هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
54722
نام: نجمه
شهر: كرمان
تاریخ: 6/1/2008 10:29:29 AM
کاربر مهمان
  از وقتي كه به مناطق جنگي جنوب رفته ام ديدم كلا نسبت به شهدا عوض شده و موقع خيلي كارهاي به اصطلاح خلاف شرع و بد يا خيلي صحنه ها در جامعه جلوي چشمم مي ايند.تو رو خدا تو جامعه ورسانه ها شهدا رو به جوونا بشناسانيد.جوونا هيچي از شهدا نميدونن
54721
نام: ليلاي غريب
شهر: اصفهان
تاریخ: 6/1/2008 10:24:36 AM
کاربر مهمان
  سلام سورنای عزیز
*************
سلام شهید گمنام
**************
آره سرم خیلی شلوغه....
برام خیلی دعا کنید...
راستی ۴ مرداد دارم میرم مکه..
به یادتون هستم
شما هم سر نماز دعام کنید.
یا علی
54720
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 6/1/2008 9:58:55 AM
کاربر مهمان
  یه سلام دلتنگ به تمام حرف دلیهای دلتنگ
ديشب دلتنگت بودم ، آنقدر كه بدون هيچ بهانه ايي مي گريستم و فقط مي گريستم. طنين صدايت گوشم را نوازش مي داد و بوي تنت مرا مست و مدهوش مي كرد .شجاع باش ! خم نشو!تمام هم وغمت رو مختص مهدیار کن!
امشب در كنار شمعداني خيس از اشك ، تو را صدا مي زنم، در كنار ماهتاب رنگ پريده و ستارگاني كه مثل هر شب نمي خندند و نورهايشان را بهم نمي پاشند، تو را مي خوانم.
چقدر زود آسمان چشم هاي آبيش را به رويمان بست و فرصت ديدن چراغ خانه اش را از ما گرفت. چقدر قفس دنيا تنگ و تاريك است، دست و پا هايم در زير ارابه زمان اين ميله ها خرد و له مي شود و من تنها نظاره گر آنم.
من به تو نيازمندم، مرا تنها نگذار...
خداجونم بازم می خوام با تو درد دل کنم آخه هیچ کسی مثل تو به حرفای من گوش نمی ده حداقل تا حرف زدم مثل پتک مهدیار رو نمی کوبی تو سرم.واسه همین اینقدر زیاد دوست دارم چون تمام بدی های آدم رو خیلی زو می بخشی .دوست دارم یه عالمه...
انتظار آبی
بي تو ره رفتن نمي دانم، اينك در كنار بغض كال پروانه ها راهي نو براي پرواز به سوي تو را به نظاره مي نشينم. مي دانم تو يگانه ره نورد كوههاي يخي قلبمي و دره هاي تنگاتنگ و دهشت وار دلم با صداقت آبي توست كه به راهي سبز وآسماني تبديل مي شود. اي يگانه و اي بي همتا راهي براي رسيدن به چشمانت نمي دانم، راهي براي لمس لبخند شقايق، براي حس شبنم بودن و نرمي يك برگ سبز را نشانه رفتن، راهي براي خاك شدن، براي ذره شدن و تو را در آغوش كشيدن؟!ا
عرق سرد پيشاني، بيقراري انگشتان دستم را مي فهمد، دستاني كه براي رسيدن به دستانت فاصله را تجربه كرده اند و معناي دروني فراق را چشيده اند. دستاني كه براي نشستن گنجشككي تنها سالهاست جمع تر وجمع تر ميشود . اميدي كه... ا
هنگامي كه قطرات باران در دستانم جمع ميشود، من چشم هايم را در نگاه آب شستشو مي دهم و تو را مي خوانم تا بلند و استوار يگانه پناه ناله هاي خسته و شكسته ام باشي.ا
هرچند دور ، مجالي به باران نمي دهد، هم صدا و هم نفس با او، گونه هاي خيسم را نمناك تر و سرد تر مي كند و فضاي چهار گوش اتاقم را مه آلودتر. آمدنش دست من نيست؛ مي آيد و مي آيد و مي آيد ، آنقدر تا دل هميشه پاييزي ام در زمستان بهاري شود، آنقدر مي آيد تا شكوه بودنت را به تصويربكشد و مرا از عطر وجودت سيراب كند.
مي دانم هر دو ، نگاه خورشيد را دنبال مي كنيم و بي پروا آسمان را نشانه مي رويم بدون آنكه اثري از طوفان هاي سهمگين خستگي در چهرمان هويدا شود. پس به انتظارت مي نشينم تا آبي آسمان را به من بسپاري.
اللهم عجل لولیک الفرج.
54719
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/1/2008 9:55:54 AM
کاربر مهمان
  دوست و خواهر گرامی خزان از پائیز سلام
خوشحالم از اینکه کمی آرام شدید می دونی تو دنیا هیچی و هیچکس بیشتر و بهتر از خودت نمی تونه بهت کمک کنه و در ضمن اگه خدای نکرده مورد بیماری واست پیش بیاد هیچکس جز خدانیست که به دادت برسه
پس سعی کن تا آنجا که ممکنه اول از خدا بخوای کمکت کنه و بعد خودت سعی کن به آرامشی که میخوای برسی با نزدیک تر شدن به خدا و حرف زدن با آدمهای بی غرض خصوصا در این مکان
چون خواهرم هیچ کس حتی نزدیک ترین کسانت اگه بیفتی نمیاد و دستت را بگیره اگه هم بگیرن موقت است پس هیچ کسی ارزش این را ندارد که خودت را برایش بسوزانی و از قدیم گفتن واسه کسی بمیر که واست تب کنه
دل کندن خیلی سخت تر از آن است که فکرش را کنیم ولی باید فراموش کرد تا به خود آییم

یا علی
54718
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/1/2008 9:28:36 AM
کاربر مهمان
  قیام پانزده خرداد
قسمت چهارم
مردمی بودن نهضت پانزده خرداد
قيام پانزدهم خرداد چهل و دو، قيامی کاملاً مردمی بود و تکيه گاهی جز مردم رنج ديده و مظلوم ايران نداشت. اصالت اين قيام، در خروش عاشقانی بود که عارفانه در راه رضای معبود خويش، به ندای رهبر دل سوزشان پاسخ مثبت دادند و برای حمايت از آرمان های او، آماده شهادت و جان فشانی شدند. اينان، نه چهره های سياسی محض بودند و نه مردمی که برای هواهای نفسانی و مادٌی قيام کرده باشند، بلکه همين مردم پاک دل کوچه و بازار بودند که يک صدا و يک نوا بر ضد ظلم و خيانت رژيم ستم شاهی پهلوی به پا خاستند. به همين دليل، رژيم شاه سخت به وحشت افتاد و چاره ای جز گلوله باران مردم نديد.

پايان افسانه جدايی دين از سياست
قيام پانزده خرداد، به افسانه جدايی دين از سياست که بيش از نيم قرن، از سوی استعمارگران رژيم های دست نشانده آنان تبليغ و ترويج شده بود، پايان داد و جداناپذيری اسلام از سياست را، برای همگان آشکار کرد و اسلام ناب محمٌدی را از اسلام آمريکايی باز شناسانيد. از آن پس، اسلام راستين که تا دیروز جايی در مجامع علمی و روشن فکری نداشت، در ميان نسل تحصيل کرده و به ويژه دانشگاهيان راه يافت و گام به گام گسترش پيدا کرد و فعاليت های سياسی بر پايه اسلام، به عنوان بزرگ ترين جريان سياسی در ايران اوج گرفت و پيشرفت کرد و زمينه ساز انقلاب اسلامی شد.

پانزده خرداد در کلام امام خمينی (ره)
امام خمينی (ره) آن پير فرزانه انقلاب، درباره روز پانزده خرداد چهل و دو چنين فرمودند: *روز پانزده خرداد، در عين حال که چون عاشورا، روز عزای عمومی ملٌت مظلوم است، روز حماسه آفرين پانزده خرداد، بزرگداشت ارزش های انسانی در طول تاريخ است.* ايشان در سخنانی ديگر فرمودند: *قيام پانزده خرداد، اسطوره قدرت ستم شاهی را در هم شکست و افسون ها را باطل کرد. شهادت جوانان رشيد و زنان و مردان در آن روز، سدٌ عظيم قدرت شيطانی را از بنيان سست کرد. خون سلحشوران کاخ نشين، کاخ های ستم را درهم کوبيد. ملٌت عظيم الشأن با قيام و نثار خون فرزندان عزيز راه قيام را برای نسل های آينده گشود و ناشدنی ها را شدنی کرد* .

گرمی بخش جان ها
قيام پانزده خرداد سال چهل و دو، جرقٌه ای آتش بار بر خرمن باروت جامعه خفقان گرفته و شب زده ايران افکند و زمينه جنب و جوش و شور و خروش ايثار گرانه و فداکارانه را فراهم کرد. ملٌت ايران با الهام از راه و روند حماسه آفرينان پانزدهم خرداد، به عنوان اسوه های ايثار و شهادت، درس جانبازی، فداکاری و پايداری آموختند، روزهای شور و حماسه فراوانی پديد آوردند و نهضت اسلامی امام بر ضد طاغوت را تداوم بخشیدند. مبارزه پی گير و مقاومت خستگی ناپذير ملٌت ايران، از سال چهل و دو تا پنجاهو هفت که به انقلابی اسلامی کشيده شد ريشه در قيام خونين پانزده خرداد داشت و برگرفته از جانبازی های زنان و مردان قهرمان آن روز تاريخی بود.
54717
نام: ایمان
شهر: توکل به خدا
تاریخ: 6/1/2008 9:25:32 AM
کاربر مهمان
  قیام پانزده خرداد
قسمت سوم

انعکاس نهضت پانزدهم خرداد
پس از واقعه پانزدهم خرداد چهل و دو، با وجود سانسورهای شديد دستگاه شاه، خبرهای دستگيری امام خمينی(ره) و قيام پانزده خرداد؛ در مدت کوتاهی، تنها در سراسر کشور، که به فراتر از مرزها گسترش يافت و موجی از نفرت و خشم بر ضد شاه به راه افتاد. حوزه های علميه نجف، کربلا و کاظمين، به حمايت از امام خمينی (ره)، تلگراف هايی به سران کشورهای اسلامی و سازمان های بين المللی مخابره و کشتار پانزدهم خرداد رژيم را به شدٌت محکوم کردند. تمام اين جريان ها در حالی صورت می پذيرفت که در مطبوعات کشور هيچ خبری ازحقايق و وقايع منعکس نمی شد.

اعتراض شخصيت ها
پس از واقعه خونين پانزدهم خرداد چهل و دو و کشتار مردم ايران، شخصيت های سياسی و علمی نقاط مختلف جهان، با صدور اطلاعيه هايی، مراتب اعتراض خويش را اعلام می داشتند. از آن جمله می توان به اعلاميه اعتراض آميز شيخ محمود شلتوت، مفتی و رئيس دانشگاه الازهر مصر اشاره کرد که شش روز پس از قيام پانزدهم خرداد صادر شد. در اين بيانيه، دستگيری علما و اهانت به ساحت مقدٌس آنان، داغ ننگی بر پيشانی عالم انسانی معرفی گرديده است. وی طیٌ تلگرافی، خطاب به شاه خواست از تجاوز به حريم روحانيت و علمای اسلام خودداری کند وهر چه زودتر، علمای بازداشت شده را آزاد سازد.

آزادی امام امٌت
جنبش پانزده خرداد، اگرچه واکنش طبيعی مردم مسلمان در برابر مصوٌبات خلاف اسلام رژيم و بازداشت امام خمينی(ره) بود، آزادی فوری ايشان را در برنداشت. از اين رو، اعتراض ها از همه نقاط ادامه داشت و سرانجام علمای طراز اوٌل کشور،برای چاره جويی، در تهران اجتماع کردند. رژيم حاکم که از يک پانزده خرداد ديگر بيمناک بود، کوشيد آنها را پراکنده سازد و قدمی در راه خواست آنها برندارد. از طرفی مراجع تقليد، اعلاميه ای صادر کردند مبنی بر اين که امام خمينی (ره) مجتهد جامع الشرايط و مرجع تقليد است و براساس قانون، از محاکمه و تعرٌض مصون است. سپس با انتشار اين مطلب، رژيم خود به خود مجبور شد برای فرو نشاندن نارضايتی های عمومی، امام خمينی را در هجدهم فروردين چهل و سه آزاد کند.

ندای ملکوتی امام
حادثه سترگ پانزدهم خرداد چهل و دو ، در اوج اصلاحات دروغين شاه خائن اتفاق افتاد؛ چرا که در آن زمان، اختناقی فراگير بر ايران سايه افکنده بود. در اين جوٌ، ناگهان ندای ملکوتی امام از شهر مقدس قم بلند شد و باافشای نقشه خائنانه شاه، مردم را از آن چه درپشت پرده ها می گذشت، آگاه کرد. آری، امام در ضمن بيدار کردن مردم، آنان را برای قيامی صددرصد اسلامی دعوت کرد و چارچوب قيام را به آنان نشان داد. از اين رو در روز پانزده خرداد گروهی از متعهدان و مخلصان که خبر دستگيری امام را شنيدند، قيام خويش را آغاز نمودند و با شعارهای *لااله الا الله* و *يا مرگ يا خمينی* ديگران را از خواب غفلت بيدار و بنيان های انقلابی استوار را پايه ريزی کردند.

اسلامی بودن قيام پانزده خرداد
در قيام پانزدهم خرداد چهل و دو، شعارهايی که از حنجره های دردمند ملٌت ايران بلند می شد، صرفاً اسلامی و مذهبی بود و به طور کلٌی حرکت پانزدهم خرداد، به دليل توهين به اسلام و رهبری اسلام که از هر طرف مورد هجوم قرار گرفته بود، برپاشد. اگر اين نهضت خداجويانه مردم در آن روز با آن وسعت به وجود نمی آمد، رژيم ستم شاهی جرأت بيشتری از خود نشان می داد و اساس اسلام را در کشورمان از بين می برد و اهداف اربابان آمريکايی خود را محقق می گرداند.
54716
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 6/1/2008 9:20:36 AM
کاربر مهمان
  .:: هوالله لا اله الا هو ::.

*سلام بر زهراء(س).

*سلام بر روح خدا(ره).

*سلام سید.

*سلام به بچه های عزیز و با صفای حرف دل.
ایام فاطمیه(س) سالگرد ارتحال فرزند بزرگوارشون حضرت امام خمینی(ره) رو خدمت همه عزیزان حرف دلی تسلیت عرض می نمایم. ان شاء الله بتونیم فرزندان خوبی برای آنها باشیم.

*ایمان بزرگوار حرف دل ، سلام وخدا قوت و عرض ادب و احترام.
مثل همیشه از پیام ها و مطالب ارزشمند و پرمحبتتون حرف دل رو مستفیض می فرمایید.
خداوند متعال توفیقتون بده.ان شاء الله.

*بنده خدای گرامی از بروجرد ، سلام و عرض ادب و خدا قوت.
دلتنگی تا زمانی که رشته ی وصل انسان به کمال باشه خیلی ارزشمنده. مثل دلتنگی ناشی از دوری از یار. که مصداق حقیقی اش دوری از اصل خویش (خداوند متعال) و یا دوری از امام زمان(عج) و حتی اطرافیانی که انسان بهشون تعلق خاطر داره.
اما گاهی دلتنگی باعث از یاد رفتن و غفلت انسان از خداوند متعال می شه که این اصلا خوب نیست.
مطلع کلام شما معمولا اینه که می فرمایید: یه سلام دلتنگ به حرف دلی های دلتنگ . این از جنبه ی اول بسیار عالی ست. منتها نباید جنبه ی منفی داشته باشه. یعنی ما باید تلاش کنیم از نوشته مون برداشت منفی نشه چرا که گاهی اینجا عده ای میان که با جوش آشنا نیستند و ممکنه از کلام ما سوء برداشت کنند.
این نکته به نظرم قابل هدیه دادن بود خدمت شما بزرگوار که عرض کردم.
موفق باشید.التماس دعا.

*خزان گرامی از شهر پاییز ، سلام و خیر مقدم.
ان شاء الله حرف دل برای شما و قدوم شما برای حرف دل مبارک باشه.
منتظر مطالب شیواتون هستیم.

*جزیره ی تنهایی از خلیج عشق ، سلام و خیر مقدم.
ان شاء الله حرف دل برای شما و قدوم شما برای حرف دل مبارک باشه.
منتظر مطالب شیواتون هستیم.
54715
نام: ياس
شهر: باغچه مهربوني
تاریخ: 6/1/2008 9:20:03 AM
کاربر مهمان
  خيلي دلم مي خواد دوباره برگردم به روزي كه رفتم سركار همون جا كه جاي خدمت بود آيا كسي هست كه راهنماييم كنه چون كه من بين دوراهي كار ودرس ودانشگاه موندم يه استخاره گرفتم خوب اومد اگه جور بشه ميرم فقط براي خدمت.
هم اكنون نيازمند راهنمايي وكمك شما هستم برام دعا كنيد.
54714
نام: بهار
شهر: شادمانی
تاریخ: 6/1/2008 9:13:15 AM
کاربر مهمان
  فکر کردم قبل از اینکه کسی از اهالی حرف دل بخواد اسم کار بری منو عوض کنه خودم این کارو انجام بدم و لذا( خزان - پائیز) را به (بهار- شادمانی) تغیر دادم. با تشکر وخدا قوت به همه اهالی حرف دل ومسئولین وزحمت کشان سایت وسلام ودرود فراوان به بانی این سایت شهید بزرگوار آوینی .
دلم نیامد به آن دو بیت خواجه قناعت کنم ولذاکل غزل را ذکر میکنم.

دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز
دروغ وعدوقتال وضع ورنگ آمیز
فدای پیرهن چاک ماهرویان باد
هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز
خیال خال تو با خود بخاک خواهم برد
که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز
فرشته عشق نداند که چیست ایساقی
بخواه جام وگلابی بخاک آدم ریز
پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
بمی زدل ببرم هول روز رستاخیز
فقیرو خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت
که در مقام رضا باش وزقضا مگریز
میان عاشق ومعشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
54713
نام: بنده خدا
شهر: بروجرد
تاریخ: 6/1/2008 9:11:48 AM
کاربر مهمان
  يه سلام خيلي خيلي گرم به تمام حرف دليهاي دلتنگ
ديروز تو خيابون راه مي رفتم اصلا نمي دونم براي چي بيرون رفته بودم دست مهديارتو دستم بود ولي خودم كنار مهديار نبودم شايدم بودم ولي خودم رو نمي ديدم .
كنار خيابون يه نفر نشسته بود داشت ني ميزد اگه اشتباه نكرده باشم آهنگ تو آسمون زندگيم بود خيلي قشنگ ميزد . خيلي!
صداي ني
به نواي دل پاره پاره ام نزديك تر بود.
وقتي دمش در فلوت مي رقصيد سيل اشكم بي اختيار در زلال جاري گونه ام روانه مي شد.
كاش بودي و مي ديدي كه وقتي به تو مي انديشيدم حتي صداي زوزه ترمز ماشيني كه جلوي پايم ايستاد را هم نشنيدم.
وقتي به خودم آمدم كه صداي مبهمي از راننده گوشم را آزار مي داد
آن وقت بود كه تازه فهميدم كجاام!
گريه امانم نداد، قلبم به شدت مي تپيد و بيش از من ترسيده بود.
دستانم به شدت مي لرزيد و تنم آنها را ياري مي كرد.
هنوز گرد وخاك سپرماشين روي لباسم بود.
هنوز همه چيز گنگ بود وصدايي را نمي شنيدم
فقط در گوشه خلوت ذهنم صداي برگ هاي سبز بود صداي به بلنداي سپيداركه فرياد مي كشيدند
اما من قادر نبودم صداي آنها را از هم بازشناسم.
ترسيده بودم : از خودم ، از وجود پليدم و...
مهربان ترينم، كاش لحظات بيشتري را با من تقسيم مي كردي.
باور كن كه شانه هايت را براي گريه كردن مي خواستم به تو نياز داشتم و تو.... دريغا

خدايا كمكم كن .
كمكم كن تا فقط با خودم كنار بيام من به تو احتياج دارم به رحمتت به بخشندگيت به خودت .
التماس دعا.
<<ابتدا <قبلی 5478 5477 5476 5475 5474 5473 5472 5471 5470 5469 5468 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5473&mode=print