هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
55352
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/19/2008 8:36:06 AM
کاربر مهمان
  سلام به آقا سید مرتضی
سلام به همه دوستان حرف دل
سلام به همه ی مهربانان

رأفت ومهربانی را پیشه کن حتی در مقابل شرارت.
هر چند زخم خورده وخشمگین باشی.
زیرامهربانی وخوشرفتاری بدترین شکنجه
برای انسانهای شرور خواهد بود.
55351
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 6/19/2008 8:19:58 AM
کاربر مهمان
  خدا می خواهام یه جای خلوت توی دلم گیر بیارم
بعدش با تو ی همیشگی حرف بزنم
می خوام دستامو بذارم زیر چونم و پشت سر هم ازت سئوال کنم.
ازت هر چی که دلم می خواد بخوام
می خوام بهت بگم که چه اسمهای قشنگی داری
بهت بگم که دریای دلم آروم شده ، اون مسائل اونقدراهم که فکر می کردم بزرگ نیستند .
می خوام ازت یه سری قیمتها رو بپرسم، ارزش یه... از اینجا تا آسمون چقدر می شه ؟
راستی وقتی حالتو می پرسم ، سکوت می کنی یا می خندی ؟ جوابمو می دی
می خوام هر شب ، هر شب که نه هر وقت دلم هواتو کرد هر وقت که خودت صدام کردی ، هر وقت که وقت داشتی ، هر وقت که دلت هوامو کرد ، شایدم آخر شبا برات یه شب بخیر گل گلی بفرستم.
می دونم که گلهامو نگه می داری !
شایدم ازت بخوام باهام حرف بزنی تا ...
مثه دیشب که بازهم گفته بودی لانکلف نفسا الا وسعها
می خوام صبح که می شه بهت سلام بدم. با هم لبخند بزنیم و با اجازه ی توی نازنین با نور لطیفت صورتمو طرات ببخشم.
می خوام با تو همسفر باشم، هر وقت ، هر جا !
می دونم که می یای. اصلا صاحب همه ی مسافرا خودت هستی !
ازت یه چیز دیگه هم می خوام...
55350
نام: مریم
شهر: انتظار بهار و باران
تاریخ: 6/19/2008 7:37:34 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام به همگی

حضرت علی علیه السلام ، امیر مومنان، پیشوای اول شیعیان می فرمایند :

هرکس به حساب نفس خویش رسیدگی کند ، به عیبهایش آگاه شود .


Ya Ali

همه چی تموم شد؟!!!
55349
نام: farishta
شهر: danmark
تاریخ: 6/19/2008 3:32:24 AM
کاربر مهمان
  ay khoda az ma wa monib kar ma bekhayer mesha ya ne arosi mekonem khoda am ya ne ke befahmom  
55348
نام: لیلا
شهر: زیر آسمون خدا
تاریخ: 6/19/2008 1:44:59 AM
کاربر مهمان
  سلام
وسلام به همه
و سلام به ایمان
واقعا شما حرف دلو میزنین
خدایا شکرت که منو اینجا آوردی
من کجا و حرف دل آوینی کجا
55347
نام: خلیل
شهر: هویزه
تاریخ: 6/19/2008 12:05:13 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا والصدیقین
فراموش نکنیم که مدیون کسانی هستیم که خونشان را فدایمان کردند .
55346
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/18/2008 10:06:29 PM
کاربر مهمان
  بر محمد وآل محمد ص صلوات بفرست
55345
نام: sara
شهر: از تهران
تاریخ: 6/18/2008 9:49:43 PM
کاربر مهمان
  ..سلام به همه عزيزان:

خيلي جالبه تو دنياي مادي وقتي قيميت يه جنسي بالا ميره همه فكر ميكنن كه حالا حتما اون كالا قدر و ارزشش بالاتر رفته در حاليكه كيفيت همونه و چيزي هم عوض نشده...ولي اين تو دنياي مادي صدق ميكنه و تازه اونم برطبق ارزش گذاري ما ادما..اما در نظام الهي داستان فرق ميكنه همه چيز به بالا رفتن كيفيت روحي ادما بستگي داره..و اين كيفيت دروني چيزي نيست كه همينطوري شروع كنه به بالا رفتن...كار ميبره..شعورواگاهي ميخواد..ايمان لازم داره...بايد از خودش مايه بزاره..مريم عزيز شما بر طبق دنياي واقعي درست ميگي خيلي از دراي قراردادي بسته هست.ولي اينو در نظر بگير كه ادمايي بودن و هستن كه با امكانات زير صفر كيفيت زندگي خودشونرو تغغير دادن چون يه خواست و عزم واقعي تو وجودشون بوده..يه خوداگاهي و استقامت قوي..البته مطمئنم كه شما اينهارو ميدوني..ولي اگر خواستي زندگي تازه و جديديرو شروع كني...همين الان بايد تصميم بگيري و نيت كني...هرگز براي شاد بودن و عاشق زندگي بودن دنبال يه بهانه بيرون از خودت نباش...تو زندگي سعي و تلاش ماست كه ارزشمونرو بالا ميبره نه نتيجه هايي كه بدست مياريم...چون ضمن تلاش يه سري اگاهي هايي به ما داده ميشه كه همون اگاهيهامارو قوي ميكنه ..زندگي يه جاده ست و همه ما مسافريم كسي نيومده كه بمونه...همه و همه و همه ماموريت اصليمون كسب اگاهي و بالا بردن كيفيت زندگي و سالم سازي زندگي هست...اگر ما دچار ياس و دلمردگي بشيم براي فضاي حيات مثل سم ميمونيم..هستند کسانی که چیزی در کف ندارند اما شاد تر از من و شما هستند... هستند كسايي كه نه مقام اجتماعي دارن نه پول دارن نه زيبايي و نه ارزشاي مادي اما حقيقتا شادند و حقيقتا روي گشاده دارندو مثل بمب انرژي هستند...حتي ادمايي رو ميشناسم كه روي ويلچرن و ميدونن چندسالي بيش زنده نميمونن اما وقتي ميري پيششون از خودت شرمنده ميشي اينكه چرا مثل اونا شكرگذار نيستيم و چرا مثل اونا عاشق حقيقي..اونچه كه شاديرو از ما ميگيره دوري از خداست...دوري از خدا مغز رو قفل ميكنه و برعكس عشق او درهارو باز...عزيزم نيت كن و نيت كن.. نذر كن عهد ببند با خودت... درون و بيرونت رو پاك كن تا مومن بشي...تا شاديرو لمس كني تا بتوني از ته دل بخندي و از ته ته دل گريه كني كه عين شاديه..همه چيزو از ته دل بگير واقعا سعادته "ته دل" اونجاييكه توروميبره تو نبض زندگي...اونجايي كه تو رو تبديل ميكنه به همون بمب انرژي...مطمئنن همه اينارو
ميدونستي ...ولي گفتم تا شايد يه بار ديگه روش فكر كنيم..حرف اخرم تشكريست از ايمان عزيز چه فرقي ميكنه گرامي و مريم خانوم گل,ازاينكه نگاه گرمي به نوشته هاي خواهر و برادراي خودتون داريد تشكر ميكنم و اميدوارم زندگي زيبايي داشته باشيد..
55344
نام: ...
شهر: نا کجا ...
تاریخ: 6/18/2008 9:31:21 PM
کاربر مهمان
  دلم گرفته ... بدجوری گرفته ...
آقا جونم، بیا قربونت برم الهی ... دیگه وقتشه ها...
55343
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 6/18/2008 7:41:05 PM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب ...

از رمی جمرات می خوام بگم
تو به شیطان واقعی ، سنگ که نه ، هجوم بردی ، حمله کردی و پوزه اش رو به خاک مذلت کشوندی
وقتی یه عده تو محاصره میافتن سعی میکنن تو اولین فرصت ، حلقه محاصره رو بشکنن و عقب نشینی کنن
ولی کجان اونهایی که بیان و جنگهای چریکی رو از اول پای درس تو یاد بگیرن

کسانی که تو سوسنگرد تو حلقه محاصره تانکهای عراقی گیر افتاده بودن
دیدن که چطور هلی کوپتر تو رو دقیقا میون حلقه محاصره پیاده کرد
و اونهایی که تو رو تو اون لحظه دیدن که به کمک اشون رفتی اگه تمام دنیا رو هم بهشون میدادن اینقدر خوشحال نمیشدن
کجان اون عراقی هایی که بیان و بگن که دیدن
تو نیروهات رو بعد از شکستن حلقه محاصره به عقب فرستادی و خودت یکه و تنها موندی و جنگیدی
اینقدر جنگیدی تا امید اونها رو نا امید کردی
تو تنها بودی
که یکی از همرزمهات که نمیتونست از تو جدا بشه خودش رو رسوند کنارت
چون آخره همه این قضایا تو بودی
بهشت اش تو بودی
کجا رو داشت که بره
پیش تو که بود انگار که تو بهشت بود
از کنار تو بود که پرواز کردن رو یاد گرفت و تو باز دوباره تنها شدی

تو مجروح شده بودی و خسته
ولی با این حال نشون میدادی که معرفت عاشورا رو خوب درک کردی

دهلاویه نقطه رهایی بود برای تو

با اقتدا به ابراهیم (ع) نفس اماره را سر بریدی

خودت را به قربانگاه معشوق رساندی


مصطفی جان کاش عکسهای تو همیشه در همه جا بچشم بیاد

مصطفی جان دست منم بگیر

مصطفی جان از کودکی ام عاشق وصال جانانه ات بودم

برام دعا کن

که من هم عاشق وصالی جانانه ام


یا علی مددی
<<ابتدا <قبلی 5541 5540 5539 5538 5537 5536 5535 5534 5533 5532 5531 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5536&mode=print