هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
55482
نام: سيد محمد حسين
شهر: تهران
تاریخ: 6/22/2008 9:05:32 PM
کاربر مهمان
  شاعری شعری گفت
هُبلی تازه
به دنیا آمد!
شاعری وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به(نگهبانی) داد!
شاعری می لنگید
ناقدی نان می خورد!
شاعری شوریده
از خودش بر می گشت
کاغذی در کف داشت
پی یک شاعر دیگر می گشت!
شاعری قبله نما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
شاعری رهرو بود
جهت قبله نما را می دید
منکران طعنه ی تکفیر زدند
(از چه رو سیر مقامات نکرد!)
زاهدی نو بنیاد
ره و رسم عرفا پیشه گرفت
لنگ مرغی برداشت
و به آهنگ حزین آه کشید:
(مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک)
شاعری شایعه بود
نقد تکذیبش کرد!
شاعری پرپر شد
گل کرد!
تاجری دسته گلی پرپر دید
یاد پروانه ی کسبش افتاد!
شاعری
آینه ای را دزدید
روی آیینه ی مسروقه نوشت:
(بیدلی در همه احوال خدا با او بود!)
شاعری خون قی کرد
تاجری دید و خیال می کرد
گربه ای
دور لبش را لیسید
عابری راه خودش را طی کرد!
نرخ غم ارزان شد
از تورم
دل شاعر ترکید!
تاجری فال گرفت
غزلی لامیه آمد_
تاجر
چیزی از شعر نفهمید اما
چشم مبهوتش را قافیه ی(مال) گرفت!
تاجری قصه نویس
کودکان را به تفاهم می خواند
مگسی
روی گل لاله تقلا می کرد!
در شبی مهتابی
تاجر پنبه به دشنام تنید
در حیاط خلوت
شاعری یک تنه با قبله نما انس گرفت
*
در شبی مهتاب
شاعری می خندید
سنگ آتش زنه در دستش بود!
تاجری اره ی برقی آورد
پای یک منظره را
امضا کرد!
تاجری
مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!
شاعری ضربت خورد
تاجری شعر شناس
در ته حجره ی خود
شربت خورد!
شاعری از غم دوران گله کرد
تاجری خنجر خواست
و سر حوصله
فکر صله کرد!
شاعری شعری گفت
صله ای صیقل خورد
گرده ای جایزه ی زخم گرفت!
تاجری سر می رفت
شاعری حل می شد
ناقدی نیز به دست
در المپیک غم اول می شد!
- چیست دل در قفس سینه ی این بلهوسان؟
شاعری آخر شب
زیر لب زمزمه می کرد و
به یغما می رفت:
کهنه آونگی آویخته از سقف هوا
بین شیطان و خدا
در نوسان!
و زمین می گردید
شاعری می پژمرد
عارفی جان می داد
زاهدی غسل جنابت می کرد!
و زمین می گردید...
شاعری در وسط کوچه ی دل
عشق را
گیج و هراسان می دید
آن طرف تر اما
تاجری - حبه ی قندی در دست -
از هجوم پشه ها
سان می دید!
شاعری روی زمین
سیب سرخی را دید
زیر لب فاتحه ای خواند و گذشت!
شاعری خم می شد
منشی قبله ی عالم
می شد!


مرحوم سید حسن حسینی نوش‌داروی طرح ژنریک‌

اين مطلب مندرج در وبلاگ حسينيه بود كه در صفحه اول آويني لينك داده شده.
55481
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 6/22/2008 8:45:12 PM
کاربر مهمان
 
هر كسى گل را به گيتى مقتداى خويش داند

بى گمان صبح قيامت مي زند حق بر سرش گل


سلام بچه ها.

لحظات ، لحظات حساس و مهميه.

از دستشون ندهيم.

بياييد بار ديگر روزه بگيريم.

از تاثير روزه بر دل و جان در اين روزها ، خصوصا روز ولادت خانم حضرت زهراء(سلام الله عليها) ، غافل نشيم.

اين بار اعلام و ثبت نمي کنيم.

هر کي خودش تو خلوت عاشقانه اش با خداي بزرگ و مهربون ، خانم حضرت زهرا(سلام الله عليها) رو واسطه قرار بده و حاجتشو بخواد.

حيفه...

حيفه...

حيفه...

که اين لحظات رو از دست بديم بچه هاي عزيز حرف دل...

واسه همديگه حتما دعا کنيم... شايد به خاطر خوبان به ما هم نظري بشه...

کينه ها رو بگذاريم کنار...

از هيچ کس نه تو حرف دل نه تو دور و اطراف محل زندگي کينه به دل نداشته باشيم تا سبکبالانه بتونيم عرض ادب کنيم به مادرمون...

هديه ي روز مادر ما امسال به مادر همه ي خوبيها ، يه دل صاف و پاک که ان شاء الله تا سال ديگه خدا کمکمون کنه و نگهش داريم.

يادتونه بچه ها اول سال ختم ها و قول و قرار ها رو و... ؟

کلا[تو قاضي کن ببين چقدر تو قولت جدي بودي ؟

يا زهرا(سلام الله عليها خودت نظري کن ...

درمونده ايم ، خانم! ...

هر كسى با گل نشيند رنگ و بوى گل پذيرد

واى اگر ما را به محشر دور سازد از برش گل!!! . . .

55480
نام: غلامرضا سعیدی
شهر: تبریز
تاریخ: 6/22/2008 8:34:43 PM
کاربر مهمان
  شهدای ما اولیاالله بودند پیش ما اما صد حیف که ما توفيق نه رفتن با انهاو نه ماندن با آنها را نداشتيم
55479
نام: گمنام
شهر: حرف دل
تاریخ: 6/22/2008 8:26:38 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا

::. ميلاد تا ميلاد .::

ختم جمعی قرآن کریم از ميلاد بانوي دو عالم، فاطمة الزهراء (س) تا ميلاد مولي الموحدين، علي (ع).

جز اول: مسافر گرامی از مسافر خانه
جز دوم: فریده خانم(به جهت حفظ اولویت جز اول برای مسافر گرامی در نظر گرفته شده)
جز سوم: ایمان بزرگوار
جز چهارم: فریده(با عرض پوزش از شما خواهر محترم در صورت درخواست تغییر لطفا اعلام بفرمائید)
جز پنجم: مریم خانم از انتظار بهار و باران
جز ششم: آقا شهاب بزرگوار
جز هفتم:
جز هشتم:
جز نهم:
جز دهم:
جز یازدهم:
جز دوازدهم: عطیه خانم از مشهد مقدس (که بنا به درخواست ایشون این دوره آغاز شده است)
جز سیزدهم:
جز چهاردهم:
جز پانزدهم:
جز شانزدهم:
جز هفدهم:
جز هجدهم:
جز نوزدهم:
جز بیستم:
جز بیست و یکم:
جز بیست و دوم: هد هد غریب صبا
جز بیست و سوم:
جز بیست و چهارم:
جز بیست و پنجم:
جز بیست و ششم :
جز بیست و هفتم:
جز بیست و هشتم:
جز بیست و نهم:
جز سی ام: گمنام حرف دل

امام سجاد (ع) – صحيفه سجاديه – دعاي ختم قرآن
خدايا، همچنانكه به كتاب خود محمد را براى دلالت بر خويش نشانه ساختى و به آل محمد راههاى رضاى خود را آشكار كردى پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و قرآن را براى ما وسيله رسيدن به شرف منازل عزت، و نردبان بر آمدن به محل سلامت، و سبب نجات يافتن در عرصه قيامت، و وسيله ورود به نعمتهاى سراى اقامت قرار ده.

آمين يا رب العالمين
55478
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 6/22/2008 8:19:23 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا


سلام
سلام
سلام
سلام
سلام

اگه خدا بخواهد توفیق باشه ما دوباره امدیم برای مزاحمت
55477
نام: گل
شهر: کاشان
تاریخ: 6/22/2008 8:16:02 PM
کاربر مهمان
  خسته شدم از این همه بی معرفتی اونی که دوستش دارم.
55476
نام: غریب
شهر: آواره
تاریخ: 6/22/2008 8:08:13 PM
کاربر مهمان
  سلام
من یک انسان تنهام یکی از دوستایه عزیزم که از همه چیزها برام عزیز تره البته به غیر از اونی که اون بالاست تنهام گذاشته.
هر کسی که این نوشته رو می مونه دعا کنه که دوست من برگرده دلم براش تنگ شده.
از این که به حرف دل من گوش دادید ممنون
55475
نام: ياس
شهر: باغچه مهربوني
تاریخ: 6/22/2008 8:01:41 PM
کاربر مهمان
  با سلام خدمت همگي:
گمنام از حرف دل سلام جزءدوازدهم را براي اين حقير ثبت نماييد.
با تشكر
اللهم عجل لوليك الفرج
55474
نام: امیر حسین
شهر: تهران
تاریخ: 6/22/2008 7:34:27 PM
کاربر مهمان
  سلام علیکم
خواهر گرامی سارای بزرگوار از تذکر شما کمال تشکر را دارم البته کتابهای استاد بزرگوار دکتر علی شریعتی را چندان مطالعه نکردم و شاید در حد سه یا چهار کتاب ایشان را خوانده ام و اطلاعی ندارم ولی در مورد این جمله مطمئنم که این جمله را حضرت امام(ره) در پیامشان در مورد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت گفتند
55473
نام: هدهد غريب صبا
شهر: غربت
تاریخ: 6/22/2008 6:10:08 PM
کاربر مهمان
  به نام خالق يكتا
سلام به آقا سيد مرتضي و همه دوستان
ضمن عرض تبريك به مناسبت تولد مادرمان
لطفا ختم جزء 22 را به نام بنده ثبت بفرماييد.
التماس دعاي فراوان
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
<<ابتدا <قبلی 5554 5553 5552 5551 5550 5549 5548 5547 5546 5545 5544 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5549&mode=print