هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
55812
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 6/30/2008 10:00:44 AM
کاربر مهمان
  مریم خانم گرامی از انتظار بهاران در نبود یاس گرامی انشاالله که شما پرچمدار ختم شریف حدیث کسا باشید تا بدینوسیله هم بیشتر شاهد حضورتان باشیم . انشالله

سبکبار عزیز برادر شادی دلت صلوات میفرستم
الهم صلی علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم

احسان خان برادر بی خبر اومدی ایران . میخواستیم در خدمتتون باشیم اخوی.

یا علی و یا فاطمه
55811
نام: رهگذر
شهر: .
تاریخ: 6/30/2008 9:52:14 AM
کاربر مهمان
  روانشناسي انتظار

انتظار هميشه با شور ، شوق ، آرزو و اميد همراه است !

آگر اميد و انتظار نبود زندگي نيز نبود !

انتظار محرك انسان به جلو و آينده اي بهتر است !

انتظار با صبوري و شكيبايي آشنا و همدم است !

انتظار و فراق است كه بر زيبايي وصال آن كه منتظرش هستيم مي افزايد !

اگر فراق و انتظار نبود وصال و رسيدن به مقصود و محبوب چندان جذاب نبود !

انتظار جوهره ، استعداد و پتانسيل آدمي را آشكار مي سازد !

انتظار رقت قلب مي آورد !

انتظار قساوت ها را به رقت ها ، بي رحمي ها را به مهرورزي ها بدل نموده است !

انتظار آستانه تحمل آدمي را به گونه اي چشمگير بالا برده است !

انتظار ميزان اضطراب و استرس را كاهش داده است !

انتظار ادبيات جهان را تحت تاثير شگرفي قرار داده است !

انتظاري سازنده است كه با خود براي منتظر پويايي و تحرك آورد!

انتظار نبايد وسيله تخدير ، خمودي ، ركود ، ايستايي و توقف باشد !

انتظار ايستادن با اميد است نه نشستن مايوسانه !

انتظار حركت است نه توقف !

انتظار ايمان راسخ است نه ترديد !

انتظار محرك است نه مخدر !

انتظار از سر آگاهي و بصيرت است نه جهالت و ناداني !

انتظار ساختن است و نه فقط سوختن !

انتظار به روز شدن است نه فسيل شدن !

انتظار آرزوهاي خيالي و توهمي نيست ، اميد به شدن است !

انتظار آرامش بخش است نه نگران كننده !

انتظار شهود محبوب است اما نه با چشم سر ، كه با چشم دل !

انتظار عرفان است نه دكّان !

انتظار حماسه ساز است نه زهد فروشي !

انتظار توهم نيست ، حقيقت است !

انتظار ابزار تحميق و تخدير عوام نيست ، موجب رشد و بيداري است !

انتظار آستانه تحمل را براي سرزنش خار مغيلان بالا مي برد

انتظار غروبي است كه طلوعي حتمي در پي دارد !

انتظار خوش بيني است نه خوش خيالي !

انتظار آفريننده است نه تخريب كننده !

انتظار زندگي بخش است و نه ميراندن !

انتظار آينده اي واقعي است نه آينده اي خيالي !

انتظار برخواسته از آرزويي است كه آرزوهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد !

انتظار و اميد ، خردمندانه ترين گزينه براي ادامه حيات و زندگي است !

انتظار تدريجا زندگي ما را كاهش مي دهد يعني ما براي انتظار هزينه مي كنيم بنابراين خردمندانه نيست كه انتظار چيزي را داشته باشيم كه از اهميت بالايي برخوردار نيست !

انتظار سرمايه تمام ناشدني فرهنگ پر غناي تشيع علوي است !

انتظار ، شيعه را چون رگه اي از آب شيرين در سيلاب گل آلود تاريخ ظلم و ستم اميدوارانه به پيش برده است !

انتظار نسيم فرح بخش و مژده دهنده وصال يار دلنواز است !

نقل از سيد مهدي واعظ موسوي

55810
نام: دريا
شهر: تهران
تاریخ: 6/30/2008 9:47:17 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستان خوبم من از استفاده كنندگان دائمي سايت شهيد آويني هستم ولي اين اولين باري هست كه پيام مي ذارم براي اونايي كه دعا خواستن خيلي دعا مي كنم چون ما همه با هم يك نفر هستيم و بايد براي يكي بودن تلاش كنيم. همه شما رو دوست دارم و از همه هم مي خوام من رو خيلي دعا كنن....
55809
نام: .
شهر: .
تاریخ: 6/30/2008 9:38:47 AM
کاربر مهمان
  به نام خداوند بخشنده و مهربان
باسلام
ختم حديث شريف كساء تا چهل روز به نيت تعجيل در فرج آقا امام زمان و برآورده شدن حاجات در صورت درخواست نامتان ثبت مي شود. ((( از کی باید خونده بشه یاس گرامی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)))

ختم حديث شريف كساء:
يك: ياس از باغچه مهربوني
دو: مريم بزرگوار از انتظار بهار وباران
سه: چه فرقي مي كنه ازهيچ جا
چهار: گداي كوي رضااز اصفهان
پنج : هدهد غريب ازصبا
شش : متحيراز شهيد آويني
هفت : ايمان از توكل به خدا
هشت : بنده خدا از بروجرد
نه:فراق از ديدار يار
ده: شهاب از اميد به رحمت خدا
يازده:عاشق دلشکسته از تنهایی
دوازده:هدهدغريب از غربت
سيزده:محمد گرامي
چهارده: پيام گرامي
پانزده: امين گرامي
شانزده:اميد گرامي
هفده:شهناز خانم محترم
هجده:خانم السادات محترم
نوزده: سيد مهدي گرامي
بيست:صمن ناز خانم محترم
بيست ويك: شمسي خانم محترم
بيست ودو: امیدوار بزرگوار
بيست وسه: رز سفید گرامی
بيست وچهار: بنده ی خدای گرامی از بروجرد
بيست وپنج: نیلوفرانه از کویر (دلتون سبز باشه)
بيست وشش: الهه خانم از مشهد مقدس
بيست وهفت: زهرا خانم غریب
بيست وهشت:
بيست ونه:
سي:
سي ويك:
سي ودو:
سي وسه:
سي وچهار:
سي وپنج:
سي وشش:
سي وهفت:
سي وهشت:
سي ونه:
چهل:
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم صل علي محمد وآل محمدوعجل فرجهم
55808
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 6/30/2008 9:27:47 AM
کاربر مهمان
  برای بر آورده شدن حوائج بسیار تکرار کنید:
يا حَيُّ يا قَيّوم يا حَليم يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنون اِلاّ مَنْ اَ تَي الله بِقَلْبٍ سَليمْ وَ اُزْلِفَتِ الْجَنََّةُ لِلْمُتََّقينَ غَيْرَ بَعيد

سلام علیکم جمیعا

دعا بفرمائید اهالی دریا دل . دلی بیقرار داریم و در انتظار . دعا بفرمائید حوائج دنیوی همه به خیر و صلاح انشاالله ثمر گیرد.
دعا بفرمائید برای مریضهای اسلام . دعا بفرمائید برای شیمیایی ها و جانبازان. دعا بفرمائید برای از خود گذشتگان دین و اسلام.

خواهر محترم ایمان انشالله به برکت قرآن در پناه حضرت فاطمه زهرا باشید . انشالله

یا علی و یا فاطمه
55807
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 6/30/2008 9:12:04 AM
کاربر مهمان
  دعاى سريع الاجابه

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظيمِ الاَْعْظَمِ الاَْجَلِّ الاَْكْرَمِ الْمَخْزوُنِ الْمَكْنُونِ النُّورِ الْحَقِّ الْبُرْهانِ الْمُبينَ الَّذى هُوَ نُورٌ مَعَ نُورٍ وَ نُورٌ مِنْ نُورٍ وَ نُورٌ فى نُورٍ وَ نُورٌ عَلى كُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ فَوْقَ كُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ تُضيئُ بِهِ كُلُّ ظُلْمَةٍ وَ يُكْسَرُ بِهِ كُلُّ شِدَّةٍ وَ كُلُّ شَيْطانٍ مَريدٍ وَ كُلُّ جَبارٍ عَنيدٍ لا تَقِرُّبِهِ اَرْضٌ وَلايَقُومُ بِهِ سَمآءٌ وَ يَاْمَنُ بِهِ كُلُّ خآئِفٍ وَ يَبْطُلُ بِهِ سِحْرُ كُلِّ ساحِرٍ وَ بَغْىُ كُلِّ باغٍ وَ حَسَدُ كُلِّ حاسِدٍ وَ يَتَصَدَّعُ لِعَظَمَتِهِ الْبَرُّ وَالْبَحْرُ وَ يَسْتَقِلُّ بِهِ الْفُلْكُ حينَ يَتَكَلَّمُ بِهِ الْمَلَكُ فَلا يَكُونُ لِلْمَوْجِ عَلَيْهِ سَبيلٌ وَ هُوَ اسْمُكَ الاَْعْظَمُ الاَعْظَمُ الاَجَلُّ الاَْجَلُّ النُّورُ الاَْكْبَرُ الَّذى سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ وَاسْتَوَيْتَ بِهِ عَلى عَرْشِكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ وَاَسْئَلُكَ بِكَ وَ بِهِمْ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بى كَذا وَ كَذا

یا علی و یا فاطمه
55806
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/30/2008 9:03:24 AM
کاربر مهمان
  بنويس
بنويس خواستنم از جنس گل ابريشمه
بنويس پاكي من پاكي نوروشبنمه
همه د.ست داشتنمو نقطه به نقطه بنويس
بنويس قصه زياده ولي كاغذم كمه
بنويس نامه نويس
بنويس خواستن من شمردني نيست بنويس
بنويس دل كه به خاك سپردني نيست
بنويس
بنويس خسته شدم اونقده خسته كه نگو
همه دلتنگي من كه گفتني نيست بنويس
بنويس نامه نويس
بنويس وقتي تو نيستي انگار چيزي نيست
بنويس نامه نويس...
55805
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/30/2008 8:53:32 AM
کاربر مهمان
  سلام به دوست گرامی سیف الدوله
آقا بد نباشه اینشاالله که بلا دور باشه ما همگی دعا می کنیم که هرچه زودتر پسرتان رو به بهبودی بروند
همگی با هم برای سلامتی پسر آقا سیف الدوله و کلیه بیماران حرف دلی و ..... دست به دعا می بریم
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء
55804
نام: زهرا
شهر: غریب
تاریخ: 6/30/2008 8:45:33 AM
کاربر مهمان
  با یاد و نام خدای مهربان
یک حدیث شریف کسائ برای من ثبت کنید و بگویید از کی باید بخوانم.
55803
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/30/2008 8:38:51 AM
کاربر مهمان
  داستان معنوی
روزى لرد ويشنو در غار عميقى در كوه دورافتاده‏اى با شاگردش نشسته و مشغول مراقبه بود. پس از اتمام مراقبه، شاگردش به قدرى تحت تأثير قرار گرفته بود كه خود را به پاى ويشنو انداخت و از او خواست كه او را قابل دانسته و به عنوان قدرشناسى به او اجازه دهد كه به استادش خدمت كند. ويشنو با لبخند سرش را تكان داد و گفت: "مشكل‏ترين كار براى تو اين است كه بخواهى با عمل، تلافى چيزى را بكنى كه من آن را رايگان به تو داده‏ام". شاگرد به او گفت: "خواهش مى‏كنم استاد! اجازه دهيد كه افتخار خدمت به شما را داشته باشم". ويشنو موافقت كرد و گفت: "من يك ليوان آب سردِ گوارا مى‏خواهم". شاگرد گفت: "الساعه استاد". و در حالى كه از كوه سرازير مى‏شد، با شادى آواز مى‏خواند

پس از مدتى به خانه‏ى كوچكى كه در كنار دره‏ى زيبايى قرار داشت رسيد. ضربه‏اى به در زد و گفت: "ممكن است يك پياله آب سرد براى استادم بدهيد؟ ما سانياس‏هاى آواره‏اى هستيم كه در روى اين زمين خانه‏اى نداريم". دخترى شگفت‏زده در حالى كه نگاه ستايش‏آميزش را از او پنهان نمى‏كرد به آرامى به او پاسخ داد و زيرلب گفت: "آه... تو بايد همان كسى باشى كه به آن مرد مقدس كه در بالاى كوه‏هاى دوردست زندگى مى‏كند، خدمت مى‏كنى. آقاى محترم ممكن است به خانه من آمده و آن را متبرك كنيد". او پاسخ داد: "اين گستاخى مرا ببخشيد ولى من عجله دارم و بايد فوراً با آب به نزد استادم بازگردم". "البته او از اين‏كه شما خانه‏ى مرا بركت دهيد ناراحت نمى‏شود، زيرا او مرد مقدس بزرگى است و شما به عنوان شاگرد او موظف و ملزم هستيد به كسانى كه شانس كم‏ترى دارند، كمك كنيد". و دوباره تكرار كرد: "لطفاً فقط خانه‏ى محقر مرا متبرك كنيد. اين باعث افتخار من است كه مى‏توانم از طريق شما به خداوند خدمت كنم"

داستان بدين ترتيب ادامه يافت. او به نرمى پذيرفت كه وارد خانه شده و آن را متبرك سازد. پس از آن هنگام شام فرارسيد و او متقاعد گشت كه آن‏جا بماند و با شركت در شام غذا را نيز بركت دهد. از آن‏جايى كه بسيار دير شده بود و تا كوه نيز فاصله زيادى بود و در تاريكى شب ممكن بود كه آب به زمين بريزد، موافقت كرد كه شب را در آن‏جا بماند و صبح زود به سوى كوه حركت كند. اما به هنگام صبح متوجه شد كه گاوها ناراحت هستند و با خود گفت اگر او مى‏توانست فقط همين يك بار به آن دختر در دوشيدن شير كمك كند بسيار خوب مى‏شد، زيرا از نظر لرد كريشنا گاو حيوان مقدسى است و نبايد در رنج و عذاب باشد

روزها تبديل به هفته‏ها شد و او هنوز در آن‏جا مانده بود. آن‏ها با يكديگر ازدواج كردند و صاحب فرزندان زيادى شدند. او بر روى زمين خوب كار مى‏كرد و در نتيجه محصول فراوانى نيز به دست مى‏آورد. او زمين بيش‏ترى خريد و به زودى آن‏ها را به زير كشت برد. همسايگانش براى مشورت و دريافت كمك، به نزد او مى‏آمدند و او به طور رايگان به آن‏ها كمك مى‏كرد. خانواده ثروتمندى شدند و با كوشش او معابدى ساخته شد. مدارس و بيمارستان‏ها جايگزين جنگل شدند. و آن دره جواهرى بر روى زمين شد. نظم و هماهنگى بر زمين‏هاى باير و غيرقابل كشت حكمفرما شد. وقتى خبر صلح و آرامش و ثروتى كه در آن سرزمين وجود داشت به گوش مردم رسيد، جمعيت زيادى به آن‏جا روى آوردند. در آن‏جا خبرى از فقر و بيمارى نبود و مردان به هنگام كار در مدح و ستايش خداوند آواز مى‏خواندند. او شاهد ر
<<ابتدا <قبلی 5587 5586 5585 5584 5583 5582 5581 5580 5579 5578 5577 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5582&mode=print