هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
54802
نام: غلام سیاه
شهر: بندرعباس
تاریخ: 6/3/2008 12:05:42 AM
کاربر مهمان
  اماما ادعام می شدکه رهروم حالا که دیدم اصلا هیچ نیستم به دادم برس
54801
نام: باران
شهر: دوست دارم کربلا باشه
تاریخ: 6/2/2008 11:30:53 PM
کاربر مهمان
  سلام به همگی.
ديدگاه امام درباره ى مقام معظم رهـبرى
يكى از ويژگى ها و خصوصيات امام توجه ويژه به ياران نزديك خود بود در مـيـان ياران و شاگردان امـام چـنـد تـن از تـوجـه بيـش تر آن حضـرت بـرخوردار بـودنـد كه مقـام معظم رهـبرى حضرت آيت الله خامنه اى در شمار آن ها جاى داشت. بخشـى از سخنان امام درباره ى شخصيت مقـام معظم رهبـرى چنين است:

خورشيد روشنى بخش :
در بيـن دوستان و متعهـدان بـه اسلام و مـبـانى اسلامى از جمله افراد نـادرى هستيـد كه چـون خـورشيـد روشنـى مـى دهيد

متعهد و خدمتگزار:
شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا, رييـس جمهـورها و سلاطيـن و امثال ايـن ها يك نفـر را مثل آقاى خامنه اى پيدا كنيـد كه مـتعهـد به اسلام بـاشـد و خـدمتگزار... پيـدا نمـى كنيد

عالم به دين و سياست:
خـداونـد متعال بر ما مـنت نهاد كه افكار عمـومـى را براى انتخاب رييس جمهورى متعهد ومبارز در خط مستقيم اسلام و عالـم به ديـن و سياست هدايت فرمود

متفكر و انديشمند:
ايـن جـانب به پيـروى از ملت عـظـيـم الشـان و بـا اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمنـد محترم جناب حجت الاسلام خامنه اىايده الله تعالـى راى ملت را تنفيذ... نمــودم

همـراه با امام, همگام با انقلاب :
ايشان را من سال هاى طولانى مى شناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بـود ايشان وارد بـود و... بعـد هـم كه ايـن انـقلاب بـه اوج خـودش رسيد, ايشان حاضر واقعه بـود هـمه جا تا آخر; و حالا هـم هست, يك نعمت خـدا به مـا, اين است كه داده

خدمتگزار و مجاهد:
مـن به شما خامنه اى عزيز تبريك مى گـويـم كه در جبهـه هاى نبرد با لباس سـربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به ايـن ملت مظلـوم خدمت نموده (6).

معلم, خطيب تـوانا و راهنماى دلسوز :
شما سربازى فداكار درجبهه ى جنگ و معلمـى آمـوزنـده در محراب و خطيبى تـوانـا در جمعه و جماعات و راهنمـايـى دلسـوز در صحنه ى انقلاب هستيد

بازوى قدرت مند نظام:
ايـن جـانب, كه از سـال هاى قبل از انقلاب با جنـاب عالـى ارتبـاط نزديك داشـتـه ام و همـان ارتبـاط بحمـد الله تـا الان بـاقــى است, جناب عالى رايكى از بازوهاى تـواناى جمهورى اسلامى مى دانم


برادرو آشنا به مسايل فقهى :
شمـا را چـون بـرادرى كه آشنـا بـه مســـايل فقهى و متعهـد به آن هستيد... مى دانم

مصلح :
به كسى سـوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش پى نوشت:مسلميـن جهان طنيـن اندازاست


امیدوارم همگی پیرو ولایت فقیه باشیم.یاعلی.



دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش.
یازهرا.

54800
نام: فاطمه
شهر: شهرعاشقان
تاریخ: 6/2/2008 11:04:04 PM
کاربر مهمان
  من از زبون دوستم می نویسم من دوستمو که به جونم بسته است دوست دارم چون اون هم خدا رو خیلی دوست داره هم اقا رو و هم عاشق ترین عاشقای شهید همت
ازتون میخوام دعا کنید تو خوابم که شده حاجی همت رو ببینه جزاین هیچی از خدا در حال حاضر نمیخوام
54799
نام: شهاب
شهر: اميد به رحمت خدا
تاریخ: 6/2/2008 9:27:23 PM
کاربر مهمان
 
السلام عليک يا روح الله (ره)

کجاييد اي شهيدان خدائي

بلاجويان دشت کربلائي

کجايي اي امام و رهبر ما

شده خاک عزايت بر سر ما

شده خاک عزايت بر سر ما

... هيچوقت يادم نمي ره دم مسيحاييت رو که کوچکترين نفحه اش آزادي خرمشهر و شکستن حصر آبادان و ... بود.
وقتي پاي صحبت حاج ابراهيم همت و شهيد آويني و پاي وصيت نامه ي شهداو خاطرات رزمنده ها مي شيني مي بيني که چقدر عاشقانه دوستت داشتند امام عزيز...
هيچوقت هم يادم نمي ره بچه بسيجي هايي رو که در عزاي عروج ملکوتي ات اونجوري جون دادند ، عده اي شون هم تا دم مرگ رفتند و برگشتند...
امام عزيز خواستم مطلبي بنويسم به مناسبت سالگرد ارتحالت اما چه کنم که هم زبان من الکنه و هم شخصيت جامع الاطراف شما انقدر بالاست و بلند که حتي انديشمندان هم وقتي مي خوان قد و بالاي بلندت رو ورانداز کنن و مطلبي بنويسند و حتی دشمنان قسم خورده ات ، کلاه عقلشون مي افته.

امام عزيز شهابت رو ببخش که بد رهروي بود برات...

جهت شادي روح طيبه ي حضرت زهراء(س) و فرزند گرانقدرشون ، امام راحل عزيزمون(ره) و تمام شهدا صلوات محمدي(ص) مرحمت کن.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اللهم عجل لوليک الفرج.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

54798
نام: علیرضا
شهر: تبریز
تاریخ: 6/2/2008 8:24:17 PM
کاربر مهمان
  من دوستت دارم فرناز اینو با تمامه وجودم فریاد میزنم
محبت را از درخت بیاموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمیدارد.
54797
نام: باران
شهر: دوست دارم کربلا باشه
تاریخ: 6/2/2008 7:27:23 PM
کاربر مهمان
  سلام به همگی.
فردا عشق من پر میکشه.من عاشق نگاه امامم.وقتی در مورد مسئله ای باهاشون صحبت میکردن جاهایی رو میدید که ...
وقتی امام فوت کرد من هنوز نبودم.همیشه وقتی حرف امام میشد چشای بابام پر میشد.اینجوری بود که این عشق پاک از پدرم به من رسید.
باورتون نمیشه تا حالا چندین بار پیش اومده که وقتی صحنه های عزاداری مردم رو نشون میدن من خدا رو شکر میکنم از اینکه نبودم و از نزدیک درک نکردم.
بابا برام تعریف میکنه :
اون روز سر کار بودم.منصور (عموی شهیدم) با چشمای سرخ سرخ اومد جلوی مغازه.یه نیگا بهش کردم گفتم:منصور چی شده،عزیز چیزی شده...
یه دفعه بغلم کرد و سرشو گذاشت رو شونه هام.زد زیر گریه.عین وقتی که خبر آقاجونمون رو تو ده سالگیش بهش دادیم.نمیدونم چرا یه دفعه پاهام شل شد.دلم گواهی بد میداد.دستمو انداختم بین موهاش کشیدم عقب.روبروی صورتم نگه داشتم.زل زدم به چشاش گفتم:داداش تو دیگه مردی شدی.بیست و هفت سالته.محکم باش بگو چی شده؟؟
وسط هق هقش گفت:داش باقر....امام..
دنیا دور سرم چرخید.پیرهن مشکیمو از تو یه پلاستیک در آوردو داد دستم.خشکم زده بود.خودش تنم کرد.بدون حرکت اشک میریختم.پیرهن خودشم که از ترس هل نکردن من نپوشیده بود پوشید و نگام کرد.بچه های مسجد اومدن جلو در مغازه.همه داغون.همه گریون و خسته...تا دو سه تا از رفقایی رو که زمون انقلاب باهم مسئول راه اندازی کارای اومدن امام تو محل بودیم دیدم،اشکم اومد.همه از موتوراشون پیاده شده بودن و گریه میکردن.جلوی مغازه میزدیم تو سر و صورتمون.نمیدونم اشک بود یا خون ولی خیلی داغ بود.به خودم که اومدم دیدم همه آروم یه گوشه نشستن منتظرن.تا چشای منصورو دیدم دوباره یادم افتاد.پریدم رو موتور منصورم نشست ترکم.بچه ها هم راه افتادن.تند میرفتیم و تند اشک میریختیم.همه تو خیابون بودن.راه نبود بری.مادر شهیدا عکس امامو گذاشته بودن بغل عکس بچه هاشون و به سینه هاشون میزدن.جانبازا با اون ویلچراشون اومده بودن تو خیابون،دل آدمو آتیش میزد این صحنه ها.


بابام هیچ وقت از اینجا جلو تر نمیره.درکشون میکنم.اونا عشقشونو از دست دادن.حسی که الان همه نسبت به امام خامنه ای داریم.

داغ ما در هجر رهبر کمتر از یعقوب نیست
او پسر گم کرده بود و ما پدر گم کرده ایم

قرارمون فردا حرمش.

دعا کنیم دلامون دست نخورده بمونه برای خودش.
یازهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا.
54796
نام: امير حسين
شهر: تهران
تاریخ: 6/2/2008 6:53:20 PM
کاربر مهمان
  آن شب که در آغوش مصلی بودی
جمعی همه مجنون و تو لیلی بودی

از مرگ طلب کردن تو پیدا بود
تو وارث راه و رسم زهرا بودی

آن شب ز نماز شب تو پیدا بود
کز بهر ملاقات مهیا بودی
54795
نام: محمد
شهر: دامغان
تاریخ: 6/2/2008 6:32:34 PM
کاربر مهمان
  زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست/ هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود/ صحنه پیوسته بجاست / خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد
54794
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/2/2008 6:10:41 PM
کاربر مهمان
  باران ،دوست دارم كربلا باشه//دلت نوراني بشه و لبريز ازحب الحسين ع بشه جونكه صد آيد نود هم بيش ماست ،قلبت براي خدا باشه ،شادي قلب مهدي عج صلوات بفرست
54793
نام: رقیه
شهر: مشهد
تاریخ: 6/2/2008 6:04:37 PM
کاربر مهمان
  سلام به حرف دلیهای خوب وبا صفا . رحلت روح خدا خمینی کبیر را خدمت تمامی دوستان ودوست داران راهش تسلیت عرض می کنم.انگار مثل اون روز تب وتاب عجیبی دارم کلاس پنجم ابتدایی بودم ، کلی مشغله کاری به دوشم افتاده بود از درس گرفته تا خا نه وچند تابچه قد ونیم قد که بایست به آنها می رسیدم ، مادرم بیمارستان بودندآخه می خواست نوزادی پا به این دنیا بگذارد اما به خاطر وخیم بودن حال مادرم دکترها می گفتند باید حتما عمل شوند چون هر دوی آنها درخطرند اما به خواست خدا مادرم وهم بچه جون سالم به در بردند. نمی دانید چقدر به من سخت گذشت وگریه های مملو از التماسم به خداهم برای سلامتی مادرم وهم امام خمینی .خلاصه روز غم زده ای بود که هیچ زمان عمرم به اون سختی نگذشت . خداوند بزرگ را شکر می کنم که مادر م سالم هست وبرای طول عمر همه پدر ومادر های گرامی وپدر ومادر عزیزم که هم اینک در شرف رفتن به کربلا و زیارت معصومین (ص)هستند دعا می کنم و از همه شما دوستان عزیز التماس دعا دارم وخداوندروح امام خمینی را شاد وما را ازرهروان راه مقدسش قرار دهد .آمین یا رب العالمین برای شادی روح خدا صلوات
<<ابتدا <قبلی 5486 5485 5484 5483 5482 5481 5480 5479 5478 5477 5476 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5481&mode=print