اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 56112 |
نام:
من
شهر:
تو
تاریخ:
7/6/2008 9:26:19 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همگی
من یه سوالی از محضر آقایون دارم!!!
آراستگی در دین اسلام چه طوریه؟
آیا یه مرد مسلمون باید لباسی که سه شماره از سایز بدنش بزرگتره بپوشه، تا مسلمون واقعی جلوه کنه؟ آیا باید اصلاح صورتش به حدی نامرتب باشه که آدمو یاد جاده هراز بندازه؟
به من بگید یه مرد مسلمون توی این دوره زمونه چه طور آراسته است؟
|
|
| 56111 |
نام:
مليحه
شهر:
كرج
تاریخ:
7/6/2008 8:50:30 PM
کاربر مهمان
|
سلام بچه هاي حرف دل من تازگي يا به جمعتون پيوستم امروز بدجور دلم گرفته بغض گلمو داره قلقلك ميده مي خواستم برم مسجد محلمون اما اجازه ندارم!ميدونيد چرا؟چون من دقيقا ۱۵روز به امتحانات ترمم مونده بودتصادف كردم و من كه آدم خونه نشيني نبودم تا ۳ماه خونه نشين شدم و به سختي امتحاناتمو گذروندم و با نمرات بالا شكر خدا قبول شدم خيلي واسم سخت بو!همه به زحمت افتادن بعضي اوقات بدجور دلم ميگرفت به خودم مي گفتم چرا از بين ۴۰۰دانش آموز من بايد اينجوري شم!اما به حمد الله خدا كمكم كرد!الان حالم بهتره وقت اذان ازتون التماس دعا دارم و از دوست خوبم سلام از تهران كه مشرف شده به مشهد التماس دعا دارم من تا حالا مشهد نرفتم برام دعا كنيد كه قسمتم بشه!التماس دعا
|
|
| 56110 |
نام:
ونوس کوچولو
شهر:
کهکشان راه شیری
تاریخ:
7/6/2008 8:38:07 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدای مهربون خودم
سلام
اینی که می گن خدا دوست آدم میشه یعنی چی؟
آخه واسه خدا چه فایده داره مثلا با ادما دوست بشه. تازشم وقتی بعضی از ادم ها خیلی بدن؟
|
|
| 56109 |
نام:
امیر حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
7/6/2008 8:05:51 PM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم
ونوس کوچولوی گرامی لطفا دیگه از این پسوندها به اسمتون اضافه نکنید خیلی از دستتون دلخور می شم
برادر کوچکتان امیر حسین
|
|
| 56108 |
نام:
امیر حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
7/6/2008 7:15:19 PM
کاربر مهمان
|
دوکوهه خاک و آب و در و دیوارهایش همه وجودش با این حضورآن همه انس داشته است که اکنون در این روزهای تنهایی جایی مغموم تر از آن نمی یابی دوکوهه مغموم است و در انتظار قیامت دلش برای شهدا تنگ شده است برای بسیجیها همین جا بود در همین میدان روبروی ساختمان گردان مالک از همین جا بود که خون حیات یک بار دیگر در رگ های زمین و زمان میدوید همین جا بود که عاشورا تکرار می شد اما این بار امام حسین(ع) غریب و تنها نبود خمینی بود یاران خمینی بودند همین جا بود که عاشورا تکرار میشد اما این بار امام حسین(ع) به شهادت نمی رسید بسیجیها بودند فداییان امام گردان گردان لشکر لشکر جوادصراف و اسماعیل زاده هم بودند باقی شهدا را نمی شناسم تو بگو هر جا که هستی هر شهیدی که می بینی نام ببر و به فرزندانت بگو که چهرهء او را به خاطر بسپارند تا علم خمینی بر زمین نماند
دل نوشته ای از شهید سید مرتضی آوینی
|
|
| 56107 |
نام:
فرکا
شهر:
تهران
تاریخ:
7/6/2008 5:59:00 PM
کاربر مهمان
|
ياد گرفتم که هميشه روي پاي خودم بايستم
ياد گرفتم که کمتر دل ببندم
ياد گرفتم کمتر از کسي انتظار داشته باشم
ياد گرفتم بيشتر و بيشتر تحمل کنم
ياد گرفتم همه چيزو بريزم توي دلم
ياد گرفتم ...
... حالا فقط مي تونم بگم که خيلي تنهام
|
|
| 56106 |
نام:
شهاب
شهر:
اميد به رحمت خدا
تاریخ:
7/6/2008 5:49:03 PM
کاربر مهمان
|
... ادامه ی مطلب قبلی:
هماناني كه رنگ ريا مي زنند ......... و بر سينه سنگ خدا ميزنند
هماناني كه يا واشنگتن مي كنند ......... فضا را پر از ادكلن مي كنند
به يك چك رشوه خور ميشوند ......... به يك حكم مسئول كل ميشوند
هماناني كه در بي حجابي تكند ......... سزاوار يك قبضه نارنجكند
به سنگ تهاجم محك مي شوند ......... و مثل عروسك بزك مي شوند
از اينها بپرسيد مهارتان كجاست .... شلمچه حلبچه فاو و مريوان كجاست
از اينها بپرسيد باقري ها كه بودند ... از اين ها بپرسيد باكري هاكه بودند
اين از اين ها بپرسيد كه بابايي كه بود .. رجايي حسنپور اللهياري كه بود
كسي فكر گلهاي اين باغ نيست ......... كسي مثل آن روزهاي داغ نيست
همه ناگهان عافيت خو شدند ......... و يك شب از اين رو به آن رو شدند
كسي بر شهيدان سلامي نگفت ......... رضاي خدا را كلامي نگفت
بياييد كه مردم بهتر شويم ......... در اين آبشار خدايي تر شويم
بياييد تجديد پيمان كنيم ......... نگاهي به قبر شهيدان كنيم
شهدا رو ياد كنيم ولو با يك صلوات:
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
مهدي جان ما بديم ، آقا جون
اين همه قرباني كافي نيست براي مقدمت آقا جون؟!
اللهم عجل لوليك الفرج.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 56105 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
7/6/2008 5:48:40 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
سلام بر منتظران مهدی
دوست عزیز لطفا یک هزار شاخه گل محمدی صلوات ویک هزارذکر زیبای لا اله الاالله را به نام بنده ثبت کنید
|
|
| 56104 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
7/6/2008 4:03:24 PM
کاربر مهمان
|
.:: یا ذالجلال و الاکرام ::.
روزگاری شهر ما ویران نبود .............. دین فر وشی اینقدر ارزان نبود
صحبت از موسیقی عر فانی بود .............. هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود
دختران را بی حجابی ننگ بود .............. رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود
د ختر حجب و حیا قرتی نبود .............. خانه فرهنگ کنسرتی نبود
مرجعیت مظهر تکریم بود .............. حکم او عالمی را تسلیم بود
یک سخن بود و هزاران مشتری .............. آن هم از لوث قرائت ها بری
وای که در سالهای سیاه دوهزار .............. کار فرهنگی شده پخش نوار
ذهن صاف نوجوانان محل .............. پر شد از فیلم های مبتذل
پشت پا بر دین زدن آزادگیست ............. حرف حق گفتن عقب افتادگیست
آخر ای پرده نشین فاطمه .............. تو برس بر داد دین فاطمه
بی تو منکر ها همه معروف شد ............. کینه توزی با ولی مکشوف شد
در به روی رشوه گیران باز شد .............. دشمنی با نائبش آغاز شد
بی تو دلهامان به جان آمد بیا .............. کاردها بر استخوان آمد بیا
گوش کن اینک نوای جنگ را .............. قصه ای از شهر بعد از جنگ را
قصه ای پرسوزتاب و التهاب .............. قصه ای تلخ و سراسر اضطراب
قصه ی شهری که غرق درد بود .............. آتش شهوت درونش سرد بود
شهر ما شب های خیبر یاد داشت .............. رمز یا زهرا وحیدر یاد داشت
شهر ما همت درون سینه داشت .............. با شهادت انس از دیرینه داشت
شهر ما روح خدا در دست داشت .............. صد هزاران عاشق سرمست داشت
ناگها ن این شهر ما بی درد شد .............. آتش غیرت درونش سرد شد
حال راز ها در شهر قصه چپ شده .............. پوشش خاکی لباس رپ شده
دیگر از جبهه در ین جا رنگ نیست .............. دیگر آن حال و هوای جنگ نیست
یا خمینی ای خلیل بت شکن .............. خیز و بنگر فتنه های شهر من
جبهه و یاران من گم گشته اند .............. غرق در نسیان مردم گشته اند
پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟ .............. یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ
شهر من حجب و حیایت پس چه شد .............. ناله ی مهدی بیایت پس چه شد
ای بسیجی کو صفای جبهه ها .............. کفر نگویم کو خدای جبهه ها
ای جماعت ناله ام را بشنوید .............. درد چندین ساله ام را بشنوید
ای شما! آن سوی آتش رفتگان .............. ای شما آغوش لیلا خفته گان
بنگرید این لکه های ننگ را .............. فتنه های شهر بعد از جنگ را
عده ای با نامتان نان می خورند .............. ای شهیدان خونتان را می خورند
جنگ رفت و شهر ما تاریک شد .............. راه وصل عاشقان باریک شد
شما رفتید مردم ریایی شدند .............. و بر خی دگر شیمیایی شدند
نه آن شیمیایی که در جنگ بود .............. نه آن گاز سمی که بی رنگ بود
همانانی که رنگ ریا می زنند .............. و بر سینه سنگ خدا میزنند
همانانی که یا واشنگتن می کنند .............. فضا را پر از ادکلن می کنند
به یک چک رشوه خور میشوند .............. به یک حکم مسئول کل میشوند
همانانی که در بی حجابی تکند .............. سزاوار یک قبضه نارنجکند
ب
|
|
| 56103 |
نام:
تراب
شهر:
تربت
تاریخ:
7/6/2008 3:58:08 PM
کاربر مهمان
|
شادی راعلت باش نه شریک. وغم راشریک باش نه دلیل.
|
|