هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
55762
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 6/29/2008 11:20:26 AM
کاربر مهمان
  با سلام خدمت تمامی دوستان از جمله آقا شهاب که نسبت به همه حرف دلی ها لطف دارند.

در پاسخ به خانمی که از آلمان در مورد آیه 34 سوره نساء سوال کرده بودند، قسمتی از تفسیر نمونه را انتخاب کردم تا ملاحظه بفرمایند:

ترجمه آیه:
مردان ، سرپرست و خدمتگزار زنانند، بخاطر برتريهايى كه (از نظر نظام اجتماع ) خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است و به خاطر انفاقهايى كه از امـوالشـان (در مـورد زنـان ) مـى كـنـند، و زنان صالح آنها هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده ، مى كنند. و (امـا) آن دسـته از زنان را كه از طغيان و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! و (اگر مـؤ ثـر واقـع نـشـد،) در بـسـتر از آنها دورى نماييد! و (اگر آنهم مؤ ثر نشد و هيچ راهى بـراى وادار كـردن آنـهـا بـه انـجـام وظـايـفـشـان جـز شـدت عـمـل ، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند به آنها تعدى نكنيد و (بدانيد) خداوند بلند مرتبه و بزرگ است (و قدرت او بالاترين قدرتهاست .)


قسمت اول پاسخ:

*زنان متخلف
زنانى هستند كه از وظايف خود سرپيچى مى كنند و نشانه هاى ناسازگارى در آنـهـا ديـده مـى شـود، مـردان در برابر اين گونه زنان وظايف و مسؤ وليتهايى دارند كه بايد مرحله به مرحله انجام گردد. و در هر صورت مراقب بـاشـنـد كه از حريم عدالت ، تجاوز نكنند، اين وظايف به ترتيب زير در آيه بيان شده است :
مرحله اول در مورد زنانى است كه نشانه هاى سركشى و عداوت و دشمنى در آنها آشكار مى گـردد كـه قـرآن در جـمـله فـوق از آنـهـا چـنـيـن تعبير مى كند: ((زنانى را كه از طغيان و سـركـشـى آنها مى ترسيد موعظه كنيد و پند و اندرز دهيد)) (و اللاتى تخافون نشوزهن فعظوهن ).
و بـه ايـن تـرتـيـب آنـهـا كـه پـا از حـريـم نـظـام خـانـوادگـى فـراتـر مـى گـذارنـد قـبـل از هـر چـيـز بـايد به وسيله اندرزهاى دوستانه و بيان نتايج سوء اين گونه كارها آنان را به راه آورد و متوجه مسؤ وليت خود نمود.
سـپـس مـى فـرمـايد: ((در صورتى كه اندرزهاى شما سودى نداد، در بستر از آنها دورى كنيد)) (و اهجروهن فى المضاجع ).
و بـا ايـن عـكـس العـمـل و بـى اعـتـنـايى و به اصطلاح قهر كردن ، عدم رضايت خود را از رفتار آنها آشكار سازيد شايد همين ((واكنش خفيف )) در روح آنان مؤ ثر گردد.
در صـورتـى كـه سركشى و پشت پا زدن به وظايف و مسؤ وليتها از حد بگذرد و همچنان در راه قـانون شكنى با لجاجت و سرسختى گام بردارند، نه اندرزها تاءثير كند، و نه جـدا شـدن در بـسـتـر و كـم اعـتـنـايـى نـفـعـى بـبـخـشـد و راهـى جـز ((شـدت عمل )) باقى نماند ((آنها را تنبيه كنيد)) (و اضربوهن ).
در اينجا اجازه داده شده كه از طريق ((تنبيه بدنى )) آنها را به انجام وظايف خويش وادار كنند.
55761
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 2/28/2007 10:49:38 AM
کاربر مهمان
  آمد کنار حوصله من تنگ نشست


مثل همیشه پنجره ها را ولی نبست


گفتم چقدر سهم حقیرست این زمین


گفت آسمان، برای من و تو همیشه هست


خورشید شد به آتش کشید تن مرا


خندید، بند بند وجودم زهم گسست


پیچید بوی تلخ وداع همیشگی


افتادم از نهایت چشمش، دلم شکست


از درد حلقه میزدم و دم نمیزدم


دریا و آسمان و زمین، دست روی دست


حالا نشسته ام به تماشای روزها


حالا اسیر بازی این روزگار پست


حالا منم که سنگ صبور زمین شدم


او یک پرنده شد در افقهای دور دست


پیچید بوی خاطره ای تلخ در تنم


آمد کنار حوصله ام تنگ تر نشست
55760
نام: ساده دل
شهر: همینجا
تاریخ: 6/29/2008 9:43:39 AM
کاربر مهمان
  خوشا به حال کسی که خطای خود را ببیند و به عیب خود توجه داشته باشد و عیوب دیگران را ندیده بگیرد و خود را کامل و بی نقص نبیند، بلکه در موارد خطا و اشتباه خود را خطاکار ببیند، ما باید باب توجیه خطا و اشتباه را به روی خود ببندیم،و برای هر خطا زبان به استغفار بگشاییم و اگر فابل جبران باش جبران کنیم
55759
نام: عاشق دلشکسته
شهر: تنهایی
تاریخ: 6/29/2008 9:37:50 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستان خوشحالم که منوپذیرفتین
اسمموتغییردادم امیدوارم این یکی خوب باشه.
دلم خیلی گرفته برای کسی که خدامیدونه چقدردوسش دارم ،فکرمیکردم اونم منو دوست داره امانمیدونم چرایه مدتیه ازمن دوری میکنه جواب تلفنهامو نمیده باهام حرف نمیزنه هرچی ازش میپرسم که آخه چرابازهم جواب نمیده خیلی داغونم خیلی، کاش میدونستم آخه گناه من چیه؟آخه چیکارکردم که اون بامن اینجورتا میکنه؟موندم سردوراهی آیاداره بامن شوخی میکنه یامیخوادمنو اذییت کنه بخدانمیدونم یه وقتهایی اونقدردلم هوای شنیدن صداشو میکنه حتی به یه الوگفتن هم راضیم اماتاشمارمو میبینه اصلا جواب نمیده دیشب ازخداخواستم کاری کنه فقط یه باردیگه ببینمش دیگه زنده بودن ونبودنم برام فرقی نمیکنه چون تنهابهانه ی من برای زنده بودن اوبود.که اوهم..........
الان برای من مردن شیرین تراززنده بودنه بخدادوست داشتم میتونستم خودمو یه جوری ازاین زندگی خلاص کنم ای کاش امروزآخرین روززندگیه من باشه.
برام دعاکنید
یاحق
55758
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/29/2008 8:52:51 AM
کاربر مهمان
  عشق پر شرار

عشق مرا در نگاهت تيره و تار مكن ، اي مهربان
نور چشمانت را برايم خاموش مكن، اي مهربان
من سوخته ام از اين شرار عشق، تو مرا درياب
خرقه پوش از اين باران عشق شدم ،تو مرا درياب
قفل سنگين قلبت را برايم باز كن، اي نازنين
شعر سپيد عشقت را برايم آغاز كن، اي نازنين
مي خواهم تو را، در اين لحظه هاي سخت با من باش
مي گذارم نام تو را، در اين سينه ي سبز با من باش
تو آن ستاره ي درخشان در سينه ي عاشق مني ، ميداني
تو آن زورق غريب انديشه ي ذهن عاشق مني، ميداني
مي گريزم از افسون دبده ي پر مهرت، اي جانان من
مي شتابم به سوي ان قلب خفته ومهربانت، اي جانان من
مردم طعنه ها زدند و گفتند از اين عشق پر شرار من
زآن آتشي فكندند در اين قلب بي قرار و بي رياي من
بهر فريب آنان نام تو را هرگز بر زبان نياوردم دگر
مي ترسم از اين فريب جانسوز كه من تو را نيابم دگر
مي روم تا ساحل آرام عشق يابم تو را، شيرين جان
مي سرايم لحظه هاي عاشقي خوانم تو را،شيرين جان
ميروم بي شك در اين راه تو را مي بويم اي دلدار من
غم هجران تو را همراه خود مي سازم اي دلدار من
55757
نام: مسافر
شهر: مسافرخانه
تاریخ: 6/29/2008 8:39:29 AM
کاربر مهمان
  یاد آوری :
میشود در ختم های گوناگون که شما بزرگوتران متقبل میشوید در راس همه دعاها اول فرج امام زمان را خواست بعد حوائجه مشروحه - هرچه که مرادست - شاید نکته کوچکی باشد ولی بسیار حائز اهمیت و مهم میباشد.
باتشکر از یکایک حرف دلیها
55756
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 6/29/2008 8:37:01 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه ياران شهردل
ببخشيد از اينكه ديروز ناراحتتون كردم نوشتن اون حرفا دست خودم نبود .دلم خيلي مي سوزه ...
به خاطر همه چي ازتون ممنونم .شما به من توان دوباره مي ديد.
ايمان عزيزم ان شاءالله كه هرچه زودتر حال سيستمت خوب شه .عيب نداره كامپيوترت بسوزه! از خدا مي خوام هيچ وقت دلت نسوزه!


:مرو از پيشم و عمري نگرانم مگذار
يا چو رفتي باميد دگرانم مگذار
گاهگاهي بمن از مهر پيامي بفرست
فارغ از حال خود اي جان جهانم مگذار
بر دلم داغ غم عشق تو ايام نهاد
تو دگر داغ غم هجر بجانم مگذار
منشين در بر غير و مبر از ياد مرا
غم ديگر به غم و درد نهانم مگذار
چون دم صبح به روز سيهم خنده مزن
در کف گريه از اين بيش عنانم مگذار
جز تو چشم طمع از هر دو جهان پوشيدم
پس تو تنها دگر اي سرو روانم مگذار
حاصل من که ز هستي همه ناکامي بود
برو اي عمر و بجا نام و نشانم مگذار
دامن از دست من دلشده اي دوست مکش
درسر فرقت خود تاب و توانم مگذار
پای بر دیده ............ بنه ای مایه ناز
مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار

كوچيكه همه شما دوستان حرف دلي .اين چند روزه خيلي بهم ريخته ام برام دعا كنيد .تا حالا نق مي زدم كه همه چي تموم بشه . حالا كه داره تموم مي شه .نمي دونم چرا اينقدر دلم شور ميزنه .
شيرين نمي زنه .ها!!!!!!
اينو گفتم بخنديد.تورو خدا برام دعا كنيد .خيلي دعا كنيد .
لطف كنيد براي منم يه ختم حديث كساء ثبت كنيد .

55755
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/29/2008 8:35:21 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه حرف دلی های عزیز و گرامی
سلامی چو بوی خوش آشنائی که خیلی خوش و شیرین بود وقتی که با شما دوستان خوبم آشنا شدم
خیلی از ناراحتی ها و غم و غصه ها رفت و خیلی هاش هم کم رنگ شده است شای دلیلش هم اینه که کمی گذشت و صبر را از شما دوستان خوبم یاد گرفتم
پس شاد باشید و خرم و همیشه پایدار که اینهمه به بچه های حرف دل روحیه می دین
آقا شهاب گرامی سلام و عرض ادب ؛ مومن ما که در مقابل نوشته های زیبا و شیوای شما قلمی نداریم فقط کمی از اطلاعات شما دوستان خوب بهره می بریم موفق باشی و در راهت پاینده
یاعلی
55754
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 6/29/2008 8:27:36 AM
کاربر مهمان
  .:: یا ذالجلال و الاکرام ::.

*سلام آقا سید.

*سلام به حرف دل.

صبحتون نورانی.

*بوی سیب عزیز سلام.
ای والله.


اللهم عجل لولیک الفرج.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

55753
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 6/29/2008 8:16:50 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
محبوب این قلب آرزومند –ندای تو را می شنوم که مرا به سکوت درون می خواند اما زندگی با تمامی نگرانیها و تشویشهایش مرا از این لذت دورنگاه می دارد . متبرکم کن تا همه چیز را به تو بسپارم
آنگاه شتابان به دیدارت بیایم و با قلب خویش درگاهت را بوسه باران خواهم کرد.
(از وبلاگ)

سلام آقا سید مرتضی. حالتون چطوره ؟ از اینکه امروز هم لایق دونستید و اجازه دادید توی کلاس درستون شرکت کنم ازتون ممنونم و خدا را شکر می کنم .

سلام به همگی
یاس گرامی سلام و ممنون از صبوری شما و متشکر که دیروز گذاشتید آمار رو بنده درج کنم . امروز زحمت درج آمار با خودتون باشه ، هرچند سعادته برای بنده.


الحمد لله علی کل حال
<<ابتدا <قبلی 5582 5581 5580 5579 5578 5577 5576 5575 5574 5573 5572 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5577&mode=print