اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 54302 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
5/23/2008 1:22:32 PM
کاربر مهمان
|
السلام علي قلب الزينب الثبور
سلام علي آل ياسين...
خرمشهر یک شهر نیست.
خرمشهر یک ملت است.
خرمشهر یک کشور است.
خرمشهر یک فرهنگ است.
خرمشهر یک عقیده است.
خرمشهر یک نماد است.
خرمشهر یک درس است، درسی برای همیشه......
فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد
در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر
مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه ميتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بيپناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپسگيري شهر برآورده نميشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.
خرمشهر از همان آغاز، خونينشهر شده بود. خرمشهر خونين شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزمآوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق ميتوان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمييابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرينتر است؛ و نگو شيرينتر، بگو بسيار بسيار شيرينتر است.
راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي ميبخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمييابد.
آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جستهاند. آنان ترس را مغلوب كردهاند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.
آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند
كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهانآرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بيانتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است....
يا حضرت زينب.
|
|
| 54301 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
5/23/2008 4:19:03 AM
کاربر مهمان
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
ان تنصرواالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.
اگر خداوند را یاری کنید ، خداوند شما را یاری می کند و قدمهایتان را در (راه راست) ثابت قدم نگه می دارد.
سوره ی محمد(ص) ، آیه ی هفت.
* * * سوم خرداد * * *
روز آزادی خرمشهر
و روز ملی مقاومت و ایثار را گرامی می داریم.
...ممد نبودی ببینی ، شهر آزاد گشته ...
حسین فهمیده تو هم نیستی ببینی ایثارت و از جان گذشتگیت و نارنجک به کمر بستنت نتیجه داده.
***
یک مکالمه بیسیم تاریخی:
امروز فایل صوتی جالب و تاریخیای به دستم رسید که حیف دیدم آن را به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر روی سایت نگذارم.
این فایل صوتی مکالمه بیسیم بین شهید حاج احمد کاظمی و سردارغلامعلی رشید [که در آن زمان فرمانده قرارگاه فتح بودند] میباشد.
قضیه ازاین قرار است که همه منتظر شروع عمليات هستند.
حاج حسين خرازي پشت خاكريزی كه منتهی ميشه به خرمشهر همراه با تيپ امام حسین(ع) مستقر شده و منتظر هماهنگی و رسیدن بقیه نیروها هستش.
اما حاج احمد كاظمی با تيپ نجف زده به شهر و وارد خرمشهر شده و وقتی سردار غلامعلی رشيد با بيسيم باهاش تماس میگيره، حاج احمد اعلام میكنه كه وارد شهر شده و شش هزار نفر هم اسير گرفته.
باور این موضوع برای سردار رشيد سخته ولی کاریست که شده.
اینجا حاج احمد كاظمی از پشت بیسیم اعلام میكنه كه خداوند خرمشهر را آزاد كرد.
یاد جملهای از شهید چمران افتادم:
*هنگامی که شیپور جنگ نواخته شود، شناختن مرد از نامرد آسان میشود پس ای شیپورها بنوازید.*
راستی به نظر شما، امروز توی صحنه جنگ فرهنگی و میدان وسیع آن، مرد و نامرد را چطور میشه تشخیص داد؟!
http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/008918.php
شهدا رو یاد کنیم با ذکر صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص).
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم عجل لولیک الفرج.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 54300 |
نام:
ولی ا... افشار
شهر:
قم
تاریخ:
5/23/2008 2:24:11 AM
کاربر مهمان
|
اللهم عجل لولیک الفرج
به حق دم المظم
|
|
| 54299 |
نام:
هستی
شهر:
بندر انزلی
تاریخ:
5/23/2008 2:14:59 AM
کاربر مهمان
|
یاس را شب بویید یاس پژمردوشکست صبح از راه رسید بلبلی بر سر یک شاخه خشک خواند: آه یک یاس دگر دیشب مرد
|
|
| 54298 |
نام:
سیف الدوله
شهر:
دزفول
تاریخ:
5/23/2008 1:14:02 AM
کاربر مهمان
|
سلامی گرم به بروبچ حرف دل
آیا ما یلیددوستی به شما اضافه بشه .
با یک روایت از پیامبر شروع می کنم.
ایشان در باره مقام حضرت زهرا (س)چنین می فرماید/
من ادرک فاطمه فقد ادرک لیله القدر/آنکس که فاطمه را بشناسد به تحقیق مقام شب قدر را هم درک خواهد کرد.
|
|
| 54297 |
نام:
سارا
شهر:
غریب
تاریخ:
5/23/2008 12:53:05 AM
کاربر مهمان
|
خرمشهر عزیز آزادیت مبارک وبه همه دوستان تبریک میگم
|
|
| 54296 |
نام:
مسافر
شهر:
لاهیجان
تاریخ:
5/22/2008 11:05:45 PM
کاربر مهمان
|
دلم برای کسی تگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می آورد.
آقا برای آمدنت دیر کرده ای
عمری گذشت و باز تو تاخیر کرده ای
|
|
| 54295 |
نام:
غریب آشنا
شهر:
راه آسمانی
تاریخ:
5/22/2008 10:51:09 PM
کاربر مهمان
|
مرا نشناختند
که گفتند: بخند وشادباش شاد
مرانشناختندكه گفتند:
لب فرو بند وبه سري كه درد نمي كند
دستمال مبند.
من اما سرم درد مي كرد!
گفتم: ديروز چاره ساز اين سر پردرد يك پيشاني بند سبز بود...........وامروز جزبازبان سرخ نشايد كه...
یا حق
گو،هرچه باد،باد
|
|
| 54294 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
5/22/2008 10:18:18 PM
کاربر مهمان
|
یا لطیف!
شهید گمنام!لیبک...
***********************************
وطن من،
پیراهن چمنی ست لبریز از سبزی و سرزندگی و حیات.
وطن من،
دامن عفیفی ست،آرمگاه دل و پناهگاه جان.
وطن من،
چکامه ی شور انگیزی ست جاری بر لب چشمه ها و رودها
وطن من،
آب است،آسمان است،آبرو و ناموس من است.
من در نبض کهنسال تاریخ و در چشمان اصیل میهنم،قداست تمدنی شگرف را دیده ام.
خاکش را می ستایم.
هوایش را می بویم.
و خوب میدانم که سرچشمه ی سبزی سرو کجاست.
و جسارت را چه کسی به موجهای خزر آموخته است.
و لبخند نخلهای خرمشهر برای چیست.
من متن تمام آوازهای اروند را خوانده ام،
و هزار قصه از گلوی نی های هور شنیده ام،
و حال نیک می دانم،
که آب و خاک و کوه و بیابان سرزمین من،
دریا و دریاچه و رودش،
به بهای چشم و دست و خون و عمر ماندنی شده است!
(حماسه ی سترگ فتح خرمشهر بر شهیدان زنده ی این دیار خجسته باد)
ملتمس دعاتون(سورنا)از نزدیک کربلا
|
|
| 54293 |
نام:
دیده
شهر:
امام رضا(ع)
تاریخ:
5/22/2008 10:13:19 PM
کاربر مهمان
|
برتو درود و برتو سلامم...
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسروشیرین آمد
قدحی درکش وسرخوش به تماشا بخرام
تاببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
که زصحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی به رخ سوختگان بازاورد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوادار کمان ابروییست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده وغم مخور از دشمن ودوست
که به کام دل ما آن بشد واین آمد
رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار
گریه اش بر سمن وسنبل ونسرین آمد
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبر افشان به تماشای ریاحین آمد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه وفی کل ساعه ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا .
اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم
|
|