اگر رفيق واقعى باشد اسرار شما را پنهان خواهد نمود.
و اگر درست منظورت را درك نمايد، آن وقت مشورتى كامل انجام مى پذيرد

(چه فرقی میکنه بزرگوار شما لطف داری ......)

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم وحشرنامعهم
56120
نام: سارا
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 7/7/2008 4:08:29 AM
کاربر مهمان
  اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم

سلام اقا سيد و دوستان سيد
اينبار اومدم فقط يه قدر داني از مديريت محترم سايت و همكارانشون داشته باشم به خاطر حسن سليقه و حوصله شون به خاطر ديدن و ثبت كردن اين همه حرف دل .راستش شايد ديگران هم اين كار و انجام ميدن ولي از وقتي من وارد اين سايت مقدس شدم اصلا فكر ميكنم يادم شده كه اين ارتباط صميمي و معنوي به واسطه ي اين عزيزانه، خسته نباشيد و خدا قوت من شما رو خيلي دعا ميكنم
مؤيدباشيد عزيزان
براي سلامتيشون جمع حرف دلي يه صلوات مهدي پسند:

اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم
56119
نام: سارا
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 7/7/2008 3:58:14 AM
کاربر مهمان
  سفر در هواي تو

اي حُسن يوسف دكمه پيراهن تو
دل مي شكوفد گل به گل از دامن تو

جز در هواي تو مرا سيرو سفر نيست
گلگشت من ديدار سرو و سوسن تو:

آغاز فروردينِ چشمت ، مشهد من
شيرازِ من ارديبهشتِِ دامن تو

هر اصفهان ابرويت نصف جهانم
خرماي خوزستانِ من خنديدن تو

من جز براي تو نمي خواهم خودم را
اي از همه من هاي من بهتر، منِ تو

هرچيز و هر كس رو به سويي در نمازند
اي چشم هاي من ، نمازِ ديدن تو!

حيران و سرگردانِ چشمت تا ابد باد
منظومه دل بر مدار روشنِ تو!

زنده یاد قیصر امین پور
برای شادی روحش صلوات:
56118
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 7/7/2008 3:08:11 AM
کاربر مهمان
  سلسله ی موی دوست، حلقه ی دام بلاست

هر که در اين حلقه نيست، فارغ از اين ماجراست


گر بزنندم به تيغ، در نظرش بی دريغ

ديدن او يک نظر، صد چو منش خونبهاست


گر برود جان ما، در طلب وصل دوست

حيف نباشد که دوست، دوست تر از جان ماست


دعوی عشاق را، شرع نخواهد بيان

گونه ی زردش دليل، ناله ی زارش گواست


مايه ی پرهيزگار، قوت صبر است و عقل

عقل گرفتار عشق، صبر زبون هواست


دلشده ی پای بند، گردن جان در کمند

زهره ی گفتار نه، کين چه سبب وان چراست؟


تيغ بر آر از نيام، زهر برافکن به جام

کز قِبَل ما قبول، وز طرف ما رضاست


گر بنوازی به لطف، ور بگذاری به قهر

حکم تو بر من روان، زجر تو بر من رواست


هر که به جور رقيب، يا به جفای حبيب

عهد فرامش کند، مدعی بيوفاست


سعدی از اخلاق دوست، هر چه برآيد نکوست

گو همه دشنام گو، کز لب شيرين دعاست
56117
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 7/7/2008 2:02:50 AM
کاربر مهمان
  دلت شاد باشه صلواتي بر محمد وآلش بفرست
56116
نام: تشنه
شهر: اصفهان
تاریخ: 7/6/2008 11:28:02 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا
سلام.سلام به همه اونهایی که دلشون پر می کشه برای یه لحظه کنار شهدا بودن، تو حال و هوای جبهه بودن،چند ثانیه از دنیا بریدن و از خود بی خود شدن، مست شراب الهی شدن... گرچه نبودم و ندیدم و حتی درست و حسابی نشنیدم ولی بعضی وقت ها اون قدر دلم می خواد تو اون روزها بودم، با اون آدما هم نشین بودم، توی اون فضا نفس می کشیدم که تحمل خودم و دور و برم برام سخت می شه...
یاد امام و شهدا دلو می بره کرببلا ...
حاج همت ، سردار خیبر ! بدجوری دلم براتون تنگ شده، خیلی دلم می خواست می تونستم یه کاری بکنم.من تلاشم رو کردم.نکردم؟ حاجی جان! حاجی! یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود...
تو اون روزها اگه حاج حسین نبود شاید دق کرده بودم. تا فرصتی به دست می اومد می رفتم و باهاش دردل می کردم. حاجی حسرت به دلمون موند یه روز هم شما ما رو دعوت کنید. نمی دونم حاج حسین دیگه چرا مارو دعوت نمی کنه. خدا می دونه چقدر دلم برای گلزار شهدا تنگ شده. هر جا که می رفتم ، سر مزار هر شهیدی ، میگفتم به حاج همت سلام برسونید. حالا حاجی شما سلام مارو برسونید...
غیر از دعا کاری از دستم بر نمی آد. ما رو فراموش نکنید. التماس دعا.
56115
نام: *******م*******
شهر: *****ح*******
تاریخ: 7/6/2008 11:23:22 PM
کاربر مهمان
  بسم الله
سلام برشهدا
رفته بودم ميهماني، صاحبخانه داشت كباب مي پخت .... رفتم كربلاي پنج ........

اين را هنوز براي هيچكس نگفته ام.....

داشتم گردان را مي بردم جلو كه ديدم بوي كباب مي آيد ..... دو سه روز هم بود

كه غذاي درستي نخورده بودم، پيش خودم گفتم دم اين بچه هاي تداركات گرم ...

عجب صفايي دارند ..... زودتر از نيرو، كباب را رسانده اند خط ...... فكر كردم

همين كه برسم به كبابها، اگر هم مانده يك تكه هم باشد، مي خورم ..... رفتيم

جلوتر.....

بوي كباب بيشتر شد ..... توي حال و هواي كباب خوردن بودم كه ديدم .... يا علي

!سر سه راهي شهادت، يك خمپاره خورده بودي توي تويوتا و سه چهار تا از بچه

ها جزغاله شده بودن ....... بوي كباب از آنها بود!!! ............

از خودم متنفر شدم ..... بعد، آن روز توي ميهماني اين خاطره با تمام جزئياتش

توي ذهنم بود و اصرار مي كردند كباب بخورم، چگونه مي شد بخورم .....

صاحبخانه فكر مي كرد از او خوشم نمي آيد، ميهمانها هر كدام فكر مي كردند با

آنها مشكل دارم....



برگرفته شده ازوبلاگ
باتشکر
التماس دعای خیر
مریض دارم
یاحق
56114
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 7/6/2008 10:44:52 PM
کاربر مهمان
  دعايت به اجابت برسه صلوات بفرست
56113
نام: sara
شهر: از تهران
تاریخ: 7/6/2008 9:32:09 PM
کاربر مهمان
  بقيه مطلب:
روزهاي من يكي بعد از ديگري گذشته و رفته اند و من براي فوت هيچكدومشون عزاداري نكردم چون هنوز منتظر اون لحظه واقعي هستم حتي اگر فقط يك نفس به اخر راه مونده باشه من منتظرت ميمونم!!!!چه كنم دلم به خيالت پر پره...موقعي كه بهم گفتي هستي نميدونستم كه حتي خيالمرو هم حتي بايد به قيمتش بفروشم...نميدونستم كه تو بوي رفتنودوست داري...اره من ابله يه جورايي گير ميكردم...باز تو بهم وقت دادي گفتي كه به عاقبت لحظه هاييكه بهت دادم فكر كن !!!فكر كردم خيلي فكركردم اونقدر كه لحظه شد درد من شد فكر من..حالاهم دارم تو ذهنم تكرار ميكنم..گاهي ميرفت تا خودشوپيدا كنه..ولي بعضي وقتا سرش شلوغ ميشد يادش ميرفت كيه كجاست چقدر انرژي داره چقدر وقت داره چي بايد بده و چي بايد بگيره???اينكه بديم چقدر?تا كي?ايناست كه ميبرونه.. ايناست كه دلو ميكنه...حالا ميدونم كه داري يه لبخند معني دار ميزني ولي من كه گفتم ضعيفم من كه گفتم كم ميارم!!ولي تو بذار تا بگذرم تو بذار كه غبطه نخورم تو بذار تا منم بسوزم...تو بذار تا لحظه هاي منهم پر بشه...و تو بذار تا منم برم تا برسم كه موندن برام با مردن هيچ فرقي نداره...اره بذار عزيزم تا بگذارمو بگذرم
<<ابتدا <قبلی 5618 5617 5616 5615 5614 5613 5612 5611 5610 5609 5608 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5613&mode=print