هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
54642
نام: یونس بیست
شهر: تهران
تاریخ: 5/31/2008 2:13:42 AM
کاربر مهمان
  ساعت داره دو نیمه شب رو نشون می ده...
امان از روز مرگی
چه جور ما رو گرفتار خودش کرده
کم کم داریم به سالگرد رحلت امام نزدیک می شیم... پیاده تا عشق... چه شوری ...

سالها می گذرد ... لحظه ها می آیند
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

*****
تف به ریا
ولی این هم آدرس وبلاگم که همین امروز به راهش انداختم
http://www.bmz14.parsiblog.com/


یا حق

54641
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 5/31/2008 12:58:10 AM
کاربر مهمان
  .:: یا رب ::.

* السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع) *

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.

.:: پایان ختم چهل زيارت عاشورا ::.

جهت تعجیل در فرج آقاامام زمان (عج) و شادی روح امام راحل(ره) و شفای تمام جانبازان و به خصوص حاج عزیز پورصفایی جانباز شیمیایی ازدزفول و رفع تمام گرفتاري هاي بچه هاي باصفاي حرف دل:

عناوین خودسازی این دوره:

*حسنه: خوشرویی با اطرافیان.

*رذیله: خشم بی جا و بی دلیل.
*زيارت عاشوراء اول : سيف الدوله ي بزرگوار+شهاب.
*زيارت عاشوراء دوم : چه فرقي مي كنه ي عزيز.
*زيارت عاشوراء سوم : اميدوار گرانقدر.
*زيارت عاشوراء چهارم : مريم بزرگوار از شهرانتظار بهار و باران.
*زيارت عاشوراء پنجم : مريم گرانقدر از شهري كه در اون دل آرام گيرد به ياد خدا+شهاب.
*زيارت عاشوراء ششم : بنده خداي ارجمند از بروجرد.
*زيارت عاشوراء هفتم : ديده ي گرانقدر از شهر امام رضا(عليه السلام).(سلام و عرض ادب. این زیارت عاشوراء به نام شما ثبت بود ، زحمتش رو بکشید بزرگوار.)
*زيارت عاشوراء هشتم : شهاب از شهر اميد به رحمت خدا.
*زیارت عاشوراء نهم : شهناز خانم گرامی.
*زیارت عاشوراء دهم : خانم سادات مرحومه.
*زیارت عاشوراء یازهم : شمسی خانم بزرگوار.
*زیارت عاشوراء دوازهم : سید مهدی عزیز.
*زیارت عاشوراء سیزدهم : آقا امید گرانقدر.
*زیارت عاشوراء چهاردهم : محمد عزیز.
*زیارت عاشوراء پانزدهم : امین گرامی.
*زیارت عاشوراء شانزدهم : آقا پیام محترم.
*زیارت عاشوراء هفدهم : الهه خانم بزرگوار.
*زیارت عاشوراء هجدهم : ایمان گرانقدر از شهر توکل به خدا.
*زیارت عاشوراء نوزدهم : فاطمه خانم بزرگوار از بروجرد.
*زیارت عاشوراء بیستم : رز سفید ارجمند از ایران سرای من.
*زیارت عاشوراء بیست و یکم : یونس بیست بزرگوار.
*زیارت عاشوراء بیست و دوم : باران بزرگوار که دوست داره کربلا باشه ، به نیابت از شهدا.
*زیارت عاشوراء بیست و سوم : باران بزرگوار که دوست داره کربلا باشه ، به نیابت از گذشتگان.
*زیارت عاشوراء بیست و چهارم : باران بزرگوار که دوست داره کربلا باشه .
*زیارت عاشوراء بیست و پنجم : گمنام بزرگوار از سرزمین حضرت دوست.
*زیارت عاشوراء بیست و ششم : کربلایی جامانده از قافله ی گرامی از دو کوهه.
*زیارت عاشوراء بیست و هفتم : کربلایی گل نرگس بزرگوار.
*زیارت عاشوراء بیست و هشتم : کربلایی گل نرگس بزرگوار به نیابت از پدر شهیدشون.
*زیارت عاشوراء بیست و نهم : مریم بزرگوار از شهر انتظار بهار و باران.
*زیارت عاشوراء سی ام : هدهد غریب صبای گرامی از شهر غربت .
*زیارت عاشوراء سی و یکم : سارای گرانقدر از شهر غریب.
*زیارت عاشوراء سی و دوم : مریم بزرگوار از شهر دل آرام گیرد به یاد خدا.
*زیارت عاشوراء سی و سوم : مسافر گرانقدر از مسافرخانه .
*زیارت عاشوراء سی و چهارم : امیدوار گرانقدر حرف دل تقدیم به ساحت مقدس خانم حضرت زهراء(س).
*زیارت عاشوراء سی و پنجم : سلام بزرگوار از تهران.
*زیارت عاشوراء سی و ششم : رقیه ی بزرگوار از مشهد.
*زیارت عاشوراء سی و هفتم : اشک ارزشمندو سازنده از چشمان یک منتظر به یاد داداش گمنام شهیدمون.
*زیارت عاشوراء سی و هشتم : شهید گمنام عزیز از جزیره ی مجنون به یاد شهدای گمنام.
*زیارت عاشوراء سی و نهم : نیلوفران
54640
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/31/2008 12:45:17 AM
کاربر مهمان
  ،،شهاب جان سلام ،،مثل اينكه دل به دل راه داره خيلي خيلي بيش من عزيزي ،به بر كت صلوات ازجميع بلاها محفوظ باشي ،بانشاط وباذوق هنكام عبادت باشي صلواتي بر احمد مختار بفرست
54639
نام: زهرا
شهر: اردبیل
تاریخ: 5/31/2008 12:06:43 AM
کاربر مهمان
  من تنها هستم.
54638
نام: بیسیجي
شهر: همين ........
تاریخ: 5/30/2008 11:22:27 PM
کاربر مهمان
  مرحله بعدي كشيدن دست‌ها بر روي يكديگر است. ابتدا با دست چپ از آرنج تا نوك انگشتان دست راست را لمس مي‌كنيم. حركات به‌گونه‌اي است كه دست راست كاملاً پوشيده مي‌شود. يكي از چهار نادي (كانال انرژي) اصلي بدن در دست راست است. حركت رو به جلو باعث تحريك اين نادي و تخليه شديد انرژي‌هاي راكد باقي مانده در آن مي‌شود. انرژي‌هاي راكدي كه به صورت حب و بغض و خستگي‌هاي روزانه نمود پيدا مي‌كنند. لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه پيدا مي كند. گويي دست چپ، انرژي‌هاي راكد را مشايعت نموده تا از خروج آن‌ها از بدن مطمئن گردد. اين عمل دو تأثير فوق‌العاده مهم دارد. در ابتدا چاكراهاي كف دست و نوك انگشتان دست راست را با شدت باز و فعال مي‌كند. و در ادامه باعث تبادل انرژي سمت چپ و راست بدن مي‌شود. در كف دست چپ هم يك چاكراي مهم وجود دارد كه به هنگام انرژي دادن مي‌توان از آن كمك گرفت. به‌هنگامي كه با كف دست چپ بر روي دست راست مي‌كشيم، انرژي سمت چپ بدن را نيز بر روي دست راست مي‌ريزيم. انجام اين عمل تأثير زيادي بر روي ايجاد تعادل بدن دارد و انرژي‌هاي دوگانه بدن را متوازن مي‌كند.

هنگامي كه با دست راست، دست چپ را لمس مي‌كنيم؛ انرژي سمت راست بدن نيز به سمت چپ راه يافته و تعادل كامل مي‌شود. در اين هنگام چاكراها به تعادل بالايي رسيده كاملاً متوازن مي‌شوند.

هرچه شما سرحال‌تر و سالم‌تر باشيد؛ چاكراهاي كف دست و پاي شما بزرگ‌تر و فعال‌تر هستند. يكي از دلايل كلافگي و سررفتن حوصله بسته‌شدن اين چاكراست.

انجام مرحله بعد يكي از كليدي ترين تاثيرات انرژيكي را با خود به همراه دارد. اين عمل مسح سر است. با تحريك فرق سر يكي از مهمترين چاكراهاي بدن ـ چاكراي تاج ـ ‌تحريك مي‌شود. اين چاكرا دروازه تجربيات روحاني است و فعال‌بودن آن از نشانه‌هاي معنوي بودن فرد است. فعاليت اين چاكرا با ضخامت طناب روحي نيز در ارتباط است.

فرق سر تأثير زيادي نيز بر هماهنگ‌كردن فعاليت نيمكره‌هاي مغز دارد. نيمكره چپ بيشتر مربوط به استدلال، منطق و امور دنيوي است. هنگامي كه فرد زياد درگير مسايل و مشكلات دنيوي مي‌شود اين نيمكره به‌شدت فعال مي‌شود. نيمكره‌ راست بيشتر مربوط به احساسات و عواطف است. قابليت‌هاي هنري، لذت‌بردن و خلسه همگي مربوط به فعاليت اين بخش از مغز هستند. بخاطر شرايط محيطي ممكن است در يكي از اين حالات افراط شود. كساني كه زياد درگير مشغله‌هاي زندگي شده، مسئله رياضي حل مي‌كنند و كمتر به بعد روحاني و استراحت خود بها مي‌دهند؛ داراي فعاليت زيادي در نيمكره چپ هستند. به همين ترتيب كساني كه درگير مسايل عاطفي و هنر شده، كمتر مسئوليت‌پذير بوده و نسبت به مسايل جاري زندگي بي‌تفاوت مي‌شوند؛ داراي نيمكره راست فعال‌تري هستند. هر دو اين حالات افراط است و سلامتي فقط درصورتي حادث مي‌شود كه اين دو به تعادل برسند. لمس‌كردن فرق سر (مسح سر) باعث تحريك پل ارتباطي بين دو نيمكره و فعاليت غذه پينه‌آل مي‌شود. بدين‌ترتيب تعادلي نسبي در وضعيت فعاليت نيمكره‌هاي مغز پديد آمده؛ انرژي با سهولت بيشتري در آن‌ها جريان مي‌يابد. تحريك اين نقطه در تقويت حافظه نيز مي‌تواند تأثير گذارد.

مرحله بعد تماس دست‌ها با پاها ـ مسح پاها ـ‌ مي‌باشد. در اين عمل نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني مبادله انرژي مي‌كند. و باز هم به‌گونه‌اي، تعادل و توازن در كالبد انرژي ايجاد مي‌شود. چاكراهاي كف پا، دروازه‌هايي هستند كه در امر سلامت بدن نقش بسزايي دارند؛ منتهي كمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

با انجام مسح پاها، به‌وضوح
54637
نام: غریب آشنا
شهر: راه آسمانی
تاریخ: 5/30/2008 11:21:55 PM
کاربر مهمان
  سلام
دوستان من یک ختم عاشورا رو برداشتم..منظور نشده بود..با این همه من مجدد می خونم.
54636
نام: سیف الدوله
شهر: اولین حامی قدس
تاریخ: 5/30/2008 11:08:43 PM
کاربر مهمان
  سلام به دوستان حرف دلی
بچه هایی که دلاشون عین آینه صاف و مصفاست
آینه ای که انسان تا نگاهش به اون بیفته عیبهای ظاهر و باطن خودش رو در اون مشاهده میکنه
تا اونها رو مرتفع کنه .
با هر بار نگاه کردن یک عیبی رو می بینه تا اونو از وجودش پاک کنه.
بچه هایی که از درد غریبی آقامون گل نرگس در رنج به سر می برند
چرا تو این زمونه که افرادی بخاطر پوچی بایستی دلهاشون به سمت آقامون میل پیدا بکنه
مسیرشون رو جای دیگه منحرف می کنند و چرا افرادی فقط سنگ امام زمان رو به سینه می زنند
اما در عمل آنجوری نیستند که خود آقامون طالب عملشون باشه
خدایا توفیقی بده جزء این افراد نباشیم که دل امام زمان رو از خودمون برنجونیم
آقا جان بحق این ایام فاطمیه / به مادرت زهرای پهلو شکسته قسمت می دهیم
به داد همه ما برس دست ما را بگیر تا آن زمانی که از پس حجاب ما ظاهر شوی شرمندات نباشیم
و هر کسی از دوستان حرف دلی در هر کجا باشندد هر حاجت شرعی دارند در حقشان عنایتی کن
اللهم عجل لولیک الفرج
54635
نام: آسمان
شهر: اصفهان
تاریخ: 5/30/2008 10:23:50 PM
کاربر مهمان
  غم من لیک غمی غمناک است
54634
نام: امیر حسین میرقاسمی(کاتب)
شهر: قم
تاریخ: 5/30/2008 10:20:43 PM
کاربر مهمان
  بعد تو دیگر چه سازم فاطمه
جز تو دیگر بر که نازم فاطمه
رفتی و قلب مرا کردی کباب
از فراق تو چه سازد بوتراب
تو کجا و سینه بشکسته ات
کنج لانه بالهای بسته ات
من دگر با که بگویم آه دل
جای تو آخر نباشد زیر گل
بار دیگر با علی تو راز گو
ظلم های اشقیا را باز گو
چاه از اشک علی پُر گشته است
خاک قبرت با تو چون دُر گشته است
شهر یثرب بی تو گردیده خموش
ناله طفلان تو آید به گوش
گو چه سازم با حسین و زینبین
با حسن، مظلوم، آن نور دو عین
فاطمه پشت علی بشکسته ای
خود به بابت مصطفی پیوسته ای
چون بدیدی باب خود را نازنین
گو بیا و غربت مولا ببین
جانشین تو شده خانه نشین
سینه تنگش حزین و آتشین
در سقیفه امر تو برچیده شد
غنچه ات در بین آتش دیده شد
کاش با آتش همی می شد تمام
کار آن نامرد های خاص و عام
فاطمه از بهر امداد علی
پشت در آمد پی داد علی
لامروّت با لگد کوفت به در
سینه بضعه تو دوخت به در
سینه فاطمه ات چاک بشد
در همان دم به سرم خاک بشد
کار مسمار چو پایان بگرفت
ملحدی تیغ به دستان بگرفت
با قلاف خنجر از پهنای در
کرد زهرای علی را بی پسر
محسنش نامده رفت از بر او
ناله ها زد به برش دختر او
تازه اینجا بود آغاز جفا
فتنه ای زان قوم پست بی وفا
دست حیدر را ببستند ای خدا
قلب زهرا را شکستند ای خدا
قدرت الله تو را در کوچه ها
شهره کردندش به پیش دیده ها
مست یاغی دخترت را زد کتک
شکوه کرد و ناله زد: بابا کمک
ای پدر من دختر و مام توام
مونس هر صبح و هر شام توام
یاریم آی و نگر این قوم دون
قوم رنگی، پر ز نیرنگ و فسون
قوم نامردی که کردند داد ها
روی حکم مرتضی فریاد ها
قوم هرزه، قوم دَد، قوم لعین
رانده و مغضوب ربّ العالمین
قوم مرتدین از دین تاخته
بی شرف، با سوز دنیا ساخته
قوم بی دینان دنیا خواه هار
قوم عقرب، قوم افعی، قوم مار
بین اینان فتنه غوغا می کند
با علی دعوا برپا می کند
بعد من تنها چه سازی یا علی
با نبی داری چه رازی یا علی
درد خود را گو به من تا گویمش
چون ببینم جای تو میبوسمش
یا علی ای زاده عمّ رسول
نور عین مصطفی ،زوج بتول
جان من ، عشقم ،الا ای بی قرین
از چه گشتی یکّه در قوم لعین
یا علی دردت به جان فاطمه
پای تو بر دیدگان فاطمه
داغ تنهایی تو پیرم نمود
ازحیات و زندگی سیرم نمود
در سقیفه روح من پژمرده شد
زان حکایت چهره ام افسرده شد
از چه بگرفتند حقّ شوهرم
من چه سازم از غم تاج سرم
شوهر من هست باب شهر علم
همسر من هست کوه صبر و حلم
شوهر من ماسِوی را محور است
همسر من انبیا را دلبر است
شوهرم نِی عاشق ذات خداست
همسرم معشوق پاک کبریاست
جدّ تو تنهاست یا مهدی کمک
کن ولی امر زهرا را کمک
من ولایت را شدم اوّل شهید
گیسوانم بهر مولا شد سپید
حافظ جان ولایت گشته ام
کشته راه امامت گشته ام
مرتضی تنها نباشد همسرم
اوست مولا و امام و رهبرم
من به راه رهبرم جان داده ام
هستیم تا حدّ امکان داده ام
مسلمین مولای خود یاری کنید
رهبر خود را طرفداری کنید
همچو مولایم، مولاتان غریب
میکند بر غصّه ها صبر و شکیب
پور من گشته کنون مولایتان
رهبر و آقا و پرچمدارتان
جسم او شد آّ از جور و جفا
از خیانت های جمعی آشنا
روز و شب او را ثنایش می کنم
54633
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 5/30/2008 8:14:52 PM
کاربر مهمان
 
*ناپلئون هم جايگاه قرآن را فهميد!

ناپلئون بناپارت، سردار مشهور و امپراتور مغرور فرانسوي، نامي آشنا در ميان فاتحان نامدار تاريخ است، بناپارت، ترقي سياسي خويش را در ارتش فرانسه آغاز کرد وي در هيأت يک افسر عالي رتبه ارتش فرانسه، به مصر لشکر کشيد و با درهم شکستن قواي عثماني، براي مدتي اين کشور را اشغال کرد.

اقامت ناپلئون در مصر، ديري نپاييد. وي علاوه بر افسران نظامي، يک قشون خاورشناس و مستشرق نيز همراه داشت تا مردم مسلمان مصر را براي پذيرش تمدن! تربيت کند.

ناپلئون در هنگام اقامت خويش در مصر از برخي بناها و مراکز ديدني مصر از جمله يکي از کتابخانه هاي مهم آن ديدن کرد.

ناپلئون هنگام بازديد از اين کتابخانه، با اشاره به يکي از کتابها، از مترجم خواست کتاب را از قفسه بيرون آورد و قسمتي از آن را براي او بخواند و ترجمه کند. مترجم کتاب را بيرون آورد، اتقاقاً "قرآن" بود. آياتي چند براي ناپلئون خواند و ترجمه نمود. مطالب کتاب، توجه ناپلئون را به خود جلب کرد که پرسيد اين چه کتابي است؟

ناپلئون خواست تا چند سطر ديگر از قرآن را براي او بخوانند. و اين درخواست او چند بار تکرار شد.

آنگاه، ناپلئون اين سخن مهم و قابل توجه را بر زبان راند که:

_ واي به حال ما اگر مسلمانان اين کتاب را بخوانند و بدان عمل کنند! و واي به حال مسلمانان اگر ما ، ميان آنها و اين کتاب جدايي بيندازيم. _

پس بیخود نیست که وضعیت ما مسلمان ها امروزه اینگونه است که می بینیم!!!

و بی خود نیست که پیامبر گرامی اسلام(ص) اینگونه فرمودند که:

یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا!

ای خدا قوم من این قرآن را رها کرده اند!

<<ابتدا <قبلی 5470 5469 5468 5467 5466 5465 5464 5463 5462 5461 5460 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=5465&mode=print