هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
55732
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 6/28/2008 2:52:21 PM
کاربر مهمان
  استیگلیتز: رد نظریه افزایش بهره برای كنترل تورم

افزایش نرخ تورم در كشورهای مختلف جهان و بحران موجود در اقتصاد جهانی به خصوص كشورهای آمریكا و اروپا سبب شد تا تمامی دست‌اندركاران امور اقتصادی به فكر پیدا كردن راه‌های مختلفی برای حل این بحران‌ها باشند. در این میان استفاده از كمك و راهنمایی اقتصاددانان بزرگی همچون جوزف استگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصاد بسیار سودمند است. استیگلیتز كه هم‌اكنون استاد رشته اقتصاد در دانشگاه كلمبیا است در سال 2001 میلادی موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد. این اقتصاددان برجسته آمریكایی در سال 1943 میلادی در آمریكا متولد شد و پس از سال‌ها تحصیل در رشته اقتصاد و سال‌ها معاونت ریاست بانك جهانی هم‌اكنون یكی از برجسته‌ترین اقتصاددانان حامی جهانی‌سازی و تجارت آزاد محسوب می‌شود.

وی كتاب‌ها و مقالات بسیار زیادی در مورد مسائل اقتصادی مبتلابه اجتماع امروزی دنیا تالیف كرده و از جمله آنها می‌توان به كتاب اخیر وی كه با همكاری لیندا بیلمس تالیف كرده است اشاره كرد، نام این كتاب به صورت زیر است: جنگ سه هزار میلیارد دلاری: هزینه واقعی جنگ عراق

مطالعات گسترده استیگلیتز و آگاهی وی در طی سال‌ها حضور فعالش در اقتصاد جهانی سبب شد تا اندیشه‌ها و نظرات وی از اهمیت زیادی برخوردار باشد. وی در مواجهه با بحران كنونی دنیا و افزایش بیش از اندازه تورم و راهكارهای مواجهه با آن سخنرانی‌های زیادی انجام داد كه آخرین سخنرانی وی در نیمه دوم ماه می‌ سال جاری و در حضور سران بانك‌های مركزی كشورهای صنعتی دنیا بود. سران بانك‌های مركزی كشورهای صنعتی جهان جلسه‌ای برگزار كردند تا اقتصاددان بزرگ دنیای امروز استیگلیتز در حین سخنرانی در این جلسه به ارائه راهكارهای مختلف برای كاهش نرخ تورم و حل بحران ركود بپردازد. وی سخنرانی خود را اینطور آغاز كرد:


بانك‌های مركزی كشورهای مختلف جهان همچون یك ریسمان محك به یكدیگر متصل هستند و عملكرد هر یك می‌تواند روی سیاست‌های دیگر بانك‌ها و حتی وضعیت اقتصادی دنیا تاثیر مستقیم داشته باشد. به همین دلیل این مراكز بزرگ مالی جهان باید از هر گونه اختلال و تصمیم‌گیری اشتباه اجتناب كنند. در اوایل دهه 1980 میلادی بانك‌های مركزی تحت سلطه نظریه‌های پولی اقتصاد بودند. نظریه بسیار ساده‌ای كه توسط میلتون فریدمن - اقتصاددان پول‌گرا- ارائه شد و بسیار ابتدایی و یك‌‌جانبه بود. بعد از مدتی كه این بانك‌ها با نظریه‌های پولی اداره شدند اقتصاددانان بی‌اعتبار بودن این نظریه را تایید كردند و بانك مركزی كشورهای صنعتی و اقتصاد این سرزمین‌ها پس از پرداخت هزینه‌های كلان تغیر رویه دادند.


راهی كه بانك‌های مركزی در پیش گرفتند هدف قرار دادن تورم با نرخ بهره نامیده شد و به این معنا بود كه باید تورم در كشورها به دقت كنترل شود و هر زمانی كه نرخ تورم بیشتر از یك سطح مشخصی افزایش یافت باید نرخ بهره بانكی ارتقا یابد. این راهكار خام نیز با كمك نظریه‌های ابتدایی اقتصاد و با توجه به شواهد عینی ارائه شد زیرا بدون توجه به منبع ایجاد‌كننده تورم نمی‌توان داروی افزایش تورم را تجویز كرد. بدون شك هر تورمی با افزایش نرخ بهره بانكی درمان نمی‌شود، به هر حال با وجود اینكه مطالعات اقتصادی به راحتی می‌تواند محدودیت كاربرد این راهكار را نشان دهد بسیاری از كشورهای جهان افزایش نرخ بهره برای كنترل تورم را بدون چون و چرا پذیرفتند و بدون ریشه‌یابی دلیل تورم اقدام به افزایش آن می‌كنند. از جمله این كش
55731
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 6/28/2008 2:01:15 PM
کاربر مهمان
  به نام خداي بخشنده مهربان
سلام به همگي:
يك ختم چهل روزه حديث شريف كساء به نيت برآورده شدن حاجات و تعجيل درفرج آقا امام زمان در صورت درخواست نامتان ثبت مي شود.
یک :حديث شريف كساء:ياس از باغچه مهربوني
دو:حديث شريف كساء: بزرگوار گدای کوی رضا
سه :حديث شريف كساء: مریم
چهار:حديث شريف كساء: چه فرقی می کنه ی بزرگوار
پنج : حديث شريف كساء: آقا محمد گرامی
شش : حديث شريف كساء: پیام گرامی
هفت :حديث شريف كساء: امین گرامی
هشت- حديث شريف كساء: شهناز خانم عزیز ( هر چند دیر اما زیارت قبول)
نه- حديث شريف كساء : زنده یاد خانم سادات عزیز
ده- حديث شريف كساء: سید مهدی بزرگوار
یازده- حديث شريف كساء: صمن ناز خانم
دوازده - حديث شريف كساء: شمسی خانم
سیزده- حديث شريف كساء : امید گرامی
چهارده - حديث شريف كساء: متحیر گرامی
پانزده- حديث شريف كساء: هد هد گرامی غریب صبا
شانزده- حديث شريف كساء: سارای عزیز از مشهد مقدس (با ارزوی موفقیت والتماس دعا و ممنون خانومی)
هفده- حديث شريف كساء : دیده ی گرامی
هجده- حديث شريف كساء : ایمان بزرگوار
نوزده - حديث شريف كساء:
بیست- حديث شريف كساء:
بیست و دو- حديث شريف كساء:
بیست و سه- حديث شريف كساء:
بیست و چهار- حديث شريف كساء:
بیست و پنج- حديث شريف كساء:
بیست و شش- حديث شريف كساء:
بیست و هفت- حديث شريف كساء:
بیست و هشت- حديث شريف كساء:
بیست و نه :
سی :
سی و یک :
سی و دو :
سی و سه :
سی و چهار :
سی و پنج :
سی و شش:
سی و هفت:
سی و هشت :
سی و نه :
چهل :


یاس گرامی با عرض معذرت از حضورتون . بنده برای همکاری باهاتون آماده ام . امیدوارم ناراحت نشده باشید .
55730
نام: بوی سیب
شهر: مطلع الفجر
تاریخ: 6/28/2008 1:46:38 PM
کاربر مهمان
  بخوانیم و کمی فکر کنیم...

امانت
شاعری وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به نگهبانی داد!

نان و پسته
شاعری می‌لنگید
ناقدی نان می‌خورد!

اشتباه
شاعری قبله‌نما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!

آرامش
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!

طریقت نو
زاهدی نوبنیاد
راه و رسم عرفا پیشه گرفت
لنگ مرغی برداشت
و به آهنگ حزین آه کشید:
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک!

عطش و دریا
شاعر تشنه
ز دریا می‌گفت
اهل بیت سخنش را
به اسارت بردند!

تاجر و تریبون
شاعری پرپر شد
گل کرد!

مراعات نظیر
تاجری دسته گلی پرپر دید
یاد پروانه‌ی کسبش افتاد!

سرقت
شاعری
آینه‌ای را دزید
روی آیینه‌ی مسروقه نوشت:
بیدلی در همه احوال خدا با او بود!

تفاّل
تاجری فال گرفت
غزلی لامیه آمد-
تاجر
چیزی از شعر نفهمید اما
چشم مبهوتش را قافیه‌ی مال گرفت

تقلا
تاجری قصه‌نویس
کودکان را به تفاهم می‌خواند
مگسی
روی گل لاله تقلا می‌کرد!

امضا
تاجری اره برقی آورد.
پای یک منظره را
امضا کرد!

براعت استهلال
تاجری
مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!

رابطه
شاعری ضربت خورد
تاجری شعرشناس
در ته حجره‌ی خود
شربت خورد!

گله و صله
شاعری از غم دوران گله کرد
تاجری خنجر خواست
و سر حوصله
فکر صله کرد!

فردا صبح بهار تحویل می شود
غروبی که فقط چهل و هفت بهار تکرار شده است!!!
ماهی ها دل تنگ!
سیر ها و سنجد ها در پلاستیک
بهار در دور دست ها
در راه پله ها
بوی تند سبزی پلو
پیچیده
تشدید پررنگی روی تنهایی من!
مقابل آئینه می ایستم
و از بهارهای رفته خجالت می کشم!
زبان تلفن بند آمده !
انگشت ها به مرخصی نوروزی رفته اند!

حلقه ای در دهن چاه توالت افتاد
کیمیا را بنگر!
تاجری تا آرنج
دست در خون دل دنیا کرد!

در اتوبان سلوک
شاعری هروله ای کرد و گذشت
زاهدی چپ شد و مرد
عارفی پنچری روح گرفت.

شاعری شعر جهانی می گفت
هم بدان گونه که می افتد و دانی می گفت

شاعری شوریده
از خودش بر می گشت
کاغذی در کف داشت
پی یک شاعر دیگر می گشت

پیش چشم شاعر
جدولی حل می شد
عشق مختل می شد!

شاعری شایعه بود
نقد تکذیبش کرد!

تاجری سر می رفت
شاعری حل می شد
ناقدی نیزه به دست
در المپیک غم اول می شد.

شاعری خم می شد
منشی قبله ی عالم می شد!

شاعری خون می گفت
زاهدی ایدر و ایدون می گفت
قصه ی لیلی و مجنون می گفت!

سالکی خسته به دنبال حقیقت می رفت
در مجاری اداری گم شد!

شاعری مادر شد
پدر بچه ی خود را سوزاند!

شاعری نی می زد
عارفی می نالید
زاهدی بست پیاپی می زد!

تاجری مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا فاتحه بر قرآن خواند!



مرحوم سید حسن حسینی نوش‌داروی طرح ژنریک‌ ـ مجموعه شعر

از وبلاگ حسینیه دلhosseinieh.persianblog.ir
55729
نام: اردیبهشت
شهر: بهارستان یزدان
تاریخ: 6/28/2008 1:41:26 PM
کاربر مهمان
  منت خدای را عز و جل
یافتم همی
همی یافتم
همی ای داد بر من
نخست :
سلام همی
مجددا :
یافتم همی
چه ؟
سقاخانه همی را !
القصه
آوازه ی اینترنت مجانی به گوشهای این خانزاده ی ناخن خشک همی رسیدندی ، و عزم خود بر آن همی جزم بنومودی و چندین هزار اشرفی همی اندوختندی تا به کفایت برای بیع(خرید) یک سیم ایرانسل رسیدندی و خوشحال و پسته شکنان به جمع کاربران رایگان (وه که چه لذتی همی دارد) بپیوستیم فندق شکنان!
و این شرکت (ایران سل) ندانستندی که ناخن خشکان ، مشت بسته ای چونان این خانزاده وجود همی داشتندی فرصت طلب!
القصه تر ، آدینه روز آنقدر با این ردیابمان در اینترنت رایگان سیر همی نمودیم و ناگه به یاد این بلند آوازه شاعر همی بیافتاده و نام وی را تقدیم سرچ بنومودیم و یافتیم آنچه را که همی خواستیم! و چون خواستیم پیغام همی گذاریم شرط ادب ندیدیم که بی رخصت سوی سقاخانه ی این بزرگ مرد روانه گشته و افاضه ای سخت زیبا بنماییم .

ای صاحب سقاخانه رخصت همی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و اما :
ای استاد ! ای خوب شعر بگو ! ای که شعرهایت دردلمان همی است ، ای همزبان ! ای میم ! بسی زیبا می سرایید.


یا علی با علی تا اعلی
55728
نام: منتظر
شهر: انتظار
تاریخ: 6/28/2008 1:32:10 PM
کاربر مهمان
  سلام به اهالی شهر حرف دل
سلام اقا دیروز هم با همه ی لحظه های سخت انتظارش گذشت اماتو نیامدی وماهفته ی انتظار را به عشق تو وباامیدبه ظهورت در جمعه دیگر از سر گرفتیم
اقا تو میدانی که در شرف سفری خوب به سمت مناطق جنگی غرب کشور هستم ازت میخوام کمکم کنی تا اونی که قرار باهام بیاد رو ناامید نکنم چون فاطمه عاشق واقعی اینجور سرزمین هست

ازهمه ی شما حرف دلی ها میخوام که از ته دل ازاقا بخوایید که ناامیدم نکنه خواهش میکنم دعاکنید کنسل نشه
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج
اقای مدیر ازتون خواهش میکنم این حرف دلمو بزارید تو سایت
خدانگهدارتون
55727
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/28/2008 1:24:29 PM
کاربر مهمان
  دوست خوب و گرامیم ؛ دخترم بنده ی خدا بروجرد
سلام و عرض ادب ؛ خانومی امروز من کامپیوترم سوخته تو شرکت آواره شدم تا بتونم حرفای دوستان رو بخونم دنیایی شده امروز مثل آدمای معتاد که موادشون کم میشه عصبی میشن منم حرف دلم کم شده نمی دونم سرم را به کجا بزنم ولی بهرحال بدان که من هم همه شما را دوست دارم خصوصا شما دخترخوبم و مهدیار کوچولوم را
مواظب خودتون باشید
یه صلوات هم واسه سلامتیتون بفرستید
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دوست گرامی یاس از مهربانی یه ختم سوره کساء هم به نام بنده حقیر ثبت فرمائید
55726
نام: دیده
شهر: امام رضا(ع)
تاریخ: 6/28/2008 1:22:12 PM
کاربر مهمان
  سلام

نام منو هم برای ختم حدیث کساء یادداشت بفرمایید ممنونم

شادی روح شهدا وشادی دل امام زمان (عج) صلوات

اللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل فرجهم
55725
نام: سارا
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 6/28/2008 1:16:55 PM
کاربر مهمان
  اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام آقا سید امروز ما هم مثل بقیه رفتیم یه جورایی آزمون سرنوشت بدیم خب از نتیجش نمیگم چون فقط خدا میدونه من که سپردم به خود خدا خواست خواسته نخواست مصلحته .
مریم عزیز اسم من و بنویس الهی حاجت روا بشی به برکت صلوات بر خاتم الانبیا محمد مصطفی(ص):
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
55724
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 6/28/2008 1:07:36 PM
کاربر مهمان
  سلام
دوباره دلم تنگ شد .دلتنگی رهام نمی کنه چرا ؟ نمیدونم؟
تمام درونم رو داری ذوب می کنی .دیگه نمی تونم این جسم دگرگونم رو باخودم به این ور و اون ور بکشونم .
خدایاااااااااااااا!
جوابم رو بده .نمی تونم به خودت قسم نمی تونم .باید این کابوس بد از زندگیم بیرون بره .اسمش مضطربم می کنه فکرش بدنم رو می لرزونه . این یعنی چی ؟یعنی اینکه هنوزم برام مهمی ؟نه! پس چی ؟
من خوب می دونم این دیگه عشق نیست فقط یه تنفره تنفر .برو دیگه نیا پیشم .دیگه تحمل دیدن اشتباهاتم رو ندارم .برو اینقدر بهمم نریز .بذار نشون بدم که می تونم صبور زندگی کنم .چرا داری دست پای بیخود می زنی ؟بدنم داره می لرزه . اشکم داره بی اختیار می یاد.در اتاقم رو می بندم تا کسی گریه هام رو نبینه! نبینه که اینقدر ضعیفم .ببخشید اگه دارم اینا رو برای شما می نویسم .دلم داره می نویسه نه دستام! به خدا دست خودم نیست .
خدایااااااااااا!
بشکن این بغض رو نذار تو گلوم بمونه . بازم یه کاری دستم می ده ها !
چشمها گریه کنید بذارید صدای هق هق گریه هام رو بشنوم .بذارید ببینم که چقدر ضعیفم .خداجونم قسمت می دم به خودت تمومش کن .حالا تازه بعد از یک سال می یاد چی به من بگه .چجوری تمام اشتباهاتش رو ببخشم به چه قیمتی ؟به قیمت اینکه چند وقته دیگه یه بلای ناگهانی دیگه سرم نازل کنه .خداجونم تمومش کن .تو رو به ابروی حضرت زهرا تمومش کن......
55723
نام: اسمم یادم نمیاد
شهر: خدامیداندوبس
تاریخ: 6/28/2008 1:00:00 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه
دلم تنگ یه نفره توروخدادعاکنید باهام آشتی کنه خودمم نمیدونم چراداره بامن اینجورتامیکنه آخه چرا؟؟؟آخه چرامگه من چیکارکردم خداخودت کمکم کن من نمی تونم ناراحتیشو ببینم خداوندا منو بکش شاید اون خوشحال بشه من راضیم
شماهم دعاکنید
یاحق
<<ابتدا <قبلی 5579 5578 5577 5576 5575 5574 5573 5572 5571 5570 5569 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5574&mode=print