اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 54252 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
5/21/2008 6:23:43 PM
کاربر مهمان
|
شهيد كمنام وعليكم سلام ،سلامتي خودت ودوستان صلواتي بفرست
|
|
| 54251 |
نام:
مریم
شهر:
انتظار بهار و باران
تاریخ:
5/21/2008 6:22:46 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
دوباره دلم گرفته بود . مثه پارسال...
وقتی دلم می گیره ، سریع می رم سراغ گوگل و می نویسم: خداجون...
درست مثل پارسال که اینجا رو پیدا کردم، سه تا سایت آدرس اینجا رو داده بودند که دوتاشون دلنوشته های خودم بود.
کاش می تونستم دوباره فقط برای خدا بنویسم. کاش دوباره فکرم خدا بود و فقط و فقط با خدا حرف می زدم.
شاید خدا هم دستاشو به هم گره می زد و حواسشو جمع حرفای من می کرد.
اما پارسال که برا خدا نوشته بودم؟؟؟
خدا می شنوی ؟ می خوام برات درد و دل کنم که تو بشنوی. که ببینی و تو هم برام درد دل کنی که ازم دلخوری ، از کارام، از رفتارام. از بی توجهیام.
ولی ما خیلی با هم فرق داریم. با این همه من هیچم و تو بزرگ بخشاینده.
پس ببخش!
که جز تو هیچ بخشنده ای نیست و بشنو که تو سمیع و علیمی
|
|
| 54250 |
نام:
آواره ی کوی حسین(ع)
شهر:
عشاق الحسین(ع)
تاریخ:
5/21/2008 5:45:52 PM
کاربر مهمان
|
باسلام خدمت تمام همدلیهای عزیز همه ی عاشقان وصال همهی دلشیفتگان حضرت مهدی (عج)
دلم تنگ شده بود اومدم اینجا تابازمثل همیشه.....
درضمن ایام فاطمیه هم خدمت آقامون امام زمان وشما عزیزان تسلیت عرض میکنم.
من ز تحرير اين غم ناتوانم که تصويرش زده آتش بجانم
ترا طاقت نباشد ز شنيدن شنيدن کي بود مانند ديدن
من که توانايي بيان اين مصيبت رو ندارم
فقط پيش خودم این طور تصور کردم که الان آقام داره اين صحنه ها رو ميبينه
صحنه آمدن عدو پشت در يه طرف منو در حال گناه ديدن يه طرف
ديدن مادر پشت در يه طرف منو در حال گناه ديدن يه طرف
ديدن آتش پشت در يه طرف منو در حال گناه ديدن يه طرف
ديدن سوختن مادر يه طرف منو در حال گناه ديدن يه طرف
ديدن مسمار به سينه يه طرف منو در حال گناه ديدن يه طرف
ديدن رفتن محسن يه طرف منو در حال گناه ديدن يه طرف
ديدن پهلوي شکسته مادر يه طرف منو در حال گناه ديدن يه طرف
ديدن دست بسته پدر يه طرف منو در حال گناه ديدن يه طرف
بگم بازم بگم نه ديگه نميگم
ديگه نميگم
ديدي خون به دل آقا کردي بس بسه
با چه روي ميخوام سر م بالا بگيرم
ديگه نميخوام گناه کنم ديگه نمي خوام از شما دور بشم
پيش خودم گفتم حداقلي اين چند وقترو گناه نکنم تا آقام کمتر از من بنده گنه کار ناراحت بشه
آخه آقام این روزا داغ داره آخه آقام به سوگ مادرش نشسته .
گفتم که اين چند وقتيه جلوي خودمو بگيرم جلوي هواهاي نفسانيمو بگيرم ديگه آقامو بيشترغمگین نکنم
ميخوام پيراهن مشکي به تن کنم بگم آقا اين پيراهنو به تن کردم که ديگه گناه نکنم
پيش خودم گفتم که حداقل از اين پيراهن مشکي محرم آقام سيد الشهدا خجالت بکشم ديگه دست بردارم از گناه کردن
پيش خودم گفتم که حداقل اين ایام با محرم هيچ فرقي نداره آخه تمام مصائب اهل بيت(علیه السلام) فقط مظلومیت و هر کدوم سوختن خاص خودشو داره
ميخوام زيارت بخونم آقا زيارت مادرشما رو آقا ما که نمي دونيم قبر مادرشما کجاست
آقا ما ايرانيهارو که خوب ميشناسي
اگه ميدونستيم که قبر مادر شما کجا بود با طلا ميساختيمش
جونمونو فداش ميکرديم
يه ضريح ميساختيم از طلاي ناب
يه در يه در يه در ميساختيم براش از چو.. نه نه از طلاي ناب ميساختيم
يه گنبد به زيبايي گنبداي بهشتي که ملاک اومدن غریبی نکنن
ما که نمی دونیم قبر مادر شما کجاست آقا تا بیایم عرض ادب کنیم آقاجان
آقاجان آقاجان اگه سر قبر مادر براي زيارت رفتي از طرف ما هم زيارت کن آقا
آخه من نميدونم چه طوري مفاتيح باز کنم زيارت مادر شما رو بخونم آخه بايد بيايم بالاسر دعا کنيم که پسرش مهدي فاطمه زود تر بياد
به مادر بگيم که يوسفش تنها نيست
بگیم که آره مادر ما هم منتظریم مثل شما منتظریم که فرزند رشید شما آن یوسف دلربای شما زودتر بیاد
آه آه آه بی بی جان دیگه طاقت نداریم بی بی جان
(ولی بازم صبر میکنیم)
ميخونیم زيارت شما رو به اوميدي اون روزی که با مولامون مهدی روحی فداه شما رو
زیارت کنیم
* يا ممتحنه امتحنک الله الذي خلقک قبل ان يخلقک
|
|
| 54249 |
نام:
زهرا
شهر:
زلال دل
تاریخ:
5/21/2008 5:39:30 PM
کاربر مهمان
|
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ارل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .
یا فاطمه س
|
|
| 54248 |
نام:
*
شهر:
*
تاریخ:
5/21/2008 5:25:29 PM
کاربر مهمان
|
ممًد ... نبودی ببینی !
نبودی ببینی که شهری که قرار بود آزاد شود ! چگونه در تصرف عده ای خاص که رنگ خونشان از بقیه رنگین تر بود قرار گرفت !
ممد !
نبودی ببینی که از ورای جنگ مقدس ! و آزادی شهر چه بسیار ادمهائی که به منافع و غنائم و مقامهائی رسیدند که نه فقط خودشان بلکه به قولی هفت نسلشان هم از ان ارتزاق میکنند !
نبودی ببینی !
چه بسیار کسانی که جنگ را دیده بودند و لمس کرده بودند چگونه با کلاههای شرعی خودساخته بر همه دیده های خود خط بطلان کشیدند ! میدانی که برای چه و به چه دلایلی ...
دیگران استفاده کنند و انها بی نصیب باشند !!؟ هیهات ..!
ممًد جان !
نبودی ببینی کسانی که جنگ را فقط از پشت جبهه اش و زیر خنکی کولرهای المانی و امریکائی شنیده بودند و به خط مقدمیها خدمت خالصانه میکردند !!! صدایشان بیشتر از بقیه بلند است !!و مدعی ایثار و ایثارگری شدند !
خودمانیم عجب حکایات جالبی است که خوش به حالت ـ نیستی تا باخبر باشی !
چه خوب شد نبودی تا ببینی چگونه کسانی که امام را وادار به خوردن جام زهر (قبول قطعنامه) کرده بودند !
راستی نیستی که بدانی فرزندان این انقلابی مصادره کننده انقلاب !چگونه بر تارک اقتصاد این مملکت نشسته اند ! هر کجا که دست بگذاری حضورشان را حتما احساس خواهی کرد !(خوش به حال دستانت !) این را هم بگویم ممد جان ! کسی هم جرات ندارد و حق ندارد در چگونگی بدست آوردن این همه مال و مکنت ! از انها سوالی بپرسد که اگر خدائی نکرده کسی چنین فکری را حتی اگر فقط در سر داشته باشد فریاد وااسلاما !!! وااسفایشان بلند میشود !!!!
نیستی که ببینی خیلی هائی که سرشان به تنشان نمی ارزد شدند ملاک دین و اسلام و .... مردم ما !
راستی ممد جان !
|
|
| 54247 |
نام:
مهدی صفی یاری
شهر:
...
تاریخ:
5/21/2008 4:49:11 PM
کاربر مهمان
|
به بهانه ی مادر ...
شب عروسي شان بود...
نشسته بود کنار عروس آسماني اش و بايد حرفي مي زد...
گفت بانو...از زمين بگو...و بانو گفت ...آنقدر که چيزي از اسرار زمين جا نماند.
بانو، از آسمان بگو... و بانو آنقدر از آسمان گفت که هيچ اهل آسماني هم آنقدر از آسمان نمي دانست ...
او گفت بگو و او گفت ...آنقدر که ملکوتيان هم به تسبيح افتادند...
مرد آسماني بلند شد و سرش را به زير انداخت و چند قدم بيرون از حجره رفت که پيغمبر آيينه ، دست بر شانه هاي غيرتش نهاد ...کجا مي روي داماد خوبي ها...فرمود : اي رسول رحمت ... باور کنيد اين دخترتان همان کوثري است که خداي هديه رسالتتان داد... از زمين پرسيدم جواب داد ...از آسمان پرسيدم جواب داد...انگار سالها قبل از زمين در آسمانها بوده است ...اي بزرگ آسمان و زمين ...ترس دارم لايق اين کوثر رحمت نباشم...
و دست پيغمبر گل بر روي شانه غيرت الله نشست که اي امير دلها... اگر تو نبودي هيچ همتايي را لياقت همتايي کوثر خدا نبود...
...
و علي بود که باز وارد حجره مهرباني ها شد
اينبار بانو بود که آغاز کرد...اي امير زمين و آسمان...سئوالي دارم ..بپرس بانوي آسماني ام..
سئوال من از آسمان و زمين نيست که خود مي دانم بر زمين از زمينيان و به آسمان از آسمانيان بيشتر عارفي...
اي مرد خوبي ها که شانه هايت تا ملکوت مي رود...به من بگو ...شنيده ام براي خرج عروسي مان سپرت را فروخته اي؟
سرش را انداخت پايين...آنقدر که انگار آسمان به زمين رسيد...گفت : آري بانوي عشق... سپرم خرج عروسي با عشق شد...
و ديد زهرا از جا بلند شد...بوي آسمان در زمين پيچيد...
علي...بدان اگر براي من و خرج عروسي مان سپرت را فروختي ...از اين به بعد خودم سپر بلاي تو خواهم بود...تا جان دارم و عشق در سينه ام مي تپد...
...
9 سال گذشت:
يک نفر داشت مي نوشت:
بر حاشيه برگ شقايق بنويسيد
گل تاب فشار در و ديوار ندارد
...گريه امانش نداد...افتاد کنار همان در نيم سوخته
|
|
| 54246 |
نام:
امیدوار
شهر:
ایران
تاریخ:
5/21/2008 4:25:19 PM
کاربر مهمان
|
باعرض سلام وروز بخیر به بزرگواران حرف دل.
**************************************
سپاس خدای راکه ختم متبرک دیگری ازصلواتهاوسوره مبارکه حشر پایان یافت.
وباتشکراز*چه فرقی می کنه بسیارارجمند که درثبت اسامی حقیررایاری نمودند.برای تشکراززحمات شماثواب قرائت یک ختم سوره مبارکه (یس)ازقلب قران رابه شمابزرگوارتقدیم می دارم .
ازشماوکلیه دوستان محترم سپاسگزارم والتماس دعادارم.
حق نگهدارتان.
***اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم***
|
|
| 54245 |
نام:
زهرا
شهر:
زاهدان
تاریخ:
5/21/2008 4:20:45 PM
کاربر مهمان
|
خیلی ممنون که منم آدم حساب کردین از همتون ... میاد
|
|
| 54244 |
نام:
سعيدسناتور
شهر:
زاهدان
تاریخ:
5/21/2008 4:12:54 PM
کاربر مهمان
|
ياعلي رفتم بقيع اماچه سود هرچه گشتم فاطمه انجا نبود شهادت حضرت فاطمه (س) برتمامي دوستداران حضرت تسليت باد
|
|
| 54243 |
نام:
ایمان
شهر:
توکل به خدا
تاریخ:
5/21/2008 4:06:39 PM
کاربر مهمان
|
دوست گرامی مریم انتظار بهار و بارون دستت درد نکنه واقعا زیبا نوشتی همیشه و همه جا خدا همراهمون هست و همیشه هم خداست که به دادمون میرسه اما بعضی وقتا ما غافلیم . خدایا هیچ گاه ترکمان نکن و به حال خود مارا وامگذار
شهید گمنام گرامی از جزیره مجنون سوم خرداد روز آزادی خرمشهر ( خونین شهر ) بر همه مردم ایران باید مبارک باشد و یاد شهدای این روز و دیگر شهدا گرامی باد
|
|